جستجو ها
کابوس هیولا خانوم کچلو یه قصه هام آموزش ماساژ تایلندی listحاج مصطفی محمدی، در مسجد علی گاردموبایل اندروید اردیبهشت قوچان بهشت لیست مزون های لباس عروس خنچه عقد طرف قرارداد تبریک به آقای شهسواری ب دان 6 ووشو html هلندی بیماری بیماری هلندی تحقیق بیماری تحقیق بیماری هلندی تاج افتخار پلان معماری ساختمان مس ی 165 متری dwg کارآفرینی طرح توجیهی روغن نباتی شاد گل مسابقات بازی از داستان چشمهایش چه میدانید نمایندگی گنجه برازجان شبکه پورت روتر ethernet پورت های متصل gigabit ethernet برای اتصال ethernet ready دستگاه های ethernet تعداد پورت های دستگاه های ethernet ready دستگاه ethernet ready ب listشرکت سهامی بایستی سرمایه سهام شرکت سهامی سرمایه شرکت شرکت بایستی پذیره نویسی شرکتها مراجعه list زندگی بدون چالش رو نمیخوام راز سکوت تکفیری فرمانده چگونه نشت کولر را پیدا کنیم html پنج راه موفق برای بازاری رفع مشکل انتن دهی گل ی نوت n8000 html اهنک امید رسولپور دنیا په یی ویستی به منو تویه html آموزش طراحی صورت مغایرت بانکی درا س html سوال پیام آسمانی هشتم ویژه اهل سنت پروسه تولید انیمیشن استوری برد stroyboard بیبیده قرص فکتیو خارجی برا چیه تراز قبولی تکمیل ظرفیت ی ی کامپیوتر معماری سیستم های کامپیوتری آزاد محمد علی کرامت فرمول های غربال اراتستن html uhahahahahaha اه و ظایف karbala ادامه مطلب speed shift list ساعت آموزشی بانکی تر پژوهشکده پولی آموزشی پژوهشکده list تق پناهم بده اوضاع فرهنگی زنگان در سده هفتم و هشتم.html listترشح بلوغ تلویزیون ملاتونیوم هورمون تلفنی سوال تلفنی بلوغ زودرس ملاتونیوم ترشح.html متن نوحه شاه شهیدان گفتا به عباس دلاور از حاج مصطفی گراشی اسان چت چت اسان چتروم اسان اسان اسان گپ گپ اسان html سوپاپ اطمینان کمپرسور کولر گازی بازی کبود گنبد گنبد کبود شوشه دئییر دئییرم اینه بو html معمای سی تیرماه هیچ وقت حل نمی شود list مقاله روش تولید نوشابه شرکت زمزم html هوای سرد شنیدن تو کربلا خیمه هاتو اتیش زدن بچه هاتو سیلی زدن.html افشاگری بی سابقه و آبروریزی بزرگ در استقلال آ ین اشخاص بازداشت شده به جرم درمیدان هوایی کابل html درمان آزواسپرمی غیر انسدادی در ایران تجربه دوستی در باب افسردگی خودکشی و اختلال دوقطبی پشنگ ریگی نذری های ایرانیان میزان نذری های میزان نذری های ایرانیان جوشکاری لیزر آینده آینده نگری فرزند ساله آزار اذیت ایسنا دختر مورد آزار اذیت قرار مقاله حقوقی تهران مردی حقوقی فرزند مقاله حقوقی فرزند معاون رئیس پلیس دبی قرضاوی را ویران کرد html کدپیشوازیه رفیق دارم که نامش ح ازمرحوم ذاکر.html دانکریک کم حجم لایه برداری پوست list هر بار کیسه زباله را عوض می کنید طرفین در حال تهیه بیانیه مشترک هستند،دربارۀ اصول اساسی تفاهم شده است نجف شهنوازی خطای f1 در کولر گازیjet cool html a cup of aloe cube drink سلامت مدل های مدل های متکی عهای خواننده ترکی nefes دلیل شلوغی مساجد و جماعت ها در ماه رمضان مهتاب کوچه مشیری کوچه کوچه مهتاب مهتاب مشیری امید دراز کوچه مهتاب مشیری خون شهیدان ترور باعث جوشش غیرت ملی خواهد شد رفتن درد دارد زیاد list آهنگ شاد حلیمه جان حلمیه زیست شناسی اهی kalafam طالع بینی عدد57.html سوار بیله بهزیستی رئیس اداره محترم بیله سوار اداره بهزیستی جدید اداره بهزیستی بیله رئیس قبلی جدید اداره بهزیستی بازدید از باشگاه 700 اسبی ها قسمت دوم html list لغو پیامک شب و روزتان بخیر ایرانسل list رحلت عتسلیت تسلیت عهای رحلت عتسلیت رحلت تسلیت رحلت عهای تسلیت تلگرام عتسلیت دوستت دارم اما ندارمت html سیستم اطلاعات مدیریت پروژه معاون پرورشی اول مهر list سوال های امتحانی شه ی 1 خواجه نصیرالدین طوسی دا علوم93 6070 کیمیای سعادت نویسند محمد غزالی wavelet methods in mathematical analysis and engineering series in contemporary applied mathematics ﺑﯿﺸﺘـَﺮ تدریس ایه قرانی انماالمومنون اخوه با بازی کلش اف کلنز عابدیت نو html نرخ اجاره می ر بالابر ویبره فروش پروژه محاسبه ber برای سیستم 2x2 mimo ofdm در کانال rayleigh با نرم افزار matlab 2 ways uesd vvdi2 obd to program audi q7 2007 key آهنگ جدیدحاجی خانه خدا نفرین بر زمانه امان الله تاجیک تربیتی روانشناختی مقالات تربیتی مقالات تربیتی روانشناختی.html listlistجز تو کی می تونه عزیز من باشه؟ سال انسان دوست بردم زند سال آموختم سال متوجه سال دانستم خیال می که دارم خواب می بینم
برترین ها


