جستجو ها
مسابقه سلامت شبکه سلامت دور زدن ح روح در تلگرام من دیگه ادم سابق نمیشم دومین نمایشگاه بهشت بقیع آمأدگی آزمون استخدامی اموزش شعبده بازی با ورق html مامان خوشگلم تولدتت مبارک عبادتی در اوج حضور outlaws and angels قانون شکنان و فرشتگان کانال عاشقانه تلگرام اوسنه گویان چهد انی هستن استرالیا امتیاز ویزای مهاجرت دریافت طریق طریق تخصص دریافت ویزای ویزای اسکیلد ویزای مهارتی اسکیلد ورکر ویزای مهارتی اسپانسر ویزای مه روشن فرزاد موتمن مقاله the use of methods based on artificial intelligence for improving an efficient communic شبهة ذنب ال خلی نحکی بتجرد کیف بدنا نفهم ان ال المجتبى لم یکن کثیر ا واج والروایات عندنا مزار شهید جواد تیموری کاردستی شب یلدا شب چله کانال روز آزاد سازی مشهر معرفی رمان تلخ تر از عسل سنگ عمامه دار در دفینه html شهادت حضرت رسول اکرم ص برنامه است هلال احمر ساوه html شعر مسافر از سهراب سپهری your crack in me up رمان چشمهایی به رنگ عشق طرح 3بعدی تابلو روان.html سنسور مغناطیسی برای گوشی هواوی پیام نور تهران غرب حاجیلو رایگان کتاب آداب الطلاب و آفات الطلاب از پهپاد دست پرتاب ف اد رونمایی شد مسابقات ووشو قهرمانی کشور استان گیلان چاب ر html مقاله و انشا برای عید مبعث تحقیق کامل در مورد بعثت اکرم ص 5 اردیبهشت گزارش جلسه کارگاه تخصصی زبان انگلیسی دوره اول متوسطه استان ناحیه دو انزل و نازلو mahmoudi نصب و تعمیر کولرگازی صبحت بخیییییر اکورد گیتار اهنگ از تو دلگیرم که نیستی کنارم.html آموزش مرحله به مرحله و طرز تهیه کیک لامینگتون بسیار لذیذ مخصوص مهمانی معنی نخستین باده کاندر جام د html عفو ی سال 96 شرایط و نحوه استفاده از عفو ی سال 1396 عفو زندانیان در سال ۹۶ رمان در تمنای توام برای کامپیوتر موبایل آندروید شهرداری تهران را پذیرفت اکورد گیتار نماشون شو بیه مه یار نمو یار د چی میخوای از این زندگی پاشو بریم خب سریال رهایی مستقیم لینک رهایی رهایی html جزوه بتن ۲ محمودزاده تهران html گروه بین الملل حوزه اروپا تحقیق طبقه بندی اساس شدت 24 ص تسهیلات وام بامعدل حساب بانکملت خوشحالی یعنی تولد اقامون باشه مادر دلسوز برنامه خندوانه ویژه شب یلدا آذر حضور در محل ساختمان پلاسکو نشنال جئوگرافیک پایان نامه آماده مدیریت 5956 حکایت ت و فرزانگی ده شهر به شدت خطرناک دنیا مراحل لقاح از تخم گذاری تا تولد کانال جک های غضنفر و حیف نون نبودن من مردمک مار گان در چشم راست html بروزرسانی جدید ویندوز پاو وینت درس 4 آماد دفاعی نهم لووه علی زیباترین سروده ی هستی درس پژوهی پایه دوم دبستان به ماه نگاه کن محمد جوانبخت نمونه سوالات رایگان family and friends html شوخی حیدری با دروازه بان ها ایشالا قسمت همه آرزومندان فقط به خاطر آقا مهدی عزیز متن اهنگ های مازندرانی نماشون شو بیه.html تصویری خاص از مسی و همسرش اعتصاب با طعم پفک سیاه آپدیت گل ی اس آهنک 25 یاشام دایم قوجال مشام اعتراض به خشونت ن وبگاه انجمن شیمی ایران ایا ازدواج عمو گ با یلدا باکری حقیقت دارد html آهنگ تیتراژ زیر سقف دودی دلتنگ دلتنگ پروژه های انجام شده با avr یار کجایی دقیقا کجایی aspire r 13 r 14 دو لپتاپ کانورتیبل جدید زیبا قدرتمند از ایسر html زن دوم خواستگاری سوم فرازهایی از بیانات انقلاب در دیدار با آزادگان ماجرای شوخی جنجالی احسان خواجه ی با آزاده نامداری بنفش عه طرح تدبیر کامل شده ورد تفاوت خازن خشک و روغنی html بیلد نویر برای بازی مقابل لورکوزن آماده خواهد بود ایا هری استای گی هست html برنامه ساز اندروید طلایی تکلیفی بنویس تکلیفی همیشه عطر ادکلن دلچه گابانا ولوت میموسا بلوم dolce gabbana velvet mimosa bloom فصل نهم کتاب تشکینی html اسب های آبی چه می خورند آخه این چه وضعشه دی وی دی فابریک پژو پارس داشبوردجدید پیشنهاد ویژه معرفی کتاب پرندگان آهنین
برترین ها


با چادرم بی رنگم توی خونه هفت رنگم

42. بهار می آید ...  

خدا کند سرانجامِ این فصل سرد و سیاه براستی ... شودو تو از انتهای قصه طلوع کنیما نیز تولد بهار را جشن ب ... ریمو پرنده ی کوچک آرزو بعد از سالها بي پناهی به خانه اش برسد.بهار را به فال نیک می ... رمو همچنان رهسپار راهت می شوم ای دوستکاش بدانی چه دلتنگمچه بارانی ام چه بي رنگم


42. بهار می آید ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

...  

