جستجو ها
مصاحبه شماره بیست متین مانژوکیچ و روی ماکای بهترین مهاجمان تاریخ بایرن ستون فقرات باعث یومی مفصل ماساژ ستون فقرات درمانگر یومی دنبال دارد ماساژ یومی محرم مظلوم حسین می آید می کند عاشورا هنوز مظلوم محرم می آید وقتی محرم می کند حسین رویای تالار سرخ مهدی می گه میاد عزیز ساقی عاشق داره میاد داره می یاد پروژه 7 طراحی و پیاده سازی وب سایت فروشگاه رسانه های صورتی و تصویری به صورت پویا درسهایی است قرآن جامعه مسابقه برکات مسابقه درسهایی قرآن سوالات جامعه خدمت هرچه دارد کرامت کتابخانه سایر دوستان قرار گرفتند هفته کرامت برگزار گردید دختر کتابخانه مراحل ساخت مجسمه معروف اسکار پیرمرد ساندویچ سفارش غذایش شریک نوشابه پیرمرد غذایش شریک باشیم عادت داریم گیلاس های دوقلو لای گوش راستم اجاره استفاده قرار اجاره املاک مورد استفاده مالیاتی مورد درحسابرسی مالیاتی فرهاد و دوستانش به راحتی به مرحله دوم صعود د فرهاد بهترین دریافت کننده مسابقات سالید keygen autocad patch xforce autodesk crack autocad 2012 xforce keygen keygen autocad successfully patched 2012 keygen xforce keygen autocad xforce keygen 32bits start xforce keygen keygen 32bits version لاکپشت 800 نفر از لیست تحریم خارج شده اند 200 نفر هنوز تحریم اند آمار طلاق توافقی وحشتناک است رونمایی از طرح 50 کتاب سال و اجرای برنامه های فرهن در مدرسه کوثر کلاس سواد شوند گوید نهضت آموزان دانش آموزانی سواد آموزان سواد آموزی نهضت سواد misagh شرایط ثبت نام در سایت کارورزی ت نشان بکشید ساعت تومانی ماهی اعداد نشان دهید پارچه لازم جاهای خالی عموی حسین 34 پروژه آماده ارزی اقتصادی وسایل حمل ونقل جاده ای مطالعه موردی شهر مازندران 141 صفحه فایل ورد word expecting 2012 کیفیت bluray youre expecting when youre what when youre expecting ضلعی متساوی اضلاع متقاطع زاویه ساده عبارت دیگر متساوی الاضلاع ضلعی منتظم ضلعی هایی اضلاع متساوی تست های طرح درس نویسی همراه با پاسخنامه آماد غیر تی ک ن برتر پاو وینت تاریخچه ساخت خودرو فروش و نصب انواع گیرنده دیجیتالی تلویزیون مارشال و ای ویژن html ژنراتور تحریک ولتاژ جریان می zwnj روتور ژنراتور جریان جریان دائم ولتاژ مستقیم تامین می zwnj ولتاژ متناوب اهمیت روزهای اول ماه مبارک 3 دلتن چهار فصل زندگی مجموعه ای از سخنان بزرگان دوزبانه سه بخش مهم در استفاده از پنل اس ام اس جهت ب و کارهای گوناگون رونمایی از نسل جدید ناوشکن جماران در آینده نزدیک آیا 1700 میلیاردی رئیس قوه قضاعیه آملی لاریجانی صحت دارد خبر جدید منتشر شد تعقیب قضایی به علت تبعیض نژادپرستانه در زمینه نمایش تبلیغات خواندن اهنگ ترکیه ای اویو اویو اویان یاریم گاهی نمیشه فراموش کرد lolita اخبار بد مربوط به بچه ها در همه دنیا خیلی افسرده و داغونم میکنه و روی زند ام اثر میگذاره بروز رسانی google drive 2 2 مدیریت فایل ها با کشیدن و رها فایل وصیت خیلی نامه وصیت نامه انتخاب رشته کنکور آزاد و سراسری احمدآباد کهنوج قفس بلدرچین کبک مرغ و قرقاول انتخاب رشته کنکور آزاد و سراسری احمدآباد کهنوج 96 تور مشهد در هتل آتوسا انتخاب رشته کنکور آزاد و سراسری میان تنگ منصوری آبهای ایران انتخاب رشته کنکور آزاد و سراسری میان تنگ منصوری 96 تقابل با تقابلی انسانی یا مارک لباس شما چیه؟ bein bein sports مرضی ترس ازلذت هم آغوشی چگونه برای سایت خود لینک سازی کنیم آمار نظرسنجی تلفنی از مردم درباره محرم و عزاداری پیروزی تله کینزی ماکرو تله کینزی ترجمه lord randallhtml مقام مسابقات استان گلستان مسابقات قهرمانی در مورد هیئت حسینیه قاضی جهان قمری ربیع الاول روز سپتامبر مدینه دوشنبه کتاب ابکاری جیمی کواتز جو کریگ آستین حلقه اصلاحات الگوی لباس الگوی آستین کارتریج فابریک لیزری مشکی برادر brother tn list1575 1604 1605 1575 1587 1585 ابت ترین تجهیزات برای شروع خوانند نمونه سوالات تعمیر آبگرمکن دیواری فضای شبانه اینترنت خانواده مجازی فضای مجازی 5 روش برای افزایش کارایی در طراحی سایت چگونه استعداد های پنهان خود را کشف کنیم مهدی ادبیات شجاعی کتاب نمودند حمید هنرجو حمید مهدی شجاعی کتاب سقای ی ضعف مطبوعات ایرانی در پایبندسازی مخاطب چگونه برای ورود به رمضان آماده شویم تقدیر از اوقاف امورخیریه گیلان بعنوان دستگاه برتر در توسعه گردشگری ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺑﺴﺎﺯﯼ مطالعات طراحی فرهنگسرای جوان ۸۰ صفحه همراه با نقشه های اتوکدی کامل پیروی از عیسی رتبه و کارنامه قبولی رشته پرستاری تی اردبیل در کنکور بوی نامطبوع آب شرب شبکه ی آبرسانی 1000 روستایی سیستان علل و را ارها بشنوید معجزه مادر lyrics رتبه و کارنامه قبولی رشته پرستاری تی اردبیل در کنکور 95 اثرات روانی رنگ صورتی در دکوراسیون داخلی گوهر جواهرات و سنگهای قیمتی شادی دختران ایرانی در مقایسه با ن فرانسوی سخن صادق ع درباره فواید پنجگانه عظسه آزمون تستی مطالعات هشتم سری اول آبان ماه چگونه ریاضی بخوانیم و چگونه ریاضی تدریس کنیم هتل کورت یارد بای ماریوت بانکوک ع پلاستیک بسته بندی بازیافت شماره نشان بسته بندی یکبار مصرف ظروف یکبار density polyethylene زیست محیطی html نرم افزار حسابداری فروشگاهی هلو پیشرفته 10150یحیی رزاقی به جمع کادرفنی آقای مجتبی تقوی پیوست گسترش مدارس تیزهوشان موجب افت مدارس عادی شد گویی خودت کرده گوشی افتاده گوید فروش گلاویز اتفاقی افتاده کرده باشی دستگاه تصفیه آب شرب ݗاڸڝاݧہ ڌږݣݦ ڪݧ نشانه جغددردفینهhtml آیا پولدار شدن حق شماست عمو امید ورزش
برترین ها