حلوای سال مادرم

شعری در وصف پدر و مادر  

شعری در وصف پدر و مادر مادرم شبنم گلبرگ حیات پدرم عطر گل یاس بقاست مادرم وسعت دریای گذشت پدرم ساحل زیبای لقاست مادرم آئینه حجب و حیا پدرم جلوه ایمان و رضاست مادرم سنگ صبور دل پدرم در همه حال کارگشاست مادرم شهر امیداست و هنر پدرم حاکم پیمان و وفاست مادرم باغ خزان دیده دهر پدرم برسرما مرغ هماست مادرم موی سپید کرده زحزن پدرم نقش همه خاطره هاست مادرم کوه وقار است و کمال پدرم چشمه جوشان عطاست


شعری در وصف پدر و مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مادر  

تقدیم به تمامی عزیزانی که مادر عزیزشون رو از دست داده اند. خدا همه مادران از دنیا رفته را رحمت کند و مادر عزیز مرا نیز حفظ فرماید. آمین مادرم تاج سرم محبوبم مادرم والد من معشوقم تو کجایی که چنین بی تابم خسته از هرچه بدی، محبوبم مادرم روح و تنم، جانانم تو کجایی که چنین دلتنگم مادرم مهر تو بی پایان است تو ببین بی نفست تنهایم مادرم سرور من، سالارم تو مرا بین چه بی فردایم مادرم دلتنگ توام محبوبم به خدا خسته از این دنیایم مادرم نیک تو را می بینم در ن


مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شجاعت  

قتی که کوچک بودم شبی مادرم از من خواست تا از حیاط پشتی ظرفی را بیاورم. از حیاط پشتی می ترسیدم. اما مادرم گفت که باید شجاع باشم. به او گفتم که می ترسم. مادرم گفت شجاعت احساس نیست، عمل است. من در حالی که تا حد مرگ می ترسیدم و تقریبا تمام مسیر را می دویدم، شجاعانه موفق شدم در دل تاریکی ظرف را پیدا کنم وبرای مادرم بیاورم. آن شب فهمیدم انسان با عملش می تواند شجاعت خود را ثابت کند.


