جستجو ها
ارایه های روان خوانی مرخصی فارسی هفتم نتایج آزمون مدارس نمونه تی 1395 8 23 یکشنبه شهید محسن خزائی، هنر مردان خدا در انجام تکلیف الهی را به تصویر کشید اسامی قبول شدگان مدارس نمونه تی گنبد کاووس تکمیل ظرفیت html اختلال سراسری در خطوط ایرانسل با هم سبزیم استرس گرمایی دکمه temp اسپلیت گری html راهنمای زبان انگلیسی راهنمایی و مشاوره بر اساس کتاب منصور کوشا pdf متن اهنک مازندارنی بانو جان کانال انشا در مورد روز درختکاری نشست خبری زره شوران به یه روانشناس خوش ذوق احتیاج دارم اسامی قبول شدگان نمونه تی دبیرستان گنبدکاووس کیست گانگلیون پلی بک جونم واست بگه کانال بهدیس رو برای رژیم هریس ستاره گاز ر اروگوءه ایران تورک ادبیاتی قسمت 12 سریال شهرک جیم listlistمیگر چگون کار با آن سال هم دلی و هم زبانی دوره رن ن کمان ها هست درآمد سود همراه اول آموزش استفاده از میگر برای تعمیرات موبایل اجرای نیکیتا در استیج 7بهمن زردشدن ته قابلمهhtml آهنگ آرمین و زد بازی آهنگ جدید امین کرمی به نام نرو نرو مهم ترین عهای تاریخ از روی دلتن مینویس م فروردین و اردیبهشت منتظران صالح موعود آغاز لیگ پومسه کشور درخت بزها درخت بزها او به مقصدها رسید ما حس خوب و بد اسباب کشی ساختار آموزشی ژاپن نیکی آدمی نیکی نیکی چقدر خوبه عشقت پشتت باشه.html بینایی یاد ری ماشین پست پزشکی برای لاین خوش شانسی در کنکور نبو م بو م k smetse olur 7 aral k 299 b l m fragman ar amba zeti بازی کی پولدار تره اندروید ki poldartare آموزش و نسخه مود مادر ها هر وقت بمیرند زود است بهشت شیشه ای شعر آه ،مادر همگام سازی arcgis با google earth با استفاده از arcbrutile استاندار کرمانشاه تصویب 94 میلیارد تومان اعتبار برای مدیریت بحران و خسارات حوادث غیرمترقبه مسهل فوری استفاده زمان ک ن والدین الکترونیکی میزان صفحه نمایش والدین باید زمان استفاده اطفال همراه استفاده همراه استفاده کنند تلفن ﯾﮑ ے ﺑﺎﯾ ﺑﺎﺷﮧ آهنگ هوار هوار هاکنم آیدا می یار باشه تریلری جدید از بازی little big planet 3 منتشر شد.html کلیپ سیب میخورم آپارات کلیپ من دارم سیب میخورم بیااینو بخور طراحی هوشمند dna جمع گاز و باز کولر گازی در فصل زمستان همچنان زیاده خیلی خیلی زیاده تولید ورمی کمپوست بر طبق مقالات لاتین معتبر برنامه دهه اول محرم 1438 هجری قمری حسینیه فاطمیه س کاخکی های مقیم مرکز 14 ربیع الاول سالروز رحلت حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی رحمت الله علیه مدل مانتو برای افراد لاغر قد کوتاه.html قرآن حافظان قرآنhtml 94_95 1586 1605 1575 1606 1579 1576 1578 1606 1575 درمان گندلی معده بخش کامپیوتر سایت www1vvir نمونه سوالات امتحانی ریاضی نهم دبیرستان متوسطه nemone soal riazi nohom گ وزی دن ک ه ع ی ب ن ی س ت تفاوت تعلیم و تربیت ایا سفیانی زنده است حکمت الهی خواص روعن سیاه دانه من حجاب را دوست دارم منطقه ولایت تایباد پروفایل سالگردبرادر سرویس کولر پنجره ای فطریه سال ۹۵اهل سنت دلم گرفت برایت بابا wordpress plugin nulled guest post free wordpress plugin guest posting wordpress guest posting plugin plugin nulled wordpress guest posting guest posting plugin wordpress plugin nulled wordpress frontend dashboard faz sangin نتایج چهارمین دوره مسابقات هفت است ان ی زد ترجمه آهنگ کابوکی لیلی لی ای درسهایی قرآن ادامه مطلب گزارشی از قمه فروشی نتایج چهارمین دوره مسابقات هفت استـان یــزد تازه های نشر هیرمند اس ام اس ویژه شب یلدا من مادر ندارم خدایا crack full free keygen serial full version serial number free crack full serial number serial number crack free crack گرامیداشت هفته کتاب در استان خوزستان گفت و گو با پیام هلال نمودار میان ن نمایش میزان جلد1 حدیث خداوند الحکمه فرمود جلد1 حدیث الحکمه جلد1 میزان الحکمه دوست دارد؟.html ع نوشته های عاشقانه میر کاظمی دبیر زیست مطالعه موردی گناوه
برترین ها


اگر به سمت جم بگذارم تو خود شبیه خ و نیست تقصیرم

مرثیه بی کلام  

گذاشتم بروی تا مرام بگذارم به دل ش تنِ تو احترام بگذارم سکوت و چیزی نخواستم از تو وظیفه بود که سنگِ تمام بگذارم خودم مسبّبِ هر پر کشیدنت بودم خودم نخواسته بودم که دام بگذارم فقط اگر که دلم تنگ شد بهانه گرفت اجازه هست برایت پیام بگذارم؟ چقدر لحظه ی تنهایی ام سرِ خود را به جای شانه ی تو روی پام بگذارم؟ به احترامِ غمِ رفتن تو مجبورم نوار مرثیه ای بی کلام بگذارم مرا ببخش که ترس از رقیب باعث شد به جای اسم تو در شعر، لام بگذارم...


