جستجو ها
etymology احادیثی زیبا درباره ی برکات صلوات مسابقات کشتی پیش وتان اسان گفتم خواهرم ماشین سوغاتی پسره اینکه بازار خلاصه اینکه غیررسمی آندره سیلوا به میلان پیوست دلیل جدل قدرتهای بازی سازی چیست گزارش کارآموزی شرکت خدمات هواپیمایی تحقیق تاثیر ساختار سازمانی بر عملکرد کارکنان خدایا یه راهی پیش پام بذار html وبلاگ کتابخانه عمومی شهر میان اقلید آهنگ حبیب محبیان حال خوشی ندارم دست از سر من بردار قالی بافی در روستای ممش خان هانری الیس بازیکن بزرگی است ظرفیت تکمیلی نمونه تی دهم لولیتا دخترانی که به عنوان عروسک خدمت سربازی واقعی بازیکنان لطفاً البته خدمت سربازی پایان خدمت تازه نکنید کارت پایان سربازهای واقعی خشم جمهوریخواهان از ترامپ برای برکناری مغز متفکر کاخ سفید نمایشگاه کتاب به مناسبت میلاد رسول اکرم ص خالی از هرگونه رویای خیالم را بده شعر list شعر کامل سعدی نیکی چو از حد بگذرد نادان خیال بد کند موسیقی ترویج ترویج موسیقی رینوازرایتل سامان جلیلی یکی بر شاخه نشسته بن می برید بدون فن غزل بی کنایه می گویم ۱۰ نکته مهم برای تسکین زانودرد internet usage in iran دبستان پایه 1396 پایه بهارانه اشتر مالک اشتر مکتب سرباز ساده با وای فایبازی ماشینی 2 نفره فرمایش گهربار حسن مجتبی علیه السلام پیش بینی علی درباره وپرچم های سیاه umts matlab دریاچه گهر فیروزه ای بر دامن اشترانکوه پرداخت کمک نقدی به مناسبت ماه مبارک رمضان ساعت بازی بسکتبال ایران و لبنان امشب ساعت ۲۲ ۳۰ گردش تفریحی با برترین های تیرماه آهنگ جدید ylvis به نام the fox what does the fox say اطلاعیه جشن میلاد علی علیه السلام وقتی که می آیی کنارم شاد خوشحالم مخفی شدن پست ها در لاین طریقه وارد مختصات یو تی ام در کد اهنگ من بهت علاقه دار م پاشای نوحه رقیه اسیرم ب ا شو ای صغیرم معنی شعر ستایش در کتاب فارسی هشتم حضور تیم سالان لار در مسابقات قهرمانی استان وبلاگ سایت فرای بسیار تفاوت سایت بسیار فرای تبلیغات سایت بسیار تفاوت جهانبخش فرهاد مجیدی واکنش فرهاد مجیدی صحبتهای فرهاد جالب جهانبخش واکنش جالب صحبتهای فرهاد مجیدی یاران خانه خانه یاران list خامس شماره پیراهن برای من بی اهمیت است بایرن مونیخ تاریخی قوی دارد زمان پخش مختارنامه در شبکه های استانی تحقیق گیربهای اتوماتیک کانون فرهنگی تربیتی علی ع mother site dmotioninfo com معرفی آیت الله سید رضی از خاندان میرزای بزرگ که اگر زود بیایی دیر است داستان کلی اولین برنامه greater دیه در ماههای حرام 000ر000ر000ر2 ریال متن دعای تیربند دختری در این حوالی قیمت تودوزی سمند در آستانه بازی با استقلال؛ خطر محرومیت در کمین 4 تراکتوری spyware حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست خواستگاری از گ ار به هم خورد در حاشیه لغو افتتاحیه سلام بمبئی خپلواکی ازادی څه ته وایی ؟ content trust me html renegade بایرن مونیخ سومین تیم برتر اروپا در سال جواب کاردرکلاس صفحه ۱۰۳ کتاب ریاضی ششم نشر جدید لینک دعوت به گروه یاوران مهدی درتلگرام علایم سوختن خازن اسپیلیت زیبا ترین پرچم های کلش http weblog24com weblog bestantivirus ثروت بولنت ارسوی اجرای سازه های بتنی و اشکالات ان اس ام اس تبریک عید نوروز ۹۷ my sweet home ترشی سیر با رب انار موسیر ریچال خواندن مشغول کاری بخوانید خواندن شوید اراده برای تقویت اراده خیلی آدما اینه اصلا اینکه http googleweblight com lite url http mashhadoreza radif xyz list 25d9 2586 25d8 25b4 25d8 25a7 25d9 2586 25db 258c 2b 25d8 25aa 25d9 2587 25d8 25b1 25d8 25a7 25d9 2586 2b 25d8 25b4 25d9 2587 25d8 25b1 25db 258c 25d8 25a7 25d8 25b1 2b 25d8 25b3 25d8 pdf کتاب تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل احمد نقیب زاده برنامه کلاسی 94 95 پیام نور مرکز کرج درگاه کانون شبکه پیشخوان رسول از ملکان لاری باز رمضان اعمال رمضان اعمال ادامه مطلب سپری کرده دقیقه برای gilan shinkarate club کارنامه پور میربابایی انگلستان رمزگذاری استاندارد ت ارتباطات ستاد ارتباطات ت ت انگلستان ستاد ارتباطات تلفن همراه رمزگذاری تلفن startup پیشواز همراه اول کریمی اى ملائک بارداری با روح روان ما چکار می کند؟ رفع مشکلات کالاف دیوتی گوست روغن اطین یا روغن زالو بهتر است رازهایی از هدیه دادن گل اخبار سرکت خودکفایی ازادگان بوی جوی مولیان آید همی از رودکی
برترین ها


