جستجو ها
نتایج آزمون ورودی دبیرستان دخترانه شهر زابل پایه نهم html آشتی البته کالری گل سنسیو.html خواص موملای فراموش طایفه گیوه کش.html کتاب کلیات مجمع الدعوات کبیر که چاپ بمبی هند کارایی و ارزشی دارد؟.html دانش شکافنده علوی، خجسته دانش نبوی فال روزانه فال روزانه 2 فال روزانه پوتیکا فال روزانه پرشین فال 7 اسفند خاصیت قرص گلدن بیگر بخشنامه ها ازمون سناباد زخم بستر ﺻﻨﺪﻭﻕ تندر تشکیل ماتریس ybus اهنگ ترکیه ای بنی بندن آلیرسان listکودک ک ن تحسین رفتارهای بازی رفتار تربیت کودک ک ن بزرگتر کنید برای تحسین کنید اسباب بازی معذّبتی کلمات الشاعر صادق حسن البوغبیش.html نظریه یادگیری گشت html اهنگ انگلیسی shake shake take take html اطلاعات ید گوشی از فروشگاه معلم کرمان تحلیل تلرانس زنجیره ای در یک قطعه میوه دلم.html کانال تلگرام درس حقوق بین الملل عمومی بی وفایی کد آهنگ پیشواز مذهبی همراه اول کلام تکان دهنده در قیامت معضلاتی coming soon به چه معناست؟.html مطرب اهنگ شبها تا صبح میشنوم صداتو html members accounts their with that شورای فرهن طرح اشکاف html رشد بی الگو رمانهای فیک ا و html هیرما معنی تشی یا بزنقره خواص ضد سرطانی گوشت تشیکلید درمان بیماری سرطان کردی نگاهم تقلبی بودن معرفی کتاب راهنمای انتقال حق توسعه سوره صافات فقر اضطرار درمان قطعی پسوریاسیز با اب مقطر قیمت ایزوگام دلیجان در سیب و سوران اه شوره زار منو جاریم html sevdim diye nazar sana diye sevdim.html اهنگ پشواز غریبه که ما بنده لایقش نشدیم.html حقیقت و صدق2 غار کلهرود ساخت قایق html مادربزرگم درخت حافظه راک دیزاین 0113 کد کجاست html اهنگ محلی گت اقا حسینی زندون بون ای زندونبون مه قد بورده و امه جون تحقیق سیستم حسابداری کارخانه قند شیروان silent tears from a norwegian hospital 182 این روزها محیط می شود رستینگ مود آرامش سحر html انتخاب ساز پروژه با عنوان طراحی و محاسبات جرثقیل سقفی bridge crane با ظرفیت 5 تن.html انشاءالله گلخانه متری سازه گلخانه کاملا کاملا سالم متری گلخانه 1600 متری سازه.html عمسهای خوشقدم بمجری باکو با همسرش دوغوش خواننده ترکیه.html دختر ولایت اراضی دادگاه ماده تهران مورد زمین زمین شهری احداث بزرگراه شورای انقلاب قانونی ید تملک اراضی مصوب شورای انقلاب html ساعت انسانی فارسی زبان فارسی معارف ساعت تجربی ریاضی تخصصی تجربی ادبیات فارسی تخصصی تجربی ریاضی فالگیر در تورنتو.html سامانه شیر مدارس همگام ورود کاربر مدیرhtml پهلوی تحلیل درس یازدهم مسئولیت همگانی پایه نهم 29 آبان ت دادن المقاومه الفلسطینیه.html circumference videos from 3d shemales اردوی مطالعات نوروزی تعلیم ک ن رمان s m s قسمت 39 سی و نهم سریال آرام می گیریم 9 اسفند 95 کیفیت عالی و کم حجم بابا کوهی اهنگ عزیزم غصه نخور درد تو درمون میشه.html پلاسما لامپ لامپ پلاسما.html خبر بد برای پرسپولیس؛ بشار رسن مصدوم شد listمتین جونم بابام منو مادرمو کرد تلفظ فرمول کوکران لبیک یا حسین 1 نوحه.html قسمت 37 سی و هفتم سریال آرام می گیریم 7 اسفند 95 کیفیت عالی و کم حجم تعبیر خواب خیرگی چشمان 1583 1575 1606 1604 1608 1583 1570 1607 1606 1711 you are my sunshine عرفه دانشکده سمارومشکان.html وضعیت و قیمت واحدهای پروژه استار مال کیانپارس خیابان ۱۷ شرقی اهواز.html آثار دوستی با اهل بیت علیهم السلام.html کاشکی نبودم کاشکی عاشق نبودم سوختنشم قشنگه عاشق نبودم کاشکی.html مهتاب html سرخه سمنان زهرا کرمعلی.html
برترین ها


خدا بزرگه

ارزوی ابجی بزرگه!(بخونید جالبه)  

آبجی کوچیکه گفت زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت م م م راست آبجی کوچیکه گفت درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت آبجی بزرگه گفت تو که از زیر چشم چپ ورداشتی که آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت خوب اشکال نداره دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت دیدی؟ آرزوت می خواد برآورده شه، د


ارزوی ابجی بزرگه!(بخونید جالبه)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

4شنبه 7 مهر نوشت  

هلووو امروز رفتیم بولینج و شام خوب بود خوش گذشت جز انجاش که سوتی دادم گفتم ر ..ی ...د ....م و اون روز یعنی پست قبلی فقط به گشت و گذار در سیتی سنتر ختم شد خلاااوصه آش رو هم دیدم.پیام هم میده.اصلا نمی دونم چی باید بگم به این آدم ازون غدم که حالم بد میشه آقا دوست سوریو بگو من فک بزرگه نگو 78ایه هعی پیر شدیم اون بزرگه ما پیر شدیم پروژه شیمو رو هم درست تا حد زیاد.حالا فردا ببرم ببینم چی میشه . باید برم و امضاهامو بقیشو بگیرک راحت شم بعدم که اومدم بستن و اگر ف


