جستجو ها
list cisco license mbps peers security business 5500 series business edition bundle includes content security expansion slot 5500 series business series business edition ethernet switch stateful fast ethernet switch آ ین وضعیت بازنشست بیش ازموعد صندوق بیمه اجتماعی روستائیان وعشایر اهنگ هیچ چیزم در این عالم نباشد افتخار list بازبینه ی سند راهبردی کشور درامور نخبگان list جو ه دادستانی کل کشور به ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز خواص خیار برای پوست و چشم html عبدالرضا هلالی بهمنی الله حاج روضه عبدالرضا هلالی الله بهمنی هلالی حاج بهمنی روضه ثواب ذکر سبحان الله الحمد الله الله اکبر لا اله الا الله چیست شوفر مدتی راننده شریک زندگی تان مقابل شریک هر شتر بان اویس قره نی نیست هر احمد و محمود رسول مدنی نیست فلا شیشه ای بهتره یا استیل نتایج ازمون فنی حرفه ایی میکرو پیگمنتیشن مشکل آب شرب روستای آهنگرکلا بهشهر عشرستاق احضار موکل سوره ی انعام رتبه های جشنواره برتر الگو های تدریس اصفهان داوطلبان آزاد در فرهنگیان یعنی چه یعنی چهhtml list 1601 1575 1576 1604 pdf 1570 1705 1608 1585 1583 1570 1607 1606 1711 1711 1584 1588 1578 1607 1607 1575 1575 1586 1575 اتنا خلیلی پالندی اولین بانوی نتورک جهان html دان مداحی به سبک منو تنها نذار علامت دو خط موازی در دفینه بازی مورتال کمبت 5 با فرمت iso listمتن استشهاد محلی برای گواهی ولادت سایت دادگاه انقلاب رشت صفحه مورد جشن بزرگ عید غدیر خم نحوه ثبت نام بدون کنکور پیام نور شهرستان چوزک سال تحصیلی شجریان آقای کیهان نشان بود پرونده آقای شجریان رییس جمهور داشته باشد جمهور سابق پرونده سازی list انتخاب آینده دفاع از درون مجموعه وزارت دفاع خواهد بود کاربرگ آموزش پرورش کلاس اول دبستان استان تهران سال 95 96 ثبت html پاسخ فعالیت صفحه13 زیست دهم رمضان رمضان المبارک دعای http weblog24com list d9 85 d8 b9 d9 86 db 8c d8 a7 d8 b5 d8 b7 d9 84 d8 a7 d8 ad d9 be d8 b2 d8 b4 da a9 db 8c d8 a7 da a9 d9 88 da 98 d9 86 db 8c d8 b3 db 8c d8 aa d9 87 d9 be d8 a7 d8 b1 d8 a7 d9 86 d8 b4 db 8c d9 list list list list اقدامات شرکت آب فاضلاب خوی در هفته صرفه جوئی مصرف آب thrive ماجد الصاکی list مراسم کلنگ زنی خانه کوهنوردان بوستان صخا درمان اسهال باهویج آموزش برازش منحنی curve fitting درنرم افزار matlab _ قسمت دوم تولبا cftool نمونه سوال برتر داد ماه 95 ناحیه یک کرمانشاه چگونگی استفاده از تبصره و تک ماده در سال ۹۵ از فصلها پاییز را دوست دارم فول البوم بسیار زیبای مژده ازادی از شکیلاhtml جو خواهی که نامت نماند نهان پروفایل هرکی دوستم داره بزاره رو پروفایلش عجایب دنیای تکنولوژی از دریچه صفحه کلیدها همسر سابق بوراک اوزجویت html دبیرستان مالک اشتر دوره اول شاهین شهر html list list list list list راه حل های مناسب برای ترس از آمپول زدن جمله ی عشق بی قید و شرط ب ایتالیایی html list باز افرینی صفحه ی 76 مهارت های نوشتاری هفتم باغ تالار تشریفات مجالس خدمات مجالس تشریفات عروسی باغ تالار عروسی دبیرستان نمونه تی پروین اعتصامی شهر قزوین توابع ماتریس مثلثاتی تابع رابطه لگاریتم دایره مثلثاتی تعیین علامت پایانی نوبت اهنگ تو شهر خوشگلا من از همه خوشگل ترم tune site dmotioninfo com استانداری خوزستان باید معاونت بحران داشته باشد هورمون رشد جیبرلیک اسید جیبرلین استم 3 سی html کتاب هزارگوهر کلمات گهربار مولاعلی ع حدیث شماره329 کانال تلگرام احسان هندی خواننده اسفراینی درمان سوماخوردگی نسافران از کربلابرگشته دوست داشتن آدمها از نیازهایشان شروع میشود ههههه نتایج تست پیش دبستانی بهاره سلیمی نیشابور سید صدر الدین قوام نیا list ستاره های مشهور دنیا بدنبال تائب می گردند list حیوان آزاری بازتولید چرخه خشونت در جامعه ى براى ى به خانه یکى از پارسایان رفت را ارهای اطلاع رسانی فرهنگی برترین نظریه پرداز معاصر تبلیغات سایز مطلب کوچک نمایش نمایش دهنده چگونه سرور ماین کرافت بسازیم بیخیال دوستت بیخیال تمام کتاب اصول و مبانی تولید محصولات ارگانیک کشاورزی html اعلام نمرات میانترم خانه ریاضی فسا پسران list انواع مدل میز جلو مبلی جدید چوبی و ام دی اف پاسخنامه کارگاه انتقال قدرت پایه دوازدهم راهنمای زمان و نحوه ثبت نام آزاد شهرستان شهرک شهید رجایی سال تحصیلی 96 فهای لب گرفتن list 154پروژه عمرانی طی دهه فجر در رودسر بهره برداری می شود بهرام پیام جانستون راسل برداری استاتیک مکانیک برداری راسل جانستون بهرام پوستی پوستی پیام ترجمه بهرام ترجمه بهرام پوستی جانستون ترجم رتبه بندی معلم باز نشسته کشور ازگاردیا فضایی ایجاد درخواست زمین کشور فضایی فناوری های فضایی براساس گزارش فضایی جهان تعبیرخواب قامت بستن برای وا کرده مشتم را زمان جز صبر چیزی درون چنته ی من نیست سیستم پروژه تحلیل تجزیه سیستم تحلیل سیستم پروژه تجزیه تحلیل سیستم 771 پاو وینت آماده استفاده از کامپوزیت های frp در ساخت و بهسازی و تقویت سازه ها 36 اسلاید کنیم رودخانه استفاده زندگی خانه قابل آشامیدن تصفیه خانه سوال علوم نمونه سوال لیست قیمت ترانس ایران ترانسفو html اخبار آزمون کمربند استان فارس از به قرمز هخا ان 184 داریوش هخا خود را خدا می خواند سوالات روانشناسی اجتماعی یوسف کریمی فصل سیزدهم html endocannabinoids نیازمندیهای برق و برق صنعتی نلود رایگان اهنگ خندیدی و دنیابرام یه لحظه دوست داشتنی شد هخا ان 184 داریوش هخا ، خود را خدا می خواند list مجلس نمایندگان نسخه جدیدی از طرح تحریم ایران ارائه می کند سلامت هستی طواف ماه دختری با اسانس تنهایی دو ستاره کم سواد دنیای فوتبال مسی رونالدو
برترین ها