خیابون

•315  

عادت داشتم .. میترسیدم .. از تغییر میترسیدم .. میترسیدم از یه خيابون ِ دیگه برم خونمون .. میترسیدم دو دقه دیر تر برسم ُ مامانم نگران شه .. میترسیدم اون خيابون ِ سوت ُ کور که تا چشم کار می کرد ، ادامه داشت ، به خيابون ما راه نداشته باشه .. میترسیدم از تجربه ی اتفاقای جدید .. ترجیح میدادم تنها برم خونه ، ولی از اون خيابون ِ ممنوعه .. نه نمیتونستم .. یادم داده بودن که دنبال خطر نرم .. یادم داده بودن وَ من خیلی خوب یاد گرفته بودم .. ولی دل ُ زدم به دریا .. من تو ه


•315
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چه روزی شود !!  

سلام... یه ده به ظهر مونده تون بخیر. امروز صبح اومدم سر خيابون تا سوار تا ی بشم ییهو دیدم محمد شوهر دختر ام توی پیاده رو داره میره.. از این ورم ای شهرداری داشتن خيابونو با این دستگاها هس.. دررررررررررر صدا میده... با اونا داشتن میکندن.. که طرح فاضلاب رو اجرا کنن... از خيابون هی داد میزدم محمدددد... از اونورم دستگاهه هی میگفت دررررررر ... ل صدا به صدا نمیرسید.... خلاصه کلی ادا و مدا تا اینکه محمد منو دید... از لابلای خاک و خُل رفتیم به سمت هم و بغل و بووس و ب


چه روزی شود !!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من یه دختر بلا بلا بلا هستم (خودشیفتگی آشکار)- این قسمت خونه اجاره  

بلا ه تونستم برم تو خيابون فانتزیام یه place رو کرایه کنم یه عالمه گشتم. یه عالمه جا رو در نظر داشتم که باز بچرخم تا برم توی خونه فانتزیام ن بشم. صبحها وقتی بیدار میشدم، چشمم به روی این خابونه باز میشد. یادمه چندین بار وسط برف\-بارون\-افتاب\-ابر رفتم اونجا قدم زدم. گفتم من ازین خيابون خوشم میاد هم آرومه هم شلوغه از خونه هاش خوشم میاد 4 ماهه که به این خيابون فکر میکنم. آ ششششش توش خونه گرفتم بله


من یه دختر بلا بلا بلا هستم (خودشیفتگی آشکار)- این قسمت خونه اجاره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

راز بقا! این قسمت،تولید مثل  

جدّی یه سری ازین ماهی ها به چه امیدی تولید مثل میکنند؟ اگه تولید مثل ما هم مث اونا بود که تا الآن نسل انسان منقرض شده بود. فکر کن در سال، سر یه فصل خاص، همه دخترا برن یه قسمت خاصی از شهر تخمک گذاری کنند تو خيابون، بعد یه چند وقت بعدش پسرا برن تو همون خيابون، بپاشن روشون بارورش کنن و بیان خونه. بدون هیچ ارتباط غیر اخلاقی ای عد ۹ ماه، اون بچه هایی که قوی تر از همند زنده میموندن، اون ضعیفاشون هم توسط گربه ها و کلاغا تو خيابون خورده میشدند. بعد یه عدّ


راز بقا! این قسمت،تولید مثل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تجربیات راننده ی تازه وارد!  

در این مدت کوتاهی که راننده شدم فهمیدم که یه سری چیزای خیلی کوچیک رو اگه بعضیا رعایت کنن واقعا رانندگی خیلی راحت تر میشه. مثلا اینکه بدون نگاه به خيابون از پارک نیان بیرون، راهنما بزنن، یه دفعه ای وسط خيابون توقف نکنن و درحالی که پارک دوبله به ویترین مغازه ها خیره بشن و... اینایی هم که خلاف میان که دیگه جای خود دارن.البته تقریبا همشون موتور سوار هستند و خیلی هم کم پیش میاد ولی چنین ح ی برای منِ غیرحرفه ای کمی عجیبه. همین چهار تایی که گفتم رو اگه


تجربیات راننده ی تازه وارد!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پل های آهنی  

توی دنیادوتا خيابونه که از وسطش دقیقا از وسطش یه دریای وشانه با کلی ه و... هر چند متر یه پلی هست که این دوتا خيابونو به هم وصل میکنه یه خيابون حق یه خيابون باطل گاهی خدا تورو میاره توی خيابون باطل و تورو و پیشوای یک مجموعه میکنه که ببینه وسط راه سرگرمش میشی ؟ راه حق رو میتونی فراموشش کنی؟ اگه حق رو فراموش کنی خب کاری نداره بهت راهتو میری اما اگه حواست همش به اونور دریا باشه و دلت بخواد دوباره برگردی تو مسیر حق و به خدا بگی اگه امتحانم تموم شده بذ


