جستجو ها
معیار تسلیم بارلات برای مواد نا گرد html نمونه توبه نامهhtml منوی ویژه برای سلامت چشم بانوی زیبایی های بی مانند غ ف از آثار توکل اسامی برندگان مسابقه نقاشی رضا اهنگ با قلبت عشقمو حس کن بازم دردامو بیا بیحس کن لایق تو ی نیست جز آنکه me and denis آدمی نخواهد رسید پنجمین و آ ین جلسه درس استاتیک مجازی شومبولمو گرفت گفت بزرگ شده عزیزم html مخلوعات چهارمین پست خیال خیانت خمسه ی علیشیر نوایی 2 حسین محمدزاده صدیق اهنگ سازا نیه گلمدین ابراهیم تاتلیس بازی ault squad html میکنم گاهی ع شبانی شبانه presonus studio one 3 professional v3 3 3 win osx incl patch and keygen r2r دبستان و پیش دبستانی دخترانه زهرای مرضیه مشهد.html پست اینستاگرام امپراطور چند عاز کنسرت کیش عاز امپراطور رفتی خیلی کردی درددن یاراتماق معمای ریاضی سن پدربزرگ html تصمیم میلی متری ترس خداوند چیست خیـلـے وقتـے پاد ت های effortless english کم حجم آهنگ یار شی کرده مو هی سیل سر جاش ایکنم پایان مرداد به همکاران کمک کنید تا روزی مدیر بزرگی شوید چند نمونه استشهاد محلی برای گرفتن کارتخوان مغازه شهادتت مبارک سعید صالحانی خیلی خیلی وقته آهنگ تو گربه من یار شوی از احمد ظاهر crack live software audio softasm ableton live chingliu p oshop full free paragon ntfs طرح شهید حججی فایل پلاک خوان مبدل باک با کنترل pid اموزش زدن چسب کنزو روی مچ پا حیوان نجیبی است غازان داشی یا سنگ دیگ در دفینه برنگرد عشقم ساخت دست سازه ریاضی اهتزاز ابدیت وجودم جاری چیست آنچه تولیدات پالایشگاه به ترتیب سبک به سنگین عبارتند از.html خواجه نوشته طوسی نجوم نامه آثار خواجه نصیرالدین قرون وسطی نصیرالدین طوسی نامه خواجه زندگی نامه نامه خواجه نصیرالدین.html باشد انقل خواص شیره انگورhtml فروش بلیت ترانه های محلی کیفیت دستگاه جوجه شماره دعانویس مهزیار الهی اهنگ رامین مهری کنج زندون نیشتمه با دل زار بزرگتر شدم اینکه فرمونی کتاب فرمونی شعر نیلوفر سهراب سپهری دنیای کوچک میکند سوالات ریاضیات گسسته شهریور دبیرستان سید محمد حسینی می شوم لاله هشتاد وپنج زمان و ساعت پخش زنده بازی الاهلی امارات استقلال لیگ قهرمانان آسیا future world 99 اسم الهی جهت استجابت دعا خواص وبرکات اسماءالهی html تولید گلوکز شیمیایی آنزیمی مایع نشاسته تولید شیمیایی آنزیمی گلوکز گلوکز مایع محلول نشاسته سازی محلول سازی محلول نشاسته بازسازی ساختمان دستور کاراکتر علامت قفل کنار اسم در برنامه لاین lineب چ معناست لینک سایت ترافیک کیفیت بالا گشتی در جاذبه ها و دیدنیهای بی نظیر شهر بابک تصاویر بی نقص عادی نیست پیک نوروزی پیش دبستانی سال videk security علی تاروردی نسبhtml 1705 1583 1575 1607 1606 1711 1662 1740 1588 1608 1575 1586 1605 1581 html مصطکی ولاغری html چرم پاپیون هنوز کار میکنه متن اهنگ بغض ازمرحوم مرتضی پاشایی عزیز میشود دیوانه تویی تفاوت ایزوگام bof و bpp رونمایی از ساعت هوشمند جدید شیاومی amazfit شهادت یولی ارایه های روان خوانی مرخصی فارسی هفتم پای منبر هیءت حاج اقا محر ان گران ترین برنج گیلان کدام است؟ وبلاگ رسمی حسین مولایی html ساعت کاری فروشگاه های جانب حل مشکل اکانت گوگل j105h frpسامسونگ درآمدزاترین و پرسودترین طرح اشتغا ایی جهادکشاورزی html طریقه ی مشخص تخته کلم موتور ستاره مثلثستاره مثلث بهترین دوربین گوشی های هوشمند در سال ۲۰۱۶ تصاویر سروایور سریز تیم جان سینا2014 ادامه داستان کابل و مامان و مامبزرگ بادکنک مینیاتور پشیمانی موناکو از انتقال فالکائو به منچستر زود می میرند چک امضا شده
برترین ها


از تو بیزارم و از کرده ی خویش

بیزارم  

تو از باران دلگيري..من از مهتاب بيزارم تو از شبهاي دلتنگي..من از اين راه بيزارم تو از خواب و تو از بيدار..من از شه ي بيمار بيزارم تو از تنهايي مطلق..من از شبهاي بي مفرقتو از آرامش دريا..من از طوفان بيزارم.. تو از نغمه تو از آواز..من از سنگيني اين راز بيزارم تو از شور و شر و شيدا من از اين همه احساس بيزارم.. تو از من دوري و بي تو.. من از انجام.. من از فرجام.. من از آغاز بيزارم..


بیزارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عقل گریزی  

از بند هاي باورم خسته شدم. دستگاه فکر من ايرادي دارد. درست کار نمي کند. مرا تعالي نمي دهد. زند ... ام سياه و سفيد است. به روز مر ... افتاده ام. انگار نکات کليدي را از دست داده ام.انگار که در جهت ام از راه درست زاويه گرفته ام. انگار چيزي را جا گذاشته ام، چيزي را فراموش کرده ام. شرک، من مشرک شده ام. اراده ام را متکثرّ کرده ام. بين بند ... خداياني که نمي توانند چيزي را تغيير دهند. همين نوشته را هم نمي دانم براي بند ... کدام يک از خدايانم مي نويسم. کدام يکي از خد


عقل گریزی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بی خو ...  

از اين نصف شباي سخت و ... ه.... حتي اعصاب خو ... دن هم ندارم... زير دل درد دارم...مي دونم که داره نويد يک خونريزي جانانه رو بهم مي ده... همه ي روابط کوتاه مدتِ مز ... ف و بي سر و تهم داره جلوي چشمم رژه مي ره... بيزارم از اين که از آرزوهام حرف بزنم. بيزارم...بيزارم از اين که بگم کاش همدمي بود... فقط دلم مي خواد مدتي نباشم تا اين دوران بگذره... خدايا اين گمشد ... کي تموم مي شه... راست گفتن کلاغه به خونش نرسيد.


بی خو ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... آهنگ جدید داوود ایمانی و محسن ... ی به نام بیزارم از  

... آهنگ جديد داوود ايماني و محسن ... ي به نام بيزارم از ... آهنگ بيزارم از از داوود ايماني و محسن ... ي دريافت آهنگ بسيار زيبا و دلنشين خواننده عزيز داوود ايماني و محسن ... ي با نام بيزارم از مشاهده و دريافت موسيقي شنيدني از داوود ايماني و محسن ... ي به نام بيزارم از در جعبه ... ... new and amazing ... named bizaram az produced by davood imani ft mohsen amiri ... آهنگ جديد داوود ايماني و محسن ... ي به نام بيزارم از ادامه مطلب


... آهنگ جدید داوود ایمانی و محسن ... ی به نام بیزارم از
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... علی شریعتی  

تو را دوست دارم، به تو نيازمندم، به تو عشق مي ورزم، بي تو زند ... دشواراست، بي تو من هم نيستم ؛ هستم ، اما من نيستم ؛ يک موجودي خواهم بود توخالي ، پوک ، سرگردان ، بي اميد ، سرد ، تلخ ، بيزار ، بدبين ، کينه دار ، عقده دار ، بيتاب ، بي روح ، بي دل ، بي روشني ، بي شيريني ، بي انتظار ، بيهوده ، مني بي تو ... يعني هيچ اي ... ، من از ستم بيزارم، از بند بيزارم، از زنجير بيزارم، از زندان بيزارم، از حکومت بيزارم، از بايد بيزارم، از هر چه و هر که تو را در بند مي کشد ب


... علی شریعتی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مهر نامهربان  

روزهاي خوبي نيست من از اين شغل بيزارم من از اين روزها بيزارم رورهاي سختيه..فشار کار زياده و من خسته ميشم کاش خستگي جسماني بود ..خستگي روحي خيلي،بدتره يعني حاضرم از ساعت۷تا ساعت۴بعد ازظهر ي جا تو ي اتاق کار کنم پرونده مرتب کنم جارو بکشم و..و..و.. اما ارباب رجوع نداشته باشم اين اجازه اجازه گفتنا دهن منو سرويس،کرده اين سرو کله زدن با معلما منو خسته کرده معلمهايي که برنامه کلاسي رو با برنامه ي زندگيشون تنظيم ميکنن و هر کدومشون از من انتظار دلخواه خ


مهر نامهربان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

topic 206  

مست ،،، نعره مي کشد ، خموش درونش به لطف مي بيدار مي شود ، شرع بر او حد جاري ميکند و خدايش البته مي بخشد من ، بي اختيار سخن مستانه راندم ، خموش درونم با مي وجود تو بيدار شده بود ، خود بر خوبش حد جاري نمودم. ي نميداند و نميبخشد بيزارم از آن حس کثيف


topic 206
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیگانه  

من از اين دنيا ، از اين احساس پوسيده در خويشتن گريزانم . از اين تقدير بي پايان ، از اين تکرار تکرارها بيزارم . از اين بودنهاي به اجبار ، از اين آشفت ... ذهنم پريشانم ، از اين ت ... يب بي نقصي که آرام آرام خنجرش را از درون بر پيکره ام مي سايد و مرا همچنان که مقتدرانه ايستاده ام ، از درون ويران مي کند . من در خود اسيرم و مرا باکي از تنهايي نيست ... چه که عمري به اين زندان خو کرده ام . هر روز ميله هاي فولادي حصار خويشتن را مقاومتر کرده و پا کوبان کليد قفل سلو


بیگانه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عاشقانه دوستت دارم  

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ ... اشکهايم را نميبيند اما از روزي که تو راديديم نوشتم ازتنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي تو مردنم است ........... از تنهايئ بي


عاشقانه دوستت دارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

...  