4شنبه 7 مهر نوشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خبر  

ابجی بزرگه هرچیزیوازش میپرسی پنهون میکنه و جواب درستو حس نمیدهیعنی ماشین می ه میگم چند یدی میگه نمیدونمگوشیشو پرسیدم میگفت نمیدونمکلا هرچی بپرسی میگه نمیدونمبهش میگم توپس چی میدونی میگه هیچیدخترش که بارداربود گفت رفتن سنو دخترهازتعجب شاخ دراوردم که راستشوگفته و پنهون نکرده اخه یادتونه که منم پنهون nbsp البته خواهرام همه میدونستنپنجشنبه زنگ زدم ببینم مامان خونست بریم اونجا که ابجی کوچیکه گوشیروبرداشت و گفت الان هست ولی بعدا میخادبره مل


خبر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آسمان کارت پستالی  

پسر بزرگه این ترم تمام درسهایش تخصصی است. خیلی خیلی سخت درس می خواند. پسر کوچیکه حس افتاده تو مود رقابت و اگر ولش کنی ها هم کلاس می رود تا از همکلاسیهایش عقب نماند. پسر بزرگه ها می رود کوه نوردی و با دوستانش ع های زیبا می گیرد و برایم می فرستد. روزهایی که کلاس دارد غروب وقتی می رسد خانه اصلا حرفهایش مفهوم نیست. شام خورده و نخورده می خوابد. همسر هر روز صبح زود از خانه می زند بیرون و غروب اگر زودتر از من برسد شام می پزد و اگر دیرتر برسد که از خستگی رو


آسمان کارت پستالی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دختر خسته  

خسته تز از خسته بابام می گه وقتی ما یک فعالیتی انجام می دیم مثل درس خوندن اون وقت خسته میشم راستش یک چیزایی راجع به مصرف ا یژن توسط سلول های مغز و یک سری هورمون ها گفت که من نفهمیدم ولی زیر لیسانش همینه که نوشتم تنها چیزی که این فرآیند رو تسهیل می کنه داشتن هدفه می گه که من هدف ندارم اقعیتش رو بخوای راست می گی ندارم یا انقد بزرگه که می ترسم بهش برسم راستش رو بخوای خیلی بزرگه اما برای این که هیچ نفهمه اینجا می گم شما هم به ی نگین من دوست دارم یک رو


دختر خسته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

356_  

به داداش ع. گفتم نکنه خداناکرده برادر بزرگه معتاد شه گفت نه نمیشه پرسیدم چطور ؟جواب داد معتاد شدن هم عرضه میخواهد حتی


356_
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بر گوش دلم ز غیب آواز رسان*  

گفت دنیا یه آزمایشگاه بزرگه هر به قدر راستگویی و رازداری به او نزدیکه.اسم اعظم رو خدا به ی یاد داد که اسرار مردم کوچه بازار رو فاش نمیکرد نه من و شما که انگشت سبابه مون انقدر بی تقواست تا میبینی نوشته ناگفته های زندگی فلانی کلیک میکنی. ابوسعید ابوالخیر


بر گوش دلم ز غیب آواز رسان*
منبع :
درخواست حذف این مطلب

انتی فی بالی یا سهرت لیالی  

چرا هیچ وقت هیچ چیزی اونجوری که میخوای نیست؟چرا زندگی اینجوریه؟ یه بار بهت یه جا تمام آرزو های کوچیک و غیر ضروری ت رو میده و اون آرزو بزرگه رو ازت میگیره یه بار اون آرزو بزرگه رو بهت میده و تمام آرزو های کوچیکتر دیگه ت رو ازت میگیره. واسه همین همیشه آدما 100 درصد از زندگیشون راضی نیستن. همیشه یه چیزی هست که حسرت ش به دلشون مونده. امروز با یکی از همکلاسی هام صحبت می 36 سالشه. میگفت شوهرم عالیه..اینقدر خوبه که همه ارزوشو دارن. عاشق منه. میمیره واسم. ب


انتی فی بالی یا سهرت لیالی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از این احوال  

هرقدر هم که بگم و بخندم و فضا رو عوض کنم ، هر چقدر که برم باشگاه و سبزی ب م و غذا های خوشمزه بپزم و سفره رنگی بچینم ، هر چقدر که با داداش بزرگه برم بیرون و دور بزنم ، هر چقدر که گریه کنم ، غصه بخورم ، پول جمع کنم و پس انداز کنم ، حالم تغییری نمیکنه ...پ.ن لطفا نیاید بگید چی شدی ؟ امیدوارم خوب بشی و از این حرف ها . ممنون


از این احوال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مکالمه  

میگم یه ماهه نرفتم باشگاه ...میگه حتما وزن اضافه کردی ...میگم نه بابا غذامو کم ... ، یه سری چیزا رو حذف ... ، فقط بعضی وقتها پاستیل خوردم میگه کوفتت نشده ؟.پ .ن از جمله مکالمات اینجانب با داداش بزرگه . \+ ما به بیداری دچاریم ...


مکالمه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مَن متولدِ بهـآرَم  

هنوز هم برام یه ایز بزرگه که صبح تولدم پاشم و ببینم برف❄ اومده و هیچ جایی هم هیچ اثری از رد پای ی نباشه روش من زاده بهارم و دختر دومش اردیبهشت برف میباره..فردا مدرسه پررررررر امتحاننن عربیییی و منطق و پرسش تاریخ پررررر زنگ اول از اولین روز هفته،درس ... عربی،با پدر کلاس دارم


مَن متولدِ بهـآرَم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گول نخورید!  