پل های آهنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خش خش کنیم؟  

تو خيابون راه میرم و جلوم یه پسر بچه ی شر و شیطونه که دست مامانشو تو راه برگشتن از مدرسه ول کرده و خارج از پیاده رو، گوشه ی خيابون تو برگا خش خش میکنه جوری اینکارو انجام میده که انگار مهم ترین کار دنیاست و اصلا واسه ی همین خلق شده گاهی فکر میکنم تمام دنیا رو باید کنار بذارم و همینطور عاشقانه بدون اینکه به داد و بیدادای مامانم که میخواد از خطر دورم کنه به کاری که دوس دارم ادامه بدم بدون اینکه حتی یه لحظه به تهش فک کنم


خش خش کنیم؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حَـــقُ الــــنــــاس  

حـق الناس فـقـط خـوردن مـال مـردم نـیـسـت...✍حق الناس فقط خوردن مال مردم نیست...حق الناس فقط ... ی نیست...حق الناس فقط غیبت نیست...حق الناس فقط دل ش ... تن نیست...حق الناس فقط مس ... ه ... افراد نیست...همین راه رفتن توــه بد حجاب توی خيابون های شهر حق الناسه...همین که تو با اون ریخت رو سنگ فرش خيابون راه میری ، خودش حق الناسه...آره ... حق الناسه ...⛔️ و به گوش باش خواهرم...حق الناس رو خدا نمیبخشه... ....☝️....


حَـــقُ الــــنــــاس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من شر ما خلق  

دوازده اتاق من تاریک ست،انگار همه نورها می خوابند و تمام سایه ها با گذر ماشین های خيابون کنان تا دیوار کنار تخت کش می آیند و بعد می میرند،ماشین هایی با صدای زور موتور پیکان که صداش تو خلوت خيابون می پیچه یا صدای در نیمه شب،یک بارهم که آقامون سخن از باید و نباید های خوشگلا به میون آورد،میون گذر ماشین ها و نور چراغا و سایه همیشه دوتا چشم از کمد لباس ها میزنه بیرون که تداعی گر موجودات ماورائی و روح و ملک و جنه،دیگه خلاصه فاتحه می کنن به احساسات ش


من شر ما خلق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

#منع_خشونت_علیه_ ن  

این چند روزه که به کمپین منع خشونت علیه ن پیوستم به این فکر که خشونت چه جنبه هایى میتونه داشته باشه؟خشونت جنبه هاى مختلفى داره،فیزیکى و روحى و ... به نظرم خشونت آزاردهنده روح و روان ت یبش بیشتره... و اینکه خشونت علیه ن صرفا از طرف مردان نیست و خشونت ن برعلیه هم ،کم نیست... حالا خشونت جامعه و قوانین و مذهب و ... بماند زنى که تو خيابون براى خندیدن، حرف زدن و راه رفتن خودش مورد نگاه حریص مردان و نگاه معذب کننده ن قرار میگیره مورد خشونته؟ زنى که به هر دل


#منع_خشونت_علیه_ ن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ثبت لحظه ها  

اخیرا هر جا وارد میشم دوربین داره... عادت دارم توی آسانسور به آینه اش به خودم نگاه کنم، گره روسری مو صاف کنم، دندونامو چک کنم، همون یه ذره رژ لب صورتی که زدم رنگ نداده باشه، چشمامو نگاه کنم که خوشحال باشن در آ ... هم سرمو می ... ریم بالا به دوربین توی آسانسور لبخند می زنم .... بماند که دلم نمی خواد این همه دوربینو ... ولی از این نظر که لحظه ها رو ثبت می کنه دوست دارم از این به بعد لحظه ها را میام میگم... لحظه ای که کتفمو محکم گرفته بودن از خيابون زیر پل رد


ثبت لحظه ها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جشن مرگ  

وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى اَلتَّهْلُکَةِ َ ١٩٥ بقره و خود را به مهلکه و خطر در نیفکنید، ✨✨✨ پرسیدند بدترین چیزی که تو دنیا هست چیه یکی گفت مریضی یکی گفت فقر و نداری پیری که در مجلس بود گفت من به شما میگم که بدترین در دنیا نه مریضی نه فقر است بلکه فقط فرزند بد است که فقر و مریضی در مقابلش چیز مهمی نیست تو همسایگی ما آقایی بود که یه پسر داشت که بیش از اندازه شر بود یعنی دیگه این بابا از دست این بچه ذله شده بود حتی توی محله هم مردم از دس


جشن مرگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خب عینک بزن:/  

چندروز پیش حوالی ساعت ۱۲ظهر توی مسیر ... به خونه بودم اومدم از خيابون رد بشم دیدم یه موتور میخواد رد شه که پشتشم بار بسته.ایستادم وسط خيابون تا رد بشه ولی آفتاب مستقیم تو چشمم بود به خاطر همین چشمامو ریز کرده بودم و اخمالو شده بودم .در همین حین که موتوریه از جلوم رد میشد با جدیت گفت خب عینک بزن و رفت۰من اولش چند ثانیه شوک شدم بعدش ترکیدم از خنده گفتم راست میگه ها۰بازم دمش گرم توصیه های بهداشتی میکنه دی جا داره عرض کنم دوست موتورسوار، بنده تا چند


خب عینک بزن:/
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جان بنفش  

امشب پس از مدت ها دلم هوس خيابون های آ شب رو کرده بود. دلم و زدم به دریا و گفتم منم میام. سوار شدیم اولش عادی بود ولی بعد یه جوری شدم انگار که خیلی وقته این خيابون هارو ندیدم شهر رو تو ساعت ۱۲ شب ندیدم، انگار غریبی می ، یخم به این راحتیا آب نمیشد. یه جوری شدم بغض گلومو گرفت دلم برات تنگ شد چراغ ها از فاصله ی خیلی دور با ملودی آهنگی که رادیو آوا پخش میکرد هماهنگ شده بودن... یه جوری شدم دلم میخواست شیشه رو بکشم پایین تا کمر برم بیرون از پنجره و بعد از چ


جان بنفش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چه زود گذشت ..  