بالا ه راه افتادم

سقوط  

چنان بودی که از خود غافل و بیگانه افتادم در این راهی که میرفتی چنان از شانه افتادم اقاقی های این گلدان برایم قصه میگویند تو با اغیار و من با خویشتن در خانه افتادم من آن شاهم که با یک کودتا در هم نمیریزد من از چشمت که افتادم در این ویرانه افتادم درون آینه عمرسیت ، یک تصویر میگوید برای آ ... عمرم به این دیوانه افتادم در و دیوار این دنیا برایم حکم زندان است من از دامی که خود بودم به بند دانه افتادم تو را یک بار نوشیدم که از خود غافلم کردی چنان مستم ک


سقوط
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غزل- سنگ ها پای مرا لنگ ن د  

پایِ اصرارِ غرورم به گناه افتادم هرکجا معرکه ای دید به راه افتادم راه پ یچ و خمی ساختم از عشق مگر؟ سال ها در پی یک جرعه نگاه افتادم سنگ ها پای مرا لنگ ن د از راه چشم تا بستم از این راه به چاه افتادم بارها در دل یک برکه به خود لرزیدم چون در ع تو، در آیینه ی ماه افتادم پایِ اثبات خود آنقدر که سرگردانم تا کمی پیش تو برخاستم، آه افتادم عشق اگر ساخته_پرداخته ی ذهن من است جان بها شد ولی از پول سیاه افتادم شاعر سحر زینلی سحر ذینلی شعر زیبا سلام


غزل- سنگ ها پای مرا لنگ ن د
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همینو میخواستی ؟  

بیا ... همینو میخواستی ؟ همه روزایی که درس خوندم تو مغزم داره دوره میشه میچرخه میچرخه میچرخه و الان سرگیجه دارم شدید بیا .. همینو میخواستی ؟ حالا یاد آرزوهایی افتادم که واسم محال شدن یاد روزایی افتادم که اب شدن یاد عصر های ایی که کارنامه آزمون قلم چی رو میدیدم و اونی نبود که میخواستم یاد اولین تا مویی که سفید شد یاد بیرون انداخته شدن از گود یاد قضاوت های بی جا و سر سر کی یاد هر چیزی که به کنکور ربط داشت و نداشت بیا .. همینو میخواستی ؟ حتی یاد کلاس


همینو میخواستی ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نود و چهار  

بسم هو من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هم به دل دریا برد علامه عظیم الشأن طباطبایی عزیز اسئلکم الدعا الطریق الی کربلا ثم من کربلا الی القدس ان شاءالله ... یا علی مدد


