جستجو ها
برترین ها


به دادم برس

هاااااااا هوم* :-)  

دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتون رو دیدم یکی به من آب داد، یکی به من نون داد نون رو خودم خوردم آب رو دادم به صحرا، صحرا به من علف داد علف رو دادم به بزی، بزی به من شیر داد شیر رو دادم به بقال، بقال به من سوزن داد سوزن رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد عبا رو دادم به ملّا، ملّا به من دعا داد دعا رو دادم به خدا، خدا به من شفا داد... شفا رو پیش خودم نگه داشتم \- صدای نفس های لیلی، موقعی که وسط شب برای شیر خوردن بیدار میشه \- مهلا به این جای شعر که


هاااااااا هوم* :-)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هاااااااا هوم* :-)  

دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتون رو دیدم یکی به من آب داد، یکی به من نون داد نون رو خودم خوردم آب رو دادم به صحرا، صحرا به من علف داد علف رو دادم به بزی، بزی به من شیر داد شیر رو دادم به بقال، بقال به من سوزن داد سوزن رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد عبا رو دادم به ملّا، ملّا به من دعا داد دعا رو دادم به خدا، خدا به من شفا داد... شفا رو پیش خودم نگه داشتم \- صدای نفس های لیلی، موقعی که وسط شب برای شیر خوردن بیدار میشه \- مهلا به این جای شعر که


هاااااااا هوم* :-)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امتحاااان2  

دادم عنوان\+متن امتحان دادم.یا قشنگتر امتحانِ دو دویدن دادم. 13دور دور زمین بسکتبال توی 6دقیقه بود که 12.25دور دویدم.ینی 13دور رو دویدما اما چون هنذفری تو گوشم بود نشنیدم وقت تموم شده.یه قوز گنده که از اول ترم باهامه از رو پشتم برداشته شد.راستی گفتم هنذفری اینم یکی دیگه از خوبیای امینم.بازم ب ... د امینم بده


امتحاااان2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به دادم می رسی؟  

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟ بی پناهم،خسته ام،تنها،به دادم می رسی؟ گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟ از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند گنبد و گلدسته هایت را،به دادم می رسی؟ ماهی افتاده بر خاکم،لبالب تشنگی پهنه ی آبی ترین دریا به دادم می رسی؟ ماه نورانی سیاه عمر من ماه من،ای ماه من آیا به دادم می رسی؟ من دخیل ماسم را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟ باز هم مشهد،مسافرها،هیاهوی حرم ی


به دادم می رسی؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پای همه ی احتمالات بعیدش وایسادم و گفتم گور بابای همه چی  

اولین باری که به عنوان یه زن متاهل وارد یه رابطه ی دیگه شدم ، اصلا نفهمیدم چی شد و قرار هم نبود که اینجوری شه . یهو به خودم اومدم و دیدم یکی هست که من باهاش خوشم اما بار دوم فهمیدم چی شد . تمام مدت حواسم بود و اجازه دادم مردی بهم نزدیک شه که شوهرم نیست اجازه دادم منو به ناهار دعوت کنه ، اجازه دادم تو چشمام زل بزنه ، باهام بخنده ، من رو عزیزم خطاب کنه و همه این مدت حواسم بود ...


پای همه ی احتمالات بعیدش وایسادم و گفتم گور بابای همه چی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همینقدر ضعیفم من... همینقدر  

لا به لاى کتاب خوندن به دوستى پی ام دادم و پیشنهادی دادم، وقتی نه شنیدم اشکم رو صورتم سر خورد. nbsp


همینقدر ضعیفم من... همینقدر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زمهریر  

یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل مینویسهگرفتار تویه احمق تو سرمایه این زمحریربه یک فصل آغوش تبدارتیه شاعر که آرامشش با تو بودنشسته ج ... رو از بر کنهمیگن خیلی وقتی بریدی ازشنمی خواد نمیتونه باور کن دوم گوری هستی به دادم برستو آغوش کی بال و پر میزنیبه چشمای کی زل زدی بی شرفبزن زند ... مو تبر می زنیشب زجه های من عاشقهلبات رو کدوم لب تداعی شدهتنت خو گرفته به دستای کیکه آلوده این ج ... شدهبه دادم برس عمق این نیمه شبقد اتفاق تو کوتاه نیستبه دادم برس از


زمهریر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ساقیا بده جامی ...  