شجاعت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سروده های منیره هاشمی,شاخه های یک درخت خسته.  

دست های مادرم مثل شاخ های یک درخت خسته است روی آن پرنده ای نشسته است. دست های مادرم بوی برگ بوی نور بوی اول بهار می دهد بوی آب بوی کار می دهد. دست های مادرم برای من روزهای سرد سال آفتاب می شود مثل قصه است صفحه صفحه یک کتاب است.


سروده های منیره هاشمی,شاخه های یک درخت خسته.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بسیار جالب البته  

در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،که تا همیشه هیچ ... را بیشتر از او دوست نداشته باشم.مادرم مرا بوسید.و گفت نمی توانی عزیزم گفتم می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .ولی خوب که فکر می ... مادرم را دوست داشتم .معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال ... نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .ولی وق


بسیار جالب البته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مادر  

مادر کاش بودی تا سر بر شانه ات می گذاشتم و از دل تنگی هایم برایت می گفتم کاش بودی تا می دیدی چگونه در زیر سختی های زندگی د شدم مادرم سختی منظورم نا مهربانی است دلم تنگ است اندازه اسمان نمی دانم بر ان غلبه کنم نمی دانم ان را از بین ببرم از خدا بارها بارها کمک خواستم اما روز به روز بدتر شد مادرم برایم دعا کن شاید دعای تو درگیر شود شاید شاید مادرم دل گرفته خیلی بعضی وقت ها نمی دانم تصمیم درست بگیرم حتی نمی دانم فرزندانم را راهنمایی کنم چون نمی دانم


مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر روز مادر  

مادرم ای بهتر از فصل بهارمادرم روشن تر از هر چشمه سارمادرم ای عطر ناب زند ... مادرم ای شعله ی بخشند ... مادرم ای حوری هفت آسمانمادرم ای نام خوب و جاودانمادرم ای حس خوب عاشقیمادرم خوشتر ز عطر رازقیمادرم ای مایه ی آرامشممادرم ای واژه ی آسایشممادرم ای جاودان در قلب منمادرم ای صاحب این جسم و تنمادرم می خواهمت تا فصل دورمادرم پاینده باشی پر غرورمادرم روزت مبارک ناز منمادرم تنها تویی آواز من


شعر روز مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا  

سلام انشایی که سید مهدی درباره ی رضا ع نوشته خواندنی است چند سالی بود که مادرم مریض بود و مدتها زیر نظر پزشک بود وخوب نمی شد تا این که پدرم مجبور شد مقداری پول قرض بگیرد و مادرم را به مشهد ببرد مشهد تشخیص داده بود که باید عمل شود سرانجام یک روز این عمل جراحی انجام گرفت و ما بچه ها مجبور شدیم که برای یک بار هم که شده به زیارت هشتم برویم و در آن جا از رضا ع شفای مادرم را بخواهیم و همین طور هم شد یک روز عمویم دنبال ما آمد و ما را به مشهد برد ما به زیار


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستانی کوتاه اما خواندنی  

بچه بودم تصویرم توی شیشه بخاری افتاد،مادرم گفت نرو جلو جیزه بووووهه اما گوشم به این حرف ها بد ... ار نبود فکر می ... تصویر توی شیشه، بچه ای هم سن و سال خودمه.خیلی دوست داشتنی به نظر می رسید به مادرم اشاره ... مامان نی نی.... مادرم خندش گرفت اما من آن بچه را بوسیدم در حالی که این بوسه چنان داغ بود لبم را سوزاند و من از آنجا فهمیدم که عشق و دوست داشتن سوختن را به ارمغان می آورد، سوختن سزای هر عاشقی است که در پی معشوق خویش است و معلم اگر می سوزد به خاطر عشق


داستانی کوتاه اما خواندنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

...  