مرثیه بی کلام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رقیب ...  

گذاشتم بروی تا مرام بگذارم به دل ش تنِ تو احترام بگذارم سکوت و چیزی نخواستم از تو وظیفه بود که سنگِ تمام بگذارم خودم مسبّبِ هر پر کشیدنت بودم خودم نخواسته بودم که دام بگذارم فقط اگر که دلم تنگ شد بهانه گرفت اجازه هست برایت پیام بگذارم؟ چقدر لحظه ی تنهایی ام سرِ خود را به جای شانه ی تو روی پام بگذارم؟ به احترامِ غمِ رفتن تو مجبورم نوار مرثیه ای بی کلام بگذارم مرا ببخش که ترس از رقیب باعث شد به جای اسم تو در شعر ، لام بگذارم ...


رقیب ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وضعیت وخیم  

بیا که موی تو را بر نسیم بُگذارمکه درد و غصه و غم را ، عقیم بگذارم بیا عزیز دلم تا که باز با لبخنددوباره ، آ ... اسم تو ، میم بگذارم اگر جنون منی ، لازم است بعد از اینتو را مقابل عقل سلیم بگذارم من از دل تو نخواهم گذشت اگر حتیکه سر به روی کلوخ و گلیم بگذارم بیا ، اگر تو نباشی ، دوباره مجبورمکه نام وضعیتم را وخیم بگذارم \#محسن_نظری


وضعیت وخیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آرزویم برات خوشبختی ست  

آمدی تا به یاد تو ، نامِ کوچه را انتظار بگذارم با تو برف و یخ زمستان را زیر پای بهار بگذارم سر صحبت چگونه وا بشود ، هر دوی ما خج ی هستیم بی قرارم ، اگر جسارت نيست ، با تو باید قرار بگذارم روی نیمکت ، کنار هم ، در پارک ، خنده های تو سرخ و شیرین است می شود با اجازه ، از لبهات ، در دهانم انار بگذارم ؟ مدتی می شود گرفتارم ، مادرم تازه باخبر شده است اعتیادم تویی نمی خواهم ، عادتم را کنار بگذارم خاطرت را زیاد می خواهم ، مادرت گفته بی خیالش باش باید از ایس


آرزویم برات خوشبختی ست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این زندگی من است  

هر بار شماره ی میم را می گیرم تصویر روشنش را می بینم. آن لبخند خیلی آرام و موهای خیلی سفید و نوری که از چهره اش می تراود. شبيه مهتاب می ماند. این ها ربطی به این ندارد که من عاشقش هستم. نمی دانم هستم یا نه. این که در دل دارم دیگر عشق نيست. آرام تر است و شاید واقعی تر، نمی گویم به تر، چون هر چیز واقعی ا اماً خوب نيست، اما چیزی است که واضح است و من هر چه هم بگویم نمی دانم و نمی شناسم، دروغ گفته ام، چون آن چیز وجود دارد و هست و همان وری می رود که باید برود.


این زندگی من است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این نیز میگذرد؟  

سرویس میشم یه شبایی مثل امشب، دلم میخواد سر روی سینت بگذارم و با صدای قلبت بخوابم، پیش خودم میگم مگه اینهمه دور نبودی خب همونکارارو ، میگه آخه نداشتمش اون موقع، میگم خب ببین الان داریش فقط باید صبر کنی، میگه نمیدونم سختره یا آسونتر وقتی نداریش و نيست یه درده وقتی داریش و نيست یه درد. میگم دیگه بهونه میاریا اومدنی بود که داریش الانم زمااان فقط زمان بده دیگه هست ، میگه باشه . اما روشو میکنه اونورو خیره میشه به دیوار کلافم میکنه گاهی ، دلم میخوا


این نیز میگذرد؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این زندگی من است  

دلم تو را می خواهد. دلم زندگی روشن و پاک با تو را می خواهد. در سکوت و در فاصله. شبيه آفتاب پاییز که تند نيست و داغ نيست. حالا می بینم امید شبيه انتظار یک روز تعطیل هنوز ته دلم را گرم می کند. انگار خیال کنم بعد از این لجنزار، بعد از این تعفن قرار است اتفاقی بیفتد. یک باشد، پس این دوری. تابستان که برسد، هوا که گرم شود، اگر زنده باشم برای زندگی خودم تصمیمی خواهم گرفت. احساس می کنم هفده سال کافی بود برای این که روابط دور و کج وکوله ی تخیلی داشته باشم. حا


این زندگی من است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق مثل تو قصه ها نیست؛ حتى شبیه افسانه ها نیست  