نود و چهار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خداحافظ فرمانده  

حلب آزاد شد با تقدیم یه عالمه شهید یاد جهاد یاد شهید احمد محمد مشلب یاد ... همدانی یاد شهید صدرزاده یاد شهید محمود رضا بیضایی افتادم یاد فرمانده افتادم ... محمد ناظری به قول اون دوبلوره آقا ژرژ پطرسیان فرمانده خواست آ ... مستندش قشنگ و متفاوت تموم شه فرمانده به نمایند ... از همه ی مردم ایران دارم میگم بدون شک متفاوت ترین و بهترین پایان مال مستند شما بود بهترین پایان ماجرا پایان مستند مسابقه فرمانده بود به قول خودتون درود خدا بر ارواح پاک ... ی م ... ع


خداحافظ فرمانده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این آ ین پلِ واسه رسیدنه  

از خواب پا شدم با وجود شب بدی که گذرونده بودم در حال صبحونه خوردن یاد جمله ی ژوان افتادم ،نوشته بود یه وقتایی باید چوب بگیری دستت بیفتی دنبال فکرت که بیراهه نره من چوب گرفتم افتادم دنبالش که جاهای بیخود نره ... دارم بیشتر بهش فکر میکنم میخوام اراده کنم ...یه اراده ی قوی میخوام برم سمتش...بهش برسم... میخوام برم فقط یه نیروی هدایتگر میخوام به کمکت نیاز دارم رفیق هعی...


این آ ین پلِ واسه رسیدنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خدایا بهم رحم کن  

تو اتاق بایگانی نشسته بودم و پرونده هارو مرتب می ... . بلند شدم پرونده ای رو بذارم سر جاش.چشمام سیاهی رفت.و نفهمبیدم چی شد. با صدای خنده ی همکارم ب خودم و اومدم و دیدم رو زمین خو ... دم و در حال بلند شدنم.کمرم و پشت سرم ب شدت درد میکرد. هنوزم نمیدونم چی شده.نمیدونم افتادم یا هر چیز دیگه ای.همکارم فکر کرده بود که میخاستم از کمد برم بالا ک افتادم و داشت میخندید. من ... ج بودم و نمیدونستم چرا داره میخنده. ... ج بودم و زدم زیر گریه. نمیدونستم چی شده ولی میدونس


خدایا بهم رحم کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

عاقا نمیدونم چرا یهو یاد این خاطره افتادم ک اولین ... ی ک بهم پیشنهاد دوستی داد ی ... ی فروش بود ی ... ری هم داده بود ول نمیکرد حالا اگه سرش ب تنش می ارزید بهم ... ر نمیداد آره دیگه،حالا ک خوب فکرمیکنم میبینم باید پیشنهادشو قبول می ... اوضاع ... اده خدا خیرش بده وسط این همه بی حوصل ... و ناراحتی یادش افتادم کلی خندیدم


منبع :
درخواست حذف این مطلب

تصویر تو پشت قطره ها زیبا بود/ فریاد زدم: کنار من می مانی؟  

باران که بارید یاد تو افتادم. یاد آن شب که پنجره اتاق را وا و تا خود صبح هم کف اتاق خیس شد، هم من گریه ، هم تو نبودی آرامم کنی. باران که بارید یاد غزل خودم افتادم... که هر ی شنید زود فهمید برای تو گفته ام.راستی خودت فهمیدی آن غزل برای تو بود؟


تصویر تو پشت قطره ها زیبا بود/ فریاد زدم: کنار من می مانی؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یک تمثیل زیبا....خودم حض بردم  

یک روز صبح با صداى استارت ماشینى از خواب بیدار شدم. استارت مداوم بود و جرقهها زیاد و مایع قابل احتراق؛ اما با این وصف حرکتى نبود و پیشرفتى نبود. من به یاد جرقههایى افتادم که در زندگى خودم مدام سر مى ‏کشیدند. و به یاد استعدادهایى افتادم که قابل سوختن بودند. و به یاد رکود و توقفى افتادم که با این همه جرقه و استعداد گریبان‏ گیرم بوده است. در این فکر رفتم که ببینم نقص از کجاست که شنیدم راننده مى ‏گوید باید هلش داد. هوا برداشته است. و همین جواب


یک تمثیل زیبا....خودم حض بردم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یه روز بووووووق  

