جستجو ها
اولین آیفون مثل اولین عشق پرسشنامه تمایل به ترک خدمت word نمونه سوالات استخدامی شرکت پالایشگاه نفت ستاره خلیج فارس مصاحبه روانشناسی آزمون قضاوت دوازده نکته کوتاه و گویا درباره حضرت علی ع ناوشکن ضدهوایی smetlivy ، پاسدار تیزهوش آسمان روغن لقمان حیات تیل برای چه درمانی آشنایی با واجبات و محرمات دینی کاربردی حل مشکلات تبلت asus fonepad 7 fe171cg k01n سیامک عزمی هوای حرم کمال ه ن خواص سرکه ی انار business mana ent phd dissertation الهه غم descargar crack asc horarios چه صفاتی از صفات خداوند در قرآن کریم بیشتر تکرار شده است چرا طرز تهیه شربت متادون با وانیل اژه ای مهدی جهانگیری هنوز آزاد نشده است عنوانم نمیاد برنامه ویژه مایکروسافت برای نرم افزارهای ضدویروس ویژگی وسایل گازسوز علوم هشتم نقشه های برج مس ی تجاری 17 طبقه dwg کالری بورک گوشت html عطر ادکلن هالووین کیس س ی halloween kiss s y کتاب مشکلات جوانان مفهوم نمادین خفاش در ادبیات معرفی 4 کتاب طرح کتاب خوان ماه مهر روز مادر مبارک مادر شعرترین منزوی سیستم فایل نگارش آ ین تغییرات هشت پا یا اختاپوس نماد چیست پودر مکمل خوراکی امگا امجنی کتاب قدرت عادت pdf کتاب تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل احمد نقیب زاده اباعبدالله الحسین ع فروش روغن انسان به عنوان ماده درمانی فرهنگ اصطلاحات پیداگوژی html 36 برابر شدن نرخ مسکن در دوران پهلوی راهنمای زبان انگلیسی برای دانشجویان راهنمایی و مشاوره بر اساس کتاب منصور کوشا html تواضع کارکلاسی و بارش فکری صفحه 26 پودمان الکترونیک کاروفناوری هشتم عمده دارای گارانتی هزار تومان فروش ویژه شوهرم جلو همه سینمو میخوره زنگ گوشی سامسونگ skyline کار عملی فارسی هشتم html research opportunity شارژ گوشی فناوری انرژی امواج استفاده لوازم الکتریکی امواج وایفای صفحه نمایش پردازنده ی کرین دارای صفحه شارژ لوازم الکتریکی رویای و صل list آهنگ فوق العاده زیبا شاد با ریتم بستکی fl studio هندوانه ابوجهل درگان بواسیر حمید فلاح و افشین آذری انگشتر لال پیازی html دفترچه ثبت نام آزمون مدارس نمونه تی کازرون سید کمال طباطبایی چند فرزند دارد و علی فرزند چندم استhtml پنجره دوجداره نمایندگی پنجره دوجداره ترانه دختر تقدیم به دخترکم مراکز بازسازی پاترول کتاب استوارت جیمز انتگرال حساب دیفرانسیل جیمز استوارت حساب دیفرانسیل استوارت ویرایش المسائل جیمز جیمز استوارت ویرایش ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﺪﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ جواب تمرینات درس دریادلان صف شکن فارسی پایه دهم فعالیت کادر اجرایی در بازاری شبکه ای سوالات مربوط به وک شهامت عوض شدن الانان 13 تیر مداحی حمیدفلاح چراغ چشمک زن جلوی کیس کامپیوتر برای چیست لباس و رابطه ی آن با تفکر حقیق در مورد فعالیت های غیر ارادی مانند پلک زدن عطسه و سرفه و امَرتَ بالمعروف ونَهَیتَ عن المنکر wpa crack no dictionary on kindle آنچ تنها هدایت آرسنال را قبول می کند خانه سلامت چگونه در بازیافت کاغذ نقش دارد مجلس شورای ی مجلس شورای رئیس مجلس مجلس شورای ی درک تفاوت ها مایکل کین بیوگرافی عاقبت لیستی رای دادن و سر هوای بلدیه فریب مردم و ادعای دروغین شباهت بهار و زمستان چهارم ارواح گذاشته کلورادو فروش گذاشته پارانویا حاد اتفاقات پرسپولیس به وزارت ورزش کشیده شد ای که دستت میرسد کاری مواد سازنده روغن زیتون قهوه شامپو وصابون هیچ وقت دوسم نداشتی تازه فهمیدم تکمیل ظرفیت کنکور سراسری 95 رشته مدیریت بازرگانی تصویر اولیه از یک انسان کاغذ دیواری دخترانه نمودار ستونی علوم کلاس هفتم صفحه کد های برای غیر فعال سازی بخش های مهم ویندوز list تعبیر خواب ستاره خوشه پروین html توصیف کلبه چوبی در وسط جنگل سیکل تولید در فولاد مبارکه سوالات استعداد شغلی قضاوت ٩۵ اصلاح مجدد پست ها معامله ای چنین پرسود با خداوند دیوار های پیش ساخته و پانل های سه بعدی امروز دوست داشتم چ را دوباره ببینم اهنگ اسماعیل راهلو ورامین میلان جواب بازی ج انه مرحله مهدی طارمی کتاب زندگیم صفحه ندارم
برترین ها