ف میگه تو ... ی، مثه ... آرومی. آ هم تاکید کرد که خیلی ... ی. خودم هیچ حسی در مورد رنگم ندارم. شاید یکم فک می ... بنفشم. الان که فک میکنم میبينم الف بيشتر بنفشه. شاید خودمو هم رنگ اون میبينم. ... برا من بيشتر خداست


...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عاشقای شهید ابراهیم هادی بخونن  

به محض رسیدن به ارتفاعات انار و منطقه درگیری، یکی از بچه ها با لهجه مشهدی من رو صدا کرد و گفت حاج حسین، خبرداری ابراهیم رو زدن بدنم یکدفعه لرزید، آب دهانم رو فرو دادم وگفتم چی شده؟ جواب داد یه گلوله خورده تو گردن ابراهیم . رنگم پریده بود، ناخودآگاه به سمت سنگرهای مقابل


عاشقای شهید ابراهیم هادی بخونن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من...  

تو این دنیای وارونه چه دردت رو میدونه؟ توي فکرای آشفته ات ی دردت رو می خونه؟ زمونه بي وفا تر شد صدای آه کم تر شد جهان بي وفای ما چه راحت با ما ها بد شد کجا نالم من از دردم؟ کجا زجه زنم سردم؟ کجا گویم که تنهایم؟ ای انسانها گنه کارم؟ جنون همرنگ قلبم شد ندامت رنگ احساسم پریشانی بپوشاندم به رنگ یخ شد چشمانم من از همرنگی دنیا به جز خواری ندیدم از این دنیا از این دنیا از این دنیا چه ها دیدم تو را سوگند به چشمانت به دستان و دل پاکت نیا سوی مترسک ها برو جا


من...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دریل  

دیروز بسیار روز شلوغی بود. صبح از ساعت 10تا 1 کلاس داشتم بعد اومدم خونه به است پرداختم سپس رفتم دندون پزشکی. توي دندون پزشکی هم قبل اینکه نوبتم بشه چهااااار بار رفتم دشویی که مثه دفعه پیش نابود نشم. خانم دندون پزشک بهم گفت معلومه خوب از لثه ت مراقبت می کنی. تو دلم گفتم پس چییی. من تا دندونامو با آب نمک نشورم و نخ دندون نکشم خوابم نمی بره. بعد از اونجا بدو بدو رفتم آموزشگاه چون جلسه بود. کلی تصمیمای خوب خوب گرفتیم. بعد مامان اومد دنبالم که تقریبا سا


دریل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غریبه ای درست شبیه من  

گاهی روبروی آیینه با یه آدم غریبه روبرو می شم آدمی که به همون اندازه که شبيه منه ، شبيه من نیست. یه وقتایی لابلای موهای مایی رنگم دنبال موهای طلایی رنگ کودکیم می گردم و وقتی به جای اونها به تک تار سفید لای موهای مایی رنگ می رسم ... راستی چرا برخی افکار قدرت واژه شدن ندارند ؟


غریبه ای درست شبیه من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اربعین(یا حسین)  

ای نیزه نشینم ای دلستان مه جبينم خدا قسمت کرده برادر زائر تو در اربعینم نرفت از یاد من قصه ی گودال چهل روز غمت گشته چهل سال رنگم زرده؛ دلم پر درده دشمنت زینب و آواره کرده دیدن سرها روز عاشورا برادر ما رأیت الّا جمیلا حسین وای سفر پی سر تو سر بدون پیکر تو هرجا رفتم طعنه شنیدم چونکه بودم من خواهر تو دلیل اینکه گشتم مثل مادر چهل منزل کتک خوردم برادر ندیده؛ رنگم پریده برگشتم از سفر قامت خمیده دلبر من برادر من رفتی و آستینم شد معجر من حسین واینور چش


اربعین(یا حسین)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مگر فرقی هم میکند؟  

تو فکر کن هفده سالم نیست و رنگم زرد نشده. فکر کن دارم با دامن گل گلی سبزی پاک میکنم و به اسباب بازی های ش ته توي اتاق نگاه میکنم. یا مثلا از پشت شیشه ی تا ی که باران هم بهش میزند فیمس بلو رین کت گوش میدهم و همانطور که سرم را به در تکیه داده ام زوج پیری را می بينم که بر چمن های خیس و گلی دراز کشیده اند. یا اصلا در اتاقم روی زمین دراز کشیده ام و پنج دقیقه یک بار بالا می آورم. یا روبروی تلویزیون نشسته ام و به قارچ ها سس میزنم


مگر فرقی هم میکند؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چقدر بی خودی پُر رنگم!  

قدم میزنم توي کوچه یِ هنوز خاکیِ روستای پدری.اینجا، اسم من توي دهان هیچ نمی چرخد..همه مرا به اسم دخترِ رضا ،میشناسند..با عمو داشتیم از یکی از کوچه ها رد می شدیم ، خانم مسنی تا مرا دید،محکم بغلم کرد که تو، دختر رضایی ؟ و هی چشمم را می بوسید..کمی جلوتر،عموی بابا آمد سمتمان.می گفت،از راه رفتنت فهمیدم دختر رضا یی.مثل رضا،محکم قدم بر میداری...رفتیم توي مسجد دوست داشتنی روستا..توي صف دوم ایستاده بودیم.با سعیده شوخی می و میخندیدیم..خانمی از صف جلو برگشت


چقدر بی خودی پُر رنگم!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلتنگم  

شبي با بيد می ... م شبي با باد می جنگمکه چون شب بو به وقت صبح من بسیار دلتنگممرا چون آینه هر ... به کیش خویش پنداردو الّا من چو می با مست و با هشیار یک رنگمشبي در گوشه ی محراب قدری «ربّنا» خواندمهمان یک بار تار موی یار افتاد در چنگماگر دنیا مرا چندی ب ... اند ملالی نیستکه من گریانده ام یک عمر دنیا را به آهنگمبه خاطر بسپ ... دشمان چون «نام من عشق است»فراموش ام کنید ای دوستان من مایه ی ننگممرا چشمان دلسن ... به خاک تیره بنشانیدهمین یک جمله را با سرمه بنوی