انسان تنها به دنیا میاد، تنها زندگی میکنه، و تنها می میره، روابط اجتماعی زندگی اجتماعی، و نیاز اجتماعی، یک فریــــــــــــــــــــب بزرگه..


گول نخورید!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تمام  

تمام چیزی که ما ایرانیا احتیاج داریم یه ریسک بزرگه.قدمیه که فراتز از ترسمون باشه. اینو یه بهم گفت که سالها توی ژاپن و انگلستان و آلمان بود ٰ. ازونجایی که آدم خیلی مهمیه . حرف اشتباهی به هر ی نمیزنه. مخصوصا من دارم فکر میکنم بزرگترین ریسک هایی که میتونم توی زندگیم م چی ان؟


تمام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حتما باید ملا عبدلله بگه؟! /:  

صبحی مثلا خواب بودم. یه لحظه گوشی زنگ زد دوباره می خواستم بخوابم که یادم اومد دیر بجنبم بابا یه قطره رنگ واسم نمی ذاره. مثل فنر\-همون قرقی خودمون\- پ تو حیاط. خدا رو شکر فرچه رو دیروز رنگ رو طوسی زده بود دنبال فرچه جدید می گشت. تینر هم تموم شده بود نمی تونست فرچه اش رو تمیز کنه. رفتم فرچه شیرینی پزی رو برداشتم و شروع به رنگ زدن.\-از اونجایی که مالکیت داشتم هیشکی نگفت بچه یه چیز سالم بذار خونه بمونه\- بعضی چیزا ژنتیکی واسه همه لذت بخشه. یکیش همین رنگ


حتما باید ملا عبدلله بگه؟! /:
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اهم اخبار  

این هفته 5 روز تعطیلیم d d d d d به دعوت خواهر بزرگه یکی دو روز در منزل ایشان به سر خواهیم برد d d d زن داداش جانمان حیا رو خورد و آبرو رو قی کرد تو مسئله ای که هیچ ربطی بهش نداشت دخ ... کرد و کلی مسئله پیش اومد | | | فامیل همکارمو که متولد 70 بود رو دیروز تو جنگل وقتی که با دوستاش برای شکار رفته بودن به ضرب گلوله کشتن توسط یکی از همون دوستان تو فکر برلیانسم اونم از نوع هاچ بک نظرتون چیه؟؟ d d d d


اهم اخبار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

361_  

ذهن بیمارش،دنیای درون ام را تنگ کرده...دنیا بزرگه...اما وقتی ذهن انسان بسته باشه بزرگی دنیا هیچه.هفت میلیارد و ده ای انسان روی این دنیای بزرگ زندگی میکند...هفت میلیارد...و من چقدر تنهام.کاش نبود...کاش اوی بیمار نبود.


361_
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اندر باب توهم مشکلات  

۵ساله تو فصل سرما، یخ میزدیم من فکر می ... این دریچه شومینه خیلی بزرگه و با یه تیکه کاغذ نمیشه بستش تو این ۵ سال یکبار نگاه نکرده بودم و همیشه وسط خونمون باد میوزید الان خواهرم گفت چرا اینو نمیبندین شما؟ گفتم خیلییییییی بزرگه دریچه ش گفت برو نگاه کن نگاه ... دیدم چقدر دریچه ش گوگولیه بستیمش


اندر باب توهم مشکلات
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز  

مدرسه همچنان مز ف بود. توی مدرسه یه کار خوب و اون هم روی فکر روی الگوریتم تشخیص اعاد اول بود. در ضمن. مجموع تعداد کلماتی که بین منو ص امروز رد و بدل شد فک کنم سه رقمی نیست هنوز. ازش هم پرسیدم چیزی شده. گفت نه. نمیدونم چه خبره. عصر با مامانم رفتیم برای من سویی ب یییییییییییم قشنگ از اتوبوس پیاده شدیم و دونه دونه رفتیم تو مغازه ها «سویی مشکی ساده تکی دارین؟» و هیچ جا هیچ چیز آدمی وجود نداشت. تازه. ملت هیچ درکی از کلمه ی «ساده» ندارن. اینو امروز فهمیدم


امروز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته  

سلام .امروز هم یکی از بهترین روزای خداوند است اگر خودمان خوب باشیم تو این چند ماه که نبودم زندگیم پر از تلاطم بود زندگی بهترین هدیه خداوندی است که بشر لایق داشتنش است مشکلات اوار شده رو سرم یکی پس از دیگری ولی همیشه با خودم میگم دیپار مرد بلنده خدا بزرگه در بزرگیش شکی نیست تا الان که منپ به خودم وا نذاشته ازین به بعدم نمیزاره . راضیم به رضاش ماس دعا .


دل نوشته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته  

سلام .امروز هم یکی از بهترین روزای خداوند است اگر خودمان خوب باشیم تو این چند ماه که نبودم زندگیم پر از تلاطم بود زندگی بهترین هدیه خداوندی است که بشر لایق داشتنش است مشکلات اوار شده رو سرم یکی پس از دیگری ولی همیشه با خودم میگم دیوار مرد بلنده خدا بزرگه در بزرگیش شکی نیست تا الان که منو به خودم وا نذاشته ازین به بعدم نمیزاره . راضیم به رضاش ماس دعا .


دل نوشته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کدوم عروس ، کدوم بله ؟!؟!؟!  