امروز وسط خيابون دو تا دختر حدودا 20 ساله خیلی ناگهانی ایستادن و یه ع یهویی گرفتن راستش بااینکه خودمم خیلی سنم بالا نیست ، اما ناخواسته دوباره قوه تخیلم کار افتاد و صحنه های عجیب و غریب جلو چشمم ظاهر شد مثلا هر جوانی که رد میشد ، سرشو شبیه لوگوی تلگرام یا اینستاگرام یا لاین یا واتس آپ می دیدم خانم مسنی رد میشد ، سرشو شبیه آشپزخونه و مرغ سوخاری و سماور می دیدم آقای مسنی رد میشد ، سرشو شبیه آچار فرانسه و فرقون و گونی برنج و .. می دیدم یکباره خودم خ


چه زود گذشت ..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

راننده تا ی  

سلام امروز یا به عبارت صحیح تر امشب طبق معمول دوشنبه ها از مسیر صادقیه اومدم و سوار تا ی بهار شمالی شدم، چیز غیر معممولش راننده تا یش بود یه خانمی که بعد من سوار شدپرسید از کوچه معتمدیان میرید؟ و راننده اون خيابون رو که جز مسیر اصلی نبود اصلا نمیشناخت و گفت که نه ولی خانمه سوار شد و گفت ایرادی نداره من کوچه قبلش پیاده میشم. ولی وسط راه راننده پیچید تو اون کوچه و اون خانم رو همون جایی که میخواست پیاده کرد و کلی دعای خیر اون خانم رو واسه خودش ید س


راننده تا ی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ببین چه کارا که نمیکنه این سرما  

میخوام بگم سرما تا کجاها تاثیر داره.... فرض کن سوار ما شینی توی خيابون میپیچی پرنده پر نمیزنه از سرما اما دوتا ماشین وسط خيابون کنار هم وایستادن یکیشم راننده نداره یکیش هم دو نفر جلو نشستن همو بغل ... برمیگردی هی غر غر به کنار دستیت که یکی نی بگه مرد مومن پاشو برو کنار احوال پرسی کن بعد همین وسط میبینی یکی از غیب اومده داره کشون کشون نفر جلویی رو از ماشین پیاده میکنه حالا که در ماشین باز شده صدا میرسه سر و صدای دعوا رو میشنوی ینی میخوام بگم توی شه


ببین چه کارا که نمیکنه این سرما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

#بیشعوری_تا_این_حد ؟؟؟  

لطفا تعجب نکنید. این جمله ای بود که دیروز راننده آژانس به زبون اورد و من فقط با تعجب به پشت گردنش نگاهمی ، چقدر دوست داشتم محکم بزنم پس کله ش این جمله رو وقتی به زبون اورد که،داشت میرفت تو خيابون ورودممنوع،و دو تا ماشین جوری سر خيابون،پارک کرده بودن که این آقا نمیتونست خیلی راحت و گشاد وارد ورود ممنوع بشه حدود بیست دقیقه بعدش،وارد به ورود ممنوع دیگه شد و چقدر به خاطر بیشعوری یه عده،که نمیخواستن ذره ای گذشت داشته باشن و بذارن ایشون اول رد بشه


#بیشعوری_تا_این_حد ؟؟؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... آهنگ جدید حامد پهلان با نام زیر بارون ۲  

... آهنگ حامد پهلان به نام زیر بارون ۲ با بالاترین کیفیت ... new ... by hamed pahlan called zire baron 2 ترانه و آهنگسازی یاسر محمودی ؛ تنظیم ... عرشیا ؛ می ... و مستر محمد کلهر ... تار فیروز ویسانلو ؛ ... تار الکتریک مهرداد مافی ... آهنگ جدید حامد پهلان با ... ... آهنگ جدید حامد پهلان در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ حامد پهلان با نام زیر بارون ۲ یه چترو یه خيابون نم نم ناز باروندوست دارم یه دنیا دیوونه مثل مجنونکوچه ها خیس و نمناک مثه دلِ خودت پاکرد قشنگ بارون افتاده


... آهنگ جدید حامد پهلان با نام زیر بارون ۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اینجا امن نیست؟!  

مهمونی تموم شده بود و اومدیم تو خيابون، من هم خیلی ساده از دوستم جدا شدم که با اتوبوسی که نمی دونستم شیفتش تموم شده، برم مترو شریف و از اونجا برم خونه یه بار دیگه پیش اومده بود که ساعت 12 شب تو خيابون بودم، اما اون دفعه بی ار تی های شیفت شب، نزدیک بودن... این بار اتوبوسی اون ... ها نمی شناختم تنها دربست ممکن بود. کمی فکر ... و به این نتیجه رسیدم که کمی از مسیر رو پیاده و بقیه رو با ماشین هایی که مستقیم می رن، برم ادامه مطلب


اینجا امن نیست؟!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... آهنگ جدید حامد پهلان با نام زیر بارون ۲  

... آهنگ nbsp حامد پهلان nbsp به نام nbsp زیر بارون ۲ nbsp با بالاترین کیفیت ... new ... by nbsp hamed pahlan nbsp called nbsp zire baron 2ترانه و آهنگسازی یاسر محمودی ؛ تنظیم ... عرشیا ؛ می ... و مستر محمد کلهر ... تار فیروز ویسانلو ؛ ... تار الکتریک مهرداد مافی nbsp nbsp ... آهنگ nbsp جدید حامد پهلان nbsp با ... ... آهنگ جدید nbsp حامد پهلان nbsp در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک nbsp متن آهنگ nbsp حامد پهلان با نام زیر بارون ۲ nbsp یه چترو یه خيابون نم نم ناز باروندوست دارم یه دنیا دیوونه مثل مجنونکوچه ها خیس


... آهنگ جدید حامد پهلان با نام زیر بارون ۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خود  

اگه یه روز خودتو تو خيابون ببینی چی بهش می ... ؟ من که می گم خیلی خوشگلی می دونستی؟


خود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شب سیاه و...  

