جستجو ها
انویدیا کنسول تلویزیونی اندرویدی shield 4k را معرفی کرد چه می دانی؟ اسفند خیلی بوی زندگی داره آموزش ثبت نام و دریافت اینترنتی ویزای کشورهای اروپایی important گوشی e460 کارت کارت گوشی سلوشن مشکل نمایش سلوشن important font اهنگ ترکی قشقایی گل میدانا اوینا خویش همچون بیوگرافی شاهو امین مجری روداو واکنش تحلیلگر یی به تهدید مقام سعودی علیه ایران امتحان الکتریکی مدارات الکتریکی داشته باشد پاو وینت سیستم اسکلتی 19 اسلاید قابل ویرایش ورزشی آزمون نامزد بهترین بازیکن هفته روسیه شد فردا تعطیل ب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد html میکنم دوست یعنی خدایا بعضی دوست دارم بعضی چیزارو آقای دلتنگی نمونه دعوت نامه اولیاء برای کلاس تقویتی اموزش دوخت هفتی هشتی چرم.html مبانی نظری و پیشینه تحقیق اتوماسیون اداری خنده بازار زمین کبریت طرز تهیه حلیم بوقلمون در منزل خوش اغازی انشا html من وسیب وباغبان عرفان شعر محمدکدخ عرفان me and apple and gardener poem mohammad kadkhodaee جوک های بامزه زن و شوهری باران خواب و گرسنگی شعر محمدکدخ عرفان rain famine poem mohammad khodkhodaee بیوگرافی یلدا باکری بازیگر طرزاستفاده روغن اطین آنیس کتاب هزارگوهر کلمات گهربار مولاعلی ع حدیث شماره519 بنیان المرصوص غزل دلتن عطر ادکلن بای کیلیان گود گرل گان بد by kilian good gone bad کتاب هزارگوهر کلمات گهربار مولاعلی ع حدیث شماره648 کشته ی بی ش ت مرکز یت نرم افزار انتقال تصاویر گوگل ارث به اتوکد شرح حال دستمزد کارکنان مبنا پیشه تمدن سازی بینش عالیتر از بینش سازی تمدن است خیال میکند اب است کوتاه است ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ از سلسله ماجراهای ما با بهزیستی معنی زیگزال تیمم راست لازم گردن جنابت خود یی لازم نیست موقع شستن بعضی ها خودشان را از المؤمنین حزب اللهی تر می دانند نامم پر است زیر درختان سرو و کاج پاو وینت مدیریت مداخلات در حجم 27 اسلاید همراه با توضیحات کامل سوره شحات قرائت تلاوت موسیقی شحات سوره مومنون عرفان شحات سوره واقعه قابل قیاس html گام به گام تاریخ پایه یازدهم کلیه رشته ها قیام مردم عطر ادکلن ا یس خاویار گرند پری رد axis caviar grand prix خنده های گژک وب آرمان شهر؟ صنعتی زمینه صنعتی آشنا دیپلم مرتبط برقکار صنعتی صنایع غذایی زمینه صنایع زمینه صنایع غذایی کاربرد فراوان خ ر ف ی تبلیغاتی ترجمه آهنگ papito chocolate تو که از دور میبینی تو حل کن این معما را تأثیر تبلیغات بازرگانی در عصر ارتباطات برای کالاهای گوناگون برای لاغر شدن از روغن پخت و پز مناسب استفاده کنید دعای من المتمسکین لولایت المیرالمومنین five more minutes scotty mccreery حضور آیت الله رییسی در مسجد مشهد زمان آغاز فروش بلیت های پاییزی قطار گفتمان دینی در هنرستان کشاورزی عملیاتی برنامه برنامه عملیاتی استان لرستان خانواده استان گروه مدیریت عملیاتی گروه خانواده استان لرستان مدیریت خانواده استان گروه مدی خلاصه ای از 21 مبحث مقررات ملی ساختمان ترس هایم موزیک لایک قصد پنس برای بازدید از دیوار ندبه تلاشی دیگر برای یدن تاریخ قدس است خوراکهای عضله سازی که پروتئین نیستند قابلیت pre loading برای بازی the sims 4 فعال شد اطلاعیه حقایق مهم درباره افسردگی مُهَیْمِن سوالات و پاسخ تشریحی آزمون 17 شهریور 1396 قلمچی آزمون غیر حضوری جوان 24 ساله شیروانی به علت گاز گرفتگی جان باخت بامسلسل با تفنگ شعر محمدکدخ عرفان with machine guns and rifles poem mohammad kadkhodaie عطر ادکلن بنتون یونایتد دریمز لایو فیری benetton united dreams live free مدل های شیک پ و مردانه 2016 و ترجمه آهنگ chocolata papito طب ی چیست سوزن آسمون دلگیر job paper زندان شب یلدا شعر محمدکدخ عرفان yalda night prison poem mohammad kadkhodaie منو ببخش مادر اختصاص دادند میانمار اختصاص میانمار اختصاص دادند همسر lee jong suk نمونه سوالات استخدامی دستگاههای اجرایی کشور ازدواج طنز پاو وینت اصول کار سازمان های یادگیرنده تشکیل کارگاه علمی پرنده شناسی به مناسبت هفته ملی کودک در مرکز مریوان انتهای خیابان چندم به مناسبت بزرگداشت شیخ مفید تسلیت امشب تعیین استراتژی های صدور کارت بانکی اژه ای هنوز عدد مشخصی تخلفات پدیده ش ز مشخص نشده است
برترین ها


