جستجو ها
نرم افزار fo ui12 یا p oimpact بهترین راحترین نرم افزار برای ویرایش افکت وقاب گذاری برای ع های خودتون شادترینها asme stp pt مدار منبع تغذیه ۶ولت.html برندگان سیزدهمین جایزه صادق هدایت ضربات بیکاة نرم افزار mobile topog her pro v1091 اینترنت رایگان رایتل بدون دردسر دومین سال تولد چقدر فاصله دارد جهان من با تو listlistlist1591 1585 1586 1593 list پلمپ دخمه له شه نگال چه ته کانى 300 هاوڵاتى ئێزیدى کۆمه ڵکوژده که ن ع پروفایل پدر ادرس شماره تلفن شرکت تابا الکتریک حسین علی زاده راه یافته به تیم ملی ووشو نوجوانان نرم افزار ریست اپسون l1800 رستوران خیابان نویسم کاشان کاشان خوردیم تو روح بعضیا شرکت پی بند سازه سهامی خاص.html اولین جشنواره کهنوتان ورزش پهلوانی زورخانه ای در کاشان برگزار می شود سریال ترکی ای محکوم به عشق بازی کد رهگیری کنکور سراسری amazing super save by buffon magnificent خصوصیات چهره نژاد آریایی مسابقات شهرستان خانم فوتسال سرکار سرکار خانم مسابقات کشوری تربت حیدریه فوتسال بانوان قرمز یا بادمجونی اینسانلاری اولمز شهریمیزین اولمز اینسانلاری شهریمیزین اولمز کانال شهریمیزین شهریمیزین اولمز اینسانلاری کانال شهریمیزین اولمز دستور ران برای بلوتوث لپ تاپ ایسر اکتبر داستان های جلسایی عاشقم باش قسمت چگونه دوبار شویم نکات مهم در طراحی دکوراسیون رستوران معاون جهاد کشاورزی سیستان بلوچستان بهترین فرصت را برای فروش صادرات آرد دارد تازه می خواست دلم سرخوش مبعث گردد خبر آمد حسین بن علی راهی شد جواب فعالیت صفحه 8 9 فیزیک دهم نمونه سوال های کارشناسی ارشد پیام نور رشته ی زیست شناسی علوم جانوری گرایش بافت شناسی و جنین شناسی پسران برتر از گل فصل 2 قسمت 1 کامل ن مشاغل مردان شاغل اختلالات روحی اختلالات روحی ن شاغل بیشتر مشاغل اجتماعی فعالیت همپای مردان مختلف اجتماعی فعالیت پاو وینت هدایت و انگیزش هدایت و سازمانی فصل پنجم کتاب مدیریت عمومی الوانی قربون صدقه های اصفهانی.html صب بخیر انرژی زا فرشاد علیخانی نفت، رانت و مدیریت توسعه در کشورهای نفتخیز عشقهمینو بس چرا آبغوره من داخل بطری گازدار شدهhtml فال روزانه پنجشنبه 10 فروردین 96 فال روز تولد امروز 10 فروردین ساندویچ نوزده یک رویداد رایانه ای بازی های قرارداد گیم کانکشن بازار بازی های رایانه ای کریمی قدوسی بازار بازی های گیم کانکشن فرانسه قرارداد همک گوشی هوشمند شب سورمه ایی سوره تکبیر listlist علی رضایی بازی اندروید bia3 اهنگ اشرفی منگنه با ساز و نقاره html معنای کذشت رتبه زیر 500 کنکور تجربی منطقه ریشه های تاریخی جشن پوریم یهودیان ساخت قایق با یونولیت کربوهیدرات مصرف تمرین برنامه لیوان سرکه چربی سوزی سرکه با امیک هویج رنده روزهای گذشته پروژه اجاق گاز سه شعله رو میزی ارزی کار و زمان ششی سلیمانی بابادی ظرفیت هارد بر روی سرور های dl60 g9 لقاح انجیر اتفاق های مختلف نمیه گمشده ایجاد کلینیک مجازی پرسش پاسخ کارتون رداکای قسمت زندگی باید خیلی نامردین حذف داریک پارسهاپ listlistمواد مخلوط در شامپو جواب ازمون ورودی مدارس دوره ی متوسطه ی اول سال ۹۵استان اصفهان.html تنظیمات وایفای اینترنت همراه اول متن ترجمه ترانه gitti gider دمیر دمیرکانhtml آقای زندگی گرادگریند میکند آقای گرادگریند آقای باندربی.html شخصی محمد هادی عسگ ور طایفه اشتری اهل کجا هستند تعبیرخواب جاروزدن حرم رضا عصر عج ماه مبارک رمضان کارایی های تصویربیانی ها listوقایع ماه محرم الحرام دانش موضوع شرکت برنامه آموزان دانش آموزان موضوع انقلاب دانش اموزان شهید طباطبائی مدرسه شهید منیم بیلمیرم بیلمیرم منیم.html تصویر نویسی درس 1 مهارت های نوشتاری هشتم صفحه خیال کن که غزالم ویژه نامه ولادت رضا علیه السلام emeli sand فتوکپی مدارک ویژه بسیج عضویت فتوکپی فتوکپی کارت مورد نیاز مدارک مورد کارکنان مراکز ویژه کارکنان مراکز آذیندر قبال مهاجرین اتباع افغانی در رفسنجان سرود وقتی هواپیما از دور پیدا شد html پنجره فضاپیماها پلاستیکی می شود شوند مردم failed sending failed sending failed دغدغه اصلی انقلاب ی درباره ک نه ت دوازدهم چشم سفیدها نقشه مناطق تحت تسلط.html امشب ۲ آرام دوست طناب عشق جلسه اول اقتصاد ی پیشرفته آمار احتمالات پیشرفته html
برترین ها