جلسه گفتم دادم خیلی تومن خواهش میکنم طلاقش دادم طلاق دادم گفتم خواهش میخوام تنها گفتم خواهش میکنم

خیانت  

4ماه بعد عقدمون ، بخاطر حرف زدن با یه پسره ، بدجوری بهم شک کرد و گفت تو بهم خیانت کردی. دعوام کرد ، خيلي عصبانی بود، ولی تا حالا روم دست بلند نکرده. گوشیمو ازم گرفت، نت خونه رو قطع کرد، بعد هم گفت برو دنبال زندگیت. هرچی خواهش که منو ببخش، من بهت خیانت ن ، فقط داشتم با اون پسره حرف میزدم... بهم گفت اگه کار دیگه ای میکردی که میکشتمت. هرچی خواهش که منو ببخشه اصلا فایده نداشت. گفت لباسا و طلاها واسه خودت. برگرد خونه ی پدرت. تا وقتی هم طلاقت ندادم حق ندار


خیانت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پای همه ی احتمالات بعیدش وایسادم و گفتم گور بابای همه چی  

اولین باری که به عنوان یه زن متاهل وارد یه رابطه ی دیگه شدم ، اصلا نفهمیدم چی شد و قرار هم نبود که اینجوری شه . یهو به خودم اومدم و دیدم یکی هست که من باهاش خوشم اما بار دوم فهمیدم چی شد . تمام مدت حواسم بود و اجازه دادم مردی بهم نزدیک شه که شوهرم نیست اجازه دادم منو به ناهار دعوت کنه ، اجازه دادم تو چشمام زل بزنه ، باهام بخنده ، من رو عزیزم خطاب کنه و همه این مدت حواسم بود ...


پای همه ی احتمالات بعیدش وایسادم و گفتم گور بابای همه چی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:٢٤  

میدونی من خيلي اوقات خيلي قولا به خودم دادم که از همون اولش میدونستم نمیتونم و نميخوام بهشون پایبند باشم، لااقل واسه اون مدت نمیخواستم. خيلي وقتا بود که به آدمی که توی اون لحظه دوسش نداشتم گفتم دوست دارم. خيلي وقتا به آدما بیشتر از خودم اعتماد . و خيلي وقتا بقیه رو بیشتر از خودم دوست داشتم. خيلي اشتباها داشتم به قدری که حسابشون از دستم در رفته. ولی با هنه ی اینا ميخوام بگم منم آدمم و بازم اشتباه ميکنمُ از اشتباهاتم درس میگیرم.


٠٠:٢٤
منبع :
درخواست حذف این مطلب

واقعی بودی یا خواب و خیال ؟  

تو واقعی بودی یا خواب و خیال ؟وقتی پیام دادیوقتی سرسنگین جوابتو دادموقتی گفتی هنوز ميخوامتوقتی گفتم دیگه باور نميکنموقتی گفتی خواهش ميکنم برگردوقتی گفتم از چشمم افتادیوقتی گفتی برای داشتنم حاضری تا آ عمرت ماس کنیوقتی گفتم اینکارو نکن بجاش بچسب به زندگیتوقتی گفتی زندگیم توییوقتی گفتم دیگه فریب حرفاتو نمیخورم...حتی وقتی بهم گفتی عزیزم و من در جوابت گفتم عزیز ی نیستم یا وقتی در تاکید دوباره حرفت گفتی عزیز دل منی و دوست دارمتو خواب بودی؟یه ر