من اين روزها و لحظه ها را دوست ندارم. من از اين فاصله ها بيزارم. به قول او که خوانده بود quot من از اين فاصله ها بدجوري گريه ام ميگيره. quot من از اين روزها بيزارم. برسر دو راهي مانده ام و quot من از اين بيخودي ها بدجوري گريه ام ميگيره quot


...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

باز رسیدم سر خط  

من پر از گريه ام ، انگار ميون آدما گم شدم ... از چاله افتادم تو چاه ، اومدم از تنهايي ها فرار کنم ، تنها تر شدم ، له تر شدم ، خسته تر ... راستيش آدما ، نه همه ، حداقل اونايي که تو زند ... م پيدا ميشن و بعدش ازشون فرار ميکنم ، دقيقا همونا ، مريضن ... مريضِ ... ، مريضِ ذهني ، مريضِ روحي ... حالمو بد ... ، حالِ من خوب بود ... خوش بودم . خيلي .. ميخنديدم ، بلند. اما پر از بغضم ، گريه ، غصه . تف ... تف به همه ي آدمايي که با ورودشون به زند ... ت باعث ميشن از دنيا بيزار بشي ، از


باز رسیدم سر خط
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زنده شهید  

نازم آن زنده شهيدي که برِ داور خويشسازد از خونِ گلو تاج و نهد بر سر خويشتا دهد صبح ازل، هديه به سلطان ابدبه سر دست بَرَد جسم علي اکبر خويشتا شود مُهر ... مَلک اندر ملکوتريخت بر بام فَلک خون علي اصغر خويشمي رود راهِ خدا با سر خود بر سر نيچون به زير سُم اسبان نگرد پيکر خويش...آن سليمان که اگر خاتم از او خواهد ديوبند انگشت دهد، همره انگشتر خويشدر شگفتم چه جو ... به خدا خواهد دادقاتل او چو در آيد به صف م ... خويش...چشمهٔ چشم «رياضي» گهر از خون جگرساخت تا ه


زنده شهید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هنوزم بی تو هیچم...  

بي تو هيچم،هيچ همچون سال بي ايام خويشبي تو پوچم،پوچ همچون پوست بي بادام خويش اي تو همچون غنچه عطر عصمتم را پاسداراي پناهم داده در خلوتگه آرام خويش اي تو روشن تر زهر مقياس با ديدار توديده ام صد ک شان خورشيد را در شام خويش اي تو در من هرچه مستي،اي تو در من هرچه شورخون تا تان هستي کرده ام در جام خويش عطر نرگس هاي چشمم با نسيم هر نگاهتا بهار سبز چشمت مي برد پيغام خويش در تو خواهم همچون قطره ي درياي ژرفدر تو خواهم جست هم آغاز و هم فرجام خويش در خزان ع


هنوزم بی تو هیچم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هی بیزارم ازت  

هي دنيا بيزارم ازت چرا جوان و نوجوانات بايد آرزوشون مرگ باشه چرا بايد اينقد ازت بيزار باشند نميدونم من ازت بيزارم يا بقيه هم ازت بيزارن؟ راستش نميدونم ديگه چي بگم ديگه رسيدم به خط آ ؟ ديگه نميتونيم حرفي بزنيم که اميدوارکننده باشه ديگه ي نميتونه اميدوارمان کنه واسه چي؟ واسه اينکه به ي وفا نکردي؟ واسه اينکه بيزاريم ازت ؟ واسه چي؟واسه چي؟واسه چي؟


هی بیزارم ازت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ای خدای مهربون دلم گرفته...  

بعضي وقتا چقدر ما ادما بي انصافيم.چقدر در حق هم نامردي ميکنيم.بدون اينکهرمطمئن باشيم بهم تهمت ميزنيم همو ناراحت ميکنيم.امشب خيلي ناراحتم از دست ي ک هيچ ربطي ب زندگيم نداره ولي بي انصافيشم نابودم کرد. اي خداي مهربون دلم گرفته از اين ابر نيمه جون دلم گرفته از زمين و آسمون دلم کرفته خدايااا کاش منم دروغ گفتن بلد بودم .اينطوري نميشد اگه يه دروغ ساده ميگفتم.اين حالو نداشتم الان. ع.ح ازت بيزارم ک امشبمو اب کردي.


ای خدای مهربون دلم گرفته...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خوشا به حال چشم های پاک و بی گناه تو  

خوشا به حال چشم هاي پاک و بي گناه تو که روز تمام اشتياق خود را به روي هر چه از گناه مثل چشم هاي بي قرار من بسته اند ... و واي بدا به حال اين دل حريص من که شب تمام خويش را به روي غصه هاي تو مي گشايد و پيرتر مي شود... خوشا به حال تو ... که استوار و مرد قدم به راه زندگي نهاديّ و خداي خوب خويش را حفظ کرده اي بدا به حال من که در فراز اين نشيب پرگناه خداي را ، تو را و خويش را فنا نموده ام ... و شعر نيز مي شود... از دوست


خوشا به حال چشم های پاک و بی گناه تو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حالم عجیب بده  

حالم افتضاحه اگر تموم ش قشنگ ميشم مرده متحرک ميشم ميميرم از درون...راست ميگم...ديگ برام فرقي نداره ک تنها بمونم يا ن زندگيم چي ش درسم چي ش...ميشم ي ادمي ک هييييچي براش مهم ني نزديک بود تموم ش...اومدم خونه...همه چي خوب بود عالي عشق اون لعنتي پي ام داد بهش گفتم منه خاااااک بر سر ساده خاک تو سرم خاک خاک خاک يهو بهم گفت تمومه ...مني ک همم چيمو گذاشتم براش مني ک از ته ته ته قلبم ب خودم گفتم پاي همه چيش هستم پاي هممم چيش زنگش زدم غرورم غرورم غرورمو له کرد تحق


حالم عجیب بده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از خدا گلایه من دارم، که چرا آفریده این من غمگین  

نيمه هاي شب تو خو دي، من ولي هنوزبيدارمبا غمت در اين شب ها، از خودم ببين که بيزارمريشه کرده اي به اعماقم، ياد تو زده به اعصابممي شود فقط ببين با مرگ، از تو من دست بردارماز خدا گلايه من دارم، که چرا آفريده اين من غمگيناو خبر داشت بي تو ميميرم، زين سبب گلايه من دارمخوب مي دانم شبي تو مي آيي، آن شبي که از غمت مردمبر مزار سرد و غمگينم، عاقبت مي رسي به ديدارممحمدصادق رزمي