به خودم قول دادم دیگه بت فکر نکنم یه بیت شعر هم سرلوحه قرار دادم که بدونی واقعا تصمیمم برای این کار جدی ِ جدی هست باور کن عهد ... که دگر می نخورم در همه عمر بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر دیدی؟؟؟؟ حالا خود دانی


ساقیا بده جامی ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مخ  

امروز یه تصمیم اساسی گرفتم از ک د شورا شهر بودن انصراف دادم پ.ن از چند نفر پرسیدم گفتن ادم رو مخی هستم نامرداااااااااااااا در کل نظر بقیه برام مهم نیست کارم و انجام میدم ولی این کار چون گروهی بود ترجیح دادم بکشم کنار رو مخ نباشم


مخ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سنم 36 هستش فقط 3 سانت رشد شدم 161  

سنم 36 هستش فقط 3 سانت رشد شدم 161 من که nbsp همه nbsp کارها رو nbsp انکام nbsp دادم پس چرا nbsp بیشتر nbsp تز nbsp 3 nbsp سانت nbsp رشد nbsp ن nbsp چیزی nbsp به nbsp 40 nbsp سالگی nbsp نمونده سنم 36 هست قدم 161 گفتند این کارها رو 6 سانت بلندتر میشی راستش من همه این کارها رو که گفتند انجام دادم اما nbsp متاسفانه فقط 3 سانتی متر قدم باندتر شده و هر کاری nbsp می nbsp کنم تا 6 سانت را کامل قد بکشم نمیشه تمام این nbsp کارها رو nbsp برنامه nbsp مو به مو انجام دادم 2 ماه هم انجام دادم ولی nbsp بیشتر نمیشه که nbsp


سنم 36 هستش فقط 3 سانت رشد شدم 161
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گلم رو دادم ب گلم  

مامان و باباش هر دو تاشو رفتن اعتکاف... موقع ورو ب مسجد بهشون گل دادن، مامانش گل اش رو داد ب من بعدنا خانم های کناریش بهش میگن پس شما گل نگرفتین؟ مامانش میگه من گلم رو دادم ب گلم منم میگه


گلم رو دادم ب گلم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ایشالا برا هیچکدوممون اتفاق نیفته...  

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو پ.ن نمیدونم تا کی فقط میدونم سالها باید انتظار بکشم،حالا بعدش بینیم بشه ،نشه ... ولی آدرس وبلاگمو بش نمیدم... شایدم دادم


ایشالا برا هیچکدوممون اتفاق نیفته...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یکشنبه 19/2/95  

بیدار شدم فقط به امید دیدنش و بودنش اومدم ... ... ب خوابش برده بود گفتم بیدار شه خودش اس میده ولی نداد خودم اس دادم که راه افتادیو اینا دیدم انصافا چقد خوب ج داد خوشحال شدم گفت که داره میاد یک ساعت بعدش اس دادم رسیدی گفت اره رسیدم گفتم بسلامتی منم سرکلاس بودم عرزی میخندید به ع ... ی که تو کامپوتر کشیده بودم میگفت هامونه گفتم الان بهش میگم اس دادم هامون ارزی اینجوری میگه اس داده بود عرزی و ش داده بود چقد سرکلاس مس ... ه بازی دراوردیم


یکشنبه 19/2/95
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شهادت آقای مهربانی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) تسلیت باد  

السلام علیک یا سلطان یا شمس الشموس یا انیس النفوس یا معین الضعفا یا علی بن موسی الرضا ع زائـری بارانی ام آقا به دادم میـرسی؟ بی پناهم،خسته ام،تنها به دادم میـرسی؟ گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم میـرسی؟ از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند گنبد و گلدسته هایت را به دادم میـرسی؟ ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی پهنه آبـی ترین دریا به دادم میرسی؟ مـاهِ نــورانی سیاه عمر من مـاهِ من، ای ماهِ من،آیا به دادم میـرسی؟ من د


شهادت آقای مهربانی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) تسلیت باد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دوست ایتالیایی ۲  

صمیم گرفتم جیاکومو رو باز هم قبل از رفتن اش از ایران ملاقات کنم . دومین روز بعد از دیدار اول مون ، بهش پیام دادم که آماده ام که باز هم ببینم ات . با اینکه فقط یکبار دیده بودمش ، اما دلم یکم براش تنگ شده بود .وقتی بهش پیام دادم ، او هم همین را گفت .


دوست ایتالیایی ۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خدایا  

خدا به دادم برسه با این عشق که در دل دارم . نمی دونی اصلا نمی دونی چه قدر دوستت دارم . این قدر که دلم می خواد بمیرم . خدایا چه طور بقیه زندگی رو بدون تو سر کنم ؟ تو نمی دونی نمی دونی حد دوست داشتن من چه قدره . نمی دونی برای این که نگذاشتم بفهمی . خدایا به دادم برس


خدایا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روز عجیب  

حال امروز من حال عجیبی بود. انگار همه چیزم و به یکباره از دست دادم. انگار که امروز مردم. nbsp نه که بگم مردم و زنده شدم. فقط مردم. دیگه هیچ موجودیتی از خودم نداشتم. ساعت ها نشستم و به یه گوشه خیره شدم. بعدم زیر کتری که کلی منتظر بودم چای آماده شه خاموش بدون اینکه چیزی بخورم. رفتار های پرخاشگرانه ای از خودم نشون دادم که سابقه نداشت. توی افکار وحشتناک خودم غرق شدم. سعی ناخودآگاهم و بکشم بیرون و از اون کمک بگیرم ولی اون هم کمکم نکرد. دروغ گفتم. تهمت زدم.