واقعی بودی یا خواب و خیال ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یا حسین  

زود تر کاری ،اربعیـــــــــــــــن نزدیک است قصدم این نیست به کـــــــــار تـــــو دخ م حرف،حرف تو ولــــــــــی راضی نشو آقاجان؛ به رفیقــــــم که حرم رفته حسادت م بچه ها خواهش ميکنم واسه زوارهای حسین دعا کنید که سلامت برگردند مامان منم جزشونه خواهش ميکنم واسه سلامتیشون دعا کنین


یا حسین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مرگ چقدر نزدیکه....!  

و خواهری اومدن ایینجا و این روزا خونه حس شلوغ پلوغه..... حالم خيلي خوب و اکی بود تا اینکه همسری زنگ زد و یکمی غر زد که دوری و ...دلم تنگ میشه و ... منم گفتم من ک گفتم مرخصی میگیرم و کلاس و ی جلسه کنسل ميکنم و میام باهم بریم اصفهان ،من ک پیشنهادشو دادم بهت ،خودت گفتی نمیدونم والا،باشه بعد درموردش صحبت میکنیم.... گفت نه تو جدی نگفتی و پیگیر نشدی وگرنه میرفتیم.... خيلي ناراحت شدم از دستش ...فقط گفتم خيلي بی انصافی...بعدشم خداحافظی .. ده دقیقه بعد زنگ زد و عذر


مرگ چقدر نزدیکه....!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حرف ا ...  

ببین من خيلي سعی ... خيلي چیزایی رو که تا حالا ازش بی خبر بودیو اینجا بهت بگم ولی واقعا نمیشه ولی یه چیزو صادقانه بهت میگم اونم اینکه دوره دوستی ما با همه دعواها و محل نذاشتنات برام شیرین بود مینا من خودمو مقصر میدونم هیچوقتم عذاب وجدانم راحتم نذاشته من بهت بدی ... گرون بدستت آوردم مفت از دستت دادم من بعد تو واقعا سختی کشیدم اینم بگم بعد طلاق همش به این فکر می ... که دیگه نتونی ازدواج کنی این بیشتر عذابم میداد خدا شاهد وقتی شنیدم نامزد کردی از ته د


حرف ا ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پوچ  

آمده بودم تمام کنم این رابطه ی پوچ را ولی تو نگذاشتی و گفتی از نو میسازیم و من فقط با سکوت نگاهت می ... و دلم میدانست که دیگر نمیشود از نو ساخت بار اول بهت فرصت دادم تا بتوانی از نو بسازی، نشد گفتم تمام کنیم گفتی نه، باز هم نظاره گرت شدم و چیزی نگفتم... بار دوم گفتم تمام کنیم باز هم گفتی نه، دوباره از نو میسازیم فرصت دوباره را بهت دادم تا شروع کنی ولی نشد.... بار سوم گفتم بیا تمام کنیم باز هم گفتی نه دوباره میتوانم از نو بسازیم گفتم باشد ولی تو بار سو


پوچ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گفت منادی ام بیا  

در نبرد جان ز خطر مرغک بی بال و پریآ ... این قصه مرا پر بده از هر خطریبال و پرم بده به عشق باور پرواز توییچون به حقیقت آمدم سوره اعجاز توییدر پس هر سلام من هزار خواهش است و نیستجز تو دگر بهانه ای خواهش آ ... م توییگفت منادیم بیا گفتمش این چه گفتگوستهرچه نگاه ميکنم من نه منم بلکه تویی


گفت منادی ام بیا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تجرد بهتر است یا تاهل  

... ب به دوستم فاطمه زنگ زدم. با فاطمه از 14 سال ... دوست بودم الان حدود 16 ساله باورم نمیشه البته فاطمه وقتی دبیرستان بودیم با یه پسر دوست شد و باهاش ازدواج کرد و الان بچه ش میره کلاس ششم. بگذریم بهش زنگ زدم و ازش م ... خواستم بهش گفتم فاطمه به نظرت اگه من هرگز ازدواج نکنم و س ... نداشته باشم ایا چیز خيلي خوبی رو از دست میدم؟ اونم گفت چون تا حالا نداشتی نه بعد بهش گفتم حرف مردم رو چکار کنم گفت یه حلقه دستت کن گفتم سیامک رو چکار کنم گفت ولش کن گفتم خداروشک