دلتنگم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برمیگردم  

قرار بود کلا وب رو حذف کنم با یه عالمه تخفیف واسِ خودم اون لینکِ کامنت خصوصی بالای صفحه و تمام پستها رو ورداشتم و بعدِ نوشتن این پست تمام وبلا ی که میخونم رو آنفالو میکنم . کامنتهای این پست هم بعد چهار روز خودِ بيان زحمتشو میکشه میبنده که به قول دَدی کرمِ اینکه برم چک کنم شاید ی آپ کرده باشه یا کامنت گذاشته باشه از بين بره تهش اینکه امسال اینجا بي رنگم میرم سرِ درسُ مشقام پررنگ بشم


برمیگردم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چادر  

حالم با چادرم خوب است دوستش دارم این را هدیه را در یکی از ... محرم پارسال بود که از بانو زینب گرفتم ؛آری محرم پارسال بود که نزدیک های ساعت یازده ،دوازده بود که من داشتم توي اتاق بنفش خودم درس می خواندم که مثل هر سال دسته ها دونه به دونه از بلوار در خونه مان رد میشدن و من هم از وجودشان دلم قرص میشد که هنوز محرم هست یک شب بود دسته ای از این بلوار رد میشد که نوحه ای برای بانو زینب می خواند ؛که چه بگویم امان از دل زینب... که چشمانم بارونی شد و زانو هایم ر


چادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فروپاشی یک رؤیا  

فروپاشی یک رؤیا در خو ... خوش دیدمجاری همچون رودمآواز گنجشکان در گوشم از بوی سنبل ها مدهوشم انگشتی چرخاندمدنیا را ... اندمتوفانی از رنگم نیرنگمجوباری از چشمم می جوشدجانداری می آید می نوشدنقشی بر دامانممی جنبد باد اما می چیند صد خوشهموج اما صد بوسهاز جا برمی خیزیدنیایی می پاشدرویایم نیز... شعر حجت اله یعقوبي ع ... ها دارآباد ـ 5 آذر 95


فروپاشی یک رؤیا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نذری...  

نذرڪردم ریشه های چادرم رابه چادر زهراگره بزنم... من ازمصیبت های مادرم بسیارشنیدم میخواهم راهش راادامه بدهم نذرڪردم چادرم خاڪی شود... yade_shahidan


نذری...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مرغ آمین  

مرغ آمین کاش آن یکه سوار از کوره راهم می گذشتمرغ آمین از فـــراز شــــهر ما هم می گذشت کاتبي فرجام من را همچو یوسف می نوشتکاروان مَــــرحــمـــت از سر چاهم می گذشت نــاز دیــروز تـــو و حــســرت هــر لحظه ی منزیر چتری می شدند و هردوباهم می گذشت مــن ســپـــیـــد آمــده بودم ، زند ... رنگم کردرخــت مــشــکی از تن عمر تباهم می گذشت صـــــبــر از انـــدازه رفـــت و روزگــارم تیره شدهجمه ی شب ازمن وبخت سیاهم می گذشت باز گردد نــور کیوان گــر بخ


مرغ آمین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

-80- اگر سه دست داشتم!یا اگر دستانم روی سرم بودند  

از زمانی که به خاطر دارم خانم جون مرا یک سر و سه دست صدا میکرد...محله مان پر از پسر بود..پسرهایی هم سن و سال خودم...بعدازظهر که میشد دوچرخه قرمز رنگم را برمیداشتم و بازی می ...همه مان شبيه هم بودیم...مثلا همین همسایه کناریمان احمد..چهاردست داشت که دوتای آن روی زانوهایش و دوتای دیگرش کنار گوشش روییده بودند..یا همین هوشنگ که سه دستش از میان ابروانش بالا آمده بودند.همه مان رفیق بودیم..چه هوشنگ چه احمد و چه من که سه دستم از میان موهای پ شتم بالا آمده بود.


-80- اگر سه دست داشتم!یا اگر دستانم روی سرم بودند
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من در کجای باور تو ایستاده ام...  

گفتی که دوستت... ننوشتی نداشتی، این حرف کهنه را سر هذیان گذاشتم. عمری که سوخت پای دلت قابلی نداشت هرچند من برای تو از جان گذاشتم. حرفی که نیست، می روم از خانه ات... بيا این هم کلید، داخل گلدان گذاشتم ساجده جبا ور همیشه بي تو میان هنوزها لنگم، هنوز مثل همیشه... همیشه دلتنگم غزل پرنده ی افسانه ایست روی درخت، هدف گرفتم و بي تو نمی خورد سنگم بغل بگیر مرا یا کنار من بنشین، پلنگ باش و بياور به پنجه ات چنگم بکش به دودی سیگار تا سلامتی ات، پریده باد برای تو


من در کجای باور تو ایستاده ام...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لباس  

وای چه لباس سردی ... یخ زدم. کاش لحظه ای جلوی خورشید گرمش کنم. نه ولش کن شاید بسوزانمش . آنوقت جواب زمستان را چه بدهم . آنوقت است که مثل این خواهر برادر های غر غرو گله بر می دارد که لباس مرا چرا پوشیدی. کثیفش کردی و هزار کوفت زهرمار دیگر.... یکی بياید برایش توضیح بدهد که دلم لباس سفید می خواست یکدست و یکرنگ. دارم یخ می زنم همان لباسهای رنگ رن ... خودم خیلی بهتر بود ای خلایق بي سلیقه.... ببين چگونه غرق لباسم شده اند من همان پاییز هزار رنگم با این همه جذ ...