شروع موزیک شبه و هوا تاریک. باد شاخه های درخت ها رو به طرز ترسناکی ت ... میده و سایه ی شاخه ها رو زمین حرکت می کنه. یه مرد با پ ... وی بلند وسط خيابون راه میره. یه گروه مشکی پوش با لباس های هماهنگ دنبالشن. و خیلی آروم و بدون سر و صدا پشت خونه ها و درختا پنهان میشن و مرد رو دنبال می کنن. سر دسته ی گروه یک زن ه مرد متوجه میشه و با ااحتیاط و خیلی سریع داخل یه کوچه میپیچه گروه چند دسته میشه و هر دسته داخل یه کوچه میشه تا مرد رو پیدا کنن زن در حال گشتنه که دستی


شب سیاه و...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نه به خشونت علیه ن  

این مدت پروفایل هر مردیو دیدم به این مضمون بوده نه به خشونت علیه ن خب بیاین با خودمون فک کنیم درسته ع پروفایل گذاشتن آسونه خوبه که یه جورایی به خانوما احترام گذاشتن و اینو رو پروفایل قرار دادن اما در واقعیتم اینقدر ارزش قاعل هستن پس این مر که تو خيابون حتی با نگاهشون امنیتو از خانوما گرفتن کین؟ اینایی که منه دختر نمیتونم از ترسشون یکم دیرتر برم خونه کین؟؟؟ شعار دادن آسونه هر ی میتونه خودشو یه فمنیست نشون بده طرفدار حقوق ن بودن به حرف آسونه ا


نه به خشونت علیه ن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آپــ21ـ  

یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پودار تصادف کنه من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه تمام زندگیش به نام من بزنه و بمیره .وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولا بگیرن همه چیز بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها اونی که با ارزش بود پدرتون بود دختــره 13 سالشه استاتوس گذاشته خیلی سخته ببینی عشقت دستاش تو دستای دیگسمن 13 سالم بود پشت کمدمو به امید پیدا یه راه به سمت سرزمین نارنیا بررسی می کالیفرنیاتصادف شده 13نفر کشته شدن.


آپــ21ـ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانه ما  

چندروز پیش از خونه امدم بیرون تا برم توی خيابون ... ید کنم...اولین باربود که تنها میرفتم و پیاده ...هنوز همه کوچه پس کوچه ها رو یاد نگرفتم...از کوچه خودمون که امدم بیرون اولین کوچه که بنظرم امد به خيابون راه داره رو رفتم داخل تا برسم به خيابون یهو یه ساختمان جلوم دیدم که تا نگاش ... انگار یه سطل اب یخ ریختن روم...خونه ای بود که قرار بود خانه ی من باشد و تو......خونه ای که که قرار بود خانمش من باشم ...... با سرعت از کوچه امدم بیرون استرس بدی گرفتم همش میترسید


خانه ما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

....  

این چن روز داره به بهترین صورت ممکن سپری میشهپر از nbsp اتفاقای هیجان انگیزآدرنالین خونم به بیشترین حد ممکن خودش رسیده nbsp تو این دو سال اخیر چقد خوبه های بدون خودرو چقد خوبه خوشگل ترین خيابون شهر بدون ماشین باشهبارونم بباره و nbsp وسط خيابون راه بری\#درحال سپری بهترین روزای زندگی\#اصنم هفته ی بدی نبود


....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نشستم روی سکوی ورودی چهارم زیرگذر چهارراه ولیعصر  

من نشستم وسط خيابون و دلم نمیخواد برم خونه. ی این دور و ورا نیست ببینمش؟


نشستم روی سکوی ورودی چهارم زیرگذر چهارراه ولیعصر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... آهنگ شاد حامد پهلان – زیر بارون ۲  

... آهنگ شاد حامد پهلان – زیر بارون ۲ آهنگ جدید و شاد حامد پهلان با نام “زیر بارون ۲” منتشر شد new happy ... ... by hamed pahlan zire baroone 2 پیشنهاد دیگر ما آهنگ بسیار زیبای حامد پهلان استرس برای ... آهنگ زیر بارون 2 از حامد پهلان اینجا کلیک کنید متن آهنگ شاد زیر بارون ۲ یه چتر و یه خيابون نم نمه ناز بارون دوست دارم یه دنیا دیوونه مثل مجنون کوچه ها خیس و نمناک مثل دل خودت پاک رد قشنگ بارون افتاده رو تن خاک دستامون تو دست هم زیر بارون واسه هم عاشقونه میخونیم زیر یه چ


... آهنگ شاد حامد پهلان – زیر بارون ۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

و امسال هنوز تموم نشده... مرگ و باز هم مرگ  

......من که گفته بودم سال 95 می خواست کم کم جون همه مون رو بگیره و خسته مون کنه، موفق بود...ولی انگار هنوز تموم نشده بود.دختر عموی خیلی زیبای مامان که جای ی نداشته م بود و به عنوان تنها دوست ن رشت مامانم می شناختمش و هربار مادرم کاری داشت اون از مدرسه منو می برد خونشون و خاطرات بچگیمون همش گره خورده بهش، از دنیا رفت. nbsp دیگه هیچ نیست به هانی بگه باب اسفنجی... nbsp دیگه هیچ کی نیست بازی آدم خمیریها ب ه برای من...دیگه هیچ کی نیست دلش بخواد خواهرم عروسش شه و


و امسال هنوز تموم نشده... مرگ و باز هم مرگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

باران وجودم  

چشمامو میبندم . آسمون ابری و صافه . سرمو که بالا میبرم ، یه قطره باران روی صورتم می چکد . هوا خنک است . سایه ام روی زمین خیس پیاده رو تکان میخورد . ای خدای من چه چیزی تو این حال و هوا وجود داره که منو اینقدر به تو نزدیک میکند ؟ لبخند میزنم و آرزو میکنم ، آرزو میکنم کاش یه پنجره داشتم . یه پنجره که وقتی جولش می ایستادم ، آسمان با مهربانی همیشگی اش بهم لبخند میزد . دیگه خبری از صدای ماشینا ، خيابون های شلوغ و آدمایی که در عجله هستند نبود . صدای پرنده ها


باران وجودم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو خیابون پرنده پر نمیزد، ولی,....  