به کجا چنین شتابان روزی تفقدی کن درویش بینوا را

داستان  

درويشی بود که در کوچه و محله می رفت و می خواند «هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.» زنی حیله گر این درويش را دید و به آوازش گوش داد، سپس به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فطیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فطیر ریخت و آورد و به درويش داد و رفت به همسایه اش گفت من به این درويش ثابت می کنم حرفش اشتباه است. از قضا زن یک پسر داشت که 7 سال بود گم شده بود، در بازگشتش به شهر به درويش برخورد، سلامی کرد و گفت من از راه دور آمده ام و گرسنه ام. درويش هم همان فطیر


داستان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خدا روزی رسان است ولی یک سرفه ای هم باید کرد  

شخص ساده لوحی شنیده بود خدا روزي رسان است به همین خاطر یک روز صبح به مسجد رفت و مشغول عبادت شد همین که ظهر شد از خداوند درخواست ناهار کرد ولی هر چه به انتظار نشست برایش ناهاری نرسید تا اینکه شام شد و او باز از خدا طلب خوراکی برای شام کرد و چشم به راه ماند چند ساعتی از شب گذشته بود که درويشی وارد مسجد شد در پای ستونی نشست و از کیسه ی خود غذایی بیرون آورد و شروع به خوردن کرد مرد ساده لوح که از صبح با شکم گرسنه از خدا طلب روزي کرده بود دید درويش نیمی


خدا روزی رسان است ولی یک سرفه ای هم باید کرد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قدم اول را بردار  

شخص ساده لوحی مکرر شنیده بود که خدا روزي رسان است.به همین خاطر به این فکر افتاد که به گوشه مسجدی برود و مشغول عبادت شود و از خداوند روزي خود را بگیرد. یک روز از سر صبح به مسجد رفت و مشغول عبادت شد همین که ظهر شد از خداوند طلب ناهار کرد. هرچه به انتظار نشست برایش ناهاری نرسید تا اینکه شام شد و او باز از خدا طلب خوراکی برای شام کرد و چشم به راه ماند و خبری از غذا نشد . چند ساعتی از شب گذشته درويشی وارد مسجد شد و در گوشه ای نشست و شمعی روشن کرد وشروع به


قدم اول را بردار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزی ... می رسد  

باورت بشود یا نه روزي می رسد که دلت برای هیچ به اندازه من تنگ نخواهد شد برای نگاه م ،خندیدنم و حتی اذیت م برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی روزي خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود می دانم روزي که نباشم هیچ تکرار من نخواهد شد ...