لباس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یاعلی مددی  

نوشته هفتاد و یکم نوشته انتشاریافته شصت ام نیاز دارم برم از اینجابه دفترچه یادداشت قهوه ای رنگم رو بيارم و نوشتنمو اونجا ادامه بدم...اینجا محدودم میکنهقضاوت میشمنمیتونم خوب و کامل بيان کنمتو دفترم فقط خودمم و خدای خودم...خود واقعی م اونجاست نه اینجا...برام دعا کنید سر این تصمیمم بمونم و دیگه برنگردم اینجا حداقل تا دوسه ماه...خیلی ساله احتیاج به یه تنهایی مطلق دارم ولی هیچوقت این فرصتو به خودم ندادم....تنهایی مطلق چیزیه که میتونه منو نابود کنه


یاعلی مددی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قورمه ... ی یا کباب لوبیا؟  

لذیذترین غذا برای شما چه غذاییه؟من کلا غذاهایی که توش رب و گوشت چرخکرده داشته باشه خیلی دوست دارم. مثل ماکارونی و لوبياپلو و لازانیا و پیراشکی گوشت.اما یه چیز دیگه رو هم خیلی دوست داشتم. قورمه ... ی. عاشق قورمه ... ی های مامان بودم. میگم دوست داشتم چون دلیل داره. از روزی که اومدم این شرکت و قرمه ... ی های اینجا رو خوردم از هرچی قرمه ... یه بدم میاد. یه بوی فجیعی میده که نگو و نپرس.از آشپزمون پرسیدم چی توي ... یش میریزید؟ میگه ریحون ریحون ریحون آخه مگه تو


قورمه ... ی یا کباب لوبیا؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

87.نترس  

کلاچندروزبودعلائم بيماری های گوارشی روداشتم وروز ... بيشترشدوخصوصابااون حرفایی که دوستم زدترسم بيشترشدهمون صبح که رسیدم ... زنگ زدم به مامان که نوبت ... ب ... ره داشتم حرفای دوستم رومیگفتم امادیدم تلفن روقطع کردومن نتونستم بهش زنگ بزنم .ازنمایشگاه کتاب لغات ضروریات تافل رو ... یدم خیلی عالی بود وبعدرفتم کلاس بيوشیمی.سرکلاس بيوشیمی به ... گفتم من نتونستم درسخنرانی هفته پژوهشتون شرکت کنم میشه یه خلاصه ای از مطالبتون ب ... د؟وایشون کمی صحبت کردراجع


87.نترس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دورانِ پسا هجده.  

روزهای اخیر به دیدن ها و فکر ها میگذرد. به فکر های گرداب مانندِ قبل از تصمیم. به تمامِ ترکیب های ِ رنگ تمامِ این نه روزی که از هجده سالگیم میگذرد اشتباه فکر می و امروز این را فهمیدم پیراهنِ گپِ شیری رنگم را پوشیده ام و به استین هایش نگاه میکنم. همرمان به اشتباه هایم هم فکر میکنم. استین های دور کشی را دوست دارم. حس زمستانِ پر برف میدهند. یک بار برای راسن نوشته بودم که اشتباه هایم را دوست دارم و انها را بخشی از خودم میدانم. مز ف گفته بودم مثل مز فی ک


دورانِ پسا هجده.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مهمونی  

پنج شنبه شب مهمونیه...تولدنوه ع ... و همه فک و فامیل جمعن خونه پسرعمم..حالامن موندم چیکارکنم...مختلطه و ازهمه بدترممکنه کاربه ... واین حرفابکشه...ازهمه بدترفامیلای زن پسرعمم خیلی بدحجابندو براشون چیزی مهم نیست..موندم چی بپوشم..اصن میخام سعی کنم چادرم سرم باشه چون اصلانمیتونم تحمل کنم..معذبم...دوباره سرم دردمیکنه و نمیدونم چیکارش کنم..بقول دوست بلاگرم بهتره بزارم خودش خوب بشه...امیدوارم بتونم تحمل کنم...


مهمونی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لعنت!  

شیشه را پایین کشیدم و حس بدم را با نفسی عمیق فرو خوردم اما در گلویم گیر کرد و پایین نرفت. بيخیالش شدم و با چشمانی که از خواب تار شده بودند به دست راننده که بيرون از ماشین تاب میخورد نگاه . باد از میان انگشتانش میگذشت و او نفس عمیق می کشید.حس بد از گلویم گذشت و در چشمانم رخنه کرد... ماشینی به سرعت از کنارمان رد شد. تنها و در یک لحظه دیدم دستش را که از مچ جدا شد و انگشتانش با سرعت، به طرف صورت من پرتاب شدند. دستم را با وحشت جلوی صورتم گرفتم. دستم از خون


لعنت!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

در انتظار اتفاقات قشنگ  

سلااااام دوستای نازنین خودم همراهای همیشگییی خوبيد؟؟ اووووم منم ک روزای تقریبا قشنگی رو سپری ، از شبي ک منتظر جانان بودم،تا پیشم بود.البته اون وسطا یک شنبه و دوشنبه بودم.جانان با ماشین آجی رسوندم و بعدشم که برگشت.من موندم خوابگاه،دوشنبه عصر کلاسم ک تموم شد، خبر داد که کارورزی این هفته تشکیل نخواهد شد و منم برگشتم کرججانان اومده بود مترو گلشهر دنبالم. برگشتنی هوش ساندویچ . رفتیم شیلان ساندویچ خوردیم.انصافا ساندویچ سردش عالییی بود. منم یه ر


در انتظار اتفاقات قشنگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تولد ``نازنیـــنم``  

بنام خداوند جان و د.. همسرم ۲۸ساله شد... خدایا شکر که او را برای من آفریدی.... همسر مظلوم مهربانم.... انقدر دوستت دارم که قابل وصف نیست... بزرگترین آرزویم اول سلامتی توست،وَ بعدش داشتن فرزندی سالم از تو،که چهره اش مو نزند با تو،کردارش،هم ،همینطور.... درست است عزا دار بودیم،اما در هرشرایطی،تولد او مقدس است . بعد از ۱۰روز به خانه آمدم،حیاط را آب جارو .. گُل حسن یوسفم که خداروشکر بزرگ شده است را در ۲گلدان دیگر کاشتم... خانه را گردگیری و..... کاره خانه