زیاد دیدم

نمونه سوالات جلسه چهارم  

1\- کدامیک از خواص زیر با استفاده از آزمون کشش استاندارد قابل تعیین است ؟ الف\- حد خستگی ب\- حد الاستیک ج\- مقاومت خزش د\- ضریب انبساط 2\- برای افزایش خاصیت فنری در یک ف بایستی م یانگ ... الف\- و تنش تسلیم کم باشد ب\- و تنش تسلیم زياد باشد ج\- زياد و تنش تسلیم کم باشد د\- کم و تنش تسلیم زياد باشد 3\- در کدام فرایند ش ت ناشی از اعمال تنش دوره ای سیکلی به قطعه است . الف \- خستگی ب\- خزش ج\- ش ت ترد د\- ش ت نرم


نمونه سوالات جلسه چهارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این ن چه کرده بودند؟  

المؤمنین على علیه السلام مى فرماید روزى با فاطمه محضر خدا صلى الله علیه و آله رسیدیم ، دیدیم حضرت به شدت گریه مى کند.گفتم پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله چرا گریه مى کنى ؟فرمود یا على آن شب که مرا به معراج بردند، گروهى از ن امت خود را در عذاب سختى ديدم و از شدت عذابشان گریستم . و اکنون گریه ام براى ایشان است .زنى را ديدم که از موى سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت مى جوشد.زنى را ديدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوى او مى ر


این ن چه کرده بودند؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

118- قبرستان و زاده دردست بازسازی و قبر آیت الله جودت  

ب خواب ديدم باز هم در زاده ای هستم که بارها خوابش را دیده بودم . خیلی شبیه شاه عبدالعظیم است. البته به نظر گنبد بزرگتری دارد. حیاط زاده هم قبرستان مومنین است. ظاهرا داشتندحیاط را بازسازی می د. زمین را کنده بودند. حیاط بسیار بزرگی بود. مثلا ازسه حیاط که جمعا به اندازه یک زمین فوتبال میشد یا چیزی شبیه به آن. درقسمتی ازحیاط ديدم چند نفر دور قبری جمع شده اند. چند بودند که قبر آیت الله جودت را پیداکرده بودند. مردم عادی نمیتوانستند آن قبر را پیدا کنند.


118- قبرستان و زاده دردست بازسازی و قبر آیت الله جودت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تموم شد  

تیکه های قلبمو کجا ببرم؟؟ ؟ أوج نامردی بود اقای ر. اووووج نامردی.... میدونی چ حالی شدم وقتی پیماتو با مریم جونت ديدم ؟؟؟؟ مریم جونم ب منم میگی صبا جونم چ جالب...همه چیزایی ک ب اون گفتی منم تو گوشیم دارم چ جالب قلبم...إحساسم .... تموم شد اولش فکر حالم ازت بهم میخوره ولی وقتی ديدمت فهمیدم من همیشه بهت مریضم... تو... نامرد ترین مردی هستی ک تو زندگیم ديدم تو اوج نامردی هم حس دوست دارم و من احمق ترین دختر روی زمینم... وقتی بت گفتم دیگه دوست ندارم نتونستم بفهم


تموم شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چه روزی شود !!  