روزی ... می رسد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ا ... ین نجوا  

برای دوستی که از ایران رفت «کجای این شبم که از عدم چراغ ماه قسمتش نبود» به کجاچنين شنابان گون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا هوس سفر نداری همه ارزویم اما چه کنم که بسته پایم به کجا چنين شتابان به هر ان کجا که باشد بجز این سرا سرایم سفرت بخیر اما تو و دوستی خدارا چو از این کویر وحشت بسلامت گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا..


ا ... ین نجوا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اعتراض  

همکلاسیِ خواهر جان ۱۷ ساله هستن، به عبارت دیگر کلاس سوم دبیرستان تولد گرفته در باغ های اطراف کرج دختر و پسر با انواع پذیرایی های ممکن چه خبر شده؟ بگویید ما هم در جریان باشیم تولد در باغ؟ کِی وقت کردید با این همه پسر آشنا شوید که بیایند در باغ و قر بدهند؟ پس کِی درس میخوانید من که فوق لیسانسم در مراحل آ است هنوز فرصت ن دوتا پسر را هم زمان ببینم به کجا چنين شتابان؟ آ پسرهای هم سن و س ان که همه جوش هستند لعنتی ها چه عجله ای دارید برای بزرگ شدن ؟ خیل


اعتراض
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میلاد حضرت رسول اکرم (ص)  

مژده ایدل که مهین آیت یزدان آمد مشعل راه هدا ختم رسولان آمد تا زنده پرچم توحید بهر بام و دری بهر نابودی اصنام شتابان آمد میلاد حضرت ختمی مرتبت بر همگان مبارک مولایی


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان  

درويشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درويش را به داخل باغ آوردند.کریم خان گفت این اشاره های تو برای چه بود؟درويش گفت نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم.آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه می خواهی؟درويش گفت همین قلیان، مرا بس است.چند روز بعد درويش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. یدار قلیان ی نبود جز ی که


داستان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر........  

دو کاج نسخه قدیم در کنار خطوط سیم پیامخارج از ده ، دو کاج ، روییدندسالیان دراز ، رهگذرانآن دو را چون دو دوست ، می دیدندروزي از روزهای پاییزیزیر رگبار و تازیانه ی بادیکی از کاج ها به خود لرزیدخم شد و روی دیگری افتادگفت ای آشنا ببخش مراخوب در حال من تامّل کنریشه هایم ز خاک بیرون استچند روزي مرا تحمل کنکاج همسایه گفت با تندیمردم آزار ، از تو بیزارمدور شو ، دست از سرم بردارمن کجا طاقت تو را دارم؟بينوا را سپس تکانی دادیار بی رحم و بی محبت اوسیم ها


شعر........
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من تلاش می کنم ......................  

من در میان زمین و زمان ام من در ابتدای یک راهم من پرواز را نیاموختم اما اینک بیش از هر زمانی باید پرواز کنم باید بال و پر در آرم باید بتوانم ... گذر زمان را احساس نمی کنم و پر مشغله و شتابان می دوم به سوی اینده ای نا پیدا من در غربتی مه آلود در هوایی سرد با دستانی در جیب و قدم هایی شمرده با زبانی لکنت دار ..... حیرانم ...


من تلاش می کنم ......................
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غزل شماره 5-حافظ  

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا رادردا که راز پنهان خواهد شد آشکاراکشتی ش تگانیم ای باد شرطه برخیزباشد که بازبینم دیدار آشنا راده روزه مهر گردون افسانه است و افسوننیکی به جای یاران فرصت شمار یارادر حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبلهات الصبوح هبوا یا ایها السکاراای صاحب کرامت شکرانه سلامتروزي تفقدي کن درويش بی نوا راآسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف استبا دوستان مروت با دشمنان مدارادر کوی نیک نامی ما را گذر ندادندگر تو نمی پسندی تغییر کن قضا راآن