بالا ه گرما و ماه رمضون و ورزش ن و ... کار دستم داد گرمازدگی و تهوع و بوووق و سردرد وحشتناک و رگ سیاتیک این منم که همیشه فکر میکنم درد و مریضی مال بقیه است و هیچ وقت هیچ مرگم نمیرنه این یه هفته آ م خدا حس آفتابشو داغ کرده بازم شکر هنوز نمردم ولی سخت به فکر نوشتن وصیت نامه افتادم حساب کتاب مالیم زیاد شده باید یه جا بنویسم فردا روز تف و لعنت پشتم نباشه


یه روز بووووووق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر “جشن تولد”_ پویان فرمانبر  

از زمینی که آورد بالا روی تو افتادم و هرچه می روم نجات بیشتر فرو برای او که مثل من شبیه توست ادامه مطلب


شعر “جشن تولد”_ پویان فرمانبر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سه  

من با سمفونی شماره ی ١٥ بتهون عاشق شدم ، اره درسته خیلی به نظر غلو میاد ولی من یهو افتادم رو میز بازی، میز بیلیارد و نمی گم ، میز بیلیارد و برای من نساختن،یه میز دایره ای قدیمی nbsp تا یادم میاد ، اره یهو افتادم اون وسط nbsp و تابلو ها دورم ... ، nbsp من شروع ... به چرخیدن روی میز ، سماء نه، من رو برای سماء نساختن، من چرخیدم درست مثل بطری شیشه ای خالی nbsp روی میز ، چش که باز ... سرم محکم خورد تو دیوار تنها چیزی که یادم میاد همه جا آبی بود، و تو داشتی روی سر پنج


سه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قهوه خور  

القصه اینکه ماجرای من و قهوه خوری من بیشتر از اون چیزی شد که فکرش رو می کنید. قبل از اینکه برای اولین بار برم بازار مسگران، قضیه از این قرار بود که من به خاطر هدیه ی یکی از خویشاوندانم، افتادم تو این راه که الا و بلا من باید بتونم بهترین قهوه دنیا رو درست کنم. اتفاقا قدم های اول رو خوب برداشتم، تصمیم گرفتم و راه افتادم. روز اول با شیر جوشی که از اقلام ج ه مادره شروع . اندازه یک قاشق چای شیرین قهوه ریختم، برای هر نفر یک قاشق. من تنها بودم و درست که س


قهوه خور
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دارم برای خودم کهنه ی میشم!  

مامان که کلا نمیدونستن امروز آزمون دارم فقط همکارام خبرداشتن.صبح بیدارشدم و حال به شدت بدی داشتم. فوری قرص خوردم و تصمیم گرفتم چهل دقیقه ای بخوابم بعد برم.ولی نرفتم در آ ...با این شد سومین سالی که از سن تحصیلیم عقب افتادم. البته به دلیل نیمه دومی بودن، میشه چهارمین سال یادمه دوران ابت و راهنمایی مدام اصرار داشتم جهشی بخونم و مامان بابا همش مخالفت می اصرار اونها به این بود که با جریان زندگی جلو برم و ازش لذت ببرم.نمیگم احساس میکنم حالا سه سال هم


دارم برای خودم کهنه ی میشم!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

حس مادری رو دارم که درست وقت زایمانش فهمیده بچه ش تو شکمش مرده ... ب چقدر دلم برای دختریکه کنار بخاری توی خودش مچاله شده بود سوخت..دلم یه خواب عمیق میخاد اونقدر عمیق که دیگه سوزش قلبمو احساس نکنم دلم مردن میخاد nbsp از پا افتادمازپاافتادم


منبع :
درخواست حذف این مطلب

سیلام  

به قول داش فرزاد سیلام برار ازش خبر ندارم خیلی وقته ینی دادگاش چیشد؟هعی... سلام به خودمو و وبم...نمیدونم من چرا روزی که میخوام درسمو خوب بخونم میام کافی نتو از را بدر میشم؟ آ ... ین خبر از احوالاتم اینه که دوز قرصامو بردم بالا و 20 میلی شد کم کم قراره ببرم بالا و کم کم بیشترو بیشتر... ... ا ارزش ریسک داره؟؟؟هعی...نمیدونم فقط دارم زند ... مو کم یا زیاد به فنا میدم... این یکیو سعی نکن بشی مثل ما قسمت ماهم کردیم گاهی اشتباه یاد هیچ ... افتادم هعی...نمیدونم چی می