زنگ میزنم به مادرم که یک هفته ای میشود در مسافرت هستند یعنی مخصوص زنگ میزنم که بگویم مادرم برنامه رفتن من برای شهریور کنسله به طور حتم و بهمن هم خودم علاقه ایی ندارم تا میخواهم ادامه بدهم میگوید خو پس بیوفتیم دنبال زن گرفتنت دی میگم مادرم گفتم امسال کنسله ولی به طور حتم از همین فردا برنامه ریزی میکنم واسه ایتالیا میگوید هرچی صلاحته .... پ.ن ممنون واسه دعاهایتان


...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تقدیم به مادر عزیزم  

نیمه شب طی شد به هنگام سحر یاد او آمد دوباره در سرم نغمه ی لالایی شیرین او خاطرات و یاد عشق مادرم عطر مادر پر شده در خانه ام مهد غمها آن رفیق بی کلک او که وصف عشق بی آلایشش میرود از خانه تا اوج فلک با غم و با غصه ها هم بسترم از همان روزی که مادر پر کشید کوه غمها شد هم آغوش دلم قلب من مینای ماتم را چشید یاد آغوش پر از آرامشش تا ابد تسکین غمهای من است آن نوازشها و مهر مادرم کعبه ی عشق است و رویای من است مادرم با رفتنت پشتم ش ت رفتی و دیگر ندارم یاوری لا


تقدیم به مادر عزیزم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مادر  

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ را بیشتر از او دوست نداشته باشم.مادرم مرا بوسید.و گفت نمی توانی عزیزم گفتم می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .ولی خوب که فکر می مادرم را دوست داشتم .معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .ولی وقتی پیش خ


مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کمک کن  

مگه از مادر مهربانتر نیستی؟ مادرم بمن میگه حاضره بار نمک بکول بکشه ولی مشکلات من حل بشه تو میخوای چیکار کنی تازه مادرم از دردهای شبانه من خبر نداره و من هر لحظه دردهامو بتو میگم و از اسکهای من خبر داری خبر داری خدابا کمک کن.


کمک کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به مادرم چیزی نگویید  

سعید شاه­کوهی اسم او یادم نمی­رود از جبهه امد. شب بود که به محله رسید و دید حجله­ ای انجا گذاشته اند. رفت نگاه کرد، دید ع خودش است دوستانش او را دیدند. به دوستانش گفت اگر الان مادرم من را ببیند سکته می­کند قسم شان داد و گفت به مادرم چیزی نگویید من می­روم یک دفعه دیگر می­آیم تا سر کوچه آمد و برگشت به جبهه. در اولین عملیات هم شهید شد س یعنی دیگر مادرش را نمی­بیند؟ ج نه، دیگر مادرش را نمی­بیند راوی محمود پی نوشت امنیت کشور مرزبانان م عان حرم


به مادرم چیزی نگویید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ویژ ... های مثبتی که از پدر و مادرم به ارث بردم  

ویژ ... های مثبتی که از پدر و مادرم به ارث بردم ویژ ... های مثبت پدرم که به ارث برده ام1⃣ ویژ ... بی اعتنایی به دنیاست. پدر من به ثروت، به قدرت و به شهرت به تمام معنا بی اعتناست. من نمی خواهم ادعا کنم در حد پدرم هستم ولی به این سه مطلوب و جاذبه اجتماعی از همان کودکی تا به امروز بی اعتنا بودم. 2⃣ عشق به علم فقط به خاطر علم است. پدر من همیشه مطالعه می کرد بدون این که سرسوزنی غرضی غیر از ... ب علم و غیر از حقیقت طلبی از این مطالعه ... ها داشته باشد.3⃣ ویژ ... سوم


ویژ ... های مثبتی که از پدر و مادرم به ارث بردم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مادر  

مادرم لحظه های س ... خوشدر تو تکرار تازه ای شده ام مثل حسی که وقت دلتن ... مثل شوقی به وقت بیداریمادرم دوریت مرا افسرد مادرم دوریت مرا پژمرد ای زمینی ترین فرشته مهر ای بهاری ترین شکوفه شوق مثل روزای کودکی مادر ...شوق دلتن ... ام فراوان است شعرهایم ولی پریشان است خلوتم...آسمان سپید شعرهایم عجیب دلتنگ است مثل بوی غزل ولی مادردر وجودم هنوز پیچیدی غیر این روزگار دلتنکی تو بگو عطر رازقی دیدی؟تو بگو غیر اینکه شبم تا دم صبح قصه ها گفتی وقت بیماریم ولی ماد


مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

من نیز با آنها برای مدتی به کرج رفتم... نزدیک به یک ماه آنجا بودم... هیچ برنامه ای برای رفتن به آنجا نداشتند، و با بار در کامیون به آنجا به دنباله خانه بودیم... کلاهی گشاد بر سرمان رفت، ۲ روز هم بار در ماشین بود خلاصه برنامه ای برای این کار نبود که نبود.. از این بنگاه به آن بنگاه... ن شدیم... چند وقتی که انجا بودم، خواهرم گفت ی محل به من گفته است بیا بریم مادرم عقدت کند من نیز آتش گرفته و به سراغش رفتم و حساب کار دستش آمد... بعد از این موضوع من به اصفهان ب


منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلتنگم  

دلگیرم از همه به شدت احساس تنهایی می کنم امروز مادر همکارم فوت کرد و من به شدت گریه یه لحظه فکر بی پدر و مادرم چطور می تونم زندگی کنم همسری دارم سرد و بی روح بدتر از کوه یخ که تکیه گاه تنهاییام نیست من توی این دنیای بی روح و محبت بی پدر و مادرم چطور زندگی کنم؟


دلتنگم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

مادرم که یه خانوم سالخورده و مهربونه یه روز که رفته بودیم روستاشون به یاد برادرش مادرم میگفت quot هر وقت میام اینجا دنبال پای تون میگردم به یاد قدیما quot .این بی ریا ترین عاشقانه ای بود که شنیدم تا حالا.اخه خانوم نه سواد داره که از جایی خونده باشه و نه اهل شبکه های اجتماعیه.یه حرف از عمق دلتنگیاش.


منبع :
درخواست حذف این مطلب

مادرم دوست داشت به کربلا برود  

مادرم دوست داشت به کربلا برود ما نگذاشتیم راستش ترسیدیم آ ... شنیده بودیم که آن جا \- عراق \- امنیت ندارد گفتم مادر جان بیا برو مشهد حسین و رضا ندارد که خدای هر دویشان یکیست هر دو هم شیعه اند از همان شیعه ها که دوست داری.... چند روز پیش گفتند زوار کربلایی در اثر انفجار یک بمب شهید شدند... انگار قابل شناسایی هم نبودند... مادر دیروز راهی مشهد شد وقت خداحافظی در گوشش گفتم اگر رفته بودی کربلا... زبانم لال اما... شاید... هیچ وقت دیگر نمی دیدیمت خندید از آن خند


مادرم دوست داشت به کربلا برود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نگران نباشید!  

نگران من نباشید چون هیچ نگران من نیست جز مادرم هر جا می روم فقط اوست که سراغم را می گیرد و فقط اوست که چشمانش در نبودنم خیس اشک می شود نگران من نباشید ای لاله ها و نسترنها ای پیچکها ، ای نیلوفرها ، ای اطلسی ها. وقتی عاشق شدم ، مادرم نگران شد. و من برای اینکه مادرم نگران نشود تصمیم گرفتم عاشق نشوم. زیرا عشق جز فریب همدیگر چیزی بیش نیست. زیرا عشق، با یک اخم از بین نمی رود حتی با یک سیلی حتی با طوفان هم از بین نمی رود و هر آنچه رفتنی است نمی تواند رنگ و


نگران نباشید!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ناز پرنده  

امروز مسابقه چادرزنی داریم مال ستادبحرانه . دعا کنین برنده شیم می ریم کشوری .عج ... ا من دارم می میرم ... ب چنان تب ... و ناخودآگاهم بلندبلندهذیون می گفت خودم خنده م گرفت.خواب دیدم رفتیم یه پیستی اسب کرایه کنیم با مادرم ،سوار شدیم دیدم زیر پای مادرم یه پرنده ی غول پیکره نگاه ... دیدم زیر پای منم ازوناس تازه بالم داره. پرهاش خا ... تری بود نوکشم سیاه بود خیلی ملوس و خوش اخلاق بود کلی نازش ... .باهم رفتیم راهمون جدا شد از مادرم nbsp یه جا بود خیلی طبیعت قشن ...