سلام... یه ده به ظهر مونده تون بخیر. امروز صبح اومدم سر خیابون تا سوار تا ی بشم ییهو ديدم محمد شوهر دختر ام توی پیاده رو داره میره.. از این ورم ای شهرداری داشتن خیابونو با این دستگاها هس.. دررررررررررر صدا میده... با اونا داشتن میکندن.. که طرح فاضلاب رو اجرا کنن... از خیابون هی داد میزدم محمدددد... از اونورم دستگاهه هی میگفت دررررررر ... ل صدا به صدا نمیرسید.... خلاصه کلی ادا و مدا تا اینکه محمد منو دید... از لابلای خاک و خُل رفتیم به سمت هم و بغل و بووس و ب


چه روزی شود !!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حوله ی بی حوله !!  

سلام.. ظهر بخیر امروز ی رو نديدم یعنی وقتی میگم نديدم... از صبح نديدما صبح رفتم دوش گرفتم.. بعدش ديدم یادم رفته حوله با خودم بیآرم... سرمو از آوردم بیرون .. درخواست حوله .. ديدم عه چرا پس هیشکی نیس... خونه خالی بود ... چندباری صدا و اِهِن و اوهون.... ولی باز خبر نشد... وقتی مطمئن شدم ی خونه نیس.. اومدم خودم برم از توی اتاق برش دارم که ديدم ای دل غافل پنجره های خونه بازن و خونه ی روبرویی کارگرا دارن بنایی میکنن.. و تا فیها خالدون خونه رو میتونن ببینن.... و اگه ب


حوله ی بی حوله !!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پنجم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى  

پنجم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى اعزام شبث بن ربعى به کربلا در روز پنجم محرم الحرام سال 61 هجرى قمرى عبیدالله بن زياد مردی را به ‏دنبال شبث بن ربعی فرستاد تا وی را به کربلا گسیل کند. شبث بن ربعی در آن روز خود را به بیماری زده بود و قصد داشت که ‏ابن زياد او را از رفتن به کربلا معاف کند ولی عبیدالله بن زياد برای او پیغام فرستاد که ‏مبادا از انی باشی که خداوند در قرآن فرموده است چون به مومنین رسند گویند از ‏ایمان آورندگانیم و هنگامی که به نزد یار


پنجم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پسر:غم و اندوه  

ب خواب ديدم زایمان ...طبیعی...اونم سه تا پسر تو خواب خوشحال بودم واسه رسول از اینکه به آرزوش رسیده


پسر:غم و اندوه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خواب های این مدلی..  

ب خواب حرم رضا علیه السلام رو ديدم. خواب مشهد. خواب ديدم یکی دوروزه رفته بودیم. با مامان اینا. با ماشین ولی فکر کنم کلا یه بار رفتیم حرم. زياد استفاده ن . بعد می خواستیم برگردیم. بابا رفت پمپ بنزین ، یکی توی جایگاه داشت استراحت می کرد. بعد دور زد. یهو رفتیم یه جا. از طرف شمس بود. انکار قبلشم با اونا بودیم. گفتن شما رو ما و خانم کوشکی و نمیدونم خانم کی، به عنوان مهمون های محترم شمرده شده یا ویژه آوردیم. مشهد بود. حرم بود. همین.... شکرا. حتی اگه تو خواب هم


خواب های این مدلی..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هشتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى  

هشتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى پیوستن امیه بن سعد طایى به ‏یاران در روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجرى قمرى با اینکه حسین ‏‏ ع در محاصره شدید قرار داشت، امیه بن سعد طایی خود را به یاران رساند.‏امیه بن سعد طایی از ی کربلا به شمار می آید و روز عاشورا ‏به نقلی در حمله اول شهید شد. وی در سوارکاری نامی، شجاعی از کوفیان و از اصحاب ‏ المومنین ع بوده است و در جنگ صفین نیز حضور داشتند در این روز عطش بار ‏دیگر بر همراهان ع غلبه کرد و عمربن حجاج به محاصر


هشتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یه تشکر واسه اولین ست زمستونیم که همسریم ید الیته قبلشم نیم بووت چرم واسم یده بود  