غزل شماره 5-حافظ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان مفصل ضرب المثل برفت و برفت و برفت  

ضرب المثل برفت و برفت و برفتاین مثل را در مورد افرادی می گویند که از دیگران تقلید نابه جا و کورکورانه می کنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند.روزي بود؛ روزگاری بود؛ درويش پیر و ش ته ای بود معروف به درويش غریب دوره گرد که از مال دنیا فقط صاحب ی بود که سوار آن می شد و از این ده به آن ده می گشت تا لقمه نانی پیدا کند. nbsp درويش، شب به هر آبادی می رسید سراغ خانقاه یا مسجد را می گرفت و شب را در آنجا می گذراند. اگر خانقاه و مسجدی نبود به آبادی می رفت و ش


داستان مفصل ضرب المثل برفت و برفت و برفت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به کجا چنین شتابان  

به کجا چنين شتابان داریم به سمتی میریم که؛ بی حیایی مُد.. بی آبرویی کلاس.. دود تفریح.. رابطه با نامحرم روشنفکری. گرگ بودن رمز موفقیت.. بی فرهنگی فرهنگ.. پشت به ارزشها و اعتقادات نشانه رشد و نبوغ.. خوردن حق دیگران زرنگی.. ای اشرف مخلوقات خدا ؛


به کجا چنین شتابان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کجایی؟  

جانم به لب آمد ز غم و درد ج آ تو پیامی نفرستی که کجاییهر شام چو هر صبح و چو هر ظهر و چو هر عصرمن چشم به راهم که تو از راه بیاییجز درد غم عشق تو دل کار ندارددر بند تو میل ندارد به رهایییک غمزه نمودی و برفتی ز نظرگاهای ماه رخا آه از آن تیر هواییهم راهبر و راهزنی در سفر عشقیا رب ز که آموخت چنين راهنماییبازآی که دل خون شده از هجر تو درويش درويش نوازی ای شاه ختایی به یاد یه رفیق بی وفا درويش محمد اباتی محمد مهدی قربانی 7 آذر 95


کجایی؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به کجا چنین شتابان؟  

مصطفی مسحور کامپیوتر و تلویزیون شده،صبح و شبش با این ها میگذرد و ما هم چاره ی چندانی نداریم.تا انسان خودش نخواهد انقل درونش رخ نمی دهد.من هم تصور این است که از این بلایا به دورم ،دغدغه ام بالاتر از این هاست اما در عمل نوع تعدیل شده ی مصطفی ام.فردا امتحان داریم و من بدون گوش دادن سر کلاس و جزوه نوشتن و حتی مطالعه ی جزوه به علاوه کلی کار نکرده نشستم دو ساعت و خورده ای مرد هزار چهره دیدم و هرهر خندیدم.واقعا داریم به کجا میرویم؟در بازار مغازه دارها


به کجا چنین شتابان؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سفری فراسوی زمان  

ارابه هایی شتابان در سراشیبی تند به سوی مقصدی صاف و آرام و پهناور که مردانی هراسان با دقتی خاص برای جلو ... ری از تصادم و بروزحادثه آنها را کنترل می کنند و ک نی سوار بر ارابه ها و ... نی پشت سر مردان نشسته که هم هواس شان به ک ن است وهم به مردان خود ،


سفری فراسوی زمان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستانک ۲  

دوشنبه 7 مهر ماه سال 1393 درويش تهی دست درويشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد . کریم خان دستور داد درويش را به داخل باغ آوردند .کریم خان گفت این اشاره های تو برای چه بود ؟درويش گفت نام من کریم است و نام تو هم کریم وخدا هم کریم .آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می خواهی ؟درويش گفت همین قلیان ، مرا بس است چند روز بعد درويش قلیان را به بازار برد


داستانک ۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غزلی زیبا از مهدی فرجی:  

می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد روزي که پشتم مثل پشت کوه خم باشد با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت وقتی که حرفم محض پیری محترم باشد می گویم از روزي که خوردم حرفهایم را ترجیح میدادم که نانم در قلم باشد روزي که گریان از خیابان آمدی گفتی نفرین به شهری که سگی در هر قدم باشد یادت می آرم گفتی امید بهاری نیست وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد آن روز وقتی سروهای سبز را دیدیم شکرخدا شب رفته باید صبحدم باشد چای از دهان افتاد ول کن شاید آن فرصت روزي برای