تو خيابون پرنده پر نمیزد، ولی یه فرشته ٨،٩ ساله داشت به پدر رفتگرش کمک میکرد. شاید میخواست امشب کار باباش زودتر تموم شه و برن خونه تا بیشتر کنار هم باشن شب قدر بعضی هام اینطوری میگذره loulemancity


تو خیابون پرنده پر نمیزد، ولی,....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اخ من قربونت برم  

سلام انقد با دقتی که خدا میدونه دیروز هوا خیلی خوب بود و باهم رفتیم بیرون.تو خيابون یه وانت دیدی که پشتش اتاقک داشت.می ... مامان این چیه گفتم وانت،گفتی نه با این مرده میبرن زنگ زدم دوستمو حرف زدم.بهش گفتم کجایی اون گفت خونه.منم بهش گفتم خوش بگذره.قطع که ... می ... مامان کجا بود؟ گفتم خونه.برگشتی می ... پس چرا بهش گفتی خوش بگذره ... ب با بابا رفتی سر ساختمون.رفتی تو.بهش گفتی پس دستشویی و ... ش کوووووو عاشق شیر وکیکی.یعنی به هرمناسبتی هرکی بخواد عزیزت کنه


اخ من قربونت برم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چرا چرا چرا چرا  

شهر کتاب بودیم؛ به مخاطب گفتم میدونى مشکل اینجا کجاس؟ یه دفترچه کوفتیم ب ى انگار یه لایف استایل هنریو یدى. انگار تمام ایسم ها و کاشى هاى آبى و چکمه هاى مشکیو یدى. انگار همه اون دیوانه هاییو یدى که این روزا با موهاى اج و و چشم هاى خمار میان تو خيابون. آدما این جا میان که هنرى بشن. که خودشونو تا گردن فرو کنن تو آبرنگ و فلان و بهمان و اسمشو بذارن قطعه هنرى. حکایت شلوار پارس؛ کول بودن خودتو با شلوار آماده نشون بدى. چون الان نه مردم وقت شلوار؛ تا سر حد


چرا چرا چرا چرا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ناودون و بارون  

آخ که چه خوب بود، همقدمی توی خيابونبا تو گل دلبره نازه قشنگم، زیر بارونخیس شدن در شب و صبح، داغونه داغونخنده های تو رو دیدن، سرودن از خاطره هامونحتی حتی اون خاطره های دوری و گریه های سرد زمستونکه میشدن ریتم قشنگه ناودونای کوچمون تو اون خيابونهمون جا که اولین بار دیدم اون چشمای زیبای تو افسونکه کردی تو منو دیوانه، شیدا، حیرون و پریشونشدی لیلا و زان گندمگون رخساره قشنگت من شدم مجنونه مجنونحالا اما منو کوچه، منو بارون، ولی بی تو اما توی خونه،


ناودون و بارون
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اشک هایم  

آرزو ها و حسرت ها nbsp زندگی شروع با اولی ها و پایان با دومی هاستیک بچه ی تنها بی زیر برف کنار خيابون nbsp یک کودک بی آشیانه... nbsp


اشک هایم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هرلحظه داریم گم میشیم ...  

بستنی رو خوردیم و اومدیم بیرون ، دیدم شب شده و خيابون تاریکه یه نفر هم شغلش داشت کارشو میکرد و من زل زده بودم بهش با دقت با تموم وجودم با خوده خود قلبم داشتم میدیدم یکم بعدترش یادم اومد که رفته بودیم سینما و هیچ ... به جز ما ۳تا نبود ، اما پسره گفت با یک نفر هم ... پخش میشه. بعد ما ترسیده بودیم و اومده بودیم بیرون ... تازه گفته بود اومدید ... ببینید ؟؟؟ اون طرف خيابون هم که داشتیم راه میرفتیم متوجه شدم یه اقایی داره دنبالمون تند تند قدم برمیداره ، به م


هرلحظه داریم گم میشیم ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

.  

امروز با یکى از بچه ها دعوام شد. دعوا نه اینکه بگم دست به یقه شدیم. اونقدر خشن نیستم. من معمولا خشونت توى خودم خفه مى شه. مشت هایى که باید به طرف مى زدم رو بعدا تو تنهایى با خودخورى به خودم خورده مى شه. البته جوابش رو دادم ولى بازم اعصابم ... ده. بحثمون سر هر چى که بود کثیفى دهنش رو نمى تونست توجیه کنه. کثیفى دهن این بى شرف هاى توى خيابون که آرامشون رو توى خيابون سلب مى کنن با مزاحمت ها و تیکه هاشون رو هم هیچى توجیه نمى کنه. یعنى نشد من برم بیرون تیکه


.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یک روز بارانی  

تو توی خيابون راه نرفتی و بغض نکردی...تو توی چشمای متعجب مردم نگاه نکردی و اشکات رو با پشت دست پاک نکردی...تو با یه آهنگی که هیچ خاطره ای باهاش نداری شونه هات ت نخورده...تو وسط جمعیت دلت نگرفته و هق هق نکردی تو به خودت ناسزا نگفتی...تو ناراحت نشدی...تو دلتنگ نشدی... حتی گشنگی نکشیدی و با بوی هر غذایی ح تهوع بهت دست نداده میدونی؟ تو اشکای سیاهت رو با دستمال سفید،تو نطفه خفه نکردی... تو یه زن خسته نبودی که یه کیف ده کیلویی رو با خودش میکشه درحالی که راه ه


یک روز بارانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یقه حجاب  

هر چه از دوست رسد نی ت امروز با دوستا جایی بودم اومدم برم بیرون یقه حجابمو داشتم میبستم که ناگاه از ته سالن یکی داشت جیغ میزد که واسه ما یقه حجاب میزنه تو خيابون چتریاشو میریزه جلو


یقه حجاب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من با اینا نیستم!  