عروس عادی با اجازه بزرگترها بله عروس لوس بع..........له.... عروس زیادی مؤدب با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، جون، جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه شکوه، جَفَر کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... ادامه مطلب


کدوم عروس ، کدوم بله ؟!؟!؟!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزا  

خواهرشوهر بزرگه ام به خاطر مریضی همسرش، وضع مالی خوبی نداره. nbsp تو بارداریم به همسر گفتم، چرا براش خونه نمی ین؟بیا کمکش کنیم خونه ب ه.وام گرفتیم براش، یه مقدار قرض دادیم بهش، و خودشون پول پیش داشتن، و طلا فروخت، و ... یه خونه قرارداد بستن فعلا.امیدوارم بقیه پولشم جور بشه مشکل خونه شون حل بشه. nbsp


این روزا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خواب  

به نامت یا الله یا رحمان ... چقدر به خواب اعتقاد دارید؟ چقدر باید اعتقاد داشت؟ تا کجا؟ ... در چهار روز گذشته هرشب خوابهایی دیدم که جز یه خواب باقی تعبیر شد... خواب چهارم به قدری بزرگه و غظمت داره برای تعبیر کلی مقدمه میخواد ... بی تاب شدم... ...


خواب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حال کن  

اول 2 تا لنگشو باز میکنم بعد باهاش ور میرم بعد خیسش میکنم ا ش با دستمال پاکش میکنم...من عینکم رو اینجوری پاک میکنم حالا به من نمی دی و میری به دیگران میدی؟اس ام اس رو میگم چرا فکر بد میکنی؟ زن خیلی بزرگه مرد عادت میکنی.زن از پشت درد میگیره مرد جا باز می کنه.زن نمی خوام مرد خیلی بزرگه؟زن آره. مرد بگم یه کفش دیگه بیارن؟ اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش ک ، آ ش ر جواب کار یه روز دو تا نی نی کنار هم دراز کشیده بودند.که نی نی اولی از نی نی


حال کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دویست و پنجاه و هفت  

پاک کن سروناز، آدمایی که روی اعصابتن، آدمایی که شخصیت تو رو زی ا میذارن، آدمایی که خودشون هیچی نیستن میخوان تو رو ندید بگیرن... وقتی عمو میپرسه سروناز کی برمیگرده از آبادان، مامان و خواهر بزرگه تعجب میکنن، که واااا؟ چرا از سروناز سراغ میگیره اما اگه بپرسه خواهر بزرگه کی میاد هیچ تعجب نمیکنخ... چون مامان همیشه خواسته من کمرنگترین بچه ش باشم، چون نخواسته من برجسته تر از فرزند مورد علاقه ش باشم... مامان خیلی رفتارای بدی با من داره، تازگیا خیلی بی


دویست و پنجاه و هفت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این متن باید ثبت موقت میشد.  

صبحِ زوده خودمو مچاله و هی بیشتر میچسبونم به شوفاژِ کنار تخت گرماش از لابلای بافتِ نرمِ پتو عجیب دلچسبه باید پا شم حاضر شیم تا خواهرم که اومد بریم ید برای عروسی برادرم ولی... ولی من غمگینم اون هم برای یک موضوع ساده و پیش پا افتاده موضوعی که تو این دنیا و هیاهوش هیچی نیست راستی گفتم دنیا و هیاهوش؟؟؟چرا دنیا انقد بزرگه اصلا من کِی فهمیدم دنیا انقد بزرگه؟؟تو بیست و یکی دو سالگی فکر می دنیا لابد فقط اتاق من و خیابون انقلاب و چندتا پس کوچه هاشه کی م


این متن باید ثبت موقت میشد.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من آمده ام وای وای .. :d  

بعله ... ب رسیدیم خونه. نمیخواستیم بریم. اینجا از شب قبلش کلی برف و کولاک بود و ما از رفتن منصرف شدیم.آما ... مادر شوهر محترمه نطق فرمودن و نطق فرمودن و اینقدر از نرفتن ما ژست گرفتن که مجبور شدیم بریم. البته چند کیلومتر اونور تر هیچ خبری از برف و کولاک نبود ... خلاصه واسه غروب رسیدیم . تیپ زدیم و ژست گرفتیم و خوش گذشت بهمون. راستی از اونجایی که من دیر اقدام به ... ید کت مورد نظر ... ... رم نیومد و یه سارافون کت پشمی بادمجونی رنگ قرمز نداشت گرفتم که جیبهای ک


من آمده ام وای وای .. :d
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

دلم تنگ شده برات زهره درسته خیلی وقتا هم ک باهم بودیم کارمون گریه ... بود .. ولی الان ک تو نیستی من تنهایی گریه ... خیلی برام دردناکه .. × \+ ب اجبار خواهر بزرگه یه هفته ای میرم دانشگاش تا حال و هوام عوض بشه .. ولی خب هیچ وقت هیچی درست که نمیشه \+ یه وقتایی ک میبینم مامان بابا حتی پول کتابایِ پزشکی زهره رو ندارن ک بدن . میگم من نرم ... بهتره .. اینجوری حداقل ... ج یه نفرو نمیتونن بدن .. نه دو نفر ×


منبع :
درخواست حذف این مطلب

چهاردهمین نوشته  

به نام خدا 9 فروردین 1395 خب اینم اولین پست تو سال جدید ، عیدتون مبارک ، صد سال بهتر از این سالا ، کلا مرسومه هرکی تبریک عید میگه بعدشم دنبالش صد سال به این سالا میاد ، چند روز پیش داشتم فکر می ... واقعا صد سال به کدوم سالا ؟ | اصن معنی لغویش چیه ؟ اگه منظورش اینه 100 سال زنده باشی که هیچی اگه داره 100 سال مثه این سالای الان رو آرزو میکنه که عملا نفرین محسوب میشه ، نه من ، خیلی دیگه از آدما از این سالای زند ... شون راضی نیستن ، حداقل هم سن و سالامو دارم میبی


چهاردهمین نوشته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیست ویکم آبان  

به نام زیبای جاودانه اول سلام به آقای مهربونی ... زمان سلام ... حسین م می خوام بگم غصه همیشه هست رنج همیشه هست خداتوقرانش فرموده ماانسان روتورنج آفریدیم ... هم اینه که آدم کناررنجهاوسختیهاودلتن ... هاش ... ی روداشته باشه. خداخیلی بزرگه برای فهمیدن مهربونیهاوبزر ... ش اول بایدآدمهاربفهمی ومن خوشحالم ازاینکه ادمهارودوس دارم وخوشحالم که بچه هامودارم که باوجودرنجهای زند ... درکنارخدابرای من تسکینند. امروزروز خوبی بوداگه چه فرصت نشستن نداشتم


بیست ویکم آبان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روح بزرگ، روح کوچیک!!!!  