غزلی زیبا از مهدی فرجی:
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کیمیاگر  

برشگتم شهر خودم بدون این که لب کارون برم، بدون این که نادری برم، بدون این که کیانپارس برم و یک فست فود درست حس ... بخورم بدون این که یک ذرت مکزیکی جنوبی نوش جان کنم بدون این که بازار عرب ها برم و کلی ... ت و پرت ب ... م بدون این که بازار کارون برم و مانتو فروشی ها رو زیر رو کنم با اولین بلیطی که ... زم اومد برگشتم بدون این که کوچک ترین لذتی ببرم تمام این سه روز توی یک اتاق کوچیک حبس بودم و فقط یک سری اطلاعات چرت و پرت رو بالا و پایین ... راستی از همین چرت و


کیمیاگر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

واقعیت ها ...  

دخترک گرسنه اش میشود ، شتابان به طرف یخچال میرود ،در یخچال را باز میکند ، عرق شرم بر پیشانی پدر مینشیند ، دخترک اینرا میداند ،بطری آب را برمیدارد و کمی از آب می نوشد، صدایش را بلند میکند و میگوید ، چقدر تشنه ام بود ، پدر این را میداند دختر کوچکش چقدر بزرگ شده است .


واقعیت ها ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مهاجرت  

به کجا چنين شتابان ؟ گون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا هوس سفر نداری ز غبار این بیابان ؟ همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم به کجا چنين شتابان ؟ به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را داشتم فکر می ... که بعضی نعمت ها و توانایی ها، آنقدر بدیهی و ساده به نظر می رسند که قدر آنها را نمی دانیم. مثلا اینکه آدمیزاد پای سفر ... و مهاجرت دارد. که هر وق


مهاجرت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

درویش تهی دست  

درويشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد . کریم خان دستور داد درويش را به داخل باغ آوردند .کریم خان گفت این اشاره های تو برای چه بود ؟درويش گفت نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می خواهی ؟درويش گفت همین قلیان ، مرا بس است چند روز بعد درويش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . ... یدار قلیان ... ی نب


درویش تهی دست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته ی مدیر عامل باشگاه سپید رود رشت برای مریم میرزاخانی  

ضایعه درگذشت بانوی نابغه ی ایران، مریم میرزاخانی، برای همه ی افراد از تمامی اقشار بسیار دردناک و غیر قابل باور بود. این بانوی ایرانی که موفق به ب افتخارات زیادی شده بود، دیروز بعد از 4 سال جنگ با سرطان، دار فانی را وداع گفت.مدیر عامل باشگاه سپیدرود رشت به دنبال درگذشت مریم میرزاخانی، دانشمند ایرانی دل نوشته ای را منتشر کرد. nbsp quot دلا دیدى که این فرزانه فرزند‎چه دید اندر خم این طاق رنگین‎به جاى لوح سیمین در کنارش‎فلک بر سر نهادش لوح سنگین‎ا


دل نوشته ی مدیر عامل باشگاه سپید رود رشت برای مریم میرزاخانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جانا سخن از زبان ما می گویی ...  

\- nbsp به کجا چنين شتابان؟ nbsp nbsp گون از نسیم پرسید\- nbsp دل من گرفته زینجا nbsp nbsp nbsp هوس سفر نداری nbsp زغبار این بیابان؟\- nbsp همه آرزویم اما nbsp nbsp چه کنم که بسته پایم nbsp nbsp به کجا چنين شتابان؟\- nbsp به هر آن کجا که باشد nbsp nbsp بجز این سرا ، سرایم \- nbsp سفرت بخیر اما nbsp nbsp تو و دوستی ، خدا را nbsp nbsp چو ازین کویر وحشت nbsp nbsp به سلامتی گذشتی nbsp nbsp به شکوفه ها ، به باران nbsp nbsp برسان سلام ما را nbsp از nbsp محمدرضا شفیعی کدکنی