از خدا گلایه من دارم، که چرا آفریده این من غمگین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خواب و بیداری  

27 چه ... ي مي گويد من هر شب بهنگام بخواب مي روم و سپيده هشيار از خواب بر مي خيزم. من هما نم که مدام از خواب هاي ممتد خويش باز مي آيد و خاطره هاي يک نفس و يکنواخت آن ذهن مرا عمري با عادت همبسترو مونس جان کرده است. من هميشه با گريز از ايستگاه هاي بيداري آنچنان در آغوش خواب بسر برده ام که بيداري را با نگاهي بيگانه از خانه بدر کرده ام تا بي دغدغه روياي خواب را همداستان شوم و قافله سالار درون بي نغمه بان ... همواره مرا از پايانه خوابزده هيچستان خويش دوبار


خواب و بیداری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم  

به من چيزي بگو شايد هنوزم فرصتي باشههنوزم بين ما شايد يه حس تازه پيدا شهيه راهي رو به من وا کن تو اين بيراهه ي بن بستيه کاري کن براي ما – يه مايي هنوزم هستبه من چيزي بگو از عشق از اين حالي که من دارممن از احساس شک به احساس تو بيزارمتو هم شايد شبيه من تو اين برزخ گرفتاريتو هم شايد نميدوني چه احساسي به من داريگريزي جز ش تن نيست منم مثل تو ميدونمنگو بايد بريد از عشق ني ميتوني نه ميتونمبه من چيزي بگو از عشق از اين حالي که من دارممن از احساس شک به احس


به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

متن آهنگ یار قشنگم آرشاوین  

متن آهنگ يار قشنگم آرشاوينlyrics yare ghashangam by arshavinيار قشنگممتن آهنگ يار قشنگم آرشاوينبه شکل يک کوير من بي حصارميا به سبک شعر شام گريه دارميا مثال يک پرنده تو قفس بيمارمشدم بدبين و از اين زندگي بيزارميار قشنگم يار عزيزم يار گلم جون دلميار قشنگم يار عزيزم يار گلم جون دلمنميدونم چه هست خاموشيه توسکوت بشکن بيام پابوسيه توهنوز هستم هنوز تنها و بيمارهنوزم منمو پلکاي ديواريار قشنگم يار عزيزم يار گلم جون دلميار قشنگم يار عزيزم يار گلم جون دلمبه شکل ي


متن آهنگ یار قشنگم آرشاوین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قیامت  

قيامت روزى است که دادگاه الهى ب ا ميشود و همه انسانها بايد پاسخگوى اعمال خويش باشند... عده اى بى گناه، و عده اى ديگر گنا ار... بى گناهان به آغوش حورى هاى خوش چهره و خوش اندام خواهد رفتو گنا اران به بدترين روشهاى ممکن شکنجه خواهند شد... خب پرسشى براى هر شمندى پيش مى آيد ❓مگر الله از آينده خبر نداشته؟ اگر نداشته که زير سوال ميرود؛ اما اگر داشته پس چه ومى به ب ايى قيامت بوده است؟ مگر نه اينکه او از همه کارهاى من باخبر بوده و هست؟ پاسخى که معمولا با سف


قیامت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

(اُف) گوئی به پدر و مادر  

«اف» به لحاظ ريشهٔ لغوي «اسم فعل» است، به معناي اتزجرُ، يعني بيزارم.در قرآن امده است فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِيمًا به آن دو پدر و مادر أف مگو و آنها را آزار مده، و به آنها گفتارهاي نيکو بگو.در مجمع البحرين آمده است إذا قالَ الرَّجُلُ لِأَخيهِ اُفٍّ ، اِنقَطَعَ ما بَينَهُما مِنَ الوِلايَةِزماني که مرد به برادرش بگويد اف از تو بيزارم ولايت موجود در ميان آنها، منقطع مي شود. سعيمان هميشه در زن


(اُف) گوئی به پدر و مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خیز که دوران ماست شاه جهان آن ماست / چون نظرش جان ماست عمر مؤبد رسید  

گوهر خود را هويدا کن کمال اين است و بسخويش را در خويش پيدا کن کمال اين است و بسسنگ دل را سرمه کن در آسياي رنج و دردديده را زين سرمه بينا کن کمال اين است و بسه ني با خدا خواهي اگر در عرش ربدر درون اهل جان جا کن کمال اين است و بسهر دو عالم را بنامت يک معما کرده انداي پسر حل معما کن کمال اين است و بسپند من بشنو بجز با نفس شوم بدسرشتبا همه عالم مدارا کن کمال اين است و بسچند مي گويي سخن از درد و رنج ديگرانخويش را ز اول مداوا کن کمال اين است و بسسوي قاف ني


خیز که دوران ماست شاه جهان آن ماست / چون نظرش جان ماست عمر مؤبد رسید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خودم رو گم کرده ام  

يه وقتايي ميشه که خودت رو گم ميکني احساس ميکني مثله بقيه شدي و ديگه خودت نيستي يه وقتايي فراموش ميکني رفتار هاي قبليت رو من آدمه خيييييلي خوش خنده ايم ميخندم اونم با صداي بلند خدا يه لطفي کرده يکي از اين چاله چوله هاي زند ... مون رو انداخته رو لپمون يه چند وقتيه يادم رفته چطوري بخندم از بس که آدم هاي دور وبرم انرژي منفي دارن ومن بيزارم از آدمايي که پر از شکايت ودرد و رنجند و همش ناشکري ميکنن اينجورآدما همه ي انرژيه آدما مي ... رن بايد دوري کنم از


خودم رو گم کرده ام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یاوران زمان  

1. حضرت عيسي مؤمنان ع در خطبه اي مي فرمايد «... آن گاه مهدي عج ، حضرت عيسي را به جانشيني خود، در عمليات تهاجمي عليه دجّال برمي گزيند. عيسي ع براي يافتن وسرکوبي دجّال حرکت مي کند. دجّال که همه جهان را در سلطه خود دارد و کشاورزي و نسل بشري را نابود کرده است، مردم را به خويش مي خواند و هر او را بپذيرد، مورد لطف قرار مي گيرد و اگر خودداري ورزد، او را مي کشد. سراسر جهان، جز مکه، مدينه و بيت المقدس را درهم نورديده است و همه فرزندان نامشروع از شرق و غرب جها


یاوران زمان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی!  