مشکل بیشتر آدما اینه که هیچ وقت از وسط نصف نشده ان جزء از کل؛ استیو تولتز. و همه با یه تفنگ نامرئى رو شقیقشون بهت لبخند میزنن فایت کلاب؛ چاک پالانیک. کلا این دو تا کتاب رو من معمولا میذارم جلوم و سجده میکنم به سمتشون. بسکه مربوط منسجم ایده جذاب نفس گیر هیجان آور ملول کننده و غیره ان. نویسنده ها ى این دو تا رو من یه روز گیر آورده و یه دیالوگ سقراطى طولانى رو در باره پتى میزریز باهاشون شروع میکنم. بعدم خودکشى میکنم. به همین ترتیب البته


عشق مثل تو قصه ها نیست؛ حتى شبیه افسانه ها نیست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کلمه تازه موجود است!  

بازگشت همه به وبلاگ است. بگذار با همین جمله شروع کنم و یک تکه کهنه ب ... رم از صدر تا زیر این وبلاگ را صفا بدهم. بروم آبپاش بردارم توی کوچه را بروبَم. دوباره یک تابلو همین بالا بزنم که «کلمه تازه موجود است». یک ترازو هم بگذارم هی کلمه های تازه را تویش انداز و برانداز کنم بگذارم پیش چشم شما. شاید یکی یا چندتاشان پسندتان افتد. آنچه که بر خودم معلوم است، این است که این لحظه دلم می خواهد اینجا بنویسم. این لحظه و لحظه های شبيه این در روزهای پیشِ رو. لابد


کلمه تازه موجود است!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زمستان  

... ای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم، دشنام پس آفرینش، نغمه ی ناجور نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگر ... نيست، مر ... نيست ص ... گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را


زمستان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حق با شماست...  

من گم شده ام. جایی ایستاده ام که نمی دانم چه چیز درست است و چه چیز نادرست... نمی دانم آیا دوست دارم گذشته تکرار شود یا آینده زودتر از راه برسد... نمی دانم چه ی را دوست بدارم یا بیشتر دوست بدارم و چه ی را کمتر دوست بدارم یا کنار بگذارم... نمی دانم برخی گفته ها یا نوشته ها را به چه تعبیر کنم... برخی نگاه ها، رفتارها را به چه حس بگذارم... تناقض میان حرف ها و عمل ها را چطور معنا کنم... من گم شده ام و حرف هایم را فرو می خورم... هر چه می گویند هر چه می شنوم نگاهم را


حق با شماست...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مگر...  

همه چیز درست میشه مگر اینکه من سرزمین خیالی ام رو بگذارم کنار و دست از رویا سازی بردارم


مگر...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داند  

با غمت در همه شب تا به سحر بیدارمتا ابد در همه شب چشم به راهت دارممثل آن ابر بهاری که پر از باران استبه خدا دست خودم نيست اگر می بارمبی تو دیگر به خدا حوصله ای نيست عزیزبی تو حتی ز خودم، از همه بیزارمشانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داندبی تو حالا تو بگو سر به چه من بگذارمتا تو بودی به دلم عشق تو تنها بودشرفتی و بی تو دگر از غم تو سرشارممحمدصادق رزمی


شانه ات رفت، کجا رفت،خدا می داند
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رفتند تمام فصل ها الا تو،پاییز دمت سرد تو ماندى با من...  

خب راستش را بخواهید آمدم مثل این یکى دو روز یک مشت کلمه پشت سر هم ردیف کنم و اسمش را بگذارم پست ومنتشر کنم اما ترجیح دادم به جاى گزافه گویى و حاشیه رفتن تنها بنویسم که خوب نيستم ... \+و همه اینهارا میشود از پست گذاشتن های مکرر فهمید...\+\+عنوان را پاییز سال قبل در حاشیه یکى از دفتر هایم نوشتم و اکنون دوباره با آن برخورد با حالى شبيه به همان روز ها...\+\+\+بیا تا قصه ى غم را و شب را،اگر خوابت نمى آید بگویم


رفتند تمام فصل ها الا تو،پاییز دمت سرد تو ماندى با من...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پ.  

\+ خسته شدم از خودم..می خوام که خودم رو بگذارم کنار..حداقل برای چندوقت. \+


پ.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گفتم ای دل، نَروی؟ خار شوی، زار شوی  

میل به فرار ت را کجای دلم بگذارم؟


گفتم ای دل، نَروی؟ خار شوی، زار شوی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزنوشت طور-٣  

شهر شبيه یک قالى بزرگ... و من ، رج به رج گره به گره دنبال تو میگردم. پ.ن امروز دنبال یه قالى جدید ، فرش فروشیاى زیادى رو دیدم... ماجراییه براى خودش ، گم شدن میان ترنج و گل و بته ها... پ.ن روى پله هاى یکى از مغازه ها پنج تا پله افتادم بعدش از خنده نمیتونستم بلند بشم ، بعد ترش گردن درد و ... پ.ن میدونستید کلمه قالى درسته؟ فرش یه فعله، مثلن اینجا رو با قالى فرش کردیم م سعى داشت اینو تو مغزمون فرو کنه پ.ن واى خدا کارى سخت تر از تصمیم گرفتن نيست


روزنوشت طور-٣
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دست مجنون نیست....  