روز عجیب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نوبت راحتی بعد طوفان  

سلام یادته 3 سال پیش نگا میکردی من خج ی بودم میدونی چرا آخه فک تصادفیه تا کم کم مخمو زدی خخخخخخخخخخ دیگ من ول کن نشدم از نگاه الان رسیده جایی ک آروم شدم بعد از ی مدت ک تو فک این بودم ک نظرت چیه حالا ک اوکی دادی دیگ حس خیلی خوبی دارم همه جا جلو چشامی چن بار جلو ف سوتی دادم ولی جمش میدونم ف خوشش از فا میاد واسه همین دو شبه گیر دادم بهش ... فدات 23


نوبت راحتی بعد طوفان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نکته 447: غمگین  

سلام سال های قبل شعبان که میشد مناجات شعبانیه را کار می ، حتی چندین پست نشر می دادم راجبش از وقتی تفسیر سوره حمد ره را گوش دادم و ایشون بسیار بر روی ایت مناجات تاکید د من هم علاقه مند شدم اما امسال بی سعادت بودم بسیار بی سعادت در ماه مبارک رمضان برام دعا کنید تا عقب افتادگی هایم را جبران کنم ... باشد تا رستگار شویم ...


نکته 447: غمگین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حکایت  

میانترم نشسته بودم منتظر که بیاد هنوز نیموده سلام نکرده میگه با آقای \#34 ف \#34 مشتاق دیدار کم پی این ور سال تشریف نیاوردید سر کلاس براش توضیح دادم که گرامی سر کارم اونم به عنوان آزمایش ی سخت که بیام کلاس گفت اوهوم، امتحان بسی مز ف و بود همه سوالاتُ جواب دادم آنهایی که بلد بودم اول از همه و کامل و اون سه تا که بلد نبودم رو نصف و نیمه هر چی تُرهات ِ و ترشحات ذهنی بود نوشتم براش ، برگه رو که بهش دادم بازم گفت آقای \#34 ف \#34 بعد امتحان کلاس تشکیل میشه گفت


حکایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

9/17  

قول دادم به ... ی غیر تو عادت نکنم از غم ان ... زی این عشق شکایت نکنم من به دنبال توباعقربه هامیچرخم عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم چه غمی بیشترازاین که توجایی باشی بشود دور وبرت باشم و جرات نکنم عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد بی تو یک روز نیامدکه دعایت نکنم بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم تابه صدخاطره با چترخیانت نکنم بی تو با خاطره هم سر دعوا دارم قول دادم به ... ی غیر تو عادت نکنم


9/17
منبع :
درخواست حذف این مطلب

329- من اومدم موفق  

بالا ... ه زدم به دل ترسم و رفتم کاری که از بچ ... دوس داشتم رو انجام دادم باورم نمیشه هنوزم. من تونستم و انجامش دادم درد داشت گریه داشت هزینه داشت اما انجام شد ... میگف نترس و همش به چیزای خوب فک کن به خارطرات خوب، به آدم هایی که دوس داری، به تجربیات خوب و من فک ... \- فکرای خوب. دوس داشتن های دلنشین، آدم های مهربون، دوس داشتنی خوبم مرسی خدا و مرسی از تو


329- من اومدم موفق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پاها رو زمین طرفدار پرواز  

بالا ه شد ینی هنوز که نشده اما میدونم میشه آزمون بعدیو دادم و جواب نهاییش تا یه ساعت دیگه میاد این دفه بهتر دادم فک میکنم مودم خوبه دد فردا میاد گاد ای وانا سی هم هفته ی سختی دارم ولی قراره با یه انرژی جدید شروع کنم قراره بتر م دیروزم مهم نیس حتی امروز تا که هس فردا تا که هس فردا


پاها رو زمین طرفدار پرواز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یا رضا  

پر از دلتنگی ام آقا...... زایری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟ بی پناهم خسته ای تنهام به دادم میرسی ؟ گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟ من دخیل ماسم را به چشمانت بسته ام هشتمین دردانه زهرا س


یا رضا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من تغیر ...  

من فرق ... از همون اولی که بهت جوتب بله دادم من فرق ... من به خاطر اینکه مامانم خج ... نکشه از جواب رد من بله دادم و از اون لحظه تغیر ... ... نمیخوام بگم ب اصرار مامان ازدواج ... ولی هرچی بود من از همون خطبه عقدی ک نشدیدمو فهمیدم نام یه مرد کنار اسمم اومده تغیر ... ... من از همون روز اول ک عکاس گفت بهش تکیه کن همه دنیا رو یادم رفت و بهش تکیه ... اصلا هم نگفتم این پسره تا چند مین پیش صد پشت غریبه بود من تغیر ... و وقتی به ثانیه های قبلش فکر می ... حس می ... با همین کلمه