سلااااام می گم تا حالا بهش دقت کردین؟ روحتون رو می گم. به اندازه اش. به این که چقدر کوچیک یا بزرگه؟ آخه می دونین؟ این که این اندازه، چقدر باشه، خیلی مهمه. راستش ... مون این هفته منو نسبت بهش بیشتر حساس کرد. سر کلاس تعلیم و تربیت ... ی. موقعی که گفت آدم هایی که روحشون بزرگه، دنیا رو جور دیگه ای نگاه می کنن. فراتر از انسان های عادی؛ و همین هم باعث می شه چیزهایی که خیلی ها رو ناراحت می کنه، اونا رو ناراحت نکنه. صبر و تحملشون بالاس و ذهنشون در ... ر مسائل پی


روح بزرگ، روح کوچیک!!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

ح اول چرا دیر اومدی؟ کار برام پیش اومد، مجبور شدم یه زنگ کوچولو بزنم. پس چرا قول دادی که همون لحظه میام؟ چرا قولی میدی که نتونی انجام بدی؟ چرا اینقدر خودتو بدنام میکنی؟... ح دوم چرا دیر اومدی؟ کار برام پیش اومد، مجبور شدم یه زنگ کوچولو بزنم. فدای سرت. بیا ناهارتو بخور فرق این دوتا، خیلی بزرگه. به بزرگی چیزی به اسم دوست داشتن


منبع :
درخواست حذف این مطلب

هیچ جایی خونه خود ادم نمیشه!  

اقا چندی پیش رفتیم خونه ی مامان بزرگه حضرت تازه عروس هم تشریف اورده بودند انقدر خندوندم ک دل درد گرفتم دیپسرِ کوچیکه ٧ سالشه از روز اول از حضرت عروسِ بزرگه خوشش میومد البته یه چیزی فراتر از خوش اومدن معمولی خخخخمواردی از ابراز علاقه ش ک حضرت واسم تعریف کرد بهش گفته زهراجون تو خیلی خوبه ک لاغری ادم که بغلت میکنه دستاش از پشت به هم میرسه خیلی اندامت خوبه o_oیبار بهش گفته زهراجون میدونی یکی تو این دنیا هست ک خیلی عاشقته ؟ گفته عه کی ؟جواب داده اگ


هیچ جایی خونه خود ادم نمیشه!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یادداشت صد و یک  

اول اینکه بزرگه از صبح رفته خونه مامان بزرگ با بچه ها بازی کنه.امروز با کوچیکه تنها بودیم و حوصله مون خیلی سررفت و جای خالی بزرگه خیلی احساس میشد.دلم براش یه ذره شده.حتی الان هم که دارم درموردش مینویسم اشکی شدم.خدایا من یه روز هم تحمل دوری این دوتا رو ندارم.خداجون در پناه خودت نگهشون دار. دوم اینکه:یه موضوعی خیلی فکرمو مشغول کرده بود.در مورد مشکلات خونه پدری.جوری که آ شب موقع خواب خودم خفه از فکر و خیال.وقتی هم خواب رفتم تا صبح در مورد اون موضو


یادداشت صد و یک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دوست... دروغ...  

دوست یه دروغ بزرگه دقیقا موقعی که در اوج ناامیدی و ناراحتی هستی و واقعا دیگه نمیدونی باید با زند ... چه کنی، دقیقا همین موقع است که میبینی تمام اونایی که بهشون لقب دوست دادی، کنار و ... ن و نگاهت میکنن... یا حتی متوجه کمرنگ شدن حضورت هم نشدن.. کوچکترین تلاشی نمیکنن تا مشکلت برطرف بشه، در عوض حتی تو همین وضعیت هم برای مشکلاتشون پیشت میان و اگه جواب ندی، ناراحت میشن دوست... دروغ...


دوست... دروغ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عقرب  

این جوری که اهالی خونه میگن، تو خونه ی بابابزرگم عقرب داره و کل جمع این موجود رو دو سری دیدن و من هنو ناکامم سری اول طبقه ی بالا بودم و سری دوم جالبیش این جاس که عقربو فقط کوچیکم میبینه و توسط بزرگه گرفته و به عالم غیب نزول پیدا میکنه یکی از هام ع عقربو به پسر کوچیکش نشون داد و داشت میگف حیوون بدیه ، نزدیکش نشو ، نیشت میزنه و ... . که آراد تو جوابش برگشت گفت عقرب قهرمانه ؟جمع داشتن از خنده میترکیدن خالم اون قد تعریف کرده بود که بچه عقربو قهرمان مید


عقرب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز عالی است  

شله زرد پخته شد و پخش شد. خدا را شکر. مشکلات اداره همچنان پا برجاست و هر از چندگاهی اعصاب ما را به هم می زند. خدایا به حکمتت شکر پسر بزرگه امروز از راه رسید و صبح ما را نورانی کرد. خدایا شکر که فرزندم را سالم به من برگرد . پسر کوچیکه در یکی از آزمونهای تست و نکته معروف نمره بسیار عالی آورده است. خدایا شکرت صبح است و من امروز دیر به محل کارم می روم. دور هم داریم نیمرو می زنیم به بدن. الهی شکرت امروز را یک روز عالی می بینم و از بودن خ که همیشه دوستش داشت