اینجا یه دیواره مجازیه که من و محمدم خاطراتمون رو می نویسیم..امشبم جزوه شبای ن شد که شاید من و محمدم ١٠سال دیگه بازم دلمون بخواد بخونیمش...امروز حس من عجیب تر از همیشه بود.امروز به معنای واقعی کلمه احساس یه زنی هستم که همسرش کاملا مراقبشه...محمدم وقتی اینو می خونی واست تازگی داره اما فرض کن بعدها نشستیم و داریم اینو می خونیم..پس بهتره اینجوری بنویسمش... همسری من امروز بودم که بهم گفتی سریع برو توو کافه زمان،همون کافه ایی که پره گربه بود و من کلی


یه تشکر واسه اولین ست زمستونیم که همسریم ید الیته قبلشم نیم بووت چرم واسم یده بود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

این روزها داره مى گذره و با غمى که تو دلمه هر چقدر هم تلاش مى کنم که این غم بره فایده نداره تنها راهش فقط یاد خدا و کمک گرفتن از درگاه خداست یاد گذشته اذیتم مى کنه اذیت هایى که شدم روحمو زخمى کرده و هنوز که هنوزه ول کن نیست وقتى تنها هستم الکى اشکام مى ریزه و داد مى زنم و میگم خدایا من چمه؟؟ چند روزى که اوضاع وخیم بود و حاله روحیم شدید ریخته بود به هم نتونستم روزه بگیرم... همش در حاله غر غر به ایمان بودم دیگه امروز خودمو جمع و مقابله با این افسردگى


منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاشکی میدیدم...!  

گاه می شم،خبر مرگ مرا با تو چه می گوید؟آن زمان که خبر مرگ مرا از ی می شنوی روی خندان تو راکاشکی می ديدمشانه بالا زدنت را، \- بی قید \-و تکان دادن دستت که، \- مهم نیست زياد \-و تکان دادن سر را ...کاشکی می ديدم من به خود می گویم چه ی باور کردجنگل جان مراآتش عشق تو خا تر کرد؟


کاشکی میدیدم...!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

١٢٣  

سردرد و افتادن دلم میخواد کناب بخونم .چندروز پیش یه دست فروش قران تو جیبی میفروخت یهدفعه از اون ترحما ی الکی یه دونه گرفتم امشب اتفاقی ديدم از سر کنجکاوی باز نوشته و اذا وحوش وح وحوش و خوب اومد.. احساس میکنم نمیخام وارد بازی جدید بشم ولی تنوع شاید ...


١٢٣
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یازدهم آذر شهادت میرزا کوچک خان  

رضا ا تانی زمانی دوستش بود اما سر یخ زده اش را برید و نزد رضاشاه برد... رضا خان نگاهى به سر میرزا انداخت و رفت رفت به اتاقش خدمتکارش مى گوید که به اتاق رفتم حضرت اشرف روى صندلى پشت به در و رو به پنجره نشسته بود. پنجره باز بود باد سردى مى آمدشانه هاى او را ديدم که مى لرزدگمان از سرماست رفتم پنجره را ببندم گفت نکن صدایش گریه آلود بود.جلو رفتم. ديدم مى گرید خموش ماندم و بعد پرسیدم چه چیزى شما را ناراحت مى کند؟ باید در این لحظه خوش باشید سر میرزا را آور


یازدهم آذر شهادت میرزا کوچک خان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یک غذای ترکی گرم و نرم خوشمزه در اینترنت دیدم برم درست کنم  

یک غذای nbsp ترکی گرم و nbsp نرم nbsp خوشمزه در nbsp اینترنت nbsp ديدم برم nbsp درست کنم nbsp یک غذای nbsp ترکی گرم و nbsp نرم nbsp خوشمزه در nbsp اینترنت nbsp ديدم برم nbsp درست کنم امشب هم مهمان nbsp دارم nbsp ببینم جعفر آقا از nbsp این nbsp غذای nbsp امروزم nbsp خوشش nbsp میاد nbsp یا nbsp نه 38 سالمه nbsp هنوز نمی دانم nbsp چه nbsp جوری فسنجان nbsp درست nbsp می nbsp کنند nbsp خوب nbsp دیگه nbsp .......تا nbsp ديدم nbsp دهان من nbsp آب nbsp افتاد حدس می nbsp زنم nbsp پنیر nbsp پیتزا nbsp هم nbsp توش بود nbsp به nbsp زبان ترکی nbsp نوشته nbsp


یک غذای ترکی گرم و نرم خوشمزه در اینترنت دیدم برم درست کنم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