من تغیر ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میم  

سر اینکه درست نیست ع ... بی حج ... که استینش کوتاهه و بدنم پیداست بزارم؛ دعوامون شد. البته دعوا نمیشه اسمشو گذاشت ولی الان رابطه مون شکرآبه به شدت. من اولش میخواستم بردارم ع ... و وقتی گفت. اما دیدم همیشه همه چیز رو به خواست اون انجام دادم. چیزایی که اینجا ننوشتم ولی انجام دادم.این درست نیست. یا بهتره بگم به غرور من نمیخوره. nbsp


میم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بپیچ به راهت  

دوباره نشد پافشاری در خواستن نداشتم محکم و قوی نبودم یک دودلی آزاردهنده ای داشتم ماندن را ترجیح دادم حالا اینها بماند با خودم آینده ام در چه حالم ؟؟ همه چی قاطی شد چرا اجازه دادم شرایط این گونه شود در نتوانستن در نخواستن یادآوری کن خودت را برای خودت بیشتر از این جلو نرو بایست کمی فکر کن راه اشتباه را نمیشود برگشت ولی میشود ادامه اش را درست رفت پس بایست نفس تازه کن درست برو چه تنها چه با او


بپیچ به راهت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سمفونی مردگان  

nbsp روی صفحه اول کت که هفته پیش به مناسب تولدم بهم داد نوشته بود quot شجاعت همیشه فریاد زدن نیست..گاهی صدای آرامی است که در انتهای روز می گوید فردا دوباره تلاش خواهم کرد quot الان متوجه ام که من امیدوار نبوده ام هیچ وقت.من شجاع بوده ام که بعد از زمین خوردن به خودم قول ایستادن دوباره دادم.به خودم قول دادم که باز بلند شوم و حتی اگر باز زانوهایم زخمی شد ادامه بدهم.امیدواریم از سر شجاعت بود.شجاعتم از سر غرور.هیچ وقت نخواستم کم بیاورم.یعنی بهتر است بگویم


سمفونی مردگان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

۴.یک اتفاق خوب  

صبر و حوصله ام به سر آمده بود.گفتم آ ... ین باری است که تلاش می کنم،اگر نشد بیخیالش می شوم و طبق معمول برای امتحان کتاب می خوانم. ماوس را بردم روی run .حس ... چیزی دارد توی دلم وول می خورد.نفس عمیقی کشیدم و کلیک ... . می توانم قسم بخورم چند ثانیه با دهان باز به مانیتور زل زده بودم و بعد زدم زیر خنده.آرام برای خودم دست زدم و همچنان به خندیدن ادامه دادم.تنها ع ... العملی که در لحظات شاد یا هیجان ان ... ز و حتی ترسناک به ذهنم می رسد همین است نگاهم افتاد به بغل دس


۴.یک اتفاق خوب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ولیعصر  

از اون روزا بود. دیدم نمیتونم پیش فامیل بمونم. زدم بیرون و الکی رفتم تجریش. اون دور و برا یه جایی رفتم. بعدش تا خود ونک پیاده قدم زدم. از یه مغازه ... بادیگارد و سی دی غزلیات حافظ با صدای شاملو ... یدم. کلی از این چیزا داشت. خیلی خسته بودم. ولی ادامه دادم. همه مسیر هم موزیک گوش می دادم. بی خودی رفتم تو یکی دوتا مرکز ... ید. ونک دیگه سوار اتوبوس شدم. یکی دوجا مسیر عوض ... و الان خونه ام. حالم خوب نبود. حالم خوب نیس آقاتلخه


ولیعصر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برکت  

یه یار یه پنجاه تومنی بهم داد. پرسیدم داستان چیه و گفت از بزر ... رسیده بزار تو جیبت برکت میاره دفعه بعد یه دویستی بهم داد و گفت از آقای بهجت رسیده. اونم گذاشتم تو کیف پولم. چند وقت بعد پنجاهی رو دادم به یه گدا سر خیابون. یه روز هم حرم حضرت معصومه نشسته بودم که دیدم یه نفر یه گوشه ای نشسته هر از گاهی یکی میاد یه پولی میزاره تو جیبش میره. بلند شدم رفتم دویستی دادم بهش و از حرم زدم بیرون. آخه برکت از سید کریمه نه از شیخ و آیت ا... مگه نه \# ... م بالایی


برکت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حرف ها...  

یه سری حرفا حرف زندگی مردمه...نباید بگی...چون یا باعث میشه ادم غیر قابل اعتمادی بشی و یا حداقل باعث میشه تو چشم خودت حقیر و کم ظرفیت بشی...یه سری حرفا حرف زندگی خودته...نباید بگی...چون قضاوتت میکنن...یا ازش استفاده میکنن...یا یادشون نمیره و بعدها به یادت میارن.... من جفت این اشتباها رو تو این چند روز انجام دادم...من جفتش رو انجام دادم و پشیمونم....