دست مجنون نيست بی تو در خلوت خود شب همه شب بیدارمآه… ای ... ه که من چشم به راهت دارم خانه ام ابری و چشمان تو همچون خورشیدچه کنم؟ دست خودم نيست اگر می بارم کم برای من از این پنجره ها حرف بزن من بدون تو از این پنجره ها بیزارم این که شیرین شده غم خوردن من نيست عجیبکه از اندوهِ نگاهی عسلی سرشارم جان من هدیه ی ناچیزی ست تقدیم شماگرچه در شأن شما نيست همین را دارم کاش می شد که در این خانه شبی از شب هادست در دست تو ای خوبترین بگذارم من که تا عشق تو باقی ست ز


دست مجنون نیست....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دور نیست...دیر نیست  

روزی میرسد که کنار هم مز ... ف ترین برنامه ی تلویزیون را با لذت ببینیم...روزی میرسد دستت روی شانه ام جا خشک کند و چشم درشت کنی برای هرکه به حریمت نزدیک شود.....روزی میرسد که دستانم را در دستانت بگذارم تا باورم شود هستی...دارمت..میخواهی ام...میخواهمت....روزی میرسد که تمام رژ لب های دنیا را امتحان کنم برای ست ... با لباسی که دوستش داری...روزی میرسد که دوستم داشته باشی...من منتظر میمانم...ان روز میرسد...دور نيست..دیر نيست...امضا خاتون


دور نیست...دیر نیست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ای ترس! تو را شکر...*  

گفت از مرگ نمیترسم ،بیشتر از این میترسم که اگر نشه سخت میشه بعدش خودمو جمع کنم. یه تیکه از موهاشو برید و سرشو چسب زد و به دستم داد تا وقتی میخواهم صفحه را گم نکنم؛ میان کتاب بگذارم. فاضل نظری


ای ترس! تو را شکر...*
منبع :
درخواست حذف این مطلب

he'y  

باید بروم بالهای پروانه ها و پرستو ها و بقیه چرندگان عالم را م بگذارم روی شانه ام و توی خیابان پرواز کنم و همینطور که بال بال می زنم و تلاش می کنم هیکل سنگینم را در هوا نگه دارم فریاد بکشم بله شد. بالا ه شدددددد.


he'y
منبع :
درخواست حذف این مطلب

he'y  

باید بروم بالهای پروانه ها و پرستو ها و بقیه چرندگان عالم را م بگذارم روی شانه ام و توی خیابان پرواز کنم و همینطور که بال بال می زنم و تلاش می کنم هیکل سنگینم را در هوا نگه دارم فریاد بکشم بله شد. بالا ه شدددددد.


he'y
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بلوغ؟  

وقت آن رسیده که سر جای خود بنشینم.وقت آنکه فرض ها و آرزوهای خود را کنار بگذارم.وقت آنکه تغییر کنم وقتش رسیده


بلوغ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گله...  

گله هارابگذار ناله هارابس کن روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نيست که صرف گله وناله شود تابجنبیم تمام است تمام مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید بازکم مانده به عید این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نيست که نيست


گله...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

.:.:.  

خیلی به این تیتر فکر که چه چیزی بگذارم اما چیزی به ذهنم نرسید تمامی مطالب..تقریبا تمامی مطالب همان خط خطی های شبانه یا دغدغه های دل تنگم پاک شد همه ارتباط ها بسته شده یک بار دیگر یک ر توانست به قلب من نفوذ کند و من گذاشتم اما نمیدانستم فراموش کرده بودم من بدترین پسر دنیا هستم و ی بدترین پسر دنیا را دوست ندارد. این را فراموش کرده بودم که چرا من آقای رباتم ؟ برای این ربات شدم که فهمیدم برای ی نباید از زندگی ام بگویم ربات شدم تا این گذشته ها را مخفی


.:.:.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

طوفان دیگری در راه است...  

فکر می کنم که دچار ح ی شبيه دوست داشتن شده باشم نمی توانم اسمش را بگذارم عشق.برای اینکه به قول همیشه ی تو،عشق ساده نيست. ولی دوست داشتن چرا کافیست که تو دختری را تصادفا در یک مهمانی ببینی\-مهمانی ای که ایرانی ها به مناسبت چهارشنبه سوری برگزار کرده اند\-و قیافه اش به دلت بنشیند.و بخصوص چاله ای که موقع خندیدن،روی گونه اش می افتد،توجهت را جلب کند. با کمی پررویی جلو بروی و با قدری پررویی بیشتر،سر صحبت را باز کنی و در همان چند دقیقه اول،متوجه شوی که


طوفان دیگری در راه است...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مسافر کربلا  

ای اهل وفـــــا به یادتان خواهم بود هنگام دعــــــا به یادتان خواهم بود حالا که مسـافــر دیــار عـــشــقـــم در کرب و بلا به یادتان خواهم بودمدوستان عزیز وبزرگوار سلاممیخوام به سرزمینی سفر کنم که جای جای آن جای قدمهای زینبه…میخوام به سرزمینی قدم بگذارم که اگه با گوش دل بشنوی هنوز صدای “غریب مادر حسین”بی بی پهلوش ته در آن طنین اندازه…میخوام به جایی قدم بگذارم که زینب کبری س از بالای آن نظاره کننده صحنه گودال قتلگاه بوده تل زینبیه و میخو