خانمم بارداره

اسکواش باز  

به خانمم تو باشگاه کلی خوش گذشت.نمیدونین چه ذوقی کرده بود. nbsp


اسکواش باز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

دیروز رفتم یونی کارامو اوکی ... مونده به کارمندای تنبله ... که کی بفرستن مدرک منو هوووووف .... ... ب فهمیدم یکی از دوستام 3 ماهه بارداره ....\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-\-استرس کار رو دارم از محل کار جدید یکم میترسم امیدوارم ادم های خوبی به پستم بخورند ....از بس برای خونه و کار فکر ... کمتر به بارداری فکر میکنم ...متاسفانه بیمه لعنتی هم هنوز اوکی نشده تا بتئنم برم ... ...


منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانمم به محض شدن میگه دیگه حسی به تو ندارم !  

سلام پسری هستم 23 ساله که تازه ازدواج کرده ام . قبل از ازدواج خیلی راجع به جنبه های زندگی مطالعه . یکی از مسائلی که درباره مسائل خونده بودم این بود که خانم ها دیر میشن و مرد باید قبل از رابطه چه ها و چه ها ه تا خانمش بخوبی بشه. مسئله دیگه ای که راجع بهش خونده بودم اینه که خانم ها بعد از شدن به تدریج حس تحریکشون کم میشه و ممکنه بتونن دوباره بشن . مشکلی که بنده دارم اینه که خانمم خیلی زود میشه و به محض شدن هم میگه دیگه حسی به تو ندارم . میخواستم بدونم ا


خانمم به محض شدن میگه دیگه حسی به تو ندارم !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جووووون...چه دنیایی:))))  

میگه خانومه متوجه شده که بارداره...اومده پیشش که بررسی کنه که چه تاریخی باردار شده ...گفته اخه دوتا دوس پسر دارم...میخام که اگه از شوهرمه نگرش دارم و اگه از دوس پسرامه بندازمش...من شاخام نی زده بیرون و خیره به دوربینم همچنان...\+کم نمیشنویم این روزها از این دست اخبار...\+\+اینجاست که مکتب سک سیسم میگه تا میتوانید ید و بدهید تا آن دم که کمرتان بخشکد..\+\+\+حرف ها میشود زد که نمیشود زد دی


جووووون...چه دنیایی:))))
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مزمن...  

مثلا همین چند ماه پیش شب بزنه به سرت و زنگ بزنی به تنها خواهرت و بهش بگی تو رو خدا تا من برنگشتم ایران دیگه بچه دار نشو...و شنیده باشی که نصفه شبی زده به سرت... مثلا چند روز بعدش از مادرت شنیده باشی که خواهرت بارداره... مثلا امروز یه هو بری توی فکر که اردی بهشت از راه رسیده و قبلا شنیده بودی که خواهرت اردیبهشت فارغ میشه... خدایا....


مزمن...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چطور اولین جشن تولد متاهلی خانمم رو براش ماندگار کنم ؟  

سلام دوستان من پسری هستم ۲۸ ساله و حدود ۸ ماهی میشه با دختر خانمی عقد کردیم، دوران عقد خوبی داشتیم تا حالا ... اما سوالم؛ چند روزه دیگه تولد خانو ... و چون این اولین سال با هم بودنمونه میخواستم کمکم کنین که واسه تولدش چیکار کنم و چه ایده هایی به ذهنتون میرسه ؟ ضمنا تقدیر خداوند اینه که ما ان شاالله روز تولد خانمم مشهد باشیم و یه چند روزی اونجا میمونیم لطفا کمک کنید که چجوری میتونم غافل ... رش کنم، اونم تو هتل ... خانما لطفا ب ... ن چطوری میشه غافل ... رش


چطور اولین جشن تولد متاهلی خانمم رو براش ماندگار کنم ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زن های فضول  

مردی ازحاج آقا سوال می کنه؟میگه من شب خواب بودم ،یهو از خواب بیدار شدم، متوجه خانمم شدم ،دیدم از زیر لحاف صورتش خیلی نورانی شده خوشحال شدم ،دوباره به خوابم ادامه دادم، حاج آقا تعبیر خواب چیه؟ حاج آقا ای اسکول سریع برو رمز موبایلتو عوض کن داره تو گوشیتو می گرده


زن های فضول
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همایش ... ... لان  

امروز روز نهایی همایش تو ... ... لانه و پس از سه روز رقابت امروز این همایش که به گفته خانمم خیلی به تجربیاتش اضافه کرد و ی ... ال براش تجربه اندوخت تموم میشه و از همین الان خانم خوشکلم قهرمان بلامنازع این همایش هست. فداش شم الهی


همایش ... ... لان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نمی دونم والا  

دختر خانمم دوباره این ماه وزن نگرفته.حداقل نیم کیلو بیشتر باید باشه. خوبه هر ماه می برم.زینک و آهن داده و حریره بادام و فرنی شروع ببینم فرقی می کنه یا نه. نگرانشم. nbsp البته ادا و اصول دندون درآوردن هم درمیاره. لثه اش خیلی می خاره و مدام آب دهنش میاد و چونه اش قرمزه. nbsp نمی دونم والا. nbsp


نمی دونم والا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حسرت بر عمر رفته  

داشتم چای می خوردم. خانمم رفته بود تا در مغازه برگشت. خیلی خسته شده بود به نفس نفس افتاده بود برایش چای ریختم و با لبخند پرسیدم چیه هن و هن می کنی نکند پیر شدی؟ آه بلندی کشید و در حالیکه زانوهای درد کشیده اش را ماساژ می داد گفت \- آره پیر شدم عمرم گذشت و نفهمیدم با چه سرعتی گذشت همه اش مشغول بچه داری و پخت و پز و شست و روفت بودم؛ زانوهایم داغون شد کمرم ش ... ت .. دیگه بکارهای خانه نمی رسم و ... بنده خدا درد دلش باز شده بود و هی گفت و گفت. چهره ی زیبای با ل