حرف ها...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دیر وقت نوشت  

حالم خوبه یعنی بهترم یه جورایی قابل تحملم.. البته با بحثی که ساعت 3 شب با مامان راه انداختم | پروژه تموم نشد تازه 1 3 کار انجام دادم باید صبح بلند شم تا قبل ظهر تکمیلش کنم بفرستم بره ِ وگرنه بیچاره میشم تو ی ِ کاغذ کُل ِ کارای عقب افتادمو نوشتم دیدم اوووووف دو صفحه پر شد من همش 2هفته فرصت دارم x خدایا به دادم برس .. حداقل بذار با آرامش این همه سختی و بکشم


دیر وقت نوشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کلپوره  

دختری خیلی دلش درد میکرد.فکرکنم مسموم شده.چای نبات و زنجبیل که فایده نداشت.بهش چای نبات و زیره دادم.بازم فایده نداشت.یاد کلپوره افتادم...دختر خالم میگفت مثل اب روی اتیش میمونه..کلپوره خیلی تلخه ...با نبات بهش دادم خورد...الان کمی بهتره نمیدونم اثر کدومشونه...الان باهمسر رفته ازمایشگاه


کلپوره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برق چشات  

شنبه دیدم حقوق ریختن، تفاوت حقوق فروردین رو هم ریخته بودن. nbsp یه گوشی با همون تفاوت حقوق برا همسر سفارش دادم. دیروز ظهر آوردن. عصر همسر اومد، دادم بهش. کلی ذوق کرد. nbsp موبایلش خیلی اذیت می کرد، پولم نرسید گل ی ب م. ایشالا بعدا. فعلا گوشی در این حده که کارش راه بیفته. nbsp خوشحالم برق خوشی رو تو چ دیدم.


برق چشات
منبع :
درخواست حذف این مطلب

arrow silently  

بعد از آ ... ین بار اونجا بودم.. توی پیاده روی جلو در، داشتم قدم میزدم شونه هام اونقدی سن ... ن شده بودن که نمیتونستم ب ساختمون نگاه کنم...ترجیح دادم با دنبال ... موزایکا...به مسیرم ادامه بدم...بعد از مدتی خطی خطی سرمو بالا آوردم دیدم ماشینت جلومه...درشم باز نمیدونم بودی یا نه...چون گذشتم از دیدنش... رفتم ته کوچه ،ی نخ بهمن در آوردم..کشیدم بعد از مدتی طولانی خواستم...و.. یکی رو اختصاص دادم به تو... بوی قریبی میداد از یک غریبه بهمن تو بهمن شد اما اینبار هوا خی


arrow silently
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وروجک خونه مون  

خانم خانما ساعت یک شیر خورد و خو د. منم از بدن درد بیهوش شدم. شکمش سفت شده بود و بهانه میگرفت. کلی ماساژ داده بودم و کلی ورزشش دادم و بعدشم که موفق شدیم، کلی لباس و ملحفه کثیف کرد، اونا رو هم شستم. واقعا خسته بودم. nbsp ساعت چهار چشمامو باز دیدم آروم خو ده. چهار و نیم به خودم گفتم شیرش بدم، ضعف کرده. ساعت پنج پ از جا. هنوز خواب بود. بغلش شیرش دادم. تا ساعت ده صبح این جریان ادامه داشت. یه ساعت یه ساعت بغلش و شیرش دادم. انگار زور زدنهای دیروز خسته اش کرده


وروجک خونه مون
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کشک و بادمجان  

موادلازم کشک بادمجان3عدد پیاز1 عدد نعنا سیر 5 حبه گردو 3عدد زرچوبه نمک فلفل روش 1. بادمجان ها را پوست گرفتم برای نیم ساعت گذاشتمش داخل آب نمک بعد در قابلمه ریختم تا آب پز بشه 2. پیاز را خلالی نازک د و بدون روغن تفت دادم تا زمانی که آبش تبخیر بشه بعد بهش روغن اضافه بعد که رنگش یکمی طلایی شد بهش زرچوبه زدم 3 . نعنا ها را ریز د و تفت دادم 4.سیر را مکعبی د و تفت دادم 5.بادمجان ها که پخت پیاز و سیر و نعنا و کشک گردویی که د شده بود را بهش اضافه و می تا یه دست بش


کشک و بادمجان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... ید امروز  

امروز رفتم ... ید. واسه خودم شلوار ... یدم و یه سری لوازم کیک و شیرینی پزی هم ... یدم. پول لوازم آشپزخونه رو خودم دادم. اومدم خونه و واسه مهدی جونم کیک و ژله پرتقال و شیرکاکائو درست ... . ناهار هم املت داشتیم. البته میخواستم تزئینش کنم واسه عشقم و ازش ع ... ب ... رم واسه خاطراتم که تا از بازار بیام سرورم گرفتش برای خوردن و منم نشستم همیونطوری خوردمش و ع ... هم نتونستم ب ... رم. امروز کفش خودم رو هم دادم کفاشی قالب ب ... رن و کفش مهدی جونم رو هم واسه دوردوزی دادم.