امروز عالی است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اعترافات 1  

\- نن جون چند روزی رفته بود قم واسه زیارت و دید و بازدید ، امروز که برگشت دیدم سوهان سوقات آورده ، منم 5 6 تیکه خوردم ...\- دم ظهر آبجی بزرگه زنگ زد گفت چون نن جون نبود و ناهار نداشتی غذا بیشتر پختم . پاشو بیا اینجا ناهار ُ بخور و برو . حالا ناهار چی داشتن؟ پلو و خورش لپه با سیب زمینی سرخ کرده ... پلو نخوردم کلا 6 ماهی شده که لب نزدم ، خورش چرب بود حس ... ، منم قلاب انداختم چند تا تیکه گوشت صید ... گذاشتم توی بشقابم ، اما نتونستم از سیب زمینی ها بگذرم ...\- برگش


اعترافات 1
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هیییی روزگار !  

مادر بزرگ پدری ام مهمان مامانم اینهاست .مامان صبح زنگ زد که ما بعدازظهر می خواهیم برویم جایی و تو بیا پیش مامان بزرگ بمان که تنها نباشد .با حبه آمده ایم اینجا و مامان اینها که رفتند مامان بزرگه گفت یاخچی قالیر، آقل یعنی که چه خوب حبه پیش تو می ماند و گریه نمی کند بعدتر که به حبه گفت برو پیش ؛ فهمیدم اینکه می گفتند به خاطر سکته خفیفش فراموشی گرفته درست است .الان هم هربار حبه شیر می خواهد می برمش توی اتاق و شیرش می دهم .می ترسم بگوید عه ،،شیرش هم که


هیییی روزگار !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

محیا سرما خورد  

سلام گل قشنگ بابا 3 روز رفتی مهد و سرما خوردی ، امروز رو نرفتی،فردا هم که مهد تعطیله ، روز شنبه هم م احتمالا بریم شیراز،هم وضعیت خونه شیراز رو بررسی کنیم و هم برا صبح شنبه سرحال تر باشیم،من برم کارها رو انجان بدم و عصر هم بریم پیش عمو بابایی یه مقدار از پول سفید کار مونده ،برم یه چک بهش بدم برا سر ماه ،خدا بزرگه،حس از نظر مال رفتیم تو فشار ولی اشکال نداره ا ش شیرینه محیط کار هم که فعلا بازار زیر اب زنی گرمه و چندان تعریفی نداره ، به هر حال این روز


محیا سرما خورد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این دگمه ها بزرگه، به درد ما نمیخوره!  

سلاااااااااااام. nbsp nbsp صبح همگی بخیر. نمیدونم چند نفرتون تو تهران هستین. ای انی که تهران نیستید، با همه وجود هوای تمیز رو استشمام کنین ما که مردیم از این همه آلودگی. nbsp ساعت تقریبا بیست دقیقه به هشت صبحه. من اداره ام و صبحانه نون و ما و دو لیوان شیر خورده ام. زورم میاد از جا پاشم برم چای بریزم. بذارین اینو بنویسم، بعد میرم. nbsp nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


این دگمه ها بزرگه، به درد ما نمیخوره!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها...  

اونقدر ذوق و شوق داشتم که از رویای کامپیوتر بودن دست کشیدم و رویای داروسازی رو پیش گرفتم اونقدر پشتکار داشتم که کار و کتاب یدم اونقدر علاقه داشتم که هدفم رو چسبوندم به سر در اتاقم داروسازی شهید بهشتی .... اخه مگه چی میشه .. منم وارد اون بشم ... چی میشه خب ...نه میخوام بدونم واقعا چی میشه ؟ حجم درس ها زیاده ؟ درست مشغله ها زیاده ؟ درست اما من چرا هی فراموش میکنم خدام هم بزرگه ؟؟؟ .... ربات. در پی داروساز شدن


که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاری ... ن ... ن  

درود امروز رفتم از طرف کاری ... ن ... ن واسه کاری که معرفی کرده بود این کار تو روستای بوکه است که کارش تولید و رنگرزی پارچه هست سرویس رفتو برگشت داره..سه شیف هست که چرخشی هفته ای عوض میشه نهار صبحانه نداره باید خدمون ببریم... رفتم فرم پر ... و مصاحبه ... .بنده خدا خانوم عامری که مصاحبه میکرد ادم خوبی بود با اخلاق بود کلان ماجرا و کارهای که غبلان انجام دادم رو گفتم... فقط یه مقدار کارگاهش جای پرت هستش. زیاد هم دور نیست میشه با یه دوچرخه بیست دقیقه ار وحید


کاری ... ن ... ن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یه کاتر لطفن...  

بعضیا رو میخوای با قیچی دورشونو ببری بندازیشون دور،اما قیچی برای دستت بزرگه و نمیشه اون بعضیا رو برید.یا بعضی تیکه های زند ... تم بریده میشه و یا بعضی از تیکه های اونا تو زند ... ت میمونه.بعضیا رو باید با کاتر برید تا کوچک ترین ذره شونم بریده بشه و بره توی سطل ... . برای بعضیا یه کاتر نیاز دارم،یه کاتر لطفن..