تولد ``نازنیـــنم``
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رجز :) به فتح ر و ج  

اینا رجزهایی بودند که تو دوران خدمت میخوندیم برای چهار ضرب اینو میخوندیم اشک چشم از دل گریه ها کرده بوی ماه غم خون به پا کرده کُلُّ یومٍ را کرده عاشورا کُلُّ أرضٍ را کربلا کرده من به فدار حرمت به فدای کرمت ایشالله جون میدم همین محرمت 2 هم سیه پوشم هم سیه رویم من مدد امشب از تو می جویم کودکیم را با تو سر ... تا دم مرگم از تو می گویم من به فدار حرمت به فدای کرمت ایشالله جون میدم همین محرمت 2 یه دو بيتی دیگه هم ادامه داشت که یادم رفته. این شعر رو خورشید


رجز :) به فتح ر و ج
منبع :
درخواست حذف این مطلب

متن عاشقانه13  

سلام گل قشنگم ، آسمون یه رنگم کاش بدونی عزیزم ، چقدر برات دلتنگم زندگی وقتی قشنگه که دلی برای دلی تنگ میشه ، الان زندگیم خیلی قشنگه قشنگ ترین غزلم را برای شب شعر چشمت نگه داشته امپس تو هم زیباترین لبخندت را برای لحظه دیدار نگه دار . . .دوست دارم یه سلام عاشقونه با یه بغض بي بهونه مینویسم تا بدونی یاد تو تو دلم میمونه جز یاد تو در خاطر من نیست عزیزم مانند تو عشق با صفا کیست عزیزمبي یاد تو زندگی مرا نیست عزیزم در عشق بود نمره ی تو بيست عزیزم . . . با ر


متن عاشقانه13
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دوستت دارم عشق من  

دوستت دارم حجی خودم دوستت دارم نه واسه اینکه تنهام دوستت دارم چون تو گفتی همیشه هستی باهام دوستت دارم نه واسه اینکه بي قرارم دوستت دارم چون تو گفتی هیچ وقت نمی کنی خارم دوستت دارم نه واسه اینکه دربه درم دوستت دارم چون تو گفتی می ... ری بالو پرم دوستت دارم نه واسه اینکه دل تنگم دوستت دارم چون توگفتی همیشه باهات یک رنگم دوستت دارم نه واسه اینکه دورم دوستت دارم چون تو گفتی واست یه هم زبونم دوستت دارم نه واسه اینکه هستی تو رویام دوستت دارم چون تويی


دوستت دارم عشق من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پووووف مردم و زنده شدم  

عجب روز مز فی بود شب دوتا عموهام با خانوادشون اومدن خونمون برف باریده بود و ترسیدم ماشینو پارکینگ بزارم گفتم سر میخوره ب عموم گفتم گفت من حل میکنم محله پر ماشین بود عوم کلی جابجا کرد که بتونه بره توپارکینک وای ماشین گیر کرد یکمم ت میخورد ماشینو میزد ب در پارکینگ اینو ک دیدم رنگم پرید دستام لرزید و دستمو گذاشتم روقبلم و داد زدم عمو وایساااا وایساااا الان میزنی ب در ماشینو زود رفتم دوماد عمومو صدا ک دس فرمونش عالیه همون ک اهل اهوازه اون اومدما


پووووف مردم و زنده شدم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سرماخوردگی  

بعد از قرنی دستی به سر وصورت وبم کشیدم گفتم تغییرات شاید از رخوت درش بياره.لینک هایم به جز چند دانه محدود اکثرا دیگه ترک وب کرده بودن ویا بسته بودن رسما به هیچ دردی نمیخورد باید یک رویف لینک جدید ایجاد کنم انیکه هر روز بنویسند وبمن هم انگیزه بدهند. همه کل خانواده در مریضی سخت سرماخوردگی از نوع سرفه های چرکی و شدیدش بسر مبيریم ،اول دخترک را گرفت بعد پسرک هر دو را بردم وبا کلی دارو و انتی بيوتیک برگشتم خانه بساط سوپ و شلغم را براه انداختم خوشحال


سرماخوردگی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خونه ت ی  

دیدین سیبيل گربه رو بزنین تعادلش بهم میخوره ؟ حس میکنم همه جای خونه گرد و خاکه . تعادلم بهم خورده امروز میخوام خونه ت کنم یه خونه ت ی اساسی


خونه ت ی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گفتگوی  

گفتگوی پشه با نفسش پشه «چقد گرسنمه،ویــــــــــــــــزززززز،آهان اون خونه خوبه من که رفتم» نفس «ها نرو،ببين برو تو او یکی خونه هم بابای خونه کولر رو روشن نوَزاره که پرت شی روی دیوار هم مامان خونه وَبينتت وَگه اوخی چه پشه نازی گناه داره و نوَکُشتت هم بچه ی خونه دیوانه وَبيد وسط درس خوندن میشینه باهات درد دل وَکنه دلش واز میشه،ثواب وَداره» و اینگونه بود که پشه به خونه ی ما وارد شد...


گفتگوی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چادرم سخن ها دارد  

بي ... بگویم...حواست هست چه میکنی؟ بي حاشیه بگویم...حواست هست چه میگویی؟ به خواهرانت که در گرمای سوزان مرداد با صلابت چادر مادرتان زهرا س را بر سر کرده و از شدت گرما عرق بر پیشانی اش نشسته لقب اُمل و افسرده میدهی به گزارش وبلاگ خاش بيدار به نقل از وبلاگ حرف تو الهی رخصت... چادرم سخنها دارد هیچ نخواهم جز گوشی برای شنیدن و زبانی برای گفتنآری ...خواهرم مخاطب گفته های دل غم ... نم تو هستی سخن از عمق وجودم برآیدسیاهی من با تو ...یک دل سیر غزل و مثنوی سرآیدخط


چادرم سخن ها دارد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیا باران که دلتنگم..!  