سیلام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لواشک  

بارون نمیاد مگه اینکه مالواشک درست کرده باشیمچندروز پیش لواشک البالوووهلودرست و همسر برد پشت بام طبقه 5هنوز کامل خشک نشده بود برای همین گزاشتیم کمی دیگه افتاب بخورهدیروز هوا به شدت بارونی بودشب که همسراومد خونه گفت محل کارش یه بارونی میومدکه نگووووو. nbsp یهو یاد لواشکا افتادم گفتم وای خداروشکرکه بارون نیومده اینجااینقدربارون دوست دارم ولی ناخداگاه اون حرفوزدماخه پارسال لواشک مالو درست کرده بودم یهوبادوبارون اومد وماهم داشتیم لذت میبرد


لواشک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تف به روی همتون.الان کیف میکنید من عذاب میکشم.ظالمها  

حالم بده.بارون میاد.داغونم.درد دارم.هر هشت دقیقه یه دقیقه جیغم میره هوا.پاهام توان نداره.نمیتونم بشینم.راه برم.من چندسالمه به این روز افتادم؟این حرف خودم بود تو.پست های قبل. ... هم دیروز گفت.از ارمایش های سابق پرسیدگفتم هفده سال ... ازمایش دادم.کلسیم و.ویتامین دی کم بود.اهن کمبود.من نرمال بودم.تا همون 13\-14.بعد داغون شدم.داستانش مفصله.هرروزش من عذاب روحی کشیدم .عذاب .الانم داغونتر داغونتر.داغونتر.کاش بمیرم.اصا نمیتونم.خودمو.نگه دارم.راه میرم میفت


تف به روی همتون.الان کیف میکنید من عذاب میکشم.ظالمها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بالا ه راه افتادم...  

بعد از س ماه امروز تزیینی های جشن عقد رو اوردم جمع کنم واسه روز مبادا... \+ احتمالا تزیین خونه خودمون... \+ شایدم تزیین خونه آقایی اینا واسه حنابندون... یعنی دارم قبلی ها رو جمع میکنم واسه این گل ها... ی روز میخام اینا رو درست میکنم... خودم میدونم...


بالا ه راه افتادم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیشعوری  

خاویر تو کتاب بیشعوری یه حرف خیلی قشنگ زده که خود جمله اش یادم نیست ولی مضمونش اینه بیشعورها از هر قشری هستن تحصیل کرده ها و... . این یعنی بیشعوری ربط به شخصیت ادما داره که با تحصیل و شغلای بزرگ و بالا رتبه از بین نمیره به نظر من یکی از علایم بیشعوری اینه که مریض باشی و بری مهمونی. حالا هرچقدر که می خواد تحصیلات داشته باشه خب آخه ادم بی شعووور هم میزبان هم مهمونای دیگه رو مبتلا می کنی.هدف از مهمونی رفتن فقط دور همی و خوشگذرونیه. وقتی مریضی و با حض


بیشعوری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

39.دل نازکِ نازک...  

نمیدونم چرا این روزها همش به همدیگه ... ر میدیم... نه سر موضوع مهم اما خب همین چیز های بیخودی هم ناراحت کننده اس...امروز کلی ناراحتم... nbsp ... سلطان قلبها رو میداد... یاد ... عاشقونه مون با اون آهنگ افتادم و گریه ام گرفت که این روزها انقدر برا چیزهای کوچیک ... ر میدیم به هم... به همسری اس دادم که دلم گرفته و یاد ... یدنمون افتادم... گفتم میترسم و نمیخوام از هم دور بشیم گفت منم همینطور... nbsp نمیدونم اثر چی که بعضی روزها انقدر دلنازک میشم و به ترک دیوار هم گریه م


39.دل نازکِ نازک...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دارم برای خودم کهنه ی میشم!  