مسافر کربلا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من دلم پیش ... ی نیست ، خی ... راحت :))  

بسم الله مهربون من دلم پیش ... ی نيست، خی ... راحت منم و یک دل دیوانه خاطر خواهت باز فکرت به کجاها نکشیدست عزیز؟ کوچه جا پای مرا،بی تو ندیدست عزیز فکر من نيستی،اما به خودت فکر ... بی تو من ثانیه ای تاب......خودت فکر ... میشود جز تو دلم پیش ... ی ... ر کند؟ نکند عقل تو را اینهمه در ... ر کند ... بخدا اینهمه تحقیر شدن حقم نيست خوار هم میشوم اما گل من ،حقم نيست دست بردار،من از این فاصله ها میترسم مشکلم حل نشد ازمساله ها میترسم دست بردار ،بیا ،پای رسیدن دارم با تو ب


من دلم پیش ... ی نیست ، خی ... راحت :))
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حالم از بوی عود او خوش است(2)  

«شما علوی ای محمدی ای نور و المومنین علیهما سلام تو وجودته فقط این سگه، سگ نفس، یه ذره اومده سر راهت اذیتت می کنه اون رو هم باید بزنی پرتش کنی کنار ... راه بسته نيست، برای همه بازه، فقط کافیه حرکت کنیم ...» پ.ن خسران مبین من، روزی است که از سایه ی خنکِ روح افزای شما فاصله بگیرم و خودم را با جهنم این دنیا تنها بگذارم.


حالم از بوی عود او خوش است(2)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلنوشته  

گاهی دلم می خواهد زمان را بگذارم روی دور تند. چه ... ی از حسرت و زمان از دست رفته حرف می زند؟ من هرگز به عقب برنخواهم گشت، فقط به نقطه انتها نگاه خواهم کرد. آنجا که آرامش ابدی منتظر است. زیر بار سن ... نی این عقربه ها....خسته ام. دلم می خواهد قرن ها بخوابم.


دلنوشته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

می خواهم سه چهار روز اینستاگرام را ببوسم بگذارم کنار. تلگرام هم در حد ۱۰ دقیقه پیام های روزانه . همین. فعلا خیلی ظریف دارد نظم زندگیم را بهم می ریزد. به جایش ۲۰۰ صفحه ی جلد اول کتاب تولستوی را تمام می کنمُ کیک می پزمُ سر وقت می خوابم. کار بزرگیست.


منبع :
درخواست حذف این مطلب

آرزوهای پشمکی  

دلم می خواهد خودم را پرت کنم روی یک سطح نرم، فرو بروم، فرو بروم، و هیچ کار نکرده ای نداشته باشم. که یک لحظه راحت، چشم هایم را بگذارم روی هم، بی کابوس بخوابم.. حیف شد که انسان «فانی» نيست. نه؟ فکر «بعد»، مگر یک لحظه راحتمان می گذارد؟


آرزوهای پشمکی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صدا!  

تصمیم گرفتم برای آنکه چیزی از من بماند، هرازچندگاهی داستانکی بخوانم، یا شعری، یا یک رمان را بخش بخش، یا هرچیز خواندنی دیگر، و بگذارم توی بلاگ. رمزدار خواهند بود؛ رفقایی که خواستند بشنوند، اینجا بگویند که رمز پست ها را بفرستم..


صدا!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ریا  

بعضی از آدم ها خیلی دورو هستند. و در عین حال فرض می کنند ... ی متوجه رفتارشون نيست. فکر میکنن روی سر آدم ها دوتاگوش هست. گاهی دلت میخواد بهشون ب ... اگه به روت نمیارم نه به خاطر اینه که نمیفهمم بلکه برای خاطر اینه که نمیخوام سی سال در کنار ... ی کار کنم که باهم قطع رابطه باشیم. پس خواهش میکنم ادامه نده و ادای آدمهای مصلح و دلسوز رو در نیار. خدا رو شکر میکنم که انقدر از درون اطمینان رو بهم داده که نخوام به خاطر منافع زودگذر پا روی شان و منزلتی که یک معلم


ریا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گاهی دلم می خواهد..  

گاهی دلم می خواهد گله ... ی داشته باشم و فارغ از هیاهوی دنیای پول و اقتصاد و تجارت هزار رنگ به کوه و صحرا بروم و با اعص ... آرام در طبیعت خدا بگردم ...برای تک تک ... انم اسم بگذارم و آنها را با اسم صدا بزنم..برایشان در زیر سایه درختی یا بر بلندای ص ... ه کوهی نی بزنم و بزغاله ای شیطون و بازیگوش را برای هدایت گله به جاهای سر ... و مناسب در جلو گله بگذارم و خودم نیز سوار بر الاغ در دشتی پهناور وضعیت چرای ... ان را مدیریت کنم و دم دمای غروب با ... انم که سرخوش و سیر