#جک  

تو کافه بودم ديدم دختره داره دوغ و قهوه مخلوط میکرد گفتم این دیوونه بازیا چیه انجام میدی؟ گفت قهوه خواب میاره دوغ بیداری میخوام بدونم مخلوطش میتونه منو وارد دنیای خواب و بیداری کنه؟؟؟ الان دارم لیوانمو گإز میزنم براش دعا کنین ...............دعااااا


#جک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

124- شهیدمطهری  

پزیشب خواب ديدم درمسجدی هستم وشهیدمطهری درحال سخنرانی است متاسفانه ازصحبتهاچیزی یادم نمانده است شایدبعدازصحبت ایشان یادرخلال صحبتهابودکه عده ای رادورخودجمع کرده بودم ومیگفتم الان چه سالی است؟یکی گفت سال82خلاصه هر ی چیزی میگفت.من گفتم نمیشودیا57است ویا58 ودردلم میگفتم چون ایشان درسال58شهیدشده است پس چطورالان سال82 است؟


124- شهیدمطهری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اکلیلِ آبى  

خوشحالم که امروز توى یک بازه زمانىِ حدوداً پنج دقیقه اى عقلم زایل شد. یعنى درست از زمانى که به ویترین شیشه اىِ عروسک فروشی چسبیدم، چشماى اکلیلی و مظلومِ پینگو رو ديدم، دلم براش سُرید، و واژه ى واى عزیزم رو به زبون اوردم؛ تا زمانى که رفتم داخل مغازه، پینگو رو یدم، و اومدم بیرون


اکلیلِ آبى
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خوابهای سریالی  

توی این 28 سال عمری که از خدا گرفتم خوابهای عجیب زياد ديدم. مدتها توی خوابهام پرواز می و این مسله سخت اذیتم میکرد. قبلا شنیده بودم که بعضیا میگفتن خوابهای ادامه دار میبنن مثلا بعد چند شب تازه ادامه خوابشون میدیدن... حالا ب من توی چند ساعت یکی از این خوابها ديدم اولش خواب ديدم عمو حسین مرده تو خواب نمیخواستم باور کنم تا اینکه در بخش اول خودم خاک روش ریختم..یک بار از خواب بیدارشدم گفتم اگه مرده چرا من سفید پوشیدم؟؟ یه نگاه به مامانم ديدم اون مشکی پ


خوابهای سریالی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هفتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى  

هفتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى بستن شریعه فرات در این روز عبیدالله بن زياد نامه ای به نزد عمربن سعد فرستاد و به او ‏دستور داد تا با یان خودبین حسین ع و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد کرده ‏و اجازه نوشیدن حتی یک قطره آب را به ندهند، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن ‏نعمان خودداری شد.‏ عمربن سعد نیز فوراً عمروبن حجاج را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و ‏مانع دسترسی حسین ع و یارانش به آب شدند و این رفتار غیرانسانی سه روز ‏قبل از ش


هفتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مسافر زیاد شد  

در شهر هی قدم زد و عابر زياد شدترس از رقیب بود که آ ... زياد شداینقدرهام نصف جهان جمعیت نداشتبا کوچ او به شهر مهاجر زياد شدیک لحظه باد روسری اش را کنار زداز آن به بعد بود که شاعر زياد شدهی در لباس کهنه اداهای تازه ریختهی کار شاعران معاصر زياد شداز بس که خوب چهره و عالم پسند بودبین ... ن شهر سر و سِر زياد شدگفتند با زبان خوش از شهر ما برو ... سفر که بست مسافر زياد شدمحمدحسین ملکیان


مسافر زیاد شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کم می شود زیاد  

در دست تو عیار کرم می شود زياددر سایه سار اسم تو کم می شود زيادنوبت به گفتن از سر زلفت که می شودبی شک شهید اهل قلم می شود زيادمثل نَفَس برای رضایی که بی گماندر بازدم علاقه به دم می شود زياددر مٙسلٙک جواد اگر قول جود رفتوقت وفای وعده رقم می شود زيادباب الجواد چیست که در بین زائرانآن جا که می رسند قسم می شود زيادباب الجواد چیست که هر از آن گذشتدر چشم هاش شوق حرم می شود زيادمن مانده ام که مثل تو در بین اهل بیتاز زن چرا به مرد ستم می شود زياد؟در چشم س


کم می شود زیاد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بزوگداشت حمیدمصدق  