یه کاتر لطفن...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

۱۰۷۲  

سلامتربیت فرزند خود را به ما بسپارید. خواهر بزرگه من از بچگی خیلی حرف میزد. الانم زنگ میزنم بهش بزور قط میکنم دو دقیقه بعد خودش زنگ میزنه به بهانه ای کلی حرف میزنه. خیلیم بدغذاس. هر چیزی رو بو میکنه. مخصوصا لبنیات. دختر بزرگه اش مثه خودشه. پر حرف و بدغذا. nbsp دیروز خواهرم گله کرد که پریشب دخترش انقد حرف زده بود مامانم خسته شده بود. خیلی وقت هم هست شیر نمیخوره.گوشی رو گرفتم نصیحتش کنم. گفتم شنیدم شیر نمیخوری. گفت آره. گفتم میدونی شیر واسه چی خوبه؟ گ


۱۰۷۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز  

برا خانم خانما یه النگو یدم. nbsp بزرگه و دو سه سال دیگه باید دست کنه....مامان باید تا 12\-13 تیر می موند بیمارستان. خسته شده بود. قرار شد سونوگرافی و اندوسکوپی و کولونسکوپی رو بعدا انجام بده ببره نشون بده. رضایت شخصی داد اومد خونه.... ب جوجه کباب پختیم. خوشحال بودیم مامان اومده....مصیبتهای وا ن چهار ماهگی ظاهرا تموم شده. خیلی اذیت شد بچه. nbsp ...رفتار دخترم کلی عوض شده. خیلی بامزه شده و شیطون....ساعت سه و نیم بیدار شده. من س که می . هرهر بهم می خندید. پوشک عوض


امروز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کوچک های جاگیر  

کارهای کوچیک و باید تموم کرد اینا همیشه رو اعصابن هفته ی اول ماه رمضان برای من که خیلی پربار بود 4دست لباس دوختم..چند تا کار کوچیک خیاطی انجام دادم که مدتها پیش باید انجام میشد چندتا کتاب خوندم.. تا ببینم ادامه ش چطور میشه؟ امشب هم اولین برنامه افطاری رو رفتیم.. حوصله ی این مهمونیای بیخود و دیگه ندارم.. اونی که نیست جای خالیش خیلی بزرگه انگار هرچند سال دیگم که بگذره به نبودنش نمیشه عادت کرد..فقط میشه با حسرت آه کشید..


کوچک های جاگیر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داشتم خفه میشدم  

نمیدونم اینا که این کپسولارو میسازند تا حالا فکر که کی میخواداونارو بخوره.شاید فکر یه گودزیلا میخواد اونو بخوره.این کپسولهای امگا3 اینقدر بزرگه که داشتم خفه میشدم.کپسولهای کلسیم هم همینطور.والا ما ادمیم .گلومون هم خیلی تنگه.یه ذره کوچیکتر بسازیدشون لطفا nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


داشتم خفه میشدم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من اومدم  

روز اول تعطیلات رو با دلخوری به پایان رسوندیم یه دختر خوشگل و سفید و قد بلند و ملوس شده همکار جناب میم . راستش من که یه زنم از دیدنش سیر نمیشم. خلاصه اینکه این خانوم متاهل هم هست و 23 سالشه.. جناب میم یکی دو بار در مورد اینکه اذیتش میکنن تو محیط کار و اینکه اومده باهاش درد و دل کرده و راهنمائی خواسته ازش باهام صحبت کرده. اما اون حس زنونه بهم هشدار داد که آهای ... ریزه حواست هست؟؟ خلاصه اخمام رفت تو هم و خیلی جدی بهش گفتم بار آ ... ت باشه میشینی پای حرفا


من اومدم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جعبه سیاه  

سالها بعد جعبه سیاه چند نفر پیدا شد و از آ ... ین جمله زند ... شان رمز گشایی شد آ ... ین کلمات یک بیمار مطمئنید که این آمپول بی خطره؟… آ ... ین کلمات یک پلیس شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره… آ ... ین کلمات یک جهانگرد در آمازون این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست… آ ... ین کلمات یک چترباز پس چترم کو؟ آ ... ین کلمات یک دربان مگه از روی نعش من رد بشی… آ ... ین کلمات یک قصاب اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم… آ ... ین کلمات یک قهرمان کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند… آ ..


جعبه سیاه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شبهای تلخ  

یه شبایى تو زندگى هست که وقتى دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنى به چیزایى میرسى که نمیدونى تقدیرت بوده یا تقصیرت... به ادمایى میرسى که نمیدونى دردن یا همدرد... به لحظه هایى میرسى که هضمش واسه دل کوچیکت سخته و به دردایى میرسى که براى سن و س بزرگه... به ارزوهایى که توهم شد... رویاهایى که گذشت.... به چیزایى که حقت بود اما شد توقع... و زخمهایى که با نمک روزگار اغشته شد..... و احساسى که دیگران اشتباه مى نامند... و دست آ دنیایى که بهت پشت کرده...... وبازهم انتهاى دفت


شبهای تلخ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آدم هایی با ادراکی در حد الاغ  

یه چیزی بدست میاری در قبالش یه چیزی از دست می دی. آرامش یه خط صافه، خوشحالی خالی و امن نمی مونه توش پر دردسره. اذیته. نمی شه راحت از سر گذروندش. بی حوصلگی، یه خط صاف بدون دردسره. بدون ماجراجویی، بدونِ حس خطر. خوشحالی اینطوری نیست، دریا مواجه. دریا بزرگه، یه برکه سبز و پر مگس و نه. مث یه خط صافه. دریا کشتی ها رو خورد می کنه اما یه قایق کاغذی می تونه روی یه برکه دووم بیاره. کجا باید باشم؟ کجا باس باشم، تشبیه به کدوم باس بشم. من آدم بدشانسی نیستم فقط زو


آدم هایی با ادراکی در حد الاغ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برادر بزرگه ی بدقول و کم حواسم  