تجرد بهتر است یا تاهل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یکشنبه 19/2/95  

بیدار شدم فقط به امید دیدنش و بودنش اومدم ... ... ب خوابش برده بود گفتم بیدار شه خودش اس میده ولی نداد خودم اس دادم که راه افتادیو اینا دیدم انصافا چقد خوب ج داد خوشحال شدم گفت که داره میاد یک ساعت بعدش اس دادم رسیدی گفت اره رسیدم گفتم بسلامتی منم سرکلاس بودم عرزی میخندید به ع ... ی که تو کامپوتر کشیده بودم میگفت هامونه گفتم الان بهش میگم اس دادم هامون ارزی اینجوری میگه اس داده بود عرزی و ش داده بود چقد سرکلاس مس ... ه بازی دراوردیم


یکشنبه 19/2/95
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانه داری های یه خانوم کارمند  

سلام علیکمنمیدونم ... ی میخونتم یا نه اما من مینویسمهمسرم امتحان داره و ما به زادگاه نرفتیماو مشغول درس خوندن و من مشغول زند ... دیروز واس نهار ... دوتا گزینه دادم بهش زرشک پلو با مرغ یا باقلی پلو با گوشت؟گفت شوید باقلی پلوبعد رفتیم ... یدکلی ... ید کردیم تا رسیدیم به ... ی فروشیزادگاه من حتی شب هم بری بیرون ... ی محلی هست وهس فروشاما اینجا نیست انگاری و یا شایدم من بلد نیستم هنوز ... ی فروش ادم باحالی بود nbsp گفتم من شوید ميخوامگفت یک کیلو؟گفتم یا خدا نهخ


خانه داری های یه خانوم کارمند
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امتحاااان2  

دادم عنوان\+متن امتحان دادم.یا قشنگتر امتحانِ دو دویدن دادم. 13دور دور زمین بسکتبال توی 6دقیقه بود که 12.25دور دویدم.ینی 13دور رو دویدما اما چون هنذفری تو گوشم بود نشنیدم وقت تموم شده.یه قوز گنده که از اول ترم باهامه از رو پشتم برداشته شد.راستی گفتم هنذفری اینم یکی دیگه از خوبیای امینم.بازم ب ... د امینم بده


امتحاااان2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فقط سه روز مونده  

خدایا حالم خوب نیست سه روز مونده تا اعلام نتایج.خدایا چجوری ازت خواهش کنم که حاجتمو برآورده کنی،چجوری ... ماست کنم،خدایا نمیدونم چی بگم فقط دلم آشوبه .از تمام وجودم ازت خواهش ميکنم که حاجتمو برآورده کنی.آخه من غیر ازتو کیو دارم که برم پیشش ... ماسش کنم،خداااااااااا خواهش ميکنم ازت قسمت میدم ،اشکام داره سرازیر میشه نزار بیشتراز این افسرده بشم وحالم از زند ... بهم بخوره کمکم کن توکل برخودت


فقط سه روز مونده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آرامش  

اون جنگ تموم شد. از توش پیروز در اومدم، ولی خسته و زخمی. بعد از دو هفته چند ساعت وقت پیدا ... که با خودم تنها باشم و زخمهام رو بلیسم تا مبارزه بعدی شروع شه. وضعیت فیزیکیم راحتی نزدیک به ایده آلی داره. روی مبل ولو شدم و پاهامو دراز ... . سه ساعتی هست که اینجام. سه ساعت پیش ز گفت میره بخوابه و منم همینجا لم دادم و زیپ کیسه خوابم رو کامل باز ... و مثل پتو کشیدمش روی خودم. به شوخی به ز گفتم لپتابم رو بیاره. جدی رفت و آورد. با شارژر و ماوس و کیبورد وایرلس و چها .


آرامش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خواهش  

به شدت استرس دارم... کار اون خانوم به جایی رسید که دیگه در حد علم من نبود. ارجاعش دادم به یه روانشناس خبره... اما خيلي نگرانشم لطفا برای خودش و شوهرش دعا کنید...برای همه آدمایی که میتونن زندگی خوبی داشته باشن ولی به خاطر مسائل حاشیه ای و نداشتن مهارت ازش محروم میشن دعا کنید...خواهش ميکنم من کمتر پیش میاد که ماس دعا برای ی داشته باشم... فقط دلم میخواد همه خوب زندگی کنن...درد کشیدن دیگران برام خيلي سخته... دارم سعی ميکنم کار اون خانوم رو با تمام وجودم ب


خواهش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ادم گاهی میمونه ک چیکار کنه..  