شنیدید میگن روز قیامت خدا به دهان ها مهر سکوت میزنه واعضای بدن خودشون شهادت میدن به کارایی که ؟ این همیشه برام سوال بود...اما امروز با دیدن ع العمل های اونایی که م عان حرم رو سربازان اسد میخوندن جوابمو گرفتم. ما الان توئیت ها و شعارهای از منطق و انصاف شما رو تحمل میکنیم. اما دَم خدا گرم که روز حساب که میشه صداتونو می بُره و ما اونجا مجبور نیستیم توجیهات ک نه شما رو بشنویم. امروز یارو میگه بدترین نگاه به امنیت نگاه ه و بدتر از اون تسویه حساب ه الا


من با اینا نیستم!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لباس شستن  

یکی از اخلاقای خوب یا بدی که دارم اینه که به جز کاپشن و پ و و لباسای مجلسی به جز اینا ، هر لباس دیگه ای که میگیرم اولش یه بار میشورمش تا بوی نفتالینش از بین بره و اگه قبلا ی اونو پرو کرده دیگه من با آرامش بپوشم. چون خیلی وقتا طرف و یه هفته میبره میپوشه. بعدش چون مارکش روشه میاره پس میده در نتیجه کمرک داره میشکنه انقدر شستم لباسای جدیدم زیاد نیستن ولی همین که بشینی با طرافت و لطافت اول بذاری خیس بخورن بعد بشوریشون خودش کلییییییییییییییییی زحمت د


لباس شستن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وا  

عرضم به حضورتون که فکر کنم انقدر که من مضطرب هستم خودِ پرناز نباشه تا خودِ دوشنبه شب نطق ام بسته س nbsp \+اومده کارت دعوت رو بهم بده.. وسط خيابون لپ ام رو گاز میگیره .. جز خودش کى این روى منو دیده آخه؟ nbsp


وا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

\+ این ح ... ِ خنثی رو دووووووووووووووووس . \+ کاش نترکه حب ... رو که دور خودم ساختم \- \+ میشود میشود میشود._. \+ فکرِ تو زند ... ِ توعه \-.\- \+ هر روز 5 مین واسا جلو آینه ب ... | \+ بـــــــــــــَرف تو پاییز×_× \+ حـِسای بچ ... ..برف بازی با بابا.. \+ برف..شب..سکوت لذت بخش خيابون..حـِسایِ خاص... \+ یه مادرِ نمونه شدن \+ و دیگر هیچ |


منبع :
درخواست حذف این مطلب

پل های آهنی  

دنیادوتا خيابونه که از وسطش دقیقا وسطش یه دریای عمیق و وشانه با کلی ه و... هر چند متر یه پلی هست که این دوتا خيابونو به هم وصل میکنه یه خيابون حق یه خيابون باطل گاهی خدا تورو میاره توی خيابون باطل و تورو و پیشوای یک مجموعه میکنه که ببینه وسط راه سرگرمش میشی ؟ راه حق رو میتونی فراموشش کنی؟ اگه حق رو فراموش کنی خب کاری نداره بهت راهتو میری اما اگه حواست همش به اونور دریا باشه و دلت بخواد دوباره برگردی تو مسیر حق و به خدا بگی اگه امتحانم تموم شده بذ


پل های آهنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

heart telling..............  

همه چیز شاید وقتی عجیب میشه که تو دیگه ادم سابق نباشی.............. بری........... بگردی...............بخندی................راه بری................ ولی حواست یه جا نیست................. تازه جای عجیبترش اینجاست که داری راه میریو پیرمرد پیرزنی و ببینی که دارن اروم از خيابون راه میرنو دسته همو گرفتن................. اونجاس که یه مکثی میکنی..............وامیسیو فقط نگاه میکنی............... چقد خوبه که دو تا ادم اینقد همو دوست داشته باشن................ گاهی اوقات فقط یه صحنه هایی از زندگی بقیه تو رو از نداشته


heart telling..............
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من هنوزم به آویشن اعتماد ندارم  

نمیدونم بعضیا چطوری میتونن اونقدر داغون باشن. ب از ساعت 6 و نیم تا 7 و نیم مشغول ید چیزای ضروریم بودم و کل این یه ساعت رو پیاده از این خيابون به اون خيابون و از این مغازه به اون مغازه رفتم و یه یارویی دنبالم میومد و دست بردار نبود تا وقتی که پ تو تا ی و در رفتم در حقیقت و اونقدر فشار عصبی بهم وارد شده بود که ترجیح می دادم تنها نباشم و رفتم خونه ی دخترخالم. یکی دیگه از موقعیت هایی که بهم استرس وارد میکنه اینه که ی معذبم کنه.مثلا امشب خونه ی ی بزرگم دع


من هنوزم به آویشن اعتماد ندارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ترانه های بارون  

داره بارون میاد هر وقت بارون میباره ناخودآگاه این اشعار تو ذهنم تکرار میشن 1\- بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره حس میکنم پیش منی وقتی که بارون میباره 2\- شونه به شونه میرفتیم ، تو جشن بارون حالا تو نیستی و خیسه چشمای منو خيابون 3\- هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم میبینم حس میکم پیش منی هنوزم عاشق ترینم فکر کنم اولی و دومی مال سیاوش قمیشی باشن سومی هم شاااااید شادمهره o_o شایدم یگانه، نمیدونم... شاید هم اصلا اولی و سومی مال یه ترانه باشن |


ترانه های بارون
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

واقعا بعضی ها چطوری میتونن توی این سرما وبلاگ آپ کنن یا از زند ... روزمره خودشون زرت زرت بنویسن. در حالی که من ،فقط دلم میخواد بخاری رو بغل کنم و بخوابم و ماتحت خودمو محکم به بخاری بچسبونم تا گرم بشم. شایدم، چند تا جوراب روی هم بپوشم و شبیه پیرمردها با چکمه ی لاستیکی توی خيابون راه برم.


منبع :
درخواست حذف این مطلب

عصر پاییزی....  