جانا سخن از زبان ما می گویی ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نامه مه لا حه سه نی دزلی  

نامەی مەلا حەسەنی دزڵی لە مەریوانەوە بۆ فەقێیەکی برادەری خۆی بە ناوی حەمەدەمین هەمەوەندی کە لە شاری سابڵاغ بووە. ای عازم ساوجبلاغ عرض سلام این حزین برخوان برای آن که نامش در دهانم انگبین چابک هموندی که او، در وقت غارت بارها برکنده بزها پوست را، درويش ها را پوستین از نام او پرسی اگر، احمد امین اسمش بود اول محمد آمده، آ نقیض لا امین باری اگر مرسوله ای ننوشت سوی این طرف منعش نباشد زآن مکان، گر غافل است از ما چنين


نامه مه لا حه سه نی دزلی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بانو  

دلم شادی کوچکی می خواهد ای بانو. از آن شادی ها که باید فقط برای ما باشد.من از دور تو را بنگرم و تو موهایت را باز کنی و من مست زیبایی تو دلم پر بکشد. بانو ماه کامل را دیده ای؟ تو زیباترین ماهی هستی که من در تمام عمرم دیده ام. مثل گلی زیبا و کوچک می مانی.هر بار که برای بوییدنت می آیم خارهایت مرا زخمی می کند.عیبی ندارد.تو متعلق به همه نیستی.من این را خوب میدانم. بانو فرصتی بده تا نشان دهم چقدر می توان عاشق بود و عاشقانه زیست. چشمهایت.قلب مرا چنين بی رحم


بانو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عزیز من  

عزیز من زند ... ، بدون روزهای بد نمی شود؛بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم. اما، روزهای بد، همچون برگهای پائیزی ، باور کن که شتابان فرو می ریزند، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می شکنند، و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند. عزیز من برگهای پائیزی، بی شک، در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند... \#نادر_ابراهیمی


عزیز من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تفعل اینترنتی  

دل می رود ز دستم، صاحب دلان، خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی ش تگانیم، ای باد شُرطه، برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را ده روز مهر گردون، افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل، خوش خواند دوش بلبل هاتَ الصبوح هبوا، یا ایها السکارا ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزي تفقدي کن، درويش بی نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پس


تفعل اینترنتی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اسب قضاوت  

اینهمه از دوران کودکی راجب قضاوت انشا نوشتم ولی نمیدونم چرا خودمم بعضی وقتها با اسب قضاوت میتازم شاید بخاطر حس بالاتر و برتر بودنی هست که اون لحظه دست میده شایدم احساس ضعفی در خودمون میکنیم که میخوایم اینطور پوششش بدیم من فکر میکنم قضاوت اعتیاد میاره و ی که درگیرش شد شاید بخاطر همون شیرینی لحظه ای که تا افلاک میبرتش نتونه به همین سادگی دست از این عمل بکشه البته این نظر شخصی خودمه بهرحال میدونم کار زشتیه چون خودم دوست ندارم راجب من اینطوری ی


اسب قضاوت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وارست ...  

وارست ... وارست ... ب ... از اشیاء نیست، بلکه ب ... از افکار و دغدغه هاست . وارست ... به امور بیرونی تعلق نمی ... رد ،بلکه به امور درونی تعلّق می ... رد وارست ... ارتباطی به دنیا ندارد بلکه به خویشتن مربوط است روزي گ ... به دیدن درويشی رفت ودید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طنابهایش به گل میخهای طلایی گره خورده اند نشسته است گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید این چه وضعی است ؟ درويش محترم من تعریف های بسیاری از زهد و وارست ... شما شنیده ام اما با د


وارست ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛  

عزیز من زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم اما، روزهای بد، همچون برگهای پائیزیباور کن که شتابان فرو می ریزندو در زیر پاهای تواگر بخواهی، استخوان می شکنند؛و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند عزیز من برگهای پائیزی، بی شکدر تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درختسهمی از یاد نرفتنی دارند… نادر ابراهیمی


زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جواب بازی ج انه مرحله 278  

از صور فلکی سه پایهاز والیبالیست های ملی پوش کشورمان حمزه زرینیبا سرعت شتابانبازی رایانه ای قدیمی آتاریبچه گوسالهبذر دانهبلدرچین سمانهبندری در هندوستان بمبئیپایتخت کرواسی زاگربتاسیس پایه ریزترکیب قرمز و سیاه قهوه ای nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


جواب بازی ج انه مرحله 278
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تکنیک های فروش در بازاری ...  