ناز پرنده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

خلاصه یک انسان غیور آمد... او با تا ی آمد... اسمش رجبی بود. آری او نیم وجبی بود... یادم می آید با ایشان ، خواهر و مادر سوار بر ماشین شدیم تا به زمین کشاورزی که خیلی از محل س تمان دور بود برویم... من زیاد نمیدانستم... خواهرم آن زمان ۱۶ سالش بود یا شاید کمتر، چند سال قبل از اینکه با رجبی عازم آن زمین شویم، مادرم و خواهرم با ی رفته بودند زمین کشاورزی را دیده و یداری د... خواهرم زیر مدرک را امضا کرد... نخندید که گریه دارد... راستی با چه ی رفته بودند؟ چقدر آدم قا


منبع :
درخواست حذف این مطلب

سرطان لعنتی  

بغلش ... . او گریه می کرد من هم بیشتر. می گفت مادرم همه چیزم بود؛ می گفت خیلی تنها شدم؛ می گفت برای من خیلی زود بود؛ می گفت حالا بدون مادرم چه کار کنم؟ ... من ولی حرفی برای دلداری دادن نداشتم. فقط بغلش کرده بودم و گریه می ... ؛ شاید از خودش هم بلندتر.


سرطان لعنتی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شروع راه بزرگ  

دیروز به مادرم گفتم آن چه که باید را ... برخوردش مرا شوکه کرد. حقیقتا انتظار برخوردی چنین گرم و عالی را نداشتم... از خوشحالی نمی دانستم که چکار باید ... م. واقعا دلیلی بزرگتر از این که حس می کنم این عمل در حال حاضر یک وظیفه است، نداشتم... ان شاالله حضرت زهرا س خودش مادرم را در این امر یاری کند..... یا حضرت مادر...ادرکینی... م.ج 13 54 5.8.95


شروع راه بزرگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چه ژست زشتی ...  

مادرم آشپزخانه بود در خاطراتم به سیخ می کشید دلش را جگرش را نور می خواست برای زندگی زور می زد می خواست شیرین کند اما همیشه شور می زد مادرم بود غذا می خورد از خودش گاهی پدر مادرم را من هم خورده ام تنها حلقه ازدواجش پایین نرفت از گلوی ی و حالا گرسنه ایم آنقدر که یادش را در تکه های خشکِ نان جشن می گیریم ... oscar claude monet


چه ژست زشتی ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزهای سردرگم۱۹  

سلام امروز چه روزی بود از همون اولش زیاد خوب نبود ،مادرم مریض شده...خیلی راستش دیروز وقتی داشتم مادرم رو میبردم به بیمارستان یهو فکر اینکه نکنه از دستش بدم اومد تو ذهنم ، وای نمیدونم همینجوری بی اختیار اشکام میریختن ، میدونی فکر کجاشو می ... ؟ فکر اینکه بعد رفتنش چیکار کنم چجوری با نبود مادرم سر کنم واااای فکر اینا داشت دیوونم میکرد خدای من ...تو زند ... م دو بار فهمیدم پول بی ارزش ترین چیز زند ... ه ، یکی وقتی دیروز مادرم مریض بود یکی هم وقتی عشقم ا


روزهای سردرگم۱۹
منبع :
درخواست حذف این مطلب

با وجود وابست ... زیادم به پدر و مادرم به نظرتون ارزش داره چندسال دوری؟  

دوستانی که تجربه ی زند ... در خارج از کشور رو دارن، به مدت چند سال، میشه لطفا راهنمایی م کنن...همسر من پذیرش گرفتن از یه ... کانا ... ، اینجا هم سر کار می رن، خودشون خیلی دوست دارن برن، اما من خیلی وابست ... دارم به پدر و مادرم، ... انی که اونجا زند ... ... میشه از


با وجود وابست ... زیادم به پدر و مادرم به نظرتون ارزش داره چندسال دوری؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نکته ها و پندها / حلوای نسیه  