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بي رنگم ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد ببار باران که تا اوج ن ن ها مدام با از یادش ببار باران درخت و برگ خو دن اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن ببار بارانجماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بي صدا خوردن ولی باران ، تو با من بي وفایی توهم تا خانه ی همسایه می باری و تا


بیا باران که دلتنگم..!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

محجبه نوشت *14* چادرم را عاشقانه تر می پوشم  

چادرم را عاشقانه تر می پوشم وقتی دخترک ... پوش شهر چشم ها را به دنبال خود می کشاند چادرم را عاشقانه تر می پوشم چادر یعنی آهای نامحرم برای دستهایم نقشه نکش این دست ها فقط برای گرفتن دست های یک نفرند.... برای بدنم نقشه نکش به اندامم نگاه نکن طرز فکرم را نگاه کن آرامشم را نظاره کن چادر یعنی من آرامش می خواهم اما نه فقط برای خودم بدان این سیاهی چادر برای تو هم آرامش می آورد همین خودخواه نبودن است که چادر را با عشق می پوشم


محجبه نوشت *14* چادرم را عاشقانه تر می پوشم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خونه  

هنوز خونه مامان اینا واسم پر از احساس امنیت و آرامشه. مثل قدیما. دیروز فرشته اینا رفتن خونه خالش اینا. منم به بهونه اینکه مرداک ندارین نرفتم، خونه موندم تا سه صبح اسکوپیلد دیدم. به یاد دوران مجردی. واقعا حال داد. اینجا هنوز خونه خودمه.


خونه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

توصیف تو  

میدونی تو همیشه تو یه جایگاهی بودی که من باید بهت ... ماس کنم نمیدونم شاید کیف میکنی اینجوری اون از اول آشناییمون که درست دوسال تمام دنب ... اومدم اون از دوستیمون بود که بازم دوسال تمام حسرت به دل بودم تا ببيمنت اون از زند ... مون که بازم حسرت خیلی چیزارو به دلم میذاشتی اینم از الانت که میخای تا عمر داری به حسرت یبار حل ... ... ت بمیرم این وسط من میدونی چیم نقش عروسکم که تو هرطوری که خواستی باهاش رفتار کردی ببين مینا هر آدمی ممکنه اشتباهاتی تو زند ... ش


توصیف تو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

16 مهر 95  

صبح هی من بيدار می شدم به امین میگفتم پاشو باز می خو ... دم. آخه نون نداشتیم و گفته بود که صبح میره نون می ... ره. آ ... ش دیدم امین نون ب ... ر نیست. بيدارش ... رفت دوش گرفت و خودم پنکک درست ... . بله. وقتی نون نداریم پنکک تنها گزینه است. همزمان ... طالع نحس رو می دیدیم بعد از صبحانه پاشدیم حاضر شدیم بریم خونه ی مامانم. یکم قبل از اذان رسیدیم خونه ی مامانم. داداشا رفته بودن ... ید. یکم به مامان کمک کردیم. داداشا اومدن و نشستن با امین به حرف زدن و منم یه ... مو خوندم


16 مهر 95
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عید دیدنی  

قلبي که دارد از کار میوفتد تند تند مثل ماهی دور مانده از تُنگ آب شروع به شالاپ شالاپ میکند... انقدر خودش را به اطراف میزند تا آسوده شود یا با رسیدن به مقصود یا با تمام شدن عمرش... نشسته بودم به انتظار... 14 شهید گمنام را از پشت شبکه های ضریح میدیدم...امسال دوست داشتم اولین عید دیدنی ام در خانه ی خود خود خود باشد... همانجا که خودشان هستند... درب باز شد گفتند بفرمایید... پاهایم توان قدم برداشتن نداشتند حالا در حضور 14 جوان ایستاده بودم...برای آنکه چادرم را


عید دیدنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

#حجاب_میراث_  

چادر من ... بيمارستان از مجروحین پر شده بود... حال یکی خیلی بد بود... رگ هایش شده بود و خونریزی شدیدی داشت. وقتی این مجروح را دید به من گفت بياورمش داخل اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتم. اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم... مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری.ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید ش


#حجاب_میراث_
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کـــُدام گــــیــــر اســــت....؟؟؟!!!!  

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿کدام \#34 ... ر \#34 است...؟نمے دانم دست یاپا؛ولے میگفت \#34 ... ر“است.شایدهم هردورامیگفت حالاماندم کدامشان \#34 ... ر \#34 تربود؟آن چیزے کہ پایش بود یا این چیزے کہ سرم بود؟بہ هرحال‼️ احساس می ... پاودست اوبيشتر \#34 ... ر \#34 است ؟تاپاودست من؟البتہ ازشما چہ پنهان \#34 چادرم \#34 هم \#34 ... ر \#34 است.چشم هاے هرز بہ تار وپودش ... ر میکنند


کـــُدام گــــیــــر اســــت....؟؟؟!!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صبحی از پاییز 95...  