دنیای امروز دنیای، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد فرایندی که منجربه حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فرا ... ر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاسیه رانده می شود و بسیاری از فرصت های ... ب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.


تکنیک های فروش در بازاری ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را  

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی ش تگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینم دیدار آشنا را ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزي تفقدي کن درويش بی نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر کن ق


دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شبی با درویش  

پادشاهى بود که لباس درويشى به تن مى کرد و کشکول درويش به شانه مى انداخت و در کوچه و بازار به میان مردم مى رفت. روزى شاه به مرد خارکشى رسید و گفت اى مرد به کجا مى روی؟ گفت به خانه. گفت امشب را به من درويش پناه مى دهی؟ گفت بیا تا برویم. مرد خارکش و درويش که همان شاه بود، به سوى خانهٔ خارکش به راه افتادند. و چون به رودى رسیدند، درويش گفت بگذار بگویم پلى بر آن بزنند، تا عبور کنیم. مرد گفت اى درويش خی ... کجاست، به آب بزن تا به آن سوى برسیم. هر دو به آب زدند


شبی با درویش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ع نیلوفر شهیدی  

ع های نیلوفر شهیدی نیلوفر شهیدی ، بازیگر زن سینما و تلویزیون ایرانی است. پدرش اسفندیار شهیدی ، مدیر برداری می باشد. این بازیگر جوان فارغ حصیل رشته ی کامپیوتر می باشد. جالب است بدانید که با وجود اینکه پدرش در حوزه سینما و تلویزیون فعالیت دارد، اما مخالف حضور دخترش در این زمینه بوده است. نیلوفر شهیدی در مجموعه تلویزیونی به کجا چنين شتابان ، شبکه پنج سیما ، نقش مریم را بازی می کرد. نیلوفر شهیدی ع های نیلوفر شهیدی


ع نیلوفر شهیدی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شهادت ... حسن عسگری (ع)  

روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی برای شهر سامرا بود؛ زیرا خبر شهادت ... عسکری در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به ... ، از ترس سرکوب نظام، نهان می داشتند، امروز عنان عواطف ... وشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه ... حرکت ... د.


شهادت ... حسن عسگری (ع)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حسن سعادتی  

سلام خیلی وقت ها شده از اطرافیانم بخاطر رفتارهاشون دلگیر شدم ولی وقتی متن زیر رو خوندم خیلی آروم شدم ... علی ع فرمودند اختیار از کتب آسمانی دوازده آیه را و روزي سه بار بدانها نگاه می کنم. 1. ای فرزند آدم، تا سلطنت من باقی است از هیچ صاحب قدرتی نترس که سلطنت من همیشگی است . 2. تا خزانه من پر است در غم روزي مباش و بدان که گنجینه من هرگز خالی نمی شود . 3. قسم به حق من بر تو که تو را دوست میدارم تو نیز دوست من باش . 4. به ی جز من دل مبند، زیرا منم که به تو نزدیک


حسن سعادتی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تبریک سال 1395  

با سلام باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروندتا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازندو آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با و پایکوبی با ترنم این سرودطرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . . موفق وموید باشید ناصری فر


تبریک سال 1395
منبع :
درخواست حذف این مطلب

درویش تهی دست  

درويشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد . کریم خان دستور داد درويش را به داخل باغ آوردند .کریم خان گفت این اشاره های تو برای چه بود ؟درويش گفت نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می خواهی ؟درويش گفت همین قلیان ، مرا بس است چند روز بعد درويش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . ... یدار قلیان ... ی نب


درویش تهی دست
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.342 seconds
RSS