... ید امروز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گفتگوی خداوند با مؤمن  

صادق عَلَیهِ السَّلَامُ فرمود همانا خداوند روز قیامت بر بنده مؤمن منّت می نهد و از روی کرامت و بزگواری او را به خود نزدیک می کند. سپس نعمت هایی را که بر او ارزانی داشته، به او معرّفی می نماید و می گوید آیا فلان روز مرا بر چنین و چنان خواسته هایی، و مشکلاتی ، نخو و دعا نکردی؟ پس اجابت ، آیا فلان روز چنین و چنان درخواست نکردی؟ و به تو دادم، آیا فلان روز بر چنین و چنان استغاثه نکردی و مرا به فریاد نطلبیدی؟ و به فریادت رسیدم، آیا در باره فلان مشکل از


گفتگوی خداوند با مؤمن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

45.در پى یک تکه نان  

سر میز شام بودیم.نان باگتى رو نصف ... و لاش ألویه گذاشتم و دادم دست اشکان.چند دقیقه بعد دیدم متین دنبال اشکان میدوه و غر میزنه اشکان هم دور میز میدوید و نمی ایستاد.مانده بودم که چرا؟ چشمم به نگاه متین افتاد که چشم از لقمه اشکان برنمیداشت .یک تکه نان دستش دادم غائله ختم شد.


45.در پى یک تکه نان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مرد  

یاد آن شب افتادم که رفتیم زیر باران قدم زدیم. یا آن 15 فروردین که سر میز گفتم دوست دارم با تو ازدواج کنم. کلید را به تو دادم و تو بانوی خانه ما شدی. یا آن موقع ها که می رساندمت و می رسیدم خانه و پیامک می دادم که رسیدم. آن بوسه هایی که بعد از رسیدن به خانه از راه دور و پیامک به هم می رس ... م. آن چت ها و آن شروع چت که «شما هم خیلی سرتان بوی قرمه ... ی می دهدها». آن روز که آمدی محل کار من. یادم نیست که برای گرفتن ... شازده احتجاب زودتر آمدی یا مقاله. فکر کنم برای


مرد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اولین آزمون بعد از شروع دوباره  

بعد از تصمیم جدی م برای درس خوندن امروز اولین آزمون رو دادم. ساعت ۱۲ آزمون تموم شد پ الآن تازه رسیدم خونه. هوا نامردانه سرده، در شهری با میان ... ن دمای ۳۰ درجه و چند میلیمتر بارش، این سردی زیر صفر و برف چند سانتی واقعا عجیب و شوکه کننده ست، پوستم سوخت از شدت سرما فک میکنم آزمون رو خوب دادم امیدوارم این طور باشه نتیجه ش بعد از ظهر میاد. الهی به امید تو ببینیم چی میشه ادامه مطلب


اولین آزمون بعد از شروع دوباره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تحریف  

یک آهنگی رو، داره با تحریف می خونه اصل آهنگ می گه به چشمای کی زل زدی بیشششششششرف این می خونه، به چشمای کی زل زدی عشق من یک دیوونه اینجا به عشق چشات غزل می نویسه گرفتارته یک عاشق تو سرمای این زمهریر پی فصل آغوش تب دارته یک شاعر که آرامشش با تو بود نشسته ج رو از بر کنه می گن خیلی وقته بریدی ازش نمی خواد، نمی تونه باور کنه کجایی عزیزم به دادئم برس تو آغوش کی بال و پر می زنی به چشمای کی زل زدی عشق من بزن ، زندگیمو تبر می زنی لبات رو کدوم لب تداعی شده تن


تحریف
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چند خطی از رمان «جان شیعه، اهل سنت» که حال و هوای شب قدر دارد...  

مانده بودم که من سال گذشته اینهمه خدا را به حق علی علیه السلام قسم دادم، پس چرا حاجتم روا نشد و دیگر امشب جای این بهانه گیری ها نبود که دلم ش ته و چشمانم بی دریغ می بارید و به عقلم فرصت نمی داد تا به کینه شب قدر سال گذشته، از قلبم انتقام بگیرد که با تمام وجود به میدان عشقبازی وارد شده و خدا را نه به نیت حاجتی از حوائج دنیا که تنها به قصد آمرزش گناهانم به حق علی علیه السلام قسم می دادم و با صدای بلند گریه می و این طوفان اشک و ناله با من چه می کرد که ا


چند خطی از رمان «جان شیعه، اهل سنت» که حال و هوای شب قدر دارد...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اشتباهات درست  

اینو قبول دارین بعضی وقتا ما اشتباهی جایی میریم چون قراره به ی کمک کنیم؟نوبت داشتم . به جای ساختمون پزشکان رفتم درمانگاه، تا بفهمم اشتباه اومدم، یه خانمه پرسید مطب فلان کجاست ؟من آدرس داشتم. دادم بهش. یه کم در مورد ه حرف زدیم. بعدش گفت نوبتاش دیره، بچه ام الان مریضه.آدرس و تلفن یه دیگه رو بهش دادم و اومدم بیرون. nbsp انگار برای این اشتباهی رفتم اونجا که آدرس بدم به خانمه. خیلی مستأصل بود طفلک.