حسرت بر عمر رفته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حسرت بر عمر رفته  

داشتم چای می خوردم.خانمم رفته بود تا در مغازه برگشت. خیلی خسته شده بود به نفس نفس افتاده بود برایش چای ریختم و با لبخند پرسیدم چیه هن و هن می کنی نکند پیر شدی؟آه بلندی کشید و در حالیکه زانوهای درد کشیده اش را ماساژ می داد گفت \- آره پیر شدم عمرم گذشت و نفهمیدم با چه سرعتی گذشت همه اش مشغول بچه داری و پخت و پز و شست و روفت بودم؛ زانوهایم داغون شد کمرم ش ... ت .. دیگه بکارهای خانه نمی رسم و ...بنده خدا درد دلش باز شده بود و هی گفت و گفت.چهره ی زیبای با لطا


حسرت بر عمر رفته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خاطرات (از نظر خودم) جالب (۱۶۹)  

سلام nbsp ۱. داشتم برای مرده نسخه مینوشتم، پسرش که همراهش بود گفت «اگه برای بابام آمپول بنویسی میزنمت» ۲. مرده با کمردرد اومده بود، همراهش گفت «این قند داره، اگه کمرشو ماساژ بدم طوری نیست؟» ۳. ساعت سه و نیم صبح مریض اومد، گفتم «بفرمایید» گفت «من دارم میرم سفر گفتم یه شربت تئوفیلین ب ... رم اگه توی راه سرما خوردم بخورم» ۴. به مرده گفتم «بفرمایید» گفت «من ... ب خانممو آوردم اینجا این داروهارو براش نوشتند، از ... پرسیدم خانمم بارداره این داروها مشکلی


خاطرات (از نظر خودم) جالب (۱۶۹)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزا  

تست سرطان نوشته . صبح رفتم آزمایش، نمونه گیر میگه، مشکل چی بوده؟میگم، هیچی، خونریزی. nbsp ...خونریزی همچنان هست. منتها قبلا دو سه نبود یه هفته بود، الان یه هفته هست، یه هفته نیست. گفت، مال فیبروماست. nbsp ...دیروز بدون نوبت رفتیم . مامان به گفت، بگو خانم فلانی نوبت میخواد. به گفته بود، نوبت بده. nbsp نمی گفت، نوبت نمیداد. پا تو یه کفش کرده بود که نوبت نداری، الان نوبت نمیدم. nbsp ...دوستای مامان همه شون ن. خوشحالم مامانم نیست. خودخواهانه است. ولی دلم تنگ میش


این روزا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تعبیر خواب دعا برای فرج  

سلام علیکم دادشم احمد خواب دید ک یک نفر دریک اتاق نشسته پشت میز ک به احمدگفت ک برو تواتاق جفتی برا زمان دعاکن بعد رفت تواتاق برا دعاکرد وبهش یک پارچه سبز دادن بعد بهش گفتن ک دوباره برو دعاکن رفت دعا کرد ودوباره بهش پارچه سبز داد ک مادرم شریفه پیش اون مرد نشسته بود ک به احمد گفت این پارچه رو ببر ک احمدبه مادرم گفت این پارچه دومی ومیدم به خانمم بعد بیدار شد ازطرف علیکم السلام .مشگلاتش با دعا بر فرج حل میشه که ان فی فرجنا فرجکم ولاحول ولاقوه الابا


تعبیر خواب دعا برای فرج
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیایید با فرهنگ باشیم!  

بیایید وقتی تازه عروسی با ذوق و شرم، توی گروه اعلام میکنه بارداره، با جملاتی مثل وای خواسته بود یا ناخواسته؟ ... وای خیلی زود بود براتون ... حالا شوهرت دختر میخواد یا پسر؟ ... توی ذوقش نزنیم بیایید وقتی ی اعلام میکنه جدا شده، زخمی روی دلش نشیم با سوالات و سرزنش ها و قضاوت هامون بیایید در مورد دیر شدن ازدواج اطرافیانمون، ادامه تحصیلشون، نحوه ی پوششون، زمان عروسی و طولانی شدن دوران عقدشون، نوع رابطه ی خاص شویی شون، زمان بچه دار شدنشون، میزان حقوق


بیایید با فرهنگ باشیم!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیایید با فرهنگ باشیم!  

بیایید وقتی تازه عروسی با ذوق و شرم، توی گروه اعلام میکنه بارداره، با جملاتی مثل وای خواسته بود یا ناخواسته؟ ... وای خیلی زود بود براتون ... حالا شوهرت دختر میخواد یا پسر؟ ... توی ذوقش نزنیم بیایید وقتی ی اعلام میکنه جدا شده، زخمی رو دلش نشیم با سوالات و سرزنش ها و قضاوت هامون بیایید در مورد دیر شدن ازدواج اطرافیانمون، ادامه تحصیلشون، نحوه ی پوششون، زمان عروسی و طولانی شدن دوران عقدشون، نوع رابطه ی خاص شویی شون، زمان بچه دار شدنشون، میزان حقوقش


بیایید با فرهنگ باشیم!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیمارستانه(9)  

دیروز تو بخش داشتم شرح حالمو کامل می ... nbsp ک یه خانوم حدودا چهل و خورده ای ساله با ی چهره مهربون ک لباس بیمارستانم تنش بود اومد ازم پرسید ک جواب آزمایشش اومده یا ن؟از پرستار بخش پرسیدم و پرستارم بهش گفت ک بارداره،بنده خدا خیلی کلافه بود،میگفت 5 تا بچه داره و عروس و داماد هم داره،میگفت تو بارداری آ ... لوله هاش رو ... براش بسته ولی باز حالا بعد 15 سال حامله شدهخیلی سعی ... دلداریش بدم و کلیم هی براش ذوق ... و ازخوبیاش گفتم ولی خب فک کنم نیاز ب زمان داشت


بیمارستانه(9)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟  

سلام لطفا خانمای متاهل جواب بدن . سوالم اینه شما از همسرتون چی میخواهید ؟ من تو خونه کمک میکنم ظرف میشورم جارو برقی میکشم، تو نظافت بچه کمک میکنم ولی خانمم بازم ازم ناراضیه میگه تو ظالمی تو خودخواهی . از سر کار ساعت 3 میام سفره رو میندازم جمع میکنم ظرفارو میشورم البته نه همیشه ولی تا جای ممکن کمک میکنم ولی بازم غر میزنه میگه وظیفه من نیست خانه داری و بچه داری منم میدونم ولی خوب من بیرون کار میکنم وسایل امرار معاش و لباس و تفریحشونم کاملا برقرا


میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

محبت زیاد مرد به زن ، با روحیه مردان ... منافات داره ؟  

سلام من میخوام به همسرم محبت و توجه کنم ولی میترسم که اگه زیادی انجام بدم منو یه آدم لوس میبینه و به عنوان مرد نمی بینه . آیا همچین چیزی هست ؟ نظر خانمها چیه؟ آخه من خونده بودم خانمها به محبت و توجه زیاد نیاز دارن ؟یعنی منظورم اینه اگه به خانمم زیادی توجه کنم آیا این باعث میشه فکر کنه من لوسم و اینکه میگن باید به خانمها بعضی وقتها بی محلی کرد آیا این درسته ؟ لطفا خانمها پاسخ بدن


محبت زیاد مرد به زن ، با روحیه مردان ... منافات داره ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اگه یه روزی ...  