مردی از حلوافروشی، خواست تا مقداری حلواي نسیه به او بدهد. حلوافروش پذیرفت و گفت اول بچش و ببین چه حلواي خوبی است، یدار گفت من روزه ام و قضای روزه چند سال پیشم را می گیرم. حلوا فروش گفت به خدا پناه می برم از اینکه به تو نسیه دهم، تو که قرض خدا را این چنین عقب انداخته ای با من چه خواهی کرد؟


نکته ها و پندها / حلوای نسیه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماکارونی  

علیرضا میگه کلاس دوّم ابت بودم که اولین بار ماکارونی خوردم ، یه روز سرد زمستون که از مدرسه اومدم خونه دیدم مادرم یه بشقاب چیزهای دراز دراز گذاشت جلوم ، گفتم این چیه ؟ مادرم گفت ماکارونیه ، گفتم ماکارونی دیگه چیه ؟ گفت اسم دیگه اش بخور هیچ نگوئه ، وقتی مادرم اینو می گفت معنیش این بود که حرف بزنی کتکه و منم یه قاشق خوردم دیدم مزّه خاک ارّه میده و دندونام رو هم چسبوند بهم ، گفتم کتک بخورم بهتره تا اینو بخورم ، این بود که لج و نخوردم و مادرم پاشد بر


ماکارونی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مثل مرحوم مادرم  

سلام وخداقوت.اطرافیان به بنده حقیر می گویندچرابه فکرخودت نیستی وماشین و... نداری وبیشتر پی ... ر حل مشکلات دیگران ومردم هستی ودرجواب گفتم این خصلت راازمرحوم مادرم به ارث بردم که بیشتر به فکر دیگران باشم وتاحدودی وجدانم راضی است چون وجدان تنها محکمه ایی است که احتیاج به قاضی ندارد.باران وند بارانی منجزی


مثل مرحوم مادرم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حادثه قطار  

مادرم دوست داشت به کربلا برودما نگذاشتیمراستش ترسیدیم آ شنیده بودیم که آن جا \- عراق \- امنیت نداردگفتم مادر جان بیا برو مشهد حسین و رضا ندارد کهخدای هر دویشان یکیستهر دو هم شیعه اند از همان شیعه ها که دوست داری....چند روز پیش گفتند زوار کربلایی در اثر انفجار یک بمب شهید شدند... انگار قابل شناسایی هم نبودند...مادر دیروز راهی مشهد شد وقت خداحافظی در گوشش گفتم اگر رفته بودی کربلا...زبانم لال اما...شاید... هیچ وقت دیگر نمی دیدیمتخندید از آن خنده ها که ک


حادثه قطار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مادری و دختری  

مادرم از خواهرم می گفت که هر وقت رفته خونه ش همه چیز به هم ریخته و نامرتب بوده. او نگران وضع زندگی دخترشه که این به هم ریختگی باعث مشکلات بیشتر در زندگیش نشه._این یعنی باهات راحته. که مادرشی و مهم نیست خونه در چه حالیه. این خیلی خوبه. بعد خندیدم و ادامه دادم مثلا من حتی اگه تو می خواستی بیای خونه م، همه چیز رو تمیز و مرتب می . یه جوری خودم رو می کشتم که همه کارها به وقت انجام بشه قبل از اینکه بیای. و این خوب نیست. با یه دل خوش می خنده و می گه آره راست م


مادری و دختری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وقتی که مادرتان...  

وقتی که مادرتان در تلگرام برای شما میفرستد quot چطور عاشق همسرتان بمانید؟ quot وکلی را ار در زیرش تایپ شده ..تو می مانی که چه بگویی؟؟بگویی مادرم همسرم کجاست؟یا بگویی مادرم وقتش است این را بفرستی؟یا بگویی کو شوهر؟یا بگویی از ما ک گذشت؟یا ک ذوق میکنی؟یا ک........مجبوری به بوس و تشکری بسنده کنی.... همین.\+باید بازیگر می شدم..گویا نقشم را خوب بازی می کنم...