ي ال گذشت از آ ين باري که با تو هم کلام شدم. يک سال گذشت از آن روزي که تصميم گرفتم تو را به فراموشي بسپارم. هنوز به يادت ميافتم. هنوز نميدانم اصلا مرا به ياد داري يا نه. هنوز گاهي دلم ميخواهد که دلتنگم شوي. محال است ميدانم. nbsp تو روزها را هرگز شماره کرده اي؟ تو ميداني چشم انتظاري چيست؟ ميداني درد چيست؟ يک سال گذشت و من هنوز تو را به ياد دارم اگرچه که تو را از زندگي ام جدا کرده ام. اگر اين دل نبود شايد زندگي خيلي راحت بود. شايد اگر ميشد چشم ها را بست و


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پانزدهمین  

واقعا من يک افسردم آدمي که هربار هدفشو گم ميکنه تو هر زمينه ايي نميدونه چي ميخواد نميدونه چيکار ميکنه من از سن کم هنوز به سن تکليف نرسيده بودم ي مي اومدم راهنمايي تا دوم اينقدر تابلو شدم که همه فهميده بودن از ناظم و مدير تا معلم پرورشي و بچه ها حتي فهميده بودن کار منه مدرسه تموم شد نوبت رسيد به خونه هام که جلو همه بي ابرو شدم اين يا تمومي نداشت که رفتم سمت پسربازيو و عشق بازي خيانت ميديم خيانت مي حيووني بودم که چهره بچه ايي داشت و احمق و ساده بن


پانزدهمین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آن روز که رفتم ، تا بمانم تا ابد  

مــــــــــرا دراز تــــــــــــــو دور شـــدن،دست ز تو کوتاه و پوچ شــــدن،نِگاهْ از نِگاٰهَتْ رَميدنُ و کور شــــــدن،و همه دنياىِ من ازين فاصله ، سوگـ شـدن،رَمــزيــست …يک دِين ز جانْ به عهديست …که در گرهِ کوچکِ تو بر خويش بَستم ،و چون تا ابد،بي تو هرگز نتوانم زيست … رَفتـــم…


آن روز که رفتم ، تا بمانم تا ابد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من از این شهر بی تو بیزارم  

آمدم تا شکنجه گاه خودم تا بدوشم کشم گناه خودم اسم لعنتيش که مياد ياد اون روزا مي افتم. روزايي که سر يه حماقت ديدارمون رو عقب انداختم و تاخير همان و حسرت هميش ... و عشقي که زير پاي نامردا له شد. يه روزي دوست داشتم اين شهر نفرين شده رو. به خاطر تو به شوق ديدنت به خاطر لحظه هاي قشنگ عاشقيمون دوستش داشتم. واسه هر نفسي که تو هواش کشيدي دوستش داشتم. ولي امروز ازش بيزارم. بودن تو اين شهر جز شکنجه بيشتر چيزي برام نداره. اگه مجبور نبودم ديگه هيچ وقت پامو نمي


من از این شهر بی تو بیزارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برده داری در و قران  

برده داري در و قران برده و برده داري چيست؟برده و برده داري ، انسان مملوک و سنت مالکيت انساني بر انساني ديگر است. لفظ رايج براي « برده » در زبان عربي ، «عبد» است و به تعبير دقيقتر، براي «برده مرد» بوده است ، و به « برده زن » ، « امه » مي گفته اند.آيا برده داري يد و فروش انسان در و قران مشروع است ؟ برده داري در و قران بله ، برده داري در و قران مشروع است . براي اثبات اين امرکه برده داري در و قران مشروع است مي توان به دلايل ذيل استناد نمود احکام برده دار


برده داری در و قران
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من از این تکرار بیهوده میترسم ...  

من از تکرار بيزارم از اين لبخند پژمرده... از اين احساس يأسي که تو رو از خاطرم برده... به تاريکي گرفتارم شبم گم کرده مهتابو ... ب ... ر از چشماي کورم عذاب کهنه خوابو... چرا گريه ام نمي ... ره مگه قلب من از سنگه... خدايا من کجا ميرم کجاي جاده دلتنگه... ميخوام عاشق بشم اما تب دنيا نميذاره... سر راه بهشت من درخت سيب ميکاره.... \+مدام تکراره کاري که ميدوني درست نيست تکرار تکرار و و تکرار ... يه چيزي اين وسط اشتباهه خودتم ميدوني بايد عوضش کمي چيه که نميذاره ترس؟ تنبل


من از این تکرار بیهوده میترسم ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دفاع مقدس  

به خود مي باليم در کشوري زندگي ميکنيم که جاي جاي آن عطرآگين از حضور شهيداني است که تاريخ مارا با نثار خون خويش ، براي سربلندي ايران عزيز رقم زدند.به روح پاکشان درود مي فرستيم و خاضعانه در برابر آرمان هاي بزرگ سر فرود مي آوريم.


دفاع مقدس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کابوس لاغری...  

من ازينکه هر کي منو ميبينه بگه لاغر شدي بيزارم... يه چند ماه براي اولين بار در زندگي نميگفتن لاغري... از امروز شروع شد... واي عزيزم، خيلي درسات سخت شده باز لاغر شدي؟


کابوس لاغری...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پریشانی...  