بین کار با آقای الف هم کلام شدم . آقای الف یکی از همکارامه که تقریبا ده سال از من بزرگتره و دوتا فرزند داره . حرفمون از اوضاع جامعه شروع شد و به ارتباط پسر و دختر رسید ، از ازدواج و طلاق گفت تا به رابطه زن و مرد رسید و بعد هردومون به فساد اخلاقی که متاسفانه توی جامعه و بعضی خانواده ها وجود داره رسیدیم . بعد رو بمن گفت حسین میدونی من به خانمم چی گفتم؟؟ و قبل از اینکه من بپرسم خودش ادامه داد بهش گفتم هرموقع برای من اتفاقی افتاد ، اگه من مُردَم ، تو با


اگه یه روزی ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همین طوری  

یادم نیست گفتم یا نه، خواهرشوهر یه عالمه گوشت لوبیا رو خورد، موقع رفتن هم هی گفت باید برم خونه شام بپزم.با یه ح منزجری گفت. گفتم اگه ناهار رو دوست داشتی، بدم ببری.خسیسیش اومد بگه خیلی خوشم اومد. گفت آره. شما چی بخورین شام؟گفتم من درست می کنم برنج. خورشت هم هست. nbsp اندازه دو نفر غذا کشیدم براش. هی می گفتم، بسه؟می گفت، نه بریز. کمه. nbsp خوبه اینقدر که غر میزنه، تعریف م یاد بگیره لااقل....خواهرشوهر ام هشت ماه پیش عقد کرده، الان هشت ماهه حامله است. به هی


همین طوری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

nini khanom o masih  

... ... ب تا رسید از دختر فسقلی بامزه ی همسایه برام تعریف کرد. انگار دلش میره نی نی خانم دنیا بیاد بازی کنن با هم. nbsp nbsp دلیل علاقه شدیدش به دختر فسقلیه همینه. خیلی منتظره نی نی رو ببینه. nbsp nbsp دیروز اومده بود سرش روی نشک من بود و کارتون میدید. یاد ۲سال ... ش افتاده بودم. همین کارتون رو میدید. صبح تا شب میدید و خسته نمیشد. nbsp نرمترین و بامزه ترین داداش دنیا بود. nbsp nbsp داداش و خواهر فسقلی داشتن خیلی خوبه. nbsp nbsp خواهرم احتمالا عید عروسی ب ... رن. همه اش تو فک


nini khanom o masih
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز  

امروز برای اولین بار، دخترمو تنها گذاشتم. شیرش دادم، و با خواهرم رفتیم ید. از مرداد پارسال من ت نخوردم از خونه. ید هم نرفتم. فقط قبل عید دیدم برای همسر اگه لباس ن م، لباس نمی ه، یه ساعت با مامان و بابا و بچه رفتیم یه پیرهن،شلوار یدم و برگشتیم. nbsp ولی امروز دو ساعت رفتم این خیابون نزدیک خونه که کلی مغازه داره. چندتا ت و پرت یدم و اومدم.اولین بار بود از دخترم دو ساعت جدا شدم. nbsp دختر خانمم تا دید لباس پوشیدم دارم میرم، زد زیر گریه. یه کم خو ده بود. بعد


امروز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزا  

یه مامان گربه اومده خونه ی مامان زائیده، سه تا زائید. سه تاشون مردن غذا هم برا مامانه گذاشتیم ولی یا بچه ها مشکل داشتن، یا مادره شیر نداشت. نمیدونم جریان چی بود، هرچی بود حالمون گرفته شد....دختر خانمم اینقدر ورجه میزنه اصلا وزن نمیگیره. هم سن و سالاش حداقل یک، یک و نیم کیلو بیشتر وزن دارن. البته تو هفته 28 که 800 گرم بود، برجیس گفت، دخترت ریزه میزه است، قطبی زاده هم گفت، الانم اطفالش میگه، دخترمون ریزه. روند رشدش به نسبت خودش خوبه. اومده رو نمودار


این روزا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فقط کمکم کن  

خانمم یه رفتار بسیار با عظمتی از یه خانم دیده بود... متحیر شده بود میگفت چطور میتونه این کار رو انجام بده خیلی سخته گفتم تو میتونی جای اون باشی؟... گفت نه... حتی یه لحظه... گفتم به نظرت روز قیامت اون جایگاه رفیع تری داره یا ماها که نمی تونیم عظمت اون رو داشته باشیم؟ گفت معلومه که اون خانم مقرب تر هست... گفتم اون خانم بالاتره یا ؟ گفت ... گفتم شخصی در یه زمانی کمکی به کرده بود... بعد سالها که به قدرت رسیده بود اومد پیش و گفت باید برای من جبران کنی... من اون


فقط کمکم کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فقط کمکم کن  

خانمم یه رفتار بسیار با عظمتی از یه خانم دیده بود... متحیر شده بود میگفت چطور میتونه این کار رو انجام بده خیلی سخته گفتم تو میتونی جای اون باشی؟... گفت نه... حتی یه لحظه... گفتم به نظرت روز قیامت اون جایگاه رفیع تری داره یا ماها که نمی تونیم عظمت اون رو داشته باشیم؟ گفت معلومه که اون خانم مقرب تر هست... گفتم اون خانم بالاتره یا ؟ گفت ... گفتم شخصی در یه زمانی کمکی به کرده بود... بعد سالها که به قدرت رسیده بود اومد پیش و گفت باید برای من جبران کنی... من اون


فقط کمکم کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلنوشته قبل از میلادم....:)  

یک دعای خیلی قشنگی یاد گرفتم و هر روز زیر لب میکنم و از خدا میخوام .میخوام ساده nbsp برم به سمتش nbsp ، بدون هیچ زرق و برقی nbsp ، و ساده تر از همیشه برم گردونه، بدون هیچ ذره ای ...چیز زیادی واقعا ؟البته رضایت یک nbsp انسان فوق انسان nbsp شرط این وسط که همه چیز دنیا و آ تمه...قرار شده دیگه باهم راجع به مرگ و متعلقاتش nbsp حرف نزنیم و نمیخوام خلف وعده کنم .خدا هم خوب بلده بندش را چطور عاشق کنه...بعید میدونم وقت کنه این را بخونه ولی مهم اینه که همیشه بهش گفتم و میگم


دلنوشته قبل از میلادم....:)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!  