ساعت 5 41 صبح روز شنبه یک آبانه هزاروسیصدو نودو پنجه...پشت پنجره های خونه هوا حس طوفانیه میرم کنار پنجره آشپزخونه می ایستم و به بيرون خیره میشم...نور قرمزرنگه تیر چراغ برقه تو کوچه منظره ی قشنگی رو ایجاد کرده بارون تو اون نور قرمز رنگ واقعا بهم حس خوبي میده ... بهش خیره میشم به بادو بارونی که تو اون نور خودشو به رخ میکشه... بعد به پنجره خونه های دوروبر خیره میشم که تو تاریکی غرق شدن و شرشر آبي که از ناودونشون جاریه...انگار جهان خو ده...تاریکی مثل یه پت


صبحی از پاییز 95...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

دیروز سلمان اومد خونمون و با هم رفتیم خونه ی رضا که میشه داداشش شام رو اونجا بودیم چون راه برگشت اون موقع شب خیلی خطرناک بود شب رو هم همونجا خو دیم فردا ظهرش هم واسه ناهار خونه ی ام دعوت بودیم از همون خونه ی رضا اینا مستقیم رفتیم خونه ی ام و همونجا گوشی مادر خاموش شد و حالا حالا ها هم روشن نمیشه چون مشکلش شارژش بود کلا باطریش مشکل داره و همین الان رسیدم خونه |


منبع :
درخواست حذف این مطلب

aman az hamsaye bad  

همسایه بالایی وسواسه. اب میریزه مدام و کف رو میشوره خونه طبقه ۱اب میده. nbsp طبقه۳ اب میریزه. طبقه ۱ اب میده. اومدن خونه ی من رو اب nbsp بر همسایه بد لعنت. کی بساط بنایی وسط خونه من وقتی خودم خو دم خونه بابام تموم بشه معلوم نیست. nbsp نگران وسایلم هستم. و رفت و امد ادم نادرست تو خونه ام. نگران خیلی مسائل. nbsp همسایه مون بنایی کرد فرداش اومد خونه اش nbsp nbsp فرشامو اب میکنن. گازم. مبلم. بابام دوشنبه عمل داره و کلی کار داره کی بره سر بنا. nbsp nbsp همسر زود کوتاه اوم


aman az hamsaye bad
منبع :
درخواست حذف این مطلب

95/9/8_ تهران  

امروز صبح دیر بيدار شدم ..ناهار هم با برادر دعوت بودیم خونه خواهرم ... صبحم به خونه داری گذشت ... خواهر جان و همسرش هم که طبق معمول سنگ تمام گذاشتن ... کلا مهمونی خونه خواهر خوش میگذره حس \#خواهرمو از شوهرش برای امشب قرض گرفتیم آوردیم خونه خودمون به یاد دوران مجر d تا صبح بيداریم و حرفهای خواهر برادری


95/9/8_ تهران
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پستی تکراری فقط بمناسبت روز دانش جو  

دوش رفتم بر در پیر مغانگفتم سلام ای پیر ای مرشد سرت خوش باد من «لیسانس» بگرفتمزجا برخیز، شوری، شورشی ای پیرهورایی بکش با منبر من «مشتلق» فرمایسلامم را تو پاسخ گوی،لب بگشای اگر کوه از تکانش جای خوردی، او نخوردی از تکانش جای دلم بش ... ت رنگم سرخ شد چون سرخی سرخابو مدرک شل شد و آهسته دستم بر زمین افتادنه و دستم شل شد و آهسته مدرک بر زمین افتادمرشد، سبحه ای در دستقلیانی به پیش رویو لبخندی، نه لبخندی که نیشی، نیشخندی ،مرحمت فرمودو گفتا مشتلق می خو


پستی تکراری فقط بمناسبت روز دانش جو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزا  

خواهرشوهر بزرگه ام به خاطر مریضی همسرش، وضع مالی خوبي نداره. nbsp تو بارداریم به همسر گفتم، چرا براش خونه نمی ین؟بيا کمکش کنیم خونه ب ه.وام گرفتیم براش، یه مقدار قرض دادیم بهش، و خودشون پول پیش داشتن، و طلا فروخت، و ... یه خونه قرارداد بستن فعلا.امیدوارم بقیه پولشم جور بشه مشکل خونه شون حل بشه. nbsp


این روزا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مداحی دلم از ابه دیگه خونه امشب  

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name autostart value false gt مداحی دلم از ابه دیگه خونه امشب دلم از ابه دیگه خونه امشب مزاحم شدم من برا زینب می سوزم تو این تب صورت من کبوده و زرده حرف دلم گلایه و درده یه دختره شامی رو دیدم که روسری منو سرش کرده


مداحی دلم از ابه دیگه خونه امشب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خونه پیدا ... ...  

سلام... مدتیه دنبال خونه هستیم . خونه ها خیلی گرونند و پول ما اندک... خدا کنه بتونیم اصفهان خونه ای مناسب پیدا کنیم...وگرنه باید بریم شهرکرد خونه خوابگاهی....نمیدونم هرچی صلاحه ان شااالله همون میشه... دیروز تمام روز توي اصفهان سرگردون بودیم دنبال خونه...توکل به خدا... اقای گلم میگه حرص نخور خدا خونه ی مارو گذاشته کنار برامون حالا پیداش میکنیم...همیشه برای جای پارک هم همین را میگه...و واقعا همین میشه هیچ وقت برای جا پارک اذیت نمیشیم...ان شاالله خونه هم


خونه پیدا ... ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دو،سه روز بعد عید قربان  

سلام،امروز چهارشنبه هست یعنی ۲ روز بعد عید قربان،برخلاف چیزی که فکر می امسال برای رفتن به عید خواب موندیم و تو خونه بودیم،امسال اصلا عیدش با بقیه سال ها فرق میکرد.مثل همیشه بهم خوش نگذشت،راستی شب قبل عید علی به مامانم زنگ زد و گفت که تو شهرک با زن و دارن میان تایباد ولی شب خونه ما نمیان و میرن خونه نورجان مامانمم که به خودش افتاده بود و هی اینور و اونور خونه رو تمیز میکرد،اونا دیروز رو هم خونه ما نیومدن و رفتن خونه عبدالله عرب و امروز صبح اومد


دو،سه روز بعد عید قربان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزای ابری  

این روزا روزای عجیبي هستن، درست نمیدونم دور و برم چی میگذره و چه خبره؟ آذر داره سریع میگذره و من هنوز هیچ برنامه ای برای آیندم ندارم... میدونم که دیگه زیادی وقت تلف ... و باید یه ت ... ی به خودم بدم. ولی ای کاش قبلش می تونستم یه سر و سامونی به این ذهن درهم و آشفته بدم این طوری راحت تر می تونم فکر کنم و تصمیم ب ... رم...تصمیم ب ... رم چه کاری درسته و چه کاری غلط؟ تصمیم ب ... رم که کدوم راهو برم؟؟ موضوعی که این روزا بيشتر از هر چیزی فکرم و مشغول کرده قضیه خونه ا


روزای ابری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چی بگم !  