درياب که نقشي ماند از طرح وجود من چون ياد تو مي آرم خود هيچ نميمانم با وصل نمي پيچم وز هجر نمي نالم حکم آنچه تو فرمايي من بنده فرمانم اي خوب تر از ليلي بيم است که چون مجنون عشق تو بگرداند در کوه و بيابانم يک پشت زمين دشمن گر روي به من آرند از روي تو بيزارم گر روي بگردانم در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم وز زوق تو مدهوشم در وصف تو حيرانم... ♡سعدي


پریشانی...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تعصب تعصب تعصب!  

تعصب يعني استوار بودن بر نظر و عقيده ايو حاضر بودن بر اين که بخاطر آن عقيده و نظريه از خيلي منافع ديگر محروم شدن و با اين تعصب دين و انسان حفظ مي شودتعصّب در عين حالي که گاهي لازم است اما تعصب بي جا در جايگاهي ندارد بلکه نکوهش هم شده است خداوند در قرآن مي فرمايد إذْ جَعَلَ الَّذِينَ کَفَرُوا فِي قُلُوبِهُمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِليَّةِ فَأنْزَلَ اللّه ُ سَکِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ ألْزَمَهُمْ کَلِمَةَ


تعصب تعصب تعصب!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صبح شنبه  

اينکه ازوز قبل براي تک تک ساعتاي فلان روز برنامه ريزي کرده باشي ولي بعد از يک هفته کذايي شلوغ و خسته کننده برسي خونه ببيني مامانت برات برنامه ريخته بدون اينکه با تو هماهنگ کنه خيلي خيلي عصبي کننده است به حدي که ميشه تحملتو از دست بدي و داد و بيداد کني... بعد يکم زل ميزني به سقف و به خودت تلقين ميکني بعنوان يک فرد از خونه گاهي بايد برنامه هاي شخصيتو تغيير بدي بعد فکر ميکني کاش انسان زند ... اجتماعي نداشت و مغزت رو در ... ر دختر شخصيت داستان تازه ا


صبح شنبه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خسته ام!  

امروز همه ي روز به تو شيدم. آنقدر بي بهانه در افکارم پرسه زدي که ي پرسيد چه چيزي فکرم را اينهمه مشغول کرده است که گويي راه ميروم و حرف ميزنم اما گويي در دنياي ديگري هستم. گفتم نميدانم دروغ گفتم. ميدانستم. از همان لحظه اي که بيدار شدم تو همه ي فکر و ذهنم را پر کرده بودي. ميبيني؟ حالا هم که تو به راه خود و من به راه خويش رفته ام فکرت و يادت هميشه با من است


خسته ام!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق  

آسمان همچو صفحه ي دل من روشن از جلوه هاي مهتاب استامشب از خواب خوش گريزانمکه خيال تو خوشتر از خواب استخيره بر سايه هاي وحشي بيدمي خزم در سکوت بستر خويشباز دنبال نغمه اي دلخواهمي نهم سر بروي دفتر خويشتن صدها ترانه مي ... ددر بلور ظريف آوايملذتي ناشناس و رويا رنگمي دود همچو خون به رگهايمآه... گوئي ز دخمه ي دل منروح شبگرد مه گذر کردهيا نسيمي در اين ره متروکدامن از عطر ياس تر کردهبر لبم شعله هاي بوسه ي تومي شکوفد چو لاله گرم نيازدر خيالم ستاره اي پر


عشق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سلام  

آسمان همچو صفحه ي دل من روشن از جلوه هاي مهتاب استامشب از خواب خوش گريزانمکه خيال تو خوشتر از خواب استخيره بر سايه هاي وحشي بيدمي خزم در سکوت بستر خويشباز دنبال نغمه اي دلخواهمي نهم سر بروي دفتر خويشتن صدها ترانه مي ... ددر بلور ظريف آوايملذتي ناشناس و رويا رنگمي دود همچو خون به رگهايمآه... گوئي ز دخمه ي دل منروح شبگرد مه گذر کردهيا نسيمي در اين ره متروکدامن از عطر ياس تر کردهبر لبم شعله هاي بوسه ي تومي شکوفد چو لاله گرم نيازدر خيالم ستاره اي پر


سلام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بی حس بی درد  

من آدم خيلي خود خواهي ام از اين هواي پاييزي ابري تنها بيزارم خدا بايد منو ببخشه روزاي خوبي رو نميگزرونم با اينکه بهتره بگزرونم بعضي وقتا احساس ناتواني بي اندازه اي ميکنم کاشکي بدون درد تموم شه همه چي، بدون درد براي هيشکي


بی حس بی درد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

9 درجه بالای صفر  

فقط ميگم سردمه... سردمه و زانوهام يخ .بخاري از صبح روشنه و روي زانوهام کيسه آبگرم گذاشتم ولي...مي دونم تحمل گرما بدتره و سخت تر ولي از سرما هم بيزارميه ذره حرارت دروني بفرستين لطفاپست سريع را بهتر مي پذيريم


9 درجه بالای صفر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این قهوه را تلخ بریز...  