به فراخور هفتم آذر ماه،سالروز درگذشت حمید مصدق،بخشی از شعر زیبای آبی خا ... تری سیاه تقدیم به دوستان. چه ... ی خواهد دید مردنم را بی تو ؟ بی تو مردم ، مردم گاه می ... شم خبر مرگ مرا با تو چه ... می گوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از ... ی می شنوی،روی تو را کاشکی می ديدم شانه بالازدنت را بی قید و تکان دادن دستت که، مهم نیست زياد و تکان دادن سر را که، عجیب عاقبت مرد ؟ افسوس کاشکی می ديدم من به خود می گویم چه ... ی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خا ... تر کرد ؟


بزوگداشت حمیدمصدق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

است حلال بودا  

دخترِ رو چندون بار تو است ديدم.مانتو تنش بوده ديدم،در حال دراوردنش بوده ديدم،وقتی دراورده ديدم،وقتی مایوشو پوشیده ديدم،وقتی دوش گرفته ديدم و خلاصه اینکه حتی یه خال هم پشت کمرش داره اونوق امروز تو رختکنِ باشگاه واس من یادش افتاده که بگه _دلنیا جان؟روتو میکنی اونور لباسمو بپوشم؟ \+نــــــــــــــــــــه محل واقعه


است حلال بودا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزها...  

همیشه هم از آدم هایی که زيادی غر می زدن هیچ خوشم نمی اومد هیچ وقت هم فکرش رو نمی ... یه روزی خودم هم در این زمره قرار ب ... رم یک آن به خودم اومدم ديدم به جای این که سعی کنم با شرایط جدید خودم رو وفق بدم همه ش در حال غر زدن هستم...این شد که تصمیم گرفتم با وجود تنفری که از سیر ... دارم سیر ... بخورم که خدا رو شکر بی تاثیر هم نبود. حتی یک روز هم با دوستم به سینما رفتیم و سیانور رو ديدم. هیییی ... ش بدک نبود در کل داستان هایی که در متن تاریخ اتفاق می افتند رو دوست


این روزها...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزنوشت طور-٣  

شهر شبیه یک قالى بزرگ... و من ، رج به رج گره به گره دنبال تو میگردم. پ.ن امروز دنبال یه قالى جدید ، فرش فروشیاى زيادى رو ديدم... ماجراییه براى خودش ، گم شدن میان ترنج و گل و بته ها... پ.ن روى پله هاى یکى از مغازه ها پنج تا پله افتادم بعدش از خنده نمیتونستم بلند بشم ، بعد ترش گردن درد و ... پ.ن میدونستید کلمه قالى درسته؟ فرش یه فعله، مثلن اینجا رو با قالى فرش کردیم م سعى داشت اینو تو مغزمون فرو کنه پ.ن واى خدا کارى سخت تر از تصمیم گرفتن نیست


روزنوشت طور-٣
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اعتماد به نفس  

⭕️➕مدیر شرکتی روی نیمکتی در پارک نشسته بود و سرش را بین دستانش گرفته بود و به این فکر می کرد که آیا می تواند شرکتش را از ورش تگی نجات دهد یا نه. بدهی شرکت خیلی زياد شده بود و راهی برای بیرون آمدن از این وضعیت نداشت. ... برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرماید.


اعتماد به نفس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

123-است بزرگ  

ب خواب ديدم همراه با ظاهرا خانواده در است ی شنا میکردیم. زمان شب هنگام بود و میخواستند آنجا را ببندند و ما که داخل است بودیم طول است را گذر م و از چندساختمان گذشتیم تا از قسمتی که مثلا برای وج بود خارج شویم من منتظر بقیه بودم ماشین دیگری که نورش در چشمان من خورد از جلوی من به سمتی دیگر پیچید راننده اش فردی بود سیبیلو. ضمنا هیچکدام از همراهانم را نمیديدم فقط آنها را حس می .


123-است بزرگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

!  

دیدی این ادمایی که زنگ میزنن؟ نمیزارن اصلا تو حرف بزنی یا اب دهنتو قورت بدی تند تند حرف میزننیا میخواین مثلا امار بگیرن همینکه جواب سوالشونو دادی سریع تند تند باز حرف میزنن و بعدم قطع میکنن میرن بنظرم زياد قشنگ نیست این کار خب میخوای امار بگیری بگو یه کلمه ای بهت میگم هی میخام ادامه فمو بزنم هی میبینم بحث عوض شد واه


!
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 3.8 seconds
RSS