مامان که کلا نمیدونستن امروز آزمون دارم فقط همکارام خبرداشتن.صبح بیدارشدم و حال به شدت بدی داشتم. فوری قرص خوردم و تصمیم گرفتم چهل دقیقه ای بخوابم بعد برم.ولی نرفتم در آ ...با این شد سومین سالی که از سن تحصیلیم عقب افتادم. البته به دلیل نیمه دومی بودن، میشه چهارمین سال یادمه دوران ابت و راهنمایی مدام اصرار داشتم جهشی بخونم و مامان بابا همش مخالفت می اصرار اونها به این بود که با جریان زندگی جلو برم و ازش لذت ببرم.نمیگم احساس میکنم حالا سه سال هم


دارم برای خودم کهنه ی میشم!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

:'(  

چنان سر دردی گرفتم که همینجور یه جا افتادم. بابام رفت برام قرص گرفت از داروخونه. چه وضعیه آخه روز اول عید


:'(
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من و خودم دوتایی  

ع از نمی دونم کجا همه ی ما ؛ دو تاییم . ما و اون مایی که تو ذهنمون داریمش . همونی که خیلی وقتا باهاش حرف می زنیم . همونی که اون بالا نشسته و نقش های مختلفی داره . یه وقتایی می شه عاقل ِ درون یا می شه کودک ِ درون . این همون شخصیه که وقتایی که موندیم چی کار کنیم باهاش حرف می زنیم تا به نتیجه برسیم که چی کار کنیم . یعنی برم اینجا یعنی ب م اینو حالا چی کار کنم . بازم یاد ِ انیمیشن inside out افتادم . انگار که ما اون بالا ؛ لابه لای سیناپس های مغزیمون یه اتاق فکر د


من و خودم دوتایی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من : موجودی تمام شد!  

باورت بشود یا نه، روزی می رسد که دلت برای هیچ به اندازه من، تنگ نخواهد شد. برای نگاه م، خندیدنم و حتــی اذیت م برای تمامِ لحظاتى که در کنارم داشتی، روزی خواهد رسید که در حسرتِ تکرار دوباره من خواهی بود. می دانم روزی که نباشم هیچـــ ، تکرارِ من نخواهد شد... nbsp بهومیل هرابال به دادم برس عمق این نیمه شب nbsp قدِ اتفاق تو کوتاه نیست به دادم برس از جنون تا زمین دو تا پنجره بیشتر راه نیست ...آلوده \- رستاک حلاج بله. اینجوریاست خلاصه یه لحظه یاد جوونی‎‏هام


من : موجودی تمام شد!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان کوتاه پدر خیانت کار  

چند روز پیش تولـد ١٨ سـالگیش بود..... دختـرمو میگم تـو روز تـولدش یه غـم عجیبى توى چـ بود وقـتى ازش پرسیدم، فقط ازم خواست که از اتاقش برم پشت در پا به پاش گریه باورم نمیشد که دختر من براى احساسش اشک بریزه یاد وقتى افتادم که گریه میکردى و میگفتم اشکه تمساحه باورت ن داشتم اتاقشو تمیز می که از زیر تختش سیگار پیدا تمام بدنم ریخت... دختر من؟؟ یاد وقتى افتادم که گفتى بخاطرم سیگارى شدى و ... من خندیدم فقط... باورت ن در اتاقشو باز کرد و با سرعت تمام امد تلفو


داستان کوتاه پدر خیانت کار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تصمیم اشتباه  

سلام ،مدتی نبودم ... حال خوشی نداشتم ،بعد از کلی کلنجار رفتم بالا ... ه تصمیم گرفتم ولی.... اشتباه بود ،مهدی قابل تغییر نیست و فقط توی یک ماهی که فرصت خواسته بود درست رفتار کرد . چقدر قشنگ گفتن توبه گرگ مرگه .... ما هردو عوض شدیم هیچ کدوم دیگه اون شخص قبل نیستیم و خیلی با معیارای هم فرق داریم ... کاش مسیری که همه بهم گوشزد می ... میرفتم ، به خاطر دخترم باز کوتاه اومدم ولی تا کی؟؟؟؟؟باز افتادم توی باتلاقی که سالها توش دست و پا زدم و برای رهایی تلاش ... ... خد


تصمیم اشتباه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

۹۴  

\- سلام آقای ...\- سلام ... \- شما مگه سیستم گلستان رو چک نمیکنی؟ نمرات نهایی شده رفته\-شما قرار بود خبر بدین. منتظر شما بودم\- nbsp وقتی نمره ات خوب شده، دیگه چیچیو خبر بدم؟ \-حالا مگه چند شدم ... ؟\- ....اینم از آ ... ین نمره پ.ن. یاد دعای مادر بزرگم افتادم. وقتی با حرص و ذوق لباش رو جمع می کرد و دستش رو بالا می گرفت و می گفت ایشالا همیشه موفق باشی خدا کمکت کنه. خدا به همراهت باشه همیشهپ.ن. خدایا دعا کن تموم شه این مرحله بگذره، من دیگه گ... در ... ری درست کنم برای خود


۹۴
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زنگ حادثه ...  

صبح هایی که روز فرد هفته ست مجبورم قبل از شروع طرح زوج و فرد از محدوده طرح بزنم بیرون امروز راه که افتادم هنوز همه جا تاریک بود ... در میانه راه بعد از دوربین پلیس محترم یکی از دوستان عزیزم پیامی با تلگرام فرستاد ... صدای زنگ پیام رو که شنیدم در گوشه ای متوقف شدم ...پیامش رو خوندم ... خواستم راه بیفتم که یادم اومد ... ب باید مدارکی رو برای یه شرکتی ایمیل می ... ... همونجا مدارک رو پیوست ایمیل ... و فرستادم ... در مجموع چند دقیقه ای طول کشید ...از فرعی جهان آرا


زنگ حادثه ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پرس شصتی  

دیروز سر کار خوب بود چون از ظهر آب قطع شد و ساعت ۱ به بعد مشتری نداشتیم. فقط کلاسای آموزشی مون اومدندوتا خصوصیام خیلی رو اعصابن دلم میخواد برنمشون نیمه خصوصیام پیشرفت وفقط یکیشون همچنان درجا میزنه و میترسه و یکیم همون ۵ ساله هه اس که فقط زحمت منو زیاد میکنه امروزم تو سالن سر خوردم افتادم وسط ورزش خودم طوریم نشد ولی دوتا دمبل یک کیلویی افتاد رو شصتم و کلا انگشتم پرس شد چند جلسه قبل یه تمرین داشتیم که پشت به هم اسکات میرفتیم و بینمون یه توپ بزرگ


پرس شصتی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پرس شستی  

دیروز سر کار خوب بود چون از ظهر آب قطع شد و ساعت ۱ به بعد مشتری نداشتیم. فقط کلاسای آموزشی مون اومدندوتا خصوصیام خیلی رو اعصابن دلم میخواد برنمشون نیمه خصوصیام پیشرفت وفقط یکیشون همچنان درجا میزنه و میترسه و یکیم همون ۵ ساله هه اس که فقط زحمت منو زیاد میکنه امروزم تو سالن سر خوردم افتادم وسط ورزش خودم طوریم نشد ولی دوتا دمبل یک کیلویی افتاد رو شستم و کلا انگشتم پرس شد چند جلسه قبل یه تمرین داشتیم که پشت به هم اسکات میرفتیم و بینمون یه توپ بزرگ


پرس شستی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میدون فاطمی  

سوار یه پراید بودمیه صبح واقعیواقعی یعنی چی؟یعنی تعطیل نیست؟یعنی خیلی حس مسئولیتت رفته بالایعنی بی خیال و غیر جدی نیستییه صبح واقعی با ... ی شوخی ندارههمه چیز جدیهاز سید خندان تا میدون فاطمیرانندش یه پسرجوان بود دیدمش یاد ... راهسازیا ... ... افتادمخیلی مودب بود و من احساس راحتی داشتمروی طاقچه پرایدش یه هدفون با طول نسبتا بلند قرار داشتپیاده شدنی با اجازش هدفونو برداشتم طولشو تو ذهنم تخمین بز برا خودم بلند تر از برا بعضی ها کوتاهترخوبه


میدون فاطمی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بعضی چیزارو تغییر مرزا عوض نمیکنه  

شگفت زده شدم وقتی ع ... ای اینستای یکی از دوستان خارج رفترو دیدم . نیم ساعت طول کشید تا هضم ... که این همون اونه همون دختری که تو خونه هم با روسری ع ... میگرفت . مگه جابه جایی مرزا چیرو تغییر میده که ... مگه عقیده و مذهب و دینو عوض میکنه ؟ \+بی ربط یاد یکی از اقوام فوق العاده مذهبی افتادم تا رفت یه ماه آفریقا چادرو کندو با کت و دامن به گشت و گذار پرداخت و درجواب دیگران گفت باید همرنگ اونا بود تو کشورشون . \+پس از یک سالو پنج ماه تموم شد بالا ... ه . خوشحال نیس


بعضی چیزارو تغییر مرزا عوض نمیکنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نزدیک اما دور  

قرار بود سو رایز شود این بود که کله ی ظهر افتادم تو کوچه وخیابان ها و برایش یک کتاب یدم. اما نمیدانم چی شد دیدم دارد با کاغذ کادو ،کادوش میکند | هی میگوید «اه بیا چسب بده بهم » بعد از ظهر تا سرحد مرگ این طرف وانطرف رفتم و هی بالا پایین پ و هی پاک وشستم وخورد آ سر هم که وقت اضافه گیر آوردم به موهام مشغول شدم. بعد هم که بابا از مسجد آمد یک نگاهی به موهام انداخت و گفت «چقدر موهات شبیه اون زنه شده » بعد از تحقیقات به عمل آمده متوجه شدم منظور پدر همچین ع


نزدیک اما دور
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 10 مرداد  

10 مردادرها کن یا اسیر باش نارانان شعارهای زیادی دارد.هدف از این شعارها این است که به ما یادآوری کند که وقتی با مسائلی که بیماری اعتیاد بوجود آورده روبرو می شویم،می توانیم به طور متفاوتی پاسخ داده و در نتیجه موقعیت مان را بهبود بخشیم.خیلی وقت ها راهنما، برخی از دوستان نارانانی به من گفته اند که رها کن و به خدا بسپار این برای من مفهوم آسان و قابل فهمی نبود.در خلال بحث و گفتگو در مورد رها یک مثال واقعی از موردی که کله شقی و خود محوری من باعث درد و


مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 10 مرداد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یاد....  

امروز یاد این صحبت ... قراعتی افتادم که گفت یک روز ی ... سوار اتوبوس شد یدفع ی خانوم شل حجاب اومد پیشش نشست بعد ... ه واسه این که ... ی فکر نکن اون خانوم نسبتی باهاش دار خودشو جمع کرد روشو سمت پنجر کرد بعد که اومدن بلیطشو بد سرشو پایین می ... ر دستشو بالا میار که بلیطشو بد رانند بهش میگه این خانوم بلیط شما رو حساب کرد حاج آقا . ... تعجب می کن و میخاد تشکر کنه خانومه برمیگرد بهش میگه شما پدر ... مملکت ماهستین شما قابل احترامید. گاهی نباید از رو قیافه نتیجه ...


یاد....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کلاس مااااااا  

اگه دنبال انسان های بسیاااااااااااااااااار خون می گردی یه سر بیا سر کلاس ما واییییی خدا یعنی به غلط افتادم که نمونه قبول شدم می گم بابا ول کنین یه رو مدرسه نیاین می گن وای نه خانوم صفر میده وای نه زیست درس میده وای نه فلان وای نه .... یعنی دیگه می خواستم بالا بیارم اخه ادمم اینقدر بزنه البته من خودمم می خونم ولی خب حدی داره بابا یعنی من این بروبچ کلاسو می بینم کلا امیدی به قبولی رشته اری گیاهان دریایی هم ندارم چه برسه بالا تر رفیقم ۱۸ ۵ شده نزدیک


کلاس مااااااا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فلدسپات  

مقدمه طبق نظر deer در سال 1966 feldspar از کلمه سوئدی fied و spath منشاء گرفته است. کاسل و وینگسون در سال 1960 به منشاء آلمانی feldspar اشاره کرده اند بدین صورت که کلمه آلمانی spar به هر ماده ای که شفاف و یا نیمه شفاف بوده و قابل بهره برداری باشد اطلاق می گردد. کانی فلدسپات در حدود60 سنگهای پوسته جامد زمین را در بر می گیرند. بطوریکه 60 سنگهای آذرین، 30 سنگهای دگرگونی و 10 سنگهای رسوبی را فلدسپاتها کرده اند. فلدسپات ها بخشی از کانیهای سنگهای آذرین و به خصوص سنگهای آذرین


فلدسپات
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.425 seconds
RSS