شب قبل استرس فردا رو داشتم…. آیا داداشم و خواهرم می تونند بیایند یا نه…. من حتما بایستی با مامان و بابا می رفتم چون آ ین سفر مجری من تلقی می شد… دلم خیلی می خواست مادربزرگم هم همراه ما باشه ولی انگار برنامه ریزی شده بود چه ی و چجوری بیاد… داشتم فکر می نکنه آقای شه توی جاده اذیت بشوند و نتونند بیایید و در همین حال قرار شد با پسر های خانم شریفی با هم بیایند تا قم…. بماند که ی ری اتفاق در دقایق پایانی رفتن ما به قم افتاد و مادربزرگ هم هسفر من شدند


یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نیازمندیها 2  

این روزها به چند ساعت وقت اضافه جهت مرتب ... خانه و کاشانه و اتاقهایمان نیاز داریم. اهان شستن یه عالمه قابلمه و پا ... ازی اسباب بازیهای کیارش و جداسازی لباسهای زمستانه هردوتاشون و مرتب ... کتابخونه کیمیا هم هست.... پ ... وهای خودم و مهرداد هم باید بره خشکشویی،هدیه ازدواج هم باید برای برادرم تهیه کنم،عیدی هم باید واسه 15\-16 نفر ب ... م،تولد مادرم هم 7اسفند بود و هنوز هدیه ای ن ... یدیم،جاریم هم بارداره و واسه خودش و نی نی تو دلش هدیه لازم داریم. اصلن میشه


نیازمندیها 2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من آمده ام وای وای .. :d  

بعله ... ب رسیدیم خونه. نمیخواستیم بریم. اینجا از شب قبلش کلی برف و کولاک بود و ما از رفتن منصرف شدیم.آما ... مادر شوهر محترمه نطق فرمودن و نطق فرمودن و اینقدر از نرفتن ما ژست گرفتن که مجبور شدیم بریم. البته چند کیلومتر اونور تر هیچ خبری از برف و کولاک نبود ... خلاصه واسه غروب رسیدیم . تیپ زدیم و ژست گرفتیم و خوش گذشت بهمون. راستی از اونجایی که من دیر اقدام به ... ید کت مورد نظر ... ... رم نیومد و یه سارافون کت پشمی بادمجونی رنگ قرمز نداشت گرفتم که جیبهای ک


من آمده ام وای وای .. :d
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اربعین امسال و ما  

اربعین مهمان ... رضا بودیم. با محمد صالحی که در طبقه زیرزمین حرم به وجد می آمد و از این سو به آن سو چونان بچه گربه می رفت ... خواندن و حس و حال زیارت گرفتن خیلی معنا نداشت. اما بهرحال بعد از 2 سال خانه نشینی و گز ... فاصله تهران و اصفهان برای خودش تنوعی بود. خلاصه در میان این هیاهوها وقتی به ... ایستادم شخصی در ... وت ... ت بر منبر رفت. در حال ... بودم که گفت جابر انصاری همسن ... حسین بوده و... که به یاد آوردم حدیثی داریم به نام جابر که در آن ... ... اسامی ائمه را به ج


اربعین امسال و ما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

30اردیبهشت  

صبحی اصلا دلم نمیخاست که برم سرکار.همش حس بیحالی داشتم .صندلی ماشین هم نمیدونم چطوری شاسی شو جلو عقب کشیده بودن که اصلا نمیتونستم تنظیمش کنم.خلاصه رفتم ومثه آدمای گیج منگ تا ظهر کارارو انجام دادم.سرظهری یکم هواسم سرجاش اومده بود .دوستم زیبا زنگید و خانوم محمدی هم باهام تماس گرفت. هم تا1400 باهامونه.بهرحاال میخاستم سرظهری به رییس بگم که پول قرعه کشی رو بین خودمون حلش کنم نه اون مبلغی به من بده و نه من که قبول نکرد.داره براپسرش وام میگیره .میگه 50


30اردیبهشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مورد ۱۸  

۱ \- رفتم پارچه ب م ، آقاهه اومد هی توضیح بده که اینو ببر اونو ببر همون اول گفتم من اون پارچه هه رو میخوام . برگشت گفت خیلی ممنونم ازت که انتخابت رو کردی ، خانوما میان اینجا همه رو باز میکنم میبینن آ ش هم نمی ن میرن .۲ \- مامان یه سجاده خیلی خوشگل آورده نشونم داده میگه دوستم واسم از مشهد آورده ببین چه خوشگله ، بدم به تو یا بزارم کنار واسه عروسم ؟ میگم همه چیزای خوشگل که نباید واسه دختر خونه باشه ، بزارش کنار واسه عروست .... ۳ \- دوستم بارداره، بهش گفتم


مورد ۱۸
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یه تیکه از بهشت  

یه تیکه از بهشت اینجاست همین جایی که من هستم همون جایی که من با تو همون لحظه که تنهاییم توی این خونه همون لحظه که پرهامو تو آغوش تو می بندم همون لحظه که یک بوسه من از لبهات می چینم یه تیکه از بهشت اینجاست درست در زیر پای تو همون جایی که میشینی و یا دستاتو می گیری یه تیکه از بهشت اینجاست تو قلب سرد رنگبازت همون جایی که تو هستی بهشت من گلم اونجاست یه تیکه از بهشت اینجاست تو آغوش پراز مهرت تو چشمای پر از عشقت تو دستای پراز یاست بهشت عشق این رنگباز ی


یه تیکه از بهشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ثبت نام عتبات - روز مرخصی- شیر مادر  

حرف اول\- شب تلفنی با یکی از نمایندگی های ثبت نام عتبات عالیات تماس گرفتم و اطلاعات لازم را گرفتم. همون جا تلفنی برای 17 آذر رزرو . قرار شد فرداش مراجعه کنم و فیشها را ببرم بانک. چهارشنبه مرخصی گرفته بودم. بنابراین اول رفتم یکی از شعب بانک خودمون و ضمن چاق سلامتی با همکاران، چند میلیون تومن پول نقد برداشت و رفتم دفتر نمایندگی و فیشهای بانکی را گرفتم. یکم هم دو به شک شدم که همون روز ثبت نام کنم یا بذارم بعد از اربعین . گفتم لابد قیمت کاروان ارزانتر