من اصولا به گدا جماعت پول نمیدم ...جز یه اقایی که چند وقت یبار میاد دم مغازه nbsp و گاهی دست خالی ردش نميکنم....الانم یه اقای معتاد با لباسای داغون ک نوک انگشتای دستشم قطع شده بود با سیگار روشن اومد توو و بهم گفت پول بده...گفتم اقا دشت ن ...گفت حداقل یه پلاستیک بهم بده...گفتم واسه چیته؟ گفت میخام چیزامو بندازم توش...یه پلاستیک دیگه هم دستش بود اخه.. بهش دادم و گفت واسم تاش کن...براش تاش و دادم دستش...گفت ببخشید با سیگار اومدم توو... گفتم خواهش nbsp میشه ولی سع


ادم گاهی میمونه ک چیکار کنه..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حلّال  

نشستم روی صندلی، مریم خودش را را جلو کشید و گفت حل شد؟ دستی به گردنم کشیدم و در دل گفتم نـــه اما به او حل شد فکرکنم.. کتاب را باز . خط اول با صدای زهرا در گوشم پیچید. خط دوم زهرای دیگر. خط سوم به میانه نرسیده، کتاب را بستم. صندلی را هل دادم و با قدم هایی بلند، خودم را بالای سرش رساندم. محکم و بداخلاق و با ص خش دار گفتم بلند شو با کمی مکث و ابرو های بالا رفته، بلند شد. صندلی اش را هل دادم عقب و...محکم بغلش و گفتم ببخشیــــــــد نشستم روی صندلی، مریم سر


حلّال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ایشالا برا هیچکدوممون اتفاق نیفته...  

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو پ.ن نمیدونم تا کی فقط میدونم سالها باید انتظار بکشم،حالا بعدش بینیم بشه ،نشه ... ولی آدرس وبلاگمو بش نمیدم... شایدم دادم


ایشالا برا هیچکدوممون اتفاق نیفته...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خب حالا واقعا فک کنه دیوونه م :)  

بسم الله مهربون \+میگه شام سوپ داریم . بهش میگم خيلي هم عالی ... میگه من سیر نمیشم ولی ، به نظرت سوپ رو با چی میخورن ؟ خيلي جدی بهش گفتم با قاشق دیگه ؟ || طوری وار کمی نگاه کرد بعدش خندید میگه پرواز جان منظورم اینه با نون بخورم یا با برنج یا که چی ؟ \+گفت برای منم چای بریز ، فلاسک رو کج همزمان داشتم به حرفای باباش گوش میدادم ، گفت مرسی ... همچنان که نگاهم به باباش بود گفتم خواهش ميکنم و سرم رو برای باباش ت دادم ... بلافاصله گفت ممنون ، ممنون | باز گفتم خوا


خب حالا واقعا فک کنه دیوونه م :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اینجام قول میدم دیگه جایی نرم:))  

خب دلم نمیخواست ۲۰ سالگیمو هم اینجا باشم و با اسم بریدا بنویسم خواهش ميکنم خواهش ميکنم خواهش ميکنم دلمو نش ید با قضاوت های نادرست http eshkaft.blog.ir


اینجام قول میدم دیگه جایی نرم:))
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امید در اندوه  

امروز بلند شدم هلک و هلک رفتم مدرسه ولی عصر که زمین شناسی شون رو بگیرم که به جرم داشتن مدرک لیسانس فیزیک بهم ندادن. هیچی دست از پا درازتر رفتم خونه. ولی همکارم خيلي دلش میخواد که تو محیط ما خونه ب ه. قسمش دادم گفتم تو رو قرعان بلند شو بیا طبقه بالای ما رو ب خواهش ميکنم ازت. برادراش خيلي گردن کلفتن و خيلي زورشون میرسه ولی متاسفانه این احق مالک این خونه اس و نمیشه هیچ بهش آورد که حتما پاشو خونه ات رو بفروش. فقط ای کاش ملت همه میومدن علیه این استشهاد


امید در اندوه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صبحگاه همیشگی:|  

دوباره نشتم سره کلاس جبرو حسابانسه سال گذشتدوباره nbsp دوباره nbsp دوبارهآیا فکر نمیکنی دیگه بسه؟؟؟خواهش ميکنم تمومش کنبه چیزای بهتری نیاز داریخواهش ميکنم تو با هفتاد هشتیا نشستی و این خيلي خزه |||||


صبحگاه همیشگی:|
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حق میدین بزنم لهشون کنم، کله شونو بکوبم به دیوار، نیست و نابودشون کنم؟؟!  