اشتباهات درست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سرباز 2  

سلام امروز به سنت چندین ساله مامانم نذری شعله زرد داشتیم، از قضا روضه مامانم هم روز ا ش افتاد توی این روز بخاطر همین از کله سحر حدودای 4 مامانم بساط شله زردش به پا کرد حدودای 8 ما کارهامون کردیم و از زیر زمین ظرفها انتقال دادیم بالا همین موقعها سرباز داستان پیام فرستاده بود برام ولی من دیر دیدم و تا جواب دادم باز اون دیر دید... مجدد که جوابش دادم هنوز پیامهام ندیده،.... نمیخوام بی ت کنم... ولی.... نونیفیکیشنش عوض همه گروه ها هم میوت ... به شدت منتظرش ه


سرباز 2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من لوس نیستم  

اگه نمی ... د که خودشو لوس کرده و از اول هم نمی خواست حذف کنه، باید بگم از حذف وبلاگم منصرف شدم. در واقع دلیلم برای این کار این بود که وبلاگم را به احمقانه ترین شکل پیش نامناسب ترین آدم ممکن لو دادم. کلید حذف را فشار دادم و اگه همون موقع حذف میشد مطمین ام که الان پشیمون هم نبودم اما بلاگ خیلی بزرگ واره و بهت 48 ساعت وقت میده تا خوب فکرهاتو ... ی. در این 48 ساعت هر اتفاقی که نباید می افتاد افتاد و وبلاگ من احتمالا توسط شخص مورد نظر شخم زده شد. پس دیگه چه د


من لوس نیستم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ترجیح می دادم کمی بیگانه تر باشی  

ترجیح می دادم کمی بیگانه تر باشیتا از تمام دردهایم باخبر باشیحس قشنگی نیست، میدانم،ولی بانوباید بمانی روی زخم من quot شکر quot باشیتا جبهه میگیری به سمتم دشنه می بارددشمن شدی اما خودت باید سپر باشیواحیرتا... از چشم هایت آیه می ریزیپیغمبری یا... می شود اصلا بشر باشی؟طغیان کن از جایت، زمین را درخودت حل کنآتش فشانم باید از من شعله ور باشیحتی اگر ققنوس در من لانه می سازدسخت است درک درد اینکه بی ثمر باشیبا دست هایت خاطرات زنده ای دارمشرمنده ام... حالا


ترجیح می دادم کمی بیگانه تر باشی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صفحه لا  

امروز صفحه لا. رو انجام دادم تا نصفه اصلا نمیدونم درست انجام دادم یا نه... چقد دوست دارم الان این س. رو خیلی خوب و تمیز انجام داده باشم. کاش یه خواهر یا داداش پرفکت توی زمینه خودم داشتم که ازش راهنمایی و کمک میخواستم. پی نوشت خدایا خودت کمکم کن هم برای ... و هم برای این زمینه یاد ... ریم که دارم میرم جلو. پی نوشت2 چقدر بعضی آدما بیشعور هستن که وقتی یه حرفی میزنن و آدم چیزی نمیگه بعدش باز بعدتر میکنن و حرف میزنن، نمیدونم باید باهاشون برخورد بد بشه که د


صفحه لا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دستکاری صورت عروس  

دیروز صبح وحید و رحیمه از کوهنوردی صبح ... ای که برگشتن خونه ما وحید رفت یک دوش ب ... ره دوباره لباس بپوشه و بره نامزدبازی منم از فرصت کمال استفاده رو ... و عروس خانم رو برداشتم بردم تو اتاق و با همون سبک ناشیانه خودم آرایش ساده و ملایمی ... بعدم مامان که دید خیلی خوشش اومد و گفت کاش قد ابروهاش رو هم کوتاه می کردی خلاصه منم کم نیاوردم و همونجا دست به کار شدم ابروهارو فرمی جدید دادم البته فقط قدش رو کوتاه ... باقی کارها رو با سایه ابرو شکل دادم کلی هم از


دستکاری صورت عروس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رفتم و خوب بود  

بر خلاف جلسه چهارشنبه پیش جلسه روز گذشته من در در گروه برای پایان نامه بسیار خوب برگزار شد. من هم خیلی خوب بودم. استرس نداشتم و توانستم گروه را قانع کنم که موضوعم برای پژوهش ضروری و جالب است. ... مشاوری که نگرانش بودم تا حدودی کنسل شد و در عوض ... راهنمای دومم ... ی شد که هر سال جز یک نفر نمی پذیرد برای راهنمایی ... ا و جالب تر انکه خودش تمایل داشتبه این کار. و این خیلی خوب است. هر دوی ... ان راهنمای من ... انی هستند که من در امتحان شان برگ سفید دادم و بعد از


رفتم و خوب بود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یه اتفاق بد افتاد من اشتباه بزرگی انجام دادم لطفا واسم دعا کنید):  