ثبت نام عتبات - روز مرخصی- شیر مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سکوت  

من هم مثله اکثر مردم nbsp با چنتا از دوستای قدیمی که قبلا هم محله ایی بودیم و هنوز هم پدر و مادرامون تو همون محله ی قدیمی زندگی میکنن با هم یه گروه تلگرام داریم.ما بیشتر از بیست ساله که با هم دوستیم خوبی ها و بدی هایی بینمون بوده و روزگار تلخ و شیرین زیاد nbsp داشتیم .الان هر ی یه طرفی مشغوله یکی شده یکی دفتر بیمه داره یکی راننده کامیونه یکی تریا داره و خلاصه چرخ زندکی هر یه جوری میچرخه . . .جدیدا این اقایون یک روز در هفته میرن است من دوهفته پشت سر هم ب


سکوت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تحول در نام مردم انار  

در گذشته هویت های خاصی در انار وجود داشته است مانند بزرگ بودن افراد مسن و حقیر و کوچک بودن فرزند و یا اهمیت حتی نام در مورد نام به قدری نام مهم بود که مرد ها از بردن نام زن هاشون بیم داشتند کلمه هایی چون عیال برو بچه ها به جای زنم خانمم به کار می رفت و یک پتانسیل بزرگی از زن در ذهن مردان بخصوص مردان جوان ایجاد می کرد نام بچه ها کوچک بکار می رفت اسم کودک را با او جمع می د مثلا عبدلو گاهی برای نشان دادن حقارت پا را از جمع با او فراتر گذاشته و اسم فرزن


تحول در نام مردم انار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

16 اردیبهشت  

nbsp بقول خودم نوشتنم نمیاد اینروزا دسته چک گرفتم هفته پیش .الان nbsp دیگه خیالم از بابت یدای قسطی که میخام انجام بدم راحته.البته یدای قسطی رو برای ک نت بندی و nbsp مبل وتختخاب انجام خواهم دادنهایتش. یه مقدار هم میخام یواش یواش برم جلو.امسال یه مقدار بامید خدا ج خونه میکنم . کم و ری که nbsp خواهد داشتو به مرور nbsp زمان یه چیزای جزئی هستش که اکثرا به اشپزخونه مربوطه کم کم انجام میدم. تازه یه یخچال لازم داره خونه حتی اگه س تی نباشه توش. خب هفته ای یه بار بای


16 اردیبهشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

:-(  

تا آنجایی که یادم می آید همیشه چیزی برای دلتنگ بودن داشتم. من آدم کلا دلتنگ و حسرت خور روزهای قدیمم. دلتنگ برای همه چیز. دلتنگ بچ ... ها و ساد ... ها و صمیمت های بی غل و غش. دلتنگ دوستای دبستان. دلتنگ ننه و دورهمی های قدیم. دلتنگ معلم کلاس پنجمم. دلتنگ خنده های الکی با دوستای اول راهنمایی م. دلتنگ معلم قرآن سوم راهنمایی خانم اطرج. دلتنگ ثانیه به ثانیه ی اول دبیرستان. دلتنگ زیست و شیمی مبتکران. دلتنگ هیئت هفت ... عاشورائیان. دلتنگ خانم عزت پناه. دلتنگ خ


:-(
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مخور غم گذشته .....  

یعنی شونه به شونه با هم راه برید، توی ماشین کنار هم بشینید و دستتون توی دست هم باشه، با هم برید بیرون ناهار بخورید و بعد هم با هم برید جلسه کاری و ایشون همه جا با اشاره به شما بگند خانمم نمیدونم شاید هم گفت همسرم کلا مست شده بودم و از یک طرف قند توی دلتون آب بشه و از طرف دیگه حرصتون درآد و تازه دو شب هم تا دم در خونه شری همراهت باشه و اونوقت نتونی حتی برای یه ثانیه بغلش کنی. آخه انصافه؟ آخه درسته؟ nbsp اونم چی؟ من عقده ای که اینقدر عاشق بغل م و هر ی و


مخور غم گذشته .....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خاطره ای ازشهیدمحمدکاظم توفیقی  

شب که میشدبعدازخواندن مغرب وعشاو هدیه به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف کتاب دعایش رابغل میکردوگوشه دنج مینشست وباصوت زیبایش شروع به خواندن سوره مبارک میکرد بلااستثناهرشب سوره مبارک رامیخواند... بارهابرایم سؤال پیش اومدچه حکمتی داری که هرشب سوره مبارک رواینقدر دلنشین میخونه یه شب دل روبه دریازدم ازش پرسیدم آقایی چراهرشب بلااستثناسوره رومیخونید؟؟؟ بالبخنددلنشین همیشگی اش باخنده بهم گفت ازواجباته خانمم صادق علیه السلام فرمودند واجب


خاطره ای ازشهیدمحمدکاظم توفیقی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حق انتخاب!  

امروز گراند راند جراحی داشتیم و حضور تمام دانشجوهای تمام بخش ها ا امی بود.بیماری که در موردش صحبت شد،مریض خانوم همسر ر جراح بود.و خود خانوم و رزیدنت و اینترنهاش کیس رو ارائه .چقدر این زن زیباست،چقدر در کارش جدی و حرفه ای و درجه یکه،چقدر با تسلط کامل کارشُ انجام میده که هیچ حرفی باقی نمونه... اصولا تو گراند راندها بین پزشک ها اختلاف نظر هم پیش میاد .مثلا ممکنه یکی از پزشکها به روش اون یکی ایراد بگیره و همکارشُ به چالش بکشه و اون هم باید دفاع کنه


حق انتخاب!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بعضی وقتهاخیلی زود دیر میشود  

خانمم همیشه میگفت دوستت دارم من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند... همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقه مند است؟ یک شب کلافه بود، یا دلش میخواست حرف بزند، میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشه مفصل صحبت کنم. من برای فرار از حرف گفتم میبینی که وقت ندارم، من هرکاری میکنم برای آسایش و ر


بعضی وقتهاخیلی زود دیر میشود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بوسه ...  