سیم کارتم چند ماه بود بازی درمیاورد و گوشی شناساییش نمیکرد. اولش فکر می ایراد از گوشیمه اما بعد فهمیدم سیم کارتم مشکل پیدا کرده. دیروز رفتم واسه تعویض. پنج هزار تومن به عنوان هزینه ی تعویض سیم ازم گرفتن. سیم کارت جدید رو گرفتم و انداختم تو گوشی. موجودی گرفتم دیدم دوهزار و ده ای شارژ دارم. گفتم چرا پنج هزار تومن از شارژم کم شده؟ گفتن خب هزینه ی تعویض سیمه دیگه گفتم من که الآن پنج هزار تومن دادم گفتن خب سیم کارتتون رو پنج تومن شارژ کردیم گفتم شارژ


حق میدین بزنم لهشون کنم، کله شونو بکوبم به دیوار، نیست و نابودشون کنم؟؟!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

number 141  

شاید همه مون شنیده باشیم که میگن اون چیزی که نکشتت قوی ترت میکنه.اما آیا تا حالا ی بهتون گفته که این قوی بودن کشته مارو ...؟بند بند وجودمون شده از این حجم قوی بودن و بودن در جمع قوی هاسبک بازی کن، بزن، بخور ولی خواهش ميکنم، خواهش ميکنم همینطوری یکجا واینستا


number 141
منبع :
درخواست حذف این مطلب

#ایده_به_دست_اوردن_دل_خانم  

\#ایده_به_دست_اوردن_دل_خانمدستم را گذاشتم روی شانه اش و تکان دادم. تکانی خورد و دوباره سرش را گذاشت روی بالشت. دوباره و چندباره تکانش دادم. محل نداد. عصبانی شدم. دادم زدم که بلند شوووو صدایش امد که بذار بخوابم. گفتم به تو کار ندارم که شوهر خودمو ميخوام بیدار کنم. پاشد نشست. گفت چرا بیدارم کردی خب؟ داشتم خوابتو میدیدم. ذوق زده رفتم لا به لای بازوهایش و این دفعه باهم خو دیم.


#ایده_به_دست_اوردن_دل_خانم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این خارجی های زبا ن نفهم  

چشم آبی گفت ساقی، گفتم quot جانم quot . بعد بهش یاد دادم که جانم یعنی yes dear و کلی تمرین کرد که تلفظشو یاد بگیره.یکم بعد سر یه بحث دیگه ای گفتم تقصیر منه، باید مجبورت می اون ویدیو عنکبوته رو نگاه کنی فوبیای عنکبوت داره . گفت جانام، یو شود هَو کلی توضیح دادم که نمیتونی جای هر yes ای اینو استفاده کنی. فقط وقتی یکی صدات میکنه میتونی بگی جانم. میگه سو ایت ایز کَمِل جانکی فور howdy


این خارجی های زبا ن نفهم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

علی ام!  

داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش


علی ام!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

علی ام!  

داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش


علی ام!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بالا ه طلاقش دادم بره پی کارش!  

بالا ه تصمیمو قطعی ... دیگه ازش دل کندم... مهرش حلال...جونش آزاد.... من دیگه براش وقت ندارم...واقعا وقت ندارم...... دیگه نميخوامش...دیگه دوستش ندارم......دیگه باهاش حال نميکنم حدود 11 ساله که با هم بودیم...تو سرما و تو گرما...تو سختی ها و خوشیها ولی دیگه ميخوام تنها باشم..با کارم..با درسهام...ميخوام تنها باشم اون هیچ وقت قدر منو ندونست...ولی من خيلي براش وقت گذاشتم..خيلي براش ارزش قائل بودم... دیروز رسما زنگ زدم و طلاقش دادم... میپرسید کیو طلاق دادم؟ خانوم فلرتشی


بالا ه طلاقش دادم بره پی کارش!
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.523 seconds
RSS