اين قهوه را تلخ بريز. مي خواهم تلخي زندگي را زير زبانم حس کنم . مي خواهم در اين تلخي حل شوم اما محتاج هيچ دستي نباشم که نجاتم دهد. مي خواهم فرياد بزنم که از قهرمانان بيزارم. قهرماناني که زاده ي همان دست هايي اند که اين مصيبت را به وجود آوردند و اين شايد تلخ ترين حقيقت زندگي باشد. پس اين قهوه را تلخ تر بريز. اين قهوه را تلخ تر بريز و به تمام آن هايي که وعده ي بهار مي دهند بگو که آ ين فصل ، زمستان است. زمستان همان جاست که سکه اي را خدايت مي کنند و تو در


این قهوه را تلخ بریز...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به شب می سرایمت  

به شب مي سرايمت تا سيا هي ها را آشکار کني چيدمان ِ هستي رنگ بگير ٓد ورازها را في نفسه پديدار کني . تو تجلي ى نوري به شب مي سرايمت تا کثرات از کُنامِ سياهچاله ها بدر آيند و خويش را بدانگونه که هستند بازنمايند . انصاف نيست که ما را غرقه در توهم و روءيا به وادي هاي ناکجا بکشاني . ويا . با اينهمه اميد و رجا در عرصه ْى آشوب و گمراهي بدواني . فرزين عدناني


به شب می سرایمت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حدیث  

باقر عليه السلام به فرزند خود صادق عليه السلام فرمود خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان نموده 1_رضاي خود را در اطاعت خويش پنهان کرده پس هيچ طاعتي را کوچک مشمار شايد رضاي خدا در همان باشد 2\-خشم خود را در معصيت مخفي کرده پس هيچ معصيتي را کوچک مشمار شايد خشم خدا در همان باشد 3\-و دوستان خود را درميان مردم پنهان کرده پس هيچ را حقير مشمار شايد همان ولي خدا باشد


حدیث
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من ز ابعاد عزا بیزارم !محمد کدخ (عرفان)  

من ز ابعاد عزا بيزارم هر کجا درد تبلور يابد ، منِ بيزار ز آن مي گذرم من ز جنس عزا وغم و اندوه نيستم به يقين ، من ز ابعاد سياه غم و سوگ بيزارم من ازين هجمه ي نحس که ديرينه زماني ست ، تقدس يافته بي تامل ز پل شاديها ، به دورترين نقطه ي لبخندخدا مي گذرم محمد کدخ عرفان mohammad\-erfan.mihanblog.com sheroerfan.blog.ir عرفان و اعتراض


من ز ابعاد عزا بیزارم !محمد کدخ (عرفان)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یازده  

سفر کرده ام. اما احساس مز ... ف هوم سيک شدن دست از سرم برنميدارد.انگا قرار بوده تمام تابستان ... ل را لم بدهم روي تخت . فکر نميکنم سريال ... يي يا بريتيشي مانده باشد که نديده باشم. اينجا هم تمام روز را توي اتاق مس ... ه با ديوار هاي آبي و نور مريضي که از حياط مي آيد ميگذرانم. دلم ميخواهد زودتر برگردم تهران تا غصه هاي هميش ... را بخورم و آدمهاي هميش ... را ببينم. نه اينها که سالي يکبار با زور و تنفر مجبور به تحمل قيافه ي نحسشان ميشوم. گفته بودم چقدرررر از بچه


یازده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آقا رحمن  

ب ... اي دوست طرف به ريش ما مي خنددهمواره به قوم وخويش ما مي خندد انداخته است به جان هم يک فاميل بنشسته و قاه قاه به ما مي خنددهمواره زند به طبل خود خواهي خويشگاهي به شما وگه به ما مي خندداز آب گل آلود هي ب ... رد ماهي بر دشمني ي ميان ما مي خنددانداخته است به چاه غفلت سن ... زين غفلت ما به هر کجا مي خندد اي کاش کمي به فکر هم مي بوديم ابليس کنون به حال ما مي خندد جمعي که شنيده اند اين قصه م گانه جدا ، دوست جدا مي خنددهر ... که به باغ آمده و ديده آن دم ... وس ،


آقا رحمن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بشرح متن  

انسان بايک کلمه سقوط ميکند.وبا يک کلمه به معراج ميرود کلمه مي تواند؛تو را مشتاق کند مثل دوستت دارم تو را ويران کند مثل از تو بيزارم تو را تلخ کند مثل خسته ام تو را ... کند مثل خوشحالم تو را زيبا کند مثل سپاسگزارم تو را سست کند مثل نميتوانم تو را پيش ببرد مثل ايمان دارم تو را خاموش کند مثل شانس ندارم


بشرح متن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سنجاق شب  

26 عجب چسب دلگدازي دارد اين خانه در شبانگاهان هزار توي شب را زير و رو مي کنم تا آن لايه را که ترد و شکننده تر است به آزمون بر گزينم و راهي به برون بگشايم ليکن رخنه اي در من در نمي گشايد پس به شيوه اي کار گشا سراسر ديدگان شب را در تاريکخانه اي به خواب وا مي دارم تا بدور از نگاه هاي تار و کدر قصه هاي آفتاب را باز خواني کنم تا بل در روياي دلچسب روز خاطر را از تباهي بزدايم. در يک دم در مي يابم ... کشدار و چسبنا ک که پا و سر را از هر سو بر سر راه سپيده دراز کر


سنجاق شب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلنوشته...  

هرجا قدم ميکذاري بايد حواست باشد بيزارم از تمام مسئوليت هايي که ناخواسته بر شانه هايم فشار مي اورند بيزارم از تمام بهترين لحظاتي که براي اين مسئوليتها هدر رفت حوصله ي نوشتنم ندارم. فقط ميدونم خيلي دلم پر اين روزا از زندگي....


دلنوشته...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

با من بمان تا انتها..  

الهى بشنو.. من هم بنده ى توام.. چو کشتى ش ... ته اى که غرق مى شود.. به حال خويش، ناخدا مرا رها مکن.. چو رود جارى ام مگر تو مقصدم شوى به دشت هاى ناکجا مرا رها مکن مرا رها مکن چو برگ زرد کوچکى.. به زير پاى بادها.. مرا رها مکن.. م ... ر مهر خويش را ز باغ باغبان.. خداى من در اين هوا مرا رها مکن..