گاهی دلم می خواهد..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

توضیحات  

ب ... وعرض ادب خدمت دوستانی که از وبلاگ بنده بازدید میفرمایند نمی دانم چرا مدتی است در ... ویا حداقل در این وبلاگ ع ... ها بار نمیشوند ومجبورم گزارشها را بدون ع ... بگذارم ولی گزارش بدون ع ... وکروکی دلچسپم نيست بنابراین تا رفع این مشکل وبلاگ دیگری در میهن بلاگ با همین نام پای در راه باز کرده ام وگزارشها را علاوه بر اینجا در آنجا هم میگذارم ولی با ع ... لطفا در صورت تمایل به آنجا هم مراجعه فرمایید . آدرس کامل http mrrahnavard.mihanblog.com


توضیحات
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ی هست؟  

راستی؛ یک نفرتان هست بیاید سر به شانه اش بگذارم برای زار زار گریستن، در این روزگار قحط شانه ها؟


ی هست؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غریب توس  

به شهر طوس غریب وبه دور از وطنم فتاده زهر جفا آتشی به جان وتنم به خود بپیچم وامید بر شفایم نيست به خاک حجره ام آغشته گشته این بدنم کنون که زهر اثر کرده خوب می فهمم که در مدینه چه آمد سر عمو حسنم دوباره یاد من افتاده چادر خاکی به آه وناله عزادار این غم کهنم نه محرمی به برم همدمی ندارم من بیا جواد که محتاج یار هم سخنم بیا که سر بگذارم دمی به زانویت زبعد غسل تنم ،کن بدست خود کفنم بخوان به پیکر من روضه ی علی اکبر بخوان زآنچه کشیدست جد بی کفنم شاعر اسم


غریب توس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شگفتا  

هر روز به آمار وبلاگ که سر میزنم ده بیست نفر بازدید کننده داشته عجیبه چرا آخه؟؟ من که مطلب تازه ای میگذارم نه مطالب قبلی خیلی نایاب هستند هرچند سعی دارم که از یکی دو هفته دیگه که سرم خلوت شد، مطالب متنوعی در وبلاگ بگذارم، اما اگر ی دلیل بازدیدها رو بگه، ممنون میشم


شگفتا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نتایج غیر عقلی و غیر انسانی!  

در برخورد با برخی افراد و افکار، به این نتیجه رسیدم که راهنمایی و نقد ... حتا از سر دلسوزی هم کار اشتباهی است چراکه آن فکر یا فرد، ظرفیت ندارد و ناراحت می شود باید بگذارم بعد ار آنکه فاجعه و ... ... رخ داد، سر برسم و با او مشغول همدردی شوم... اینطور، نه تنها ... ی ناراحت نخواهد شد؛ بلکه خوششان هم می آید ما هم آدم خوبی بنظر می رسیم


نتایج غیر عقلی و غیر انسانی!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

باورم کن ای عشق !(عاشقانه) poet:mohammad-k  

میخواهم زندگی کنم ، و بگذارم دیگران هم زندگی کنند دوست داشته باشم ، و بگذارم دیگران هم دوست داشته باشند میخواهم تا بی نهایت عاشق شدن را ادامه مطلب


باورم کن ای عشق !(عاشقانه) poet:mohammad-k
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بدون شرح  

می خواهم امروز را، مورخ 26مرداد، نشان بگذارم. برای هفته ها و ماه هایی که از حالا انتظارشان کلید خواهد خورد. برای اجرایی شدن حرفی که امروز را به انگیزه و امیدی برای آغاز بدل کرد. امیدوارم...


بدون شرح
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همیشگى  

همیشه فکر می هر ی که وارد زندگیم می شود باید برای همیشه بماند. شاید برای همین بود که هیچوقت از آدم های زندگیم ناراحت نمی شدم و سعی می برایشان سنگ تمام بگذارم. فکر می آن ها را باید به هر قیمتی نگه دارم. حتی به قیمت اینکه بیشتر وقتم را برایشان بگذارم و انرژیم را جشان کنم. بارها و بارها اتفاق می افتاد که از رفتارهایشان، از حرف هایشان، از فکرهایشان می رنجیدم ولی سکوت می تا آن ها را در زندگیم حفظ کنم. هر چه می گذشت بیشتر از ی که می خواستم باشم فاصله می


همیشگى
منبع :
درخواست حذف این مطلب

طلسم دستمال کاغذی  

این نوشته به منظور رمز گشایی و گشودن از طلسمی است که اسمش طلسم دستمال کاغذی است.فرایند این طلسم به این ترتیب است که ی از شما در یک موقعیت خیلی خفن و باریک و منجر به وخامت یک عدد دستمال کاغذی طلب می کند و شما در همه جیب ها و کیف و سوارخ سمبه هایی که شکش را می برید که ممکن است دستمالی باشد را می گردید اما هیچ چیزی که نشانه ای nbsp از دستمال باشد یافت نمی شوئد حتا قبض بانکو از فردای آن روز یک بسته دستمال کاغذی در کیف و جیبتان گذاشتید بی بروبرگرد و بی اس


طلسم دستمال کاغذی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

«بیکرانه وجود»  

نام این سکوت جانکاه را چه بگذارم؟ قبض،برزخ یا وداع؟ آ ... جان بهار من با جانم تو را یافته ام با جانم تو را شناخته ام و با جانم با جانم دوستت داشته ام... آیا امید و انتظاری برای رهایی از این برزخ هست ؟ پ.ن قول داده ام مانند ... ان صبور باشم تا زمانی که به تو می ... شم فریاد نزنم...