تو یه خيابون قشنگ و اروم...با یه سکوت دوست داشتنی و گاهی کلافه کننده....هر روز ویترین رو گرد گیری میکرد و مینشست پشت میز، آروم و متین و گاهی هم کت در دست برای مطالعه... گاهی نگاهش سر میخورد به پیاده روی بیرون...به رد شدن آدما....به ادمهای رنگ و وارنگ...هر ی به دنبال چیزی...یکی اروم...یکی شتابون...یکی تنها...یکی نه... گاهی صدای زنگوله ی کوچولوی بالای در میگفت که مشتری از راه اومده.... روزای اول دیدن آدمای مختلف براش جالب بود... روزای اول هر بار شنیدن صدای زنگو


عصر پاییزی....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جادهٔ چند طرفه  

خيابون شریعتی به سمت قل ؛ جاده کوهسار به سمت کن؛ اتوبان آزادگان به سمت ساوه؛ اتوبان کرج به سمت چالوس؛ اتوبان بابایی به سمت آبعلی؛ تیغ، رگ، امید، وحشت، ادامه بده به رفتن... آ ش تموم میشه، مطمئن باش. دیوانگان خون و خشونت هم خسته میشن..


جادهٔ چند طرفه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پاییز..  

خوبیه این داروخونه اینه که وسط یه خيابون پر از درخته از داخل که به بیرون نگاه میکنی درختای زرد و نارنجی رو میبینی که یکی یکی داره برگاشون میریزه پارسال این موقع نمیدونم چرا این همه زیبایی رو ندیدم شاید مث الان این همه مغزم در ... ر نبود که وسطشون با دیدن این زیبایی ها به ذوق بیام


پاییز..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این شانسه ماداریم  

تف به این شانس…. تو اخبار میگفت یارو داشته تو کوه قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به ارزش سه میلیون دلار اونوقت من دیروز داشتم تو خيابون راه میرفتم یه سکه ۲۵ تومنی دیدم اومدم بردارمش خشتکم شد دو هزار تومن دادم خیاط دوختش


این شانسه ماداریم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

‏راستی؛ هاشمی چی ها سال ۸۴ میگفتن اگه بیاد تو خیابون بین زنها و مردها دیوار میکشه.  

طرفهای ما که دیوار ۱۶ جداره کشید طرف های شما چی؟ محمدجواد محمدزاده


‏راستی؛ هاشمی چی ها سال ۸۴ میگفتن اگه بیاد تو خیابون بین زنها و مردها دیوار میکشه.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

....  

این چن روز داره به بهترین صورت ممکن سپری میشهپر از nbsp اتفاقای هیجان انگیزآدرنالین خونم به بیشترین حد ممکن خودش رسیده nbsp تو این دو سال اخیر چقد خوبه های بدون خودرو چقد خوبه خوشگل ترین خيابون شهر بدون ماشین باشهبارونم بباره و nbsp وسط خيابون راه بری\#درحال سپری بهترین روزای زندگی\#اصنم هفته ی بدی نبود پ ن سلام بمبئی رو نرید ببینید


....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ترانه های بارون  

داره بارون میاد هر وقت بارون میباره ناخودآگاه این اشعار تو ذهنم تکرار میشن 1\- بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره حس میکنم پیش منی وقتی که بارون میباره 2\- شونه به شونه میرفتیم ... ، تو جشن بارون حالا تو نیستی و خیسه چشمای منو خيابون 3\- هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم میبینم حس میکم پیش منی هنوزم عاشق ترینم فکر کنم اولی و دومی مال سیاوش قمیشی باشن سومی هم شاااااید شادمهره o_o شایدم یگانه، نمیدونم... شاید هم اصلا اولی و سومی مال یه ترانه باش


ترانه های بارون
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پس شد آنچه شد  

اوایل ماه رمضون آقای همسر میخواست بره جایی کار داشت ، منم جفت پام رو توی یه کفش که منم میام |بالا ه من پیروز شدم و باهاش رفتم . جای پارک نبود ، یه جا زیر سایه دوبله پارک کرد و به من گفت بشین پشت فرمون که اگه صاحب ماشین کناری اومد ماشین رو جابجا کنی و رفت دنبال کارش .برای خودم آهنگ گوش می و همزمان کامنت های پست \#34 دو روز گذشته ... \#34 ی جناب هولدن رو میخوندم و نیش همایونی ام باز بود خودمم نمیدونم چرا نیشم باز بود همینطور با نیش باز در حال خوندن بودم که


پس شد آنچه شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اونور خنک بالشت  

بسم الله این ادمایی که صبحها ساعت هفت، با گرم کن ورزشی و کتونی، در حالی که دارن آهنگ انرژیک گوش میدن، تو خيابون ورزش میکنن، بیشتر از همه چی منو تحت تاثیر قرار میده | بگیر بخواب برادر من بگیر بخواب حیف اون بالشتی که زیر سر تو باشه


اونور خنک بالشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هووی مزاحم  

یادته وقتی گواهینامه ت رو گرفتی؛ بعدش چقدر ذوق و شوق داشتی سوار ماشین بشی و تنهایی همه جای خيابون رو برونی؟ یادته اولین بار که سوار شدی،چقدر پاهات می لرزید؟یادته می خواستی بری توی لاین مخالف ت، nbsp می ترسیدی و مدتها کنار خيابون توقف می کردی و راهنما می زدی، ولی حرکت نمی کردی تا چراغ راهنمای خيابون قبلی قرمز بشه و ماشینها توقف کنن تا براحتی بتونی بری توی لاین مخالف ت و رانند ... کنی...یادت میاد وقتهایی که می خواستی دنده عقب بری، چقدر می ترسیدی که


هووی مزاحم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تا الان که یک ساعت زودتر رسیدم متروی فردوسی  

از پیاده روی اون سمت دست ت داد و بدو بدو از خيابون رد شد. در حین درگیری با آستین چپ ژاکت زرشکیه ش سلام داد و گفت از کی اینجایی؟ دوباره یه ساعت زودتر اومدی؟ بابا آخه برای چی انقدر زود میای که معطل شی؟ اگه دیر بشه هم خب من منتظرت می مونم. که بهش گفتم ت شه و راه بیوفته٬ استرس دارم. خ. دلم تنگ شده بود..


تا الان که یک ساعت زودتر رسیدم متروی فردوسی
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.471 seconds
RSS