یادمه یه روزی دلت واسه داداشیت تنگ شده بود . نوشته بودی که چاره ای به جز بوسیدنه ع ... ش نداری . پس ینی میدونی بوسیدنه ع ... ینی چی . ولی نمیدونم وقتی یه ع ... رو میبوسی، حس و ح ... چجوریه . از روزی که دلم یاد گرفت که واست تنگ بشه، تنها کاری که از دستم میومد، نگاه ... به ع ... ت و بوسیدنه ع ... ت از صفحه ی گوشیم بود . شاید بیشتر از هزار بار تا حالا بوسیدمت مریمم . بوسیدنت خیلی دوس داشتنیه واسم . چون تنها راهم واسه ی آروم ... ه این دله بیقرارم بود. ولی امروز یه اتفاق


بوسه ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غلط انداز  

سرعت رشد ریش و سیبیل من خیلی بالاست nbsp nbsp راستش من دوم راهنمایی که بودم مجبور شدم برای اولین بار صورتم رو nbsp با تیغ shave کنم چون صورتم پر مو شده بود . . الان بچه دوم راهنمایی رو تو خیابون ببینی فکر میکنی میره مهد کودک ولی nbsp سال ۷۲ nbsp که من در کلاس دوم راهنمایی خدا بیامورز تحصیل می و تشریف داشتم ردیف ا کلاس یه سری بودن زن وبچه هم nbsp داشتن زنگ تفریح یه سر میرفتن خونه ببینن خانمشون واسه ظهر چی میخواد . . . تلفن که نبود . . .القصه صورت من پر مو شده بود و دی


غلط انداز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزا  

دختر خانمم یه وروجک واقعی شده.مدام میخواد باهاش بازی کنم. یه دقیقه تنهایی سر نمیکنه.تازه چند روزه بعد از سفر شمال حالش بهتر شده و آروم شده. nbsp دوستام میگن، آب به آب شده. به نظرم راست میگن. گوارشش بهم ریخته بود. نباید بهش آب اونجا رو می دادم، باید آب فلاسک خودمون رو می دادم. nbsp از طرفی هم خواب و استراحت بچه بهم ریخته بود. مدام تو شلوغی بودن و خواب عمیق و طولانی ن اذیتش کرده بود.بعضیام واقعا بیشعورن. بچه خواب بود میومدن بیدارش می . مثلا زن عموی همسر


این روزا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خدایا شکر ...  

تو زند ... ، یه لحظه هایی هست که آدم خیلی خوشحاله . یه وقتایی هست که حاله آدم یه جوره عجیب خوبه . یه وقتایی مثل الان، که من نمیدونم چجوریه حالم . مثل الان که نمیدونم چی پیش خدا داشتم که این لحظه ی قشنگ رو به جاش بهم داده . آروم و قرار ندارم میخندم با خودم حرف میزنم شکلات میخورم اینقدر حالم عجیبه که ترسیدم خونه بمونم . زدم از خونه بیرون مثل دیوونه ها اومدم تنها تو یه پارک نشستم و به تو فکر میکنم مریمم ... نمیدونم حاله تو چطوره امشب، ولی از خدا میخوام که


خدایا شکر ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فرشته ای در راه *_*  

حالا فکر میکنید چی؟ nbsp دختر مشهدی وبلاگ من nbsp بارداره nbsp وای حسم غیر قابله توصیفه ، اون همون طور که همسر خوبی هست و دوست دوستداشتنی ای برای من مادر خوبی هم خواهد بود شک ندارم دوستش دارم زیاااااااااد خیلی...همیشه سعی میکنم کمتر از آدما تاثیر بگیرم و رفتارهام چیزی باشه که خودم به اون نتیجه رسیدم نه اینکه چون ی گفته یا هر چی یک رفتاری ازم سر بزنه اما دختر مشهدی از ایی هست که اول به حرفش عمل به این نتیجه رسیدم که چقدررردرسته یادم نمیره دو سال پیش ت


فرشته ای در راه *_*
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماجرای چتر تیز من(3)  

جناب سرهنگ اومد بیرون منو دید گفت عه خانم خانومیان اینجا چیکار میکنی؟ دیدم بله جناب سرهنگ بابای یکی از دانش آموزامه. گفتم آقا خدا این چتر تیز منو لعنت کنه. موقع یدنش چه می دونستم می شه باهاش شکم راننده هم کرد. اینو که گفتم جناب سرهنگ چشماش چهارتا شد گفت وات د فااااز؟؟؟ زدی شکم یارو رو کردی؟ اصن انگار جناب سرهنگ جاسیتن بیبرو یادش رفته بود. تازه دستی دستی خودمو لو داده بودم. گفتم نه نه عمدی نبوده. باور بفرمایین من اصلا حواسم نبود که چترو افقی گرف


ماجرای چتر تیز من(3)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نامه چهارصد و هفدهم  

روزهای پاییزی شروع شده و و به نیمه رسیده . هوا سرد شده و حال دل ما سردتر . اوضاع خونه خوب نیست و در ... ر مسیله برادر من و برادر همسر هستیم و همش دعا میکنیم همه چی به خیر تموم بشه . . کاش همه چی خوب تموم بشه و از این روزها فقط یه خاطره بمونه . دلمون خیلی آرامش میخواد . چیزی که این روزها خلی ها دنبالش هستن . طاقتمون خیلی جاها تموم میشه و باز اعتقاد داریم باید صبر کنیم . صبح که میشه همه پر میشن از دلشوره و شب که میشه میبینیم یه روز پر استرس دیگه تموم شد . چه


نامه چهارصد و هفدهم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانمم در اینستاگرام یه آدم دیگه میشه  

سلام و درود به همتون یه سوال که نه راستش یه جورایی م ... میخواستم ازتون. چون از نظراتتون مشخصه اینجا اکثرا باتجربه تر از من و متاهل و بزرگتر و ... هستین. من 24 سالمه و نامزدم هم یه دختر خانوم 21 ساله هست . مشکلی نداریم و ایشون هم چادری نیست ولی جلف هم نیس و پوشش معقولی داره. تو محیط بیرون و ... ش هم با حیا هست ولی مشکل اصلی برنامه ای هس به نام اینستاگرام . اونجا کلا یه آدم دیگه میشه و از ع ... ها و سلفی با دوستاش و متن های مس ... ه ب ... ییر تا ع ... از ... ید، بیرون


خانمم در اینستاگرام یه آدم دیگه میشه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

❤به افتخار مادر❤  

مادر ن نا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و مى گریست... فرشته ى فرود آمد و رو به طرف مادر گفت اى مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکى از آرزو هاى ترا براورده سازد، بگو از خدا چه مى خواهـى؟ مادر رو به فرشته کرد و گفت از خدا مى خواهم تا پسرم را شِفا دهد. فرشته گفت پشیمان نمى شوى؟ مادر پاسخ داد نه فرشته گفت اینک پسرت شِفا یافت ولى تو مى توانستى بینایى چشمان خود را از خدا بخواهى... مادر لبخند زد و گفت تو درک نمى کنى سال ها گذشت و پس