«بیکرانه وجود»
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دنیای ما دنیای شادی نیست  

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نيستبه این صحرا که من می آیم از آن اعتمادی نيستبه دنبال چه میگردند مردم درشبستان هادر این مسجد که من دیدم چراغ اعتقادی نيستنه تنها غم سلامت باد گفتن های مستان همگواهی میدهند دنیای ما دنیای شادی نيستچرا بی عشق سر برسجده ی تسلیم بگذارمنمیخوانم ... ی را که در آن از تو یادی نيستکنار بسترم بنشین ودستم را ب ... ر ای عشقبرای آ ... ین سوگندها وقت زیادی نيستمرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوستتو وقتی با منی دیگر مرا بیم


دنیای ما دنیای شادی نیست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

معرفی سایت  

سلام خدمت تمام مشاهده کنندگان وبلاگ برترینهای جهان بنده آقای بلوچی یار هستم وسازنده این وبلاگ دراین وب میخوام برترینهای جهان ورکوردارترین های کره ای خاکی را بگذارم تابهتراشنابشین ازهمه شم ... نندگان این وبلاگ سپاس گذارم


معرفی سایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به انقلاب می روم  

به انقلاب می روم؛ بساط کتابم را پهن می کنم وَ همه ی شعرهایی را که نخو حراج می کنم باد، تمام احساسم را کف خیابان پخش می کند برگ برگِ غرورم در هوا می د... مردمی که اغلب شاعر نيستند به کمکم می آیند اما مگر می شود اشک های ریخته ی یک شاعر را جمع کرد ؟ بی فایده است ؛ باید تمام شعرهای زمین افتاده را به بلندترین صدا به فروش بگذارم شاید تو از این خیابان رد بشوی...


به انقلاب می روم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

"هیچوقت در رؤیای خودم جا نشدم"  

هیچوقت در رؤیای خودم جا نشدم آسمان آن قَدَر آبی نت د یا که باران قدر کافی خیس نبارید شهر زیر پایم دو دو می زند چهره های خسته زیر دود سوسو می زند من چرا تنها چرا تاریک؟ این خیابان پر از ج چرا باریک؟ تیر چراغ ها نفس را می برند در دل نور تاریکی را می کشند من میان رؤیای خودم جا نشدم من در این کاغذ مشکی شبم تا نشدم من ستاره یا که باران نشدم حتی یک سوسوی کوچک در دل زندان نشدم چون که شب ها قدر کافی تاریک نيست قد من اندازه ی رؤیا باریک نيست آبی باران در قد


"هیچوقت در رؤیای خودم جا نشدم"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من باید منتظر همین اتفاق شیرین باشم...  

پ و زرشکی \-خا تری ام را از خیاط بگیرم.کفشهای طوسی نویی ک باهم از خیابان احمداباد یدیم و از انروز گذاشته ام توی کمد تا وقتش برسد پا کنم.سوغاتی کوچولوت را بگذارم توی کیف زرشکی ام.دسته گل کوچکی برایت ب م.قرارمان بشود اول خیابان مورد علاقه من.دستت را بگیرم توی پیاده رو اش ساعت پنج ونیم عصر ک خورشید تازه غروب میکند رستاک حلاج بخانیم بلند بلند حرفهای روی دلمان مانده را بزنیم برویم تا انتهای باربارا تا ابتدای کافه ای ک تنها از دور چراغهای چشمک زنش را


من باید منتظر همین اتفاق شیرین باشم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ابهام  

طبق معمول بیدار شدم که بروم ریز ریز می آمد. ترسم آمد قوری را داغ روی اجاق بگذارم. ترسم آمد برف ها آب شود. با این ترس هم خو ... دم و ریز ریز کارها را نم نمک پی ... ری ... . در ورزش ... رکورد دویدن را زدم نزدیک 10 کیلومتر در یک ساعت. خدا را سپاس که ما را در ذهن پرورش داد و ع ... هایی که طراحی کردیم تا در سایت آپلود شود. متنی که در بالا نوشته شد، متنی پر ابهام و کلیدواژه هایی است که ... وما بار معنای زیادی ندارند ولی شاید داشته باشند.


ابهام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

شاید دلم بخواهد بروم تهران و او را ببینم و نگاهش کنم و ببوسمش. نه چون عاشقش هستم. عاشق ی نيستم. حالا و امروز نه. شاید دیگر نباشم. شاید ندانم، نشناسم. اما دیدنش خوب است و همه ی مخلفاتش خوب است و با او خیلی به من خوش می گذرد و بدون او هم راستش فلج نمی شوم. امروز و حالا این طورم و چند روزی است که این طورم. دوست نداشتن نيست. یک چیز دیگری است. یک جور شاید خلاصی و راحتی. شاید همان چیزی باشد که او هم می خواهد. نمی دانم. یک جور در لحظه رفتار . در لحظه در آغوش کشی


منبع :
درخواست حذف این مطلب

امان از دست آدم ها...  