یه اتفاق بد افتاد من اشتباه بزرگی انجام دادم لطفا واسم دعا کنید


یه اتفاق بد افتاد من اشتباه بزرگی انجام دادم لطفا واسم دعا کنید):
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سخن از مهدی(عج) در معراج  

ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که حضرت فرمود وقتی در شب معراج به آسمان هفتم رسیدم و از آنجا به سدره المنتهی و از آنجا هم به سوی حجابهای نوری رفتم، خداوند مرا صدا کرده فرمود ای محمد، تو بنده منی و من خدای تو هستم. پس برای من خاضع باش و به من عبادت کن و به من توکل نما. بدرستی که من از حیث بندگی و دوستی و رس تو راضی هستم و به برادرت علی هم خلافت دادم و او را باب علم قرار دادم. پس او حجت من بر بندگانم و برای خلقم می باشد. ادامه مطلب


سخن از مهدی(عج) در معراج
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا واقعا؟!!  

سرش رو گذاشت رو پام و خودشو رو صندلی ماشین جمع کرد... نور چراغ های خیابون هر چند ثانیه میفتاد رو صورتش... سرمو چرخوندم دیدم نور رو گونه ی چپش که میفته برق میزنه از خیسی... فین فین و به بهونه آلرژی گفتم مامان که جلو نشسته یه دستمال بهم بده...دستمال دادم بهش بیرونو نگاه که راحت باشه...مچ دستشو گرفتم و آروم با شستم نوازش دادم...چند دیقه که گذشت گفتم خوبه دیگه پاشو الان میفهمن... دست راستم مچ دست چپم رو ول کرد و لبخند زدیم و از ماشین پیاده شدیم... \+اینو فقط


روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا واقعا؟!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دورهمی  

سلام ببخشید این چند روز نبودم،امتحان زبان داشتم باید خوب میخوندم دیگه فرصت نشد بیام توییتر رو پاک ... ،به وحید پی ام دادم جواب نداد دیگه به منم برخورد زدم اپشو پاک ... تقصیر خودم بود بهش مسیج دادم نباید اینکارو می ... امروز با دوستم رفته بودیم به اصطلاح دورهمی واقعا من چرا نمیتونم خیلی زود با بقیه دوست بشم و ارتباط برقرار کنم؟؟خیلی بده این همه با هم حرف میزدن من حرفی نداشتم واسه گفتن احسان رو تو ... اد ... ،خواستم تو لینکداین هم ادش کنم دیدم دیگه خ ..


دورهمی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قول دادم به خودم  

روز جدید شروع شدهامروز به خودم قول دادم بهتر از قبل باشم باهاتبرات بیشتر از قبل برات وقت بزارمباید هر روز این موضوع رو به خودم یادآوری کنمهر روز به خودم باید بگم که من میتونم برای شما باشمبرای شما وقت بزارمباید اینکارو ک خدا هم میخوام این انرژی رو بهم بده که بتونم عشق بدم ؛ حتی لحظاتی که انرژی ندارماین کار رو باید ... مشاید فردا دیر باشه برای عشق ورزیدنشاید فردا اصلا من زنده نباشمپس باید از فرصت استفاده کنمبهره ب ... رمو میدونم که میتونم...


قول دادم به خودم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

#pms  

یه زمانی هم که پارسال بود من یه یکی پی ام دادم i found your horse


#pms
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میخوام دور خودمو خط,بکشم  

سلام روزها چه سخت میگذره چه سخت شاید من زیاد سخت گرفتم نمیدونم دلم بدجور از خودم گرفته دوس دارم دور خودمو.طوری خط بکشم که حتی خودمم دستم به خودم نرسه از خودم دل ... رم خیلی اخه بگو.این چه حالیه که واسه خودت درست کردی دارم به ... گذشته زند ... م نگا میکنم ورق به ورق میزنم که ببینم چه دسته گلایی به اب دادم اوووووف دسته گل که نه باغ گل به اب دادم اخه بگو این چه کاریه. دوس دارم برگردم به روزهای بچ ... م که تو خاکا بازی می ... ا ... کار تهش مادرم میومد گوشمو میکش


میخوام دور خودمو خط,بکشم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نظر نگار  

چند روزیه نیومدم وبلاگ رفتم خونه هفته قبب از یکشنبه رفتم تا ... اونم رفت به خواهر برادراش سر زد من نمیدونستم قراره بره اونجا...تو خونه هم نت نداشتم ی شب بهش پیام دادم دلیور شد جواب نداد روز بعدش سرظهر بهش پی ام دادم خیلی بدی زود زنگ زد بهش پی ام دادم که خونم پیش مامانمم فقط بگو جیزی نشده و خوبی گفت چیزی نشده گوشی نداره و... خلاصه ... هم اون برگشت خونشون هم من برگشتم خوابگاه دیگه مث قبل چت کردیم باهم ... دو روزه رفته پیش دااییش و نیومده اومدم به وبلاگ س


نظر نگار
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.268 seconds
RSS