❤به افتخار مادر❤
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خوابت را دیدم  

میدانی واقعا شبیه هم بودیم اما من شیفته تر... هر دو شوخ طبعی هایمان،خوش زبانی هایمان،برورو داشتن هایمان،سادگی،مهربان وسربه زیر بودن و حتی نوع انتخابِ واژه هایمان، سرزبان ها بود. حتی ب که داشتم خوابت را میدیدم_با همان لبخند همیشگی ولی برای ی بجز من _دوباره دلم ضعف رفت. تو خودت شاید نفهمیدی پشتِ هر لبخندِ محسور کننده ات،چالِ کوچکی از جادو،روی لپ هایت کمین کرده است شاید تو نفهمیدی و نگاه من هم تو را به وجد نیاورد. در هر صورت،حتی بخواهیم از ظاهرم


خوابت را دیدم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

طراحی سوال...  

وقتی دانشجو بودم همیشه ... م را موقع طراحی سوالات طوری تصور می ... که پشت میز نشسته و ده جلد کتاب قطور دورش چیده و یکی یکی با عصبانیت آنها را باز میکند ،یادداشت هایی مینویسد و گاهی هم یک لحظه فکر کوتاهی میکند و یکی از یادداشتهای قبلیش را مچاله میکند و دور می اندازد. بعد شش ساعت وقتی خفن ترین و خشن ترین و وحشتناکترین سوالهای عمرش را در آورد ریشخندی میزند و به دوربین نگاه میکند و با صدای دوبله هیوولا میگوید یوهاهاهاها البته بعضی ... هایم واقعا اینطو


طراحی سوال...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جایی که نوشتنم میاد: اتوبوس!  

... تولدمه هیچ وقت تولدم با مناسبتی همزمان نشد. امسال فقط یک روز اختلاف داره با ولادت ... ص و ... جعفر صادق ع . خوب هیچ وقت هم تولد نگرفتم برای خودم. فقط برای بچه کوچولوها تولد می ... ریم ما... ولی کادو معمولا می ... رم. امسال شاید واسه خودم کیک هم بپزم پریشب یکی پختم و تزئین ... که مثلا تمرین کرده باشم که تقریبا خوب دراومد. چند روزی هست هی میخوام رولت ... ما درست کنم نمیشه... هی این دست اون دست میکنم. دیروز هم که یک عالمه برف اومد و صبح تا شب تو خونه بودیم، چون


جایی که نوشتنم میاد: اتوبوس!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

2/ 55  

قلبم داره وایمیسته. باید تا یادم نرفته همه شو بنویسم. وایساده بودیم دم اسنک آرمین مثل خیلی وقتای دیگه که یهو یاد قدیما می کنیم و وسط خیابون بی خیال از تمام دنیا شروع می کنیم به هر هر و کر کر و اینقدر می خندیم که توجه همه بهمون جلب میشه که دوتا پسر اومدن بهمون گفتن بیاین بامون دوست شین و خلاصه تا غذاشون آماده میشد وایسادن به لاس زدن با ما دوتا که تو یه دنیای دیگه بودیم و داشتیم اصن از یه زندگی دیگه حرف می زدیم و میخندیدیم. غذاشون که آماده شد سوار


2/ 55
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گل دان  

شاخه گل آویزان به دیوار را برداشت و نگاهی کرد و نشانم داد و گفت «ببین چقدر خوب خشک شده »قبلاً، لابه لای حرف ها گفته بود که به مناسبتی به خانمش هدیه داده بوده و خانمش همه ی گل ها را این طوری خشک می کند تا شکلش حفظ شود و اب نشود. وقتی آن حرف را زده بود، در دلم گفته بودم «چه قدر خوب است که یک نفر تلاش کند خاطره ی محبت های تو را تا همیشه مقابل چشمش نگه دارد...» شاخه گل آویزان به دیوار را برداشت و نگاهی کرد و نشانم داد که چقدر خوب خشک شده و بعد به گلدان رو


گل دان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حالات شخص محتضر  

بنام خداحالات شخص محتضرفرامرز ملاحسین تهرانیهمه ما در طول زندگی ممکن است با بیمارانی زندگی یا مواجه شویم که روزها و ایام پایانی عمر خویش را می گذرانند. خود من مدتی در منزل پدر خانمم زندگی می و در یکی از صبح ها که برای صبحانه دور سفره نشسته بودیم، پدرخانم من که سالها بیمار بود سکته مغزی جان به جان آفرین تسلیم کرد و من و سایر اعضای خانواده شاهد این حادثه غمبار بودیم. این وقایع و رخدادهای ناراحت کننده ممکن است برای همه انسانها رخ دهد و اصولا وقا


حالات شخص محتضر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

درد دل  

همسایه ی روبه روییمون. nbsp ازپشت بام. شون به nbsp جا؟ ی حییاطط استفاده میکنن. nbsp ی. ه خانمی . هرروزلب. اس میادپهن میکنه. nbsp توجایی که نه دیوارداره نه پوشش خانومه باتاب و شلوارک تابالای زانو میاد کارشوانجام میده ومیرهالبته بعضی وقتا چادرسرمیکنه که نمیدونم فلسفش چیه؟یه چادرنازک که وقتی جمعش میکنه تابالای شلوارک بالا میکشه و لباسش هم دیده میشه. nbsp یکی از تفریحات سالممون اینه که دم پنجره بشینیم و لباس پهن اونوتماشا کنیم. nbsp وکلااونجاروهمینجوری نگا


درد دل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دیگه نمیتونم این راه رو تنهایی ادامه بدم  

سلام من سوالی نداشتم فقط دلم خیلی گرفته بود میخوام چند خطی براتون از خودمو زندگیم بنویسم . من یه پسر 26 ساله هستم اهل جنوب . ذاتا آدم آروم و کم حرفیم . تا این سن هیج وقت دنبال رابطه با هیچ دختر خانمی نبودم . همیشه سعی تو و خیابون و مکان های عمومی سرم پایین باشه و نگاهم رو کنترل می اول به خاطر ترس از خدا و دوم اینکه وقتی ازدواج همه چیز رو با خانمم تجربه کنم . اما خیلی چیزا طبق برنامه پیش نرفت بعد از کارشناسی رفتم خدمت بعد خدمت میخواستم ادامه تحصیل بد


دیگه نمیتونم این راه رو تنهایی ادامه بدم
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.543 seconds
RSS