از دید من همیشه همه آدم ها خوب و مثبت وبهترین هستند تا زمانی که ب ان به صورت واضح توی چشمم فرو برود و مثل زخمی بر قلبم بنشیند...تازه آن موقع است که هنوز هم نمیتوانم باور کنم که ی اینقدر بد شده باشد و هزار اما و اگر می آورم و سعی میکنم خودم را در مقامی بگذارم که بتوانم شرایطش را درک کنم وکمی پایم را در کفشش کنم وراه بروم و آن وقت برای خودم کمی استدلال و ادله جمع آوری کنم که کفشش پای من را هم زد، چه برسد به خودش...اما ... اما گاهی هرچه سعی کنی قضاوت نکنی


امان از دست آدم ها...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شرم دارم...  

از انسان بودنم شرم دارم گاهی می خواهم انسان نباشم ی باشم پا روی یونجه ها بگذارم اما دلی را دفن نکنم گرگی باشم ها را بدرم اما بدانم از روی ذات است نه هوس خفاشی باشم که شبها گردش کنم با چشمهای کور اما خو را پر پر نکنم کلاغی باشم که قار قار کنم اما پرهایم را رنگ نکنم که دلی را با دروغ بدست بیاورم . علی شریعتی


شرم دارم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تولد...  

فردا تولدمه یک تولد سرد سرد سرد.... بنا داشتم فردا هم مطلب بگذارم گفتم شاید فردا نفسی نباشه هر چند که الانم زیاد امیدوار نيستم .... در کل امروز تقریبا ساعت های آ ... بیست و شش سال ... رو گذران میکنم بد ترین و تلخ ترین و مرده ترین روزگار عمرمو سپری میکنم هیچ گاه دلیل این همه مشکلات را فراموش نخواهم کرد.... نفرین


تولد...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شبیه  

گاهی شبيه نيستندو باید وانمود کنی که شبيه اند. اما گاهی در میرود همچون سیلی، به خودت میاییو میبینی هیچ چیز شبيه نيست، انگاری اما چیزی در پس ذهنت میگوید شبيه بود روزی اما پس چرا اینگونه در هم میپیچد و باز از نوشباهت های بی بدیل تکرار میشوند در متن حقیقت و تو فقط میتوانی بروینه بیایی ...


شبیه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اسطوره برگشته است  

یک ماهی میشود. چرا تازه نوشته ام؟ نمیدانم. شاید چون دیگر اسطوره، اسطوره ی من نيست. شاید اسطوره ی ر ... انای چندسال پیش بود. اسطوره الان فقط دوست من است که گاهی با هم حرف میزنیم. این مدت یک سری اتفاق هایی افتاده که بنابر دلایلی نمیخواهم حرفی از آنها بزنم. یکی از دلیل هایم این است که حوصله ام نمیشود و ی ... ری خاطرات را میخواهم برای خودم نگه دازم. میخواهم با پرویی تمام شادی یادآوریشان را فقط برای خودم بگذارم این مدت اتفاق هایی افتاد که زند ... م را تغیی


اسطوره برگشته است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

با افتخار ام!  

اگه تمام بد و بیراه هایی که نثار ها میشود را کنار بگذاریم، شدن اتفاق خاصی ست. برای من بسیار لذت بخش و دوست داشتنی بود و همیشه از به دوش کشیدن این سمت احساس خوبی دارم از حدود7 سال پیش میخواستم درمورد این حسم پست بگذارم دلیل دیر نوشتنم هم این است که هروقت دست به قلم می شدم می دیدم انگار نمی شود تمام احساس شیرینم را توی قالب کلمات بیاورم.اما گذشت تا امروز که من صاحب دو برادرزاده هستم.دنیای عزیزم که هشت ساله است و تمام کارهایش من را یاد بچگی خودم می


با افتخار ام!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

118- قبرستان و زاده دردست بازسازی و قبر آیت الله جودت  

ب خواب دیدم باز هم در زاده ای هستم که بارها خوابش را دیده بودم . خیلی شبيه شاه عبدالعظیم است. البته به نظر گنبد بزرگتری دارد. حیاط زاده هم قبرستان مومنین است. ظاهرا داشتندحیاط را بازسازی می د. زمین را کنده بودند. حیاط بسیار بزرگی بود. مثلا ازسه حیاط که جمعا به اندازه یک زمین فوتبال میشد یا چیزی شبيه به آن. درقسمتی ازحیاط دیدم چند نفر دور قبری جمع شده اند. چند بودند که قبر آیت الله جودت را پیداکرده بودند. مردم عادی نمیتوانستند آن قبر را پیدا کنند.


118- قبرستان و زاده دردست بازسازی و قبر آیت الله جودت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزهای پربرکت  

سلام برروزگار خودم..... دیروز چهارشنبه بود .و پر برکت ...خواستم متنی را به عنوان سند به یادگار بگذارم که دیروز را فراموش نکنم.اما انصاف نبود اگر فقط دیروز را میگفتم. همه روزهایم شده برکت ؛شادی...از زمین و اسمان بر من شادی ؛ برکت؛مهربانی می بارد . من خاضعانه؛شادمانه؛خ ... که در این ... ست دوست دارم و سپاس می گویم. اری خدا نزدیکتراز ان است که حس میکنی .


روزهای پربرکت
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.406 seconds
RSS