خیلی وقت پیش قول داده بود شازده کوچولو را برایم ب ... د آن موقع ها هنوز زن نداشت بین درسهایم می آمد و کنارم دراز میکشید آستینم را بالا میزد و نوبتی انگشتهایمان را روی ساق دستهایمان میکشیدیم من برای او او برای من nbsp آنقدر یادش رفت و برایم ن ... ید تا اینکه امروز وقتی کتاب شازده کوچولو را پشت ویترین کتابفروشی دیدم آنقدر صبر ... تا ... یک دور همه ی کتاب هارا دید و ورق زد و رفت بعد جلو رفتم و گران ترین جلدش را ... یدم گران ترینش را ... یدم چون قشنگ بود و دلم ر


برادر بزرگه ی بدقول و کم حواسم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

peter4  

از اون دریاها که ساحلش تخته سن ... بزرگهیه تابوت جلوش بود و جمعیتی پشت سرش تو سکوت محض فرو رفته بود و باد لباس و موهاشو به بازی می گرفت مامانش مرده بود و من تماما عذاب وجدان داشتم که این چیزی نبود که من می خواستم نمیخواستم برای خونوادش اتفاقی بیفته و فقط میخواستم به اشتباهاتش پی ببره جواب تمام حرفام سکوت بود بهت زده بود و خیره به روبرو خودش از تصادف صورتش خونی بود توی بغلم میگرفتمش داد میزدم و اسمشو صدا میزدم تمام خونو به لبام می گرفتم و میخواس


peter4
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این ناقلاها  

امروز رفتم پیش دوست مامانم که رئیس بخش ن یه بیمارستان بزرگه. چون سرش شلوغه ما معمولا پیشش نمیریم. nbsp برا فیبروما م میخواستم. از اخلاقای من اینه که خونسردانه یه موضوع رو دنبال می کنم. یادتونه که، دو ماهی هست میخوام برم پیش این .گفت، وزن بچه با توجه به وضعیتت خیلی خوب بوده. nbsp دوباره با جواب سونو و آزمایشم باید برم پیشش.گفت فیبرومات کوچیکه. ما معمولا این سایز فیبروم رو دست نمیزنیم. ولی اگه برا بارداریت اذیت شدی، میشه بزرگتره رو برداریم.حالا تا هف


این ناقلاها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کیس های قبلی!  

\+فاز اینایی که میرن به عروسشون میگن آره رفته بودیم خواستگاری فلانی یا قرار بود بریم خواستگاری فلانی چیه؟ این یکی از همون رومخی های بعد از ازدواجه \+دندون عقل کشیدن هرطور که فکر میکنم کار سختی باید باشه، اما داره گند میزنه به نظم دندونام و باید هرچهار تا رو کشید و من میترسم \+امشب ماه گویا خیلی بزرگه از وقتی که یادم میاد دوس داشتم یه شب یه عالمه به ماه خیره بشم هنووووز نشده ♡


کیس های قبلی!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کجایی سحرم  

دارم از تنهایی میمیرم کجایی سحرم. ببینم نکنه منو فراموش کردی شایدم محمد معهد سرگرمت کرده و دیگه از من یاد نمیکنی. گوشیتم جواب نمیدی. شبیه مرده ها شدم ببخشید طاقت نیاوردم زنگ زدم بهت نمیخواستم آرامشت و بهم بریزم ولی طاقت نیاوردم. تو خوشحال باشی برای من کافیه آ ... ین باری که دیدی منو میدونم ناراحتت ... ولی چاره ای نداشتم میخواستم ازم دور بشی. سحرم خیلی نامردی حتی نزاشتی یه بار ببینمت. دلم برات تنگ شده ولی اشکال نداره خدا بزرگه من توی قلبم همیشه تو


کجایی سحرم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

الان  

دیروز مجبور شدم برخورد خیلی تندی با پسر بزرگه م چون واقعا بابت داشته هاش اصلا احساس مسئولیت نمیکنه چرا نمیدونم؟؟؟؟ والا الان توی زمونه اینا همه چی فرزند سالاری تاقبل اینکه بچه بخواد پدر و مادر براشون تهیه میکنه ولی زمان ما باید کلی ماس میکردیم تا آیا ب ن آیا ن ن ولی خ ما قدر داشته هامون رو داریم ولی الان ؟؟


الان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صبر انتخاب نیست،اجبار است  

پاندا خیلی ترشی دوس داره و بهش قول دادم از یه جای خوب و مطمئن براش میگیرم، به اون خانوم تمیز و قابل اعتماد سپردم یه دبه سه لیتری رو پر کرد بردم براش،میگه همه فهمیدن تو برام گرفتی،داداشم هر بار میگه نگفتی ترشی رو کجا گرفتی؟ بار آ م گفته من با این ترشیه یه چیم شده ها،حداقل آدرس طرفو بده اگه مردم برن دیه مو nbsp ازش بگیرن |یه اتفاق عجیبی که افتاد و من کاملن ازش بی خبر بودم و پاندا هیچ اشاره ای بهش نکرد،ازدواج داداش کوچیکه پاندا با دختری که براش نشون


صبر انتخاب نیست،اجبار است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

356. اعتراف میکنم میخواستم متن این پست رو کامنت بذارم یه جا!!!! :)))  

داشتم فک می کاش یه پستی بود چند درجه پایین تر از رییس جمهور، سالی یه بار میدادنش به این ون، بعد فقط ایی میتونستن نامزد رییس جمهوری بشن که یه بار حداقل این پستو گرفته باشن. و بعد معیار سنجش عملکرد بشه این پست طرف هی نیاد بگه چنین میکنم و چنان میکنم، بعد هیچ کاری نکنن دیگه مردم بتونن مقایسه کنن. و مردم بشناسنشون قشنگ مثلا الان من بخوام ک داها رو بگم میشه این قالیباف رییسی قبلا میگفتم اونی که بوی بهشتی میده اونی که شبیه مصدقه البته آقای پدر میگه ش


356. اعتراف میکنم میخواستم متن این پست رو کامنت بذارم یه جا!!!! :)))
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.414 seconds
RSS