وقتی که مادرتان...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... ی برای خواستگاری دختری رفت....  

... ی برای خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خج ... چنین گفت در سن یک سال ... پدرم مرد و مادرم برای اینکه ... ج زند ... مان را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست..حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است. نه فقط این، بلکه این گذشته مادرم مرا خج ... زده کرده است.به نظرتان چکار کنم ... به او گفت


... ی برای خواستگاری دختری رفت....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سایه های ترید  

من وسیاوش زیرآلاچیق نشستیم وحدوددوساعت حرف زدیم انگارباحرفاش دلگرمی خاصی ب من داد ب خونه ک رسیدم ب خانوادم همچیاگفتم ودرست درهمین حین سیاوش زنگ زدوبامادرم صحبت کردوبعدازکلی حرف زدن آ ... مادرم قانع شد ک سیاوش ب طوررسمی ب خواستگاری بیاد اول مهرساعت6عصرسیاوش بایک دسته گل وی جعبه شیرینی واردخونمون شد مادرم وقتی باسیاوش روب روشدب زورخودشانگه داشت ک حرفی بارم نکنه سیاوش تمام حرفاشازد وگفت تمام شروطهای ک درعقدنامه هست را پرکنیدومنم امضا میکن


سایه های ترید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان یکی از مسافران قطار آذربایجان(قطار.مرگ)  

مادرم دوست داشت به کربلا برود،ما نگذاشتیم.راستش...ترسیدیم...آ شنیده بودیم که عراق امنیت ندارد.گفتم مادر جان بیا برو مشهد nbsp حسین و رضا ندارد کهخدای هر دویشان یکیستهر دو هم شیعه اند.از همان شیعه ها که دوست داری.چند روز پیش گفتند زوار کربلایی در اثر انفجار یک بمب شهید شدند. nbsp انگار سوخته بودند و قابل شناسایی هم حتی نبودند.مادر دیروز راهی مشهد شد وقت خداحافظی در گوشش گفتم اگر رفته بودی کربلا...زبانم لال اما...شاید...هیچوقت دیگر نمیدیدیمت.خندید nbsp


داستان یکی از مسافران قطار آذربایجان(قطار.مرگ)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قدر مادرتان را بدانید  

ی برای خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خج چنین گفت در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه ج زندگیمان را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست.. حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است. نه فقط این، بلکه این گذشته مادرم مرا خج زده کرده است.به نظرتان چکار کنم به او گفت از تو خواست


قدر مادرتان را بدانید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

بعد از رجبی توکلی آمد... انسان شریفی بود... حتی من به چشم میدیدم که برای اینکه مادرم خسته نشود او را از درب منزل سوار میکرد... و همانجا هم پیاده میکرد... مادرم با او برای دیدن منازل به خانه ها میرفت... اما مادرم بیشتر میخواست، او معاملات بسیاری داشت... هرچند آن نانی که مادر می آورد برای ما نبود... برای انی بود جز به اصطلاح خانواده اش... بعد از توکلی نفرات دیگری آمدند... یکی از آنها بنگاه ماشین دارد... احتمالا او زمین را برای ماردم یداری کرده است، چرا که به


منبع :
درخواست حذف این مطلب

gdp ) good dairy farming practices) استاندارد عملیات خوب دامداری  

شیر، جزء محصولاتی است که به طور گسترده توسط همه افراد، به ویژه ک ن، ن باردار و سالمندان مصرف می شود. استاندارد عملیات خوب دامداری یا مدیریت دامداری، gdp، از عوامل لازم در تولید شیر سالم است که طی کنترل پروسه های تولید، به منظور حفظ سلامت شیری و جلوگیری از هر گونه آلودگی در شیر بکار می رود. بطور کلی این استاندارد، به عنوان یک راهنما برای مدیران مزارع شیری، در مورد نحوه اقدام موثر و بهداشتی با هدف تولید شیر خام سالم و ایمن می باشد. دریافت این گوا


gdp ) good dairy farming practices) استاندارد عملیات خوب دامداری
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.436 seconds
RSS