با من بمان تا انتها..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلم اصلا غلط کرده  

دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کرده دلم بوسه، لب ياران، دلم اصلا غلط کرده دلم دريا، دلم ساحل، دلم يک کام پر حاصل دلم خلوت، دلم جانان، دلم اصلا غلط کرده دلم يک شب، دلم يک تب، به عشق يار شيرين لب دلم شاعر، دلم ديوان، دلم اصلا غلط کرده دلم خنده، دلم شادي، دلم فرياد ... دلم پروازي از زندان، دلم اصلا غلط کرده دلم مو را، شب او را، دلم آن چشم جادو را دلم يک صبح جاويدان، دلم اصلا غلط کرده دلم خواهش، دلم بارش، جواب ناب و بي پرسش از آن شيرين لب خندان، دل


دلم اصلا غلط کرده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مثل یک پروانه  

از تو من تنها نگاهي مختصر مي خواستممن که چشمان تو را از هر نظر مي خواستمگر چه شايد سهم اندوه مرا از ديگرانبيشتر دادي، ولي من بيشتر مي خواستمدين اگر آنگونه بود و آن اگر اينگونه، نهعشق را بي هيچ اما و اگر مي خواستمروزگارم هر چه باشد وام دار چشم توستمن که در هر کاري از چشمت نظر مي خواستمرستن از بند قفس رنج اسارت را فزودآه آري بايد اول بال و پر مي خواستمرفت عمري تا بدانم خويش را گم کرده امتا بيابم خويش را عمري دگر مي خواستمبايد از ماهي بخواهم راز د


مثل یک پروانه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حفظ جان ...  

خداوند، به وسيله غيبت، ... دوازدهم را از قتل حفظ کرده است؛ زيرا اگر آن حضرت از همان آغاز زند ... در ميان مردم ظاهر مي شد، او را مي کشتند. بر اين اساس اگر پيش از موعد مناسب نيز ظاهر شود، باز جان او به خطر مي افتد و به انجام مأموريت الهي و اه ... بلند اصلاحي خود موفق نمي گردد.زراره، يکي از ياران ... صادق ع ميگويد ... صادق ع فرمودند ... منتظر، پيش از قيام خويش مدتي از چشمها غايب خواهد شد. عرض ... چرا؟ فرمودند بر جان خويش بيمناک خواهد بود منبع کتاب سيرۀ پيشوايا


حفظ جان ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان ضرب المثل هرکه نقش خویش می بیند در آب  

\+ضرب المثل هرکه نقش خويش مي بيند در آبيکي بود،يکي نبود.پيرزن و پيرمردي بودند که فقط دو دختر داشتند.دخترها شوهر کرده و از پيش آنها رفته بودند. روزي از روزها پيرمرد براي سر زدن به دختر ها ودامادهايش ازخانه خارج شد. زن در خانه ماند تا از و ها مراقبت کند . پيرمرد سوار شد و رفت و رفت تا به دهي که دختر بزرگتر در ان زندگي مي کرد،رسيد . به خانه دختر رفت. دختر وقتي پدر را ديد شاد شد. او را بوسيد و برايش چاي تازه دم آورد. پيرمرد احوال داماد را پرسيد. دختر گفت


داستان ضرب المثل هرکه نقش خویش می بیند در آب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گم کرده ام  

باز هم تسبيح بسم الله را گم کرده ام شمس من کي مي رسد؟ من راه را گم کرده ام طره از پيشاني ات بردار اي خورشيدکم در شب يلدا مسير ماه را گم کرده ام در ميان مردمان دنبال آدم گشته ام در ميان کوهِ سوزن کاه را گم کرده ام زندگي بي عشق شطرنجي ست در خورد ش ت در صف مشتي پياده شاه را گم کرده ام خواستم با عقل راه خويش را پيدا کنم حال مي بينم که حتا چاه را گم کرده ام زندگي آنقدر هم درهم نبود و من فقط سرنخ اين رشته ي کوتاه را گم کرده ام … عليرضا بديع


گم کرده ام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلم را ربودی به چشمان سیای خویش  

دلم را ربودي به چشمان سياي خويش محو تو گشتم و ندارم سوداي خويش چطور شد که صيد کردي دل من را ؟ هميشه مي پرسم از دل بي پرواي خويش اي صياد دل من، تو چقدر زرن ... که به تو سپردم دل و دين و دنياي خويش امروز با تو بودنم برايم يک عالم است من ندارم پرواي فرداي خويش يک لحظه بودنت با من فرصتيست تا حکايت کنم برايت از غمهاي خويش


دلم را ربودی به چشمان سیای خویش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فرار و فراری!!!  

هميشه در حال فرارم نمي دانم که مقصد را چه مي خواهم ولي از اين دنيا سخت بيزارم مرا هرروز به دار قضاوت هاي بيجا مي آويزند اينجا که هستم سخت بي قرارم هميشه در حال فرارم.. من فرار ام نه فراري اينگونه است که نه بجايي ميرسم نه جايي ميروم \#پارسا ناپرهيزگار


فرار و فراری!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داند  

با غمت در همه شب تا به سحر بيدارمتا ابد در همه شب چشم به راهت دارممثل آن ابر بهاري که پر از باران استبه خدا دست خودم نيست اگر مي بارمبي تو ديگر به خدا حوصله اي نيست عزيزبي تو حتي ز خودم، از همه بيزارمشانه ات رفت، کجا رفت،خدا مي داندبي تو حالا تو بگو سر به چه من بگذارمتا تو بودي به دلم عشق تو تنها بودشرفتي و بي تو دگر از غم تو سرشارممحمدصادق رزمي


شانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داند
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.429 seconds
RSS