به طرف زنگ زدم میگم خونه فلانی هستش ؟ میگه نه دو خونه بالاتره الان من این دو خونه بالاتر رو دو شماره به شماره تلفنش اضافه کنم ؟؟؟ قاطی ملت ربات .


چی بگم !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پستی تکراری فقط بمناسبت روز دانش جو  

این شعرو یکی از هم خابگاهی های تلاشگرمون به مناسبت روز دانشجو سروده بود دوش رفتم بر در پیر مغانگفتم سلام ای پیر ای مرشد سرت خوش باد من «لیسانس» بگرفتمزجا برخیز، شوری، شورشی ای پیرهورایی بکش با منبر من «مشتلق» فرمایسلامم را تو پاسخ گوی،لب بگشای اگر کوه از تکانش جای خوردی، او نخوردی از تکانش جای دلم بش ... ت رنگم سرخ شد چون سرخی سرخابو مدرک شل شد و آهسته دستم بر زمین افتادنه و دستم شل شد و آهسته مدرک بر زمین افتادمرشد، سبحه ای در دستقلیانی به پی


پستی تکراری فقط بمناسبت روز دانش جو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اون دیگه  

تسبيح رن ... رن ... مو دید . دوسش داشت . بهش دادم . قبول نمیکرد . به زور قبول کرد . اسمش بهاره بود . وقتی میخواست بره دستمو سفت فشار داد و لبخند گرمی بهم زد . چند هفته ندیدمش . تا همین چهارشنبه . تو ... خونه ی ... . گرم سلام کرد گفت اسمت چی بود ؟ گفتم شایسته . گفت شایسته بعد از ... ام دعات میکنم همیشه به خاطر این تسبيح . یه عالمه آبنبات و پاستیل ریخت تو دلم . گفتم مرسی . اسم تو چی بود ؟ گفت بهاره . بلند شد که ... بخونه . گرسنه بودم . ... بهاره تموم نشده بود که رفتم . تو حی


اون دیگه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آ اول آ غیر اول ب اول ب آ  

دلمـ بـرای اوّلِ دَبـســتـان تـنــگ شده؛کـــه وقــتــــی تنـــها یـــه گـــوشۀ حــیاط مــدرسه وایــسادی یــه نفـــر مـــیاد و بهــت مـــیگــهبــا مَـــن دوســت مـــیشــی؟ امسال تابستان زودتر از آنچه که تصور شود گذشت .امروز بچه های کوچک را میدیدم که دست در دست مادرشان با کیف و کفش و روپوش های نو و رنگارنگ در خیابان مشغول راه رفتن بودند. بعضی از آنها خیلی شاد وسرحال بعضی ها خوابالو و بعضی ها بي خیال و خیلی عادی به سمت مدرسه های خود درحرکت


آ اول آ غیر اول ب اول ب آ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تغییر موضوع  

ب شایان کوچولو اومده بود خونه مون. من بهش میگم جوجه کوچولو . با اون موهای نرم و طلایی مثل جوجه میمونه. فردا میخوام برم سفر. اگر خدا بخواد تا انزلی و اونطرفها. برم دوسه روز هوا بخورم که واقعا تغییر موضوع و موضع داده باشم . امروز خونه نشستم تا کنفرانس پنجشنبه اینده رو برای ایمیل کنم . موندم خونه و با همسری کوه و با بچه ها باغ نرفتم تا کارهای عقب افتاده خونه رو انجام بدم که حالا که میخوام یکی دوروز خونه رو تنها بذارم بتونم. راستی بچه ها رو به کی بسپرم


تغییر موضوع
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

برگشتیم خونه. و جالبه که خونه مادرشوهر فوق العاده گرم بود با حداقل دمای رادیاتور و متراژ دو برابر خونه ی ما و خونه ی ما واقعا سرده با ماکزیمم دمای رادیاتور و متراژ نصف خونه اونا | \+نگران بچه هام، این دو روز آ ... تمام علایم سرماخورد ... ِ دائمیِ گل پسر محو شده بود.. اصلا تحمل مریضیِ دوباره رو ندارم.


منبع :
درخواست حذف این مطلب

"دلم برای باغچه می سوزد"  

گوشه و کنار دنیا توي روز روشن جلوی چشم یک عالمه آدم،آدم می کشند ، ما همیشه درباره ی گوشه و کنار دنیا و ناامنی در جهان حرف می زدیم و می زنیم حتی همین حالا که سه روز پیش در گوشه ای از تهران خودمان توي روز روشن جلوی یک عالمه آدم ،آدم کشتند .وحشتناک بود و تلخ ،تلخ بود و وحشتناک .نا امنی بدترین حس ممکن در زندگی روزمره است .زیر نویس ها به این جمله ختم می شدند اعضا گرو تروریستی به هلاکت رسیدند و اوضاع در کنترل است .حتی خود این جمله چیزی از تلخی و وحشتناکی


"دلم برای باغچه می سوزد"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

۱۰۶  

رنج از بين نمیره بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه مثلا یه خونه عااالی داری با همسایه پر آزار خونه را عوض می کنی به یه خونه ی متوسط با همسایه های بي آزار


۱۰۶
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.503 seconds
RSS