جستجو ها
مسابقه سلامت شبکه سلامت دور زدن ح روح در تلگرام من دیگه ادم سابق نمیشم دومین نمایشگاه بهشت بقیع آمأدگی آزمون استخدامی اموزش شعبده بازی با ورق html مامان خوشگلم تولدتت مبارک عبادتی در اوج حضور outlaws and angels قانون شکنان و فرشتگان کانال عاشقانه تلگرام اوسنه گویان چهد انی هستن استرالیا امتیاز ویزای مهاجرت دریافت طریق طریق تخصص دریافت ویزای ویزای اسکیلد ویزای مهارتی اسکیلد ورکر ویزای مهارتی اسپانسر ویزای مه روشن فرزاد موتمن مقاله the use of methods based on artificial intelligence for improving an efficient communic شبهة ذنب ال خلی نحکی بتجرد کیف بدنا نفهم ان ال المجتبى لم یکن کثیر ا واج والروایات عندنا مزار شهید جواد تیموری کاردستی شب یلدا شب چله کانال روز آزاد سازی مشهر معرفی رمان تلخ تر از عسل سنگ عمامه دار در دفینه html شهادت حضرت رسول اکرم ص برنامه است هلال احمر ساوه html شعر مسافر از سهراب سپهری your crack in me up رمان چشمهایی به رنگ عشق طرح 3بعدی تابلو روان.html سنسور مغناطیسی برای گوشی هواوی پیام نور تهران غرب حاجیلو رایگان کتاب آداب الطلاب و آفات الطلاب از پهپاد دست پرتاب ف اد رونمایی شد مسابقات ووشو قهرمانی کشور استان گیلان چاب ر html مقاله و انشا برای عید مبعث تحقیق کامل در مورد بعثت اکرم ص 5 اردیبهشت گزارش جلسه کارگاه تخصصی زبان انگلیسی دوره اول متوسطه استان ناحیه دو انزل و نازلو mahmoudi نصب و تعمیر کولرگازی صبحت بخیییییر اکورد گیتار اهنگ از تو دلگیرم که نیستی کنارم.html آموزش مرحله به مرحله و طرز تهیه کیک لامینگتون بسیار لذیذ مخصوص مهمانی معنی نخستین باده کاندر جام د html عفو ی سال 96 شرایط و نحوه استفاده از عفو ی سال 1396 عفو زندانیان در سال ۹۶ رمان در تمنای توام برای کامپیوتر موبایل آندروید شهرداری تهران را پذیرفت اکورد گیتار نماشون شو بیه مه یار نمو یار د چی میخوای از این زندگی پاشو بریم خب سریال رهایی مستقیم لینک رهایی رهایی html جزوه بتن ۲ محمودزاده تهران html گروه بین الملل حوزه اروپا تحقیق طبقه بندی اساس شدت 24 ص تسهیلات وام بامعدل حساب بانکملت خوشحالی یعنی تولد اقامون باشه مادر دلسوز برنامه خندوانه ویژه شب یلدا آذر حضور در محل ساختمان پلاسکو نشنال جئوگرافیک پایان نامه آماده مدیریت 5956 حکایت ت و فرزانگی ده شهر به شدت خطرناک دنیا مراحل لقاح از تخم گذاری تا تولد کانال جک های غضنفر و حیف نون نبودن من مردمک مار گان در چشم راست html بروزرسانی جدید ویندوز پاو وینت درس 4 آماد دفاعی نهم لووه علی زیباترین سروده ی هستی درس پژوهی پایه دوم دبستان به ماه نگاه کن محمد جوانبخت نمونه سوالات رایگان family and friends html شوخی حیدری با دروازه بان ها ایشالا قسمت همه آرزومندان فقط به خاطر آقا مهدی عزیز متن اهنگ های مازندرانی نماشون شو بیه.html تصویری خاص از مسی و همسرش اعتصاب با طعم پفک سیاه آپدیت گل ی اس آهنک 25 یاشام دایم قوجال مشام اعتراض به خشونت ن وبگاه انجمن شیمی ایران ایا ازدواج عمو گ با یلدا باکری حقیقت دارد html آهنگ تیتراژ زیر سقف دودی دلتنگ دلتنگ پروژه های انجام شده با avr یار کجایی دقیقا کجایی aspire r 13 r 14 دو لپتاپ کانورتیبل جدید زیبا قدرتمند از ایسر html زن دوم خواستگاری سوم فرازهایی از بیانات انقلاب در دیدار با آزادگان ماجرای شوخی جنجالی احسان خواجه ی با آزاده نامداری بنفش عه طرح تدبیر کامل شده ورد تفاوت خازن خشک و روغنی html بیلد نویر برای بازی مقابل لورکوزن آماده خواهد بود ایا هری استای گی هست html برنامه ساز اندروید طلایی تکلیفی بنویس تکلیفی همیشه عطر ادکلن دلچه گابانا ولوت میموسا بلوم dolce gabbana velvet mimosa bloom فصل نهم کتاب تشکینی html اسب های آبی چه می خورند آخه این چه وضعشه دی وی دی فابریک پژو پارس داشبوردجدید پیشنهاد ویژه معرفی کتاب پرندگان آهنین
برترین ها


سفری در کشان ذهن

سفری خواهم رفت  

سفري خواهم رفت؟سوی اقلیم وفادیاری که عشق اذانش باشدآنجا خود عشق اذن و نه به اذن شک و تردید وحساب و کت باشدسفري خواهم رفت؟ سرزمینی که مهر بر سجاده دلدادگی خواهد بودمحرابش نه به یاد که با یار باشدسفري خواهم رفت؟آنجا که ناخدا با عاشقانه خدایش باشدسفري خواهم رفت؟جائی که یار نه در هجر که همراهش باشدسفرم خواهم رفت؟دلخوشی به دمی با همدمییا که بشکنیم زندان غم جایی که دلدادگی نیست کمسفري خواهم رفت؟شاید با تو ای رویای جاودان منتو را گویم ای همه یاد


سفری خواهم رفت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ه ن  

انگار در وقت اضافه زندگی می کنم. بدنم با من حرف می زند، هر لحظه... عافیت از حافظه اش رفته، سفید فکر می کند. با هم کنار می آییم و رو به زوال بودنش را تحمل می کنم. حرفهایش را می شنوم، کشان کشان می بَرَمَش، کارهایمان را سر و سامان می دهیم. حواسش را پرت می کنم از دردها و کم آوردن ها، حواسش را پرت می کنم از حواس، به زمانی می بَرَمَش که مثل لباس، ترکَش کنم و خستگیهایش برای همیشه تمام شوند. برایش از روزهایی می گویم که سبکبار خواهیم بود و یادش نمی اندازم که


ه ن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میزبانی ماه  

به قلم خودمگاهی باید خودت را از دریچه ی نَفس، کشان کشان،آسمان بردوش،تا نینوا بدرقه کنی...وسربر زانوی فُرات بگذاری تا برایت روضه بخواند...وشمع ها ... بزنند...وتو درخیمه ی دلت اتراق کنی ...وآنقدرحُرشوی...تاحنجره ی تاریخ تو را تا ابد بنوازد...


میزبانی ماه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من پیر ِ میخانه ی ِ تو..  

دو سه خط از عشق بگو دو سه خط از عشق بخوان با ما به از این بمان ای هستی خلق جهان دو سه خط از مهر بگو ای یار مهربان من بوسه بزن بر لب این دیده پرباران من مهربان من با من عاشقانه باش تا من بی تو نروم دامن کشان از بر تو سوی دگر دو سه خط از دل بگو از دلبری تا دلهره دلبند دل نازک من دلم از دلشوره پره دلربای من با من عاشقانه باش تا من بی تو نروم دامن کشان از بر تو سوی دگر ته نوشت با صدای زند ... ی میمیرم برای این آهنگ.


من پیر ِ میخانه ی ِ تو..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت - مولوی  

آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت بی دل و بی خودت کنم در دل و جان نشانمت آمده ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل تا که کنار ... رمت خوش خوش و می فشانمت آمده ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا همچو دعای عاشقان فوق فلک رسانمت آمده ام که بوسه ای از صنمی ربوده ای باز بده به خوشدلی خواجه که وا ستانمت گل چه بود که گل توئی، ناطق امر قل توئی گر دگری نداندت ، چون تو منی بدانمت جان و روان من توئی ، فاتحه خوان من توئی فاتحه شو تو ی ... ری تا که به دل بخوانمت صید منی شک


آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت - مولوی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

او میرود دامن کشان  

غم انگیز تر از این هم هست که پایان تمام دوست داشتنها از هر نوعی، به رفتن ختم میشه...؟


او میرود دامن کشان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

pulp  

تمامی quot عامه پسند quot یک توهم است. یک توهم هالیوودی. یا با این مساله کنار می آییم و تا به پایان داستان می رویم و با خودمان تحلیل های روان شناختی می کنیم چه سواد یش را داشته باشیم و چه نه ؛ یا با آن کنار نمی آییم تا هر جای داستان که شد گیرم تا همان پایان کشان کشان می رویم و به خودمان دری وری می گوییم که چرا یک کتاب ارزش دستمان نگرفته ایم. توهم هالیوودی پر است از مز فات پر زرق و برق، تمامی خواسته های بشر در ترین شکل ممکنشان مشترک بین کارتن خواب و پنت


pulp
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت - مولوی  

آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت بی دل و بی خودت کنم در دل و جان نشانمت آمده ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل تا که کنار ... رمت خوش خوش و می فشانمت آمده ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا همچو دعای عاشقان فوق فلک رسانمت آمده ام که بوسه ای از صنمی ربوده ای باز بده به خوشدلی خواجه که وا ستانمت گل چه بود که گل توئی، ناطق امر قل توئی گر دگری نداندت ، چون تو منی بدانمت جان و روان من توئی ، فاتحه خوان من توئی فاتحه شو تو ی ... ری تا که به دل بخوانمت صید منی شک


آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت - مولوی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شروعی بی پایان  

از تراس کوچه را می نگرم. آدم ها هجوم آورده اند و آن وانتی ِ دوره گرد مثلِ اسرافیل که در صورش می دمد، در آن بلندگوی ِ ف ... تنی اش جار می زند سیب زمینی، پیاز، گوجه... و آن دختر ِ سه ساله با موهای ِ ... مایی ِ بافته شده و لباس صورتی و کفش هایِ پاپیون دارش ، دست در دستِ مادرش کشان کشان به سمت ِ وانت می رود و هر لحظه ممکن است نقش زمین شود.کتابم را بر می دارم و بازش می کنم اما فقط نگاهم به کتاب است، خواندنی در کار نیست، به آن دختر ِ سه ساله فکر می کنم. به راه رف


شروعی بی پایان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خستگی ازنوع مفرط  

چقدر خسته ام... برع ب که تا خودصبح بیداربودم وبه مادرم نگاه می واوبه من نگاه میکرد، امشب آنقدر خسته ام که حتی عصر سرکلاس با آرمان وقتی یک تمرین برای حل به اودادم سرم روی شانه ام افتاد.. چرت میزدم...درعرض دوسه دقیقه...ازصبح زود تاهمین حالا درگیربودم.. تاظهر کارهای بیمه وبیمارستان ودوندگی هایش، بعدازظهر ملاقات بابا ،بلافاصله بعدازآن کلاس آرمان وبعدازکلاس روی تخت روزبه پخش شدم اما مادر دلش هوای شاه چراغ رفتن کرده بود باهربدبختی بود کشان کشان بام


خستگی ازنوع مفرط
منبع :
درخواست حذف این مطلب

او میرود دامن کشان  

غم انگیز تر از این هم هست که پایان تمام دوست داشتنها از هر نوعی، به رفتن ختم میشه...؟ نای حرف زدنم نیست... چه تجربه های دردناکی هستند دوست داشتنها


او میرود دامن کشان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان  

از دورترین خاطره‎ای که به خاطرم خطور میکند، تا نزدیکترین خاطره‎هایم، یکی از اصلیترین و اصیلترین تجاربِ زیسته‎یِ من، تجربه ”از دست دادن“ بوده است. اینکه مُدام در زندگی در حالِ از دست دادنی، چه از دست دادنِ چیزها، و چه کَسان اشخاص ، به نظرم تجربه‎یِ تلخی است، امّا بصیرتی هم دارد و آثار و نتائجی نیز. توگویی قرار است همه چیز و همه روزی بروند، همه چیز و همه کَس رو به افول و روی در غروب دارند، همچنان که روزی آمدند و به کف آوردمشان، روزی نیز خواه


این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

.... عاقبت کار شیخ عطار ....  

در زمانی که قوم وحشی مغول به ... اسان و نیشابور هجوم آورد و دست به کشتار زد، از جمله ... انی که به دست آنها اسیر شد شیخ فریدالدین عطار نیشابوری عارف بزرگ بود. مغولی ، اورا کشان کشان با خود می برد. ... ی پیر فرزانه را شناخت وبه سرباز مغول گفت هزار سکه طلا به تو میدهم او را به من واگذار. شیخ به مغول گفت ارزان نفروش که بیش از این می ارزم مغول او را با خود می گرداند تا بیشتر بفروشد. بیش از آنکه گشت و خسته بود تا ... ی او را گفت این پیر را به کیسه کاهی بیش از این


.... عاقبت کار شیخ عطار ....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جنگ جهانی nم  

بدون حرکتی اضافه همانطور دراز میکشد روی زمین و خیره میشود به سقف مریض که صورت سفیدش زرد شدهبولشویک ها به ی لنین توی دلش کودتا راه می اندازند و استالین میلیون ها میلیون ها حس و عشق ن قلبش را هلاک میکندموسولینی توی سرش خیال عظمت دوباره ی روم باستان را میپروراند و هیتلر گوشه ای نشسته و با مداد شمعی بنفش صلیب ش ته میکشدپشت چشم هاش یک عالم خستگی میدود و توی دست هاش اتش ها شعله میگیرندمورچه ها کتاب عربی و قرابت و پنج بحث روی زمین را ورق میزنند و بلن


جنگ جهانی nم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بچه ها،به صورت دنیا رنگ میپاشند...  

وقتی بچه های کوچک دوان دوان به طرفت بیایند و دستت را ب ... رند تا برای لحظاتی تو را از دنیای خسته کننده ات بیرون بکشند و کشان کشان به طرف دنیای و ... دیزنیِ رن ... شان ببرند و وقتی مینشینی و از بازی ... با آنها و نقاشی کشیدن و سر هم ... کاغذ رن ... و چوب بستنی و قوطی و مقوا لذت ببری و پا به پایشان ذوق کنی، مطمئن می شوی که این دنیا را فقط به خاطر بچه هایش دوست داری و نه چیز دیگر... و احساس میکنی که کودک درون تو، همپای آنها سه ساله، هفت ساله و نه ساله میشود...میخن


بچه ها،به صورت دنیا رنگ میپاشند...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بچه ها،به صورت دنیا رنگ میپاشند...  

وقتی بچه های کوچک دوان دوان به طرفت بیایند و دستت را ب ... رند تا برای لحظاتی تو را از دنیای خسته کننده ات بیرون بکشند و کشان کشان به طرف دنیای و ... دیزنیِ رن ... شان ببرند و وقتی مینشینی و از بازی ... با آنها و نقاشی کشیدن و سر هم ... کاغذ رن ... و چوب بستنی و قوطی و مقوا لذت ببری و پا به پایشان ذوق کنی، مطمئن می شوی که این دنیا را فقط به خاطر بچه هایش دوست داری و نه چیز دیگر... و احساس میکنی که کودک درون تو، همپای آنها سه ساله، هفت ساله و نه ساله میشود...میخن


بچه ها،به صورت دنیا رنگ میپاشند...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از جمع سر کشان به سوی جمع سرخوشان...  

هو سرمستی و سرخوشی یعنی سجاده و جا و مهر آقا را که بابا چند ماه پیش یادگاری گرفت بگذاری تو کیفت، با یک شکلات و خوشحال و خندان و دست افشان و پای کوبان، آماده عیدِ شیرینِ فطر شوی پشت سر حضرت آقا جان روحی و نفسی و مالی فداه و لمولاه... و تازه همزمان چمدانت را هم ببندی به آهنگ اسانِ رضوانِ رضوی و استشمام نفحات لطف الرئوف ولله الحمد...


از جمع سر کشان به سوی جمع سرخوشان...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از جمع سر کشان به سوی جمع سرخوشان...  

هو سرمستی و سرخوشی یعنی سجاده و جا و مهر آقا را که بابا چند ماه پیش یادگاری گرفت بگذاری تو کیفت، با یک شکلات و خوشحال و خندان و دست افشان و پای کوبان، آماده عیدِ شیرینِ فطر شوی پشت سر حضرت آقا جان روحی و نفسی و مالی فداه و لمولاه... و تازه همزمان چمدانت را هم ببندی به آهنگ اسانِ رضوانِ رضوی و استشمام نفحات لطف الرئوف ولله الحمد... عنوان اختیار زبانی دارد یا وزنی یا هیچکدام؟ d


از جمع سر کشان به سوی جمع سرخوشان...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هفتصد و سی و پنج  

سر بر شانه ام بگذار سفري در پیش است به انتهایی ترین رویای زندگی چشم هایت را به خواب بسپار دستانت را هرم دستانم تو را نزد خورشید خواهم برد سفري در پیش است سفري تا گرم ترین بوسه های مهر نشسته بر زیباترین پیشانی سر بر شانه ام بگذار سفري در پیش است ... فرزانه روح وحشی \+و زمان بهترین روشنگر است


هفتصد و سی و پنج
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

شب از راه می رسد و خورشید هیاهو کنان اعماق مغرب را در می پذیرد و به هر حال دیگر هیچ چیز برای من دلپذیر نیست ... فریادی به خاطر درد دردی به خاطر عادت و عادتی پی آمدِ هیچ تردید را آینه ای بگذار داستان همه این است و اشتیاق را قانونِ یکنواختِ تصاویر باطل می کند ... روز از راه می رسد و خورشید خمیازه کشان فراخوانِ مشرق را آماده می شود و به هرحال دیگر هیچ چیز برای من دلپذیر نیست ... سی و یکم مرداد هشتادودو


منبع :
درخواست حذف این مطلب

خاطره ای از شهید مهدی نورزوی  

رفتار شهید نوروزی در شب شهادتش عجیب بود ؛ زیرا غسل شهادت انجام داد و پیراهن مشکے که همه ساله برای اقامه عزای ائمه به ویژه محرم و صفر می پوشید را بر تن ڪرد . فردای آنروز در آ ... ین عملیات سامرا مهدی سکان فرماندهی را برعهده داشت و برایش به نتیجه رسیدن عملیات خیلی مهم بود . با انرژی عجیبے که داشت از این سو به آن سو می رفت و عملیات را هدایت مےڪرد . ما تقریبا در ڪمین دشمنان افتادیم و آتش سن ... ن از چند طرف به سمت ما می بارید ، از سه طرف به ما تیراندازی می


خاطره ای از شهید مهدی نورزوی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هوایی ام به هوای تو، حتی هنوز هم...  

هوالمحبوب هنوز هم بهار زیبایی هایش را دارد؛ هنوز هم میتوان در آغوش اردیبهشت آسود؛ هنوز می توان به درخت های سبز، به گل های تازه رسته، به چمن های باران خورده، دل خوش کرد. هنوز فرصت هست برای نوازش ، برای بوسیدن، برای دلبری ؛ هنوز می توان صبح ها با لبخند راننده ها، انرژی گرفت؛ می توان پا به پای دویدن های ایلیا ذوق کرد و غرق خنده شد؛ هنوز می توان کتاب خواند و لذتش را به اشتراک گذاشت؛ هنوز می توان جنگید برای سهم بیشتر، می توان در کوچه های داغ بهاری ر


هوایی ام به هوای تو، حتی هنوز هم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رسوایی ...  

ازم پرسید « چرا خودتونو دوست ندارین ؟ » … وقتی بعد سه دقیقه تونستم جوابشو بدم ، گفت :شاعر میگه با درد کشان هر که در افتاد بر افتاد...برام آرزو کرد :۱. زندگی درازهامیدوارم حال بدتون زود تر تموم شه nbsp ۲. سعی کنین ح ون خوب بشه خدا رو هم بدست میارینانشاالله.........شبتون خوش


رسوایی ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر اجتماعی درد / درد جان دارد خودم دیدم جان دارد  

درد جان داردخودم دیدم جان دارد گاه درقرصهای بی درمانی در صعب العلاجی مزمنبلعیده می شود گاه در گیلباسهای کودکی ژنده پوشاز تیر چراغ برق بالا میرودو گنجشکها را فراری میدهد درد جان داردخودم دیدماز گرده های کارگرِ نشسته بر میدانبالا میرودتا یکی پیدا شودبه بیگاری اش بگیرد گاه سوار بر دوش زنی تنهااز آنسوی خیابانکشان کشانبه آدرسی در نا کجا آبادملحق میشود درد جان داردپرواز میکنددر بالهای پر حسرتِمرغان مهاجر وقتی تالاب می خشکد درد انتظار می کشدد


شعر اجتماعی درد / درد جان دارد خودم دیدم جان دارد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زیرزمین  

دیروز دست خودم را گرفتم و کشان کشان به داخل زیرزمین بردم.با ابهتی پدرانه در را به رویش قفل و با ص که میخواست نلرزد گفتم بشین و فکر کن به کارت تا وقتی هم مشکلت رو حل نکردی بیرون نمیای عصا ن پشت در راه میروم و به دختر جوانم که با غم دست و پنجه نرم میکند، می شم. پانزده ساعت از آن موقع میگذرد ولی هنوز، هیچ ص از پشت در نیامده است


زیرزمین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وارون ...  

امروز از قصد راهم را طولانی ... ... می خواستم به دور از چشم خیابان تو کوچه پس کوچه ها قدم بزنم.هرچقدر می خواستم تند تر بروم نمی شد.پاهام جان نداشت.نگاهم اما می دوید... من همین طور کشان کشان می رفتم و نگاه می ... .به خانه ها به پنجره ها به سر در ها به گلدان های شمعدانی روی تراس،به برگ های پهن و ... انگور که رو دیوار ها خزیده بود. به گربه ای که روی پله های ترک خورده ی خانه ای متروکه خو ... ده بود.به باجه زنگ زده ی تلفن که راستی راستی زیر پاهاش علف ... شده بود.به ت


وارون ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

متن آهنگ عاشق کشان  

بنام آنکه هستی شیدای اوست متن آهنگ عاشق کشان، شعر و ملودی و آهنگ و اجرا از آبتین روحبخش و تنظیم و می و مسترش از شاهین یوسفی عاشق کشان فراوان آباد روی آنان دلدادگان مهجور فریادها ز هجران سیلاب اشک عشاق دریای غربت و آه تک تکشان رهسپار بسوی پایان راه سنگین شده برایم این جسم و این تن من بگذار گردد کهنه لباس بر تن این را دریده از تاریکی رهیده از خود رمیده سوی آغوش تو پریده این درد ی من بگذار چاره گردد بگذار در پناهت باشم رها ز هر بد تنهایی های من رو


متن آهنگ عاشق کشان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یک پنجره برای دو دیوانه کافی است..  

وقتی یک جای زندگیَت اب می شد ، تو می توانستی بلند شوی و همه چیز را سر و سامان ببخشی . اما هر چه قصه پیچیده تر می شد تو بیقرار تر و گیج تر و درمانده تر می شدی .. این را من فهمیده بودم ؛ باید منی می بودم که باشم ، که بیایم پریشانی ات را آرام کنم ، بیایم به زانو هایت قدرت برخاستن و به دستانت قدرت ساختن بدهم ... وقتی یک جای زندگی ام اب می شد ، من اول و آ ساختن ِ قصه را بلد بودم ، اما باید تویی می بودی که باشی ، که بیایی پناهم بشوی ، قدرت ِ دستانم بشوی ، تکیه گ


یک پنجره برای دو دیوانه کافی است..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یلدا مبارک  

می رود دامن کشان از محضر این پاییز هم شاخه ها خشکند و سرما می رسد از بیش و کم باز هم یک فال حافظ در شب یلدای سرد می کند بیرون ز دل ها هر چه از اندوه و درد شعر از \#فاطمه\#نوت_نویس


یلدا مبارک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ای باران  

تا ماه شب افروزم پشت این ها نهان استباران دیده ام، همدم شبم یارِ آنچنان استجان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگرددماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استای باران ای باران از غصه ام آگاهیبزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهاییبگو به خاک هم نشین ماهیمی باری بر مزارش خوش به ح که بارانیاز قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همیبوی ماهم کشان ابرِ خاکش، ابرِ باران


ای باران
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سلام خدا بر تو ای حسین علیک السلام  

بسم الله سلام خدا بر خوب خوبان. سلام خدا بر کشتی نجات. سلام خدا بر مصباح هدی. سلام تو را من و خانواده و مال و جان و دار و ندارم به فدا. سلام آقا جان. دلتنگ می خواهی آقا. دل ش ... ته می خواهی آقا؟ اینجاست همه اش. می شود به هیئت تک نفره من سر بزنی آقا؟ روضه می خوانم آقاجان. روضه غریبی و بی ... ی و تنهایی. روضه می خوانم و با هر کلامش جانم به آتش میوفتد. آقاجان، حالا یتیمی و کوچه گردی و تنهایی را نه که بفهمم، کمی فقط لمسش ... که من کجا و ک ن یتیم و ... ن و فرزندان ش


سلام خدا بر تو ای حسین علیک السلام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جامه دران  

این جا بمان، تمام جهان عاشقت شدندتنها نه من، زمین و زمان عاشقت شدندای بره ی سفید به غیر از شبان تویک گله گرگ، زوزه کشان عاشقت شدندمنصورها به شوق تو بالای دارهارفتند و با صدای اذان عاشقت شدندسنتور و نی، تنبک و دف، مست می زنند«ماهور» و «شور» و «جامه دران» عاشقت شدنددر «رودکی» و «کلهر» و «لطفی» نشسته ایچنگ و کمان چه، تار ... ن عاشقت شدندحتی خدایگان به تنت غبطه می خورندآیات در یقین و گمان، عاشقت شدند\- وحید پورداد nbsp


جامه دران
منبع :
درخواست حذف این مطلب

rabindranath tagore  

آوازی را که می خواستم بسرایمتا به امروز ناسروده ماندههمه ی روزهایم را در بستنو گسستن تارهای سازم گذرانده امزمان به حقیقت نپیوستهواژگان به درستی در جای خود نیستنددر دلم تنها، دردِ آرزوستشکوفه دهان وانکردهتنها باد، آه کشان می گذردرویش را ندیده،صدایش را نشنیده امتنها آواز نرم گامهایش رااز جاده ی رو به روی خانه ام شنیده امروزی به درازای یک عمربرای گستردن سریره بر زمین گذشتهاما هنوز چراغ روشن نشدهو نمیتوانماو را به سرای خویش بخوانمبه امید د


rabindranath tagore
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... قطعه ی نای عشقم؛ کنسرت سپیده رئیس سادات و گروه مضراب در تورنتو کانادا، سال 2012 (تصویری)  

نای عشقم تشنه ی لب های تو خامشم دور از تو و آوای تو همچو باران از نشیب دره ها می گریزم خسته در صحرای تو موجکی ... دم به امیدی بزرگ می روم تا ساحل دریای تو هو کشان همچون ... ن کوهسار می دوم هر سوی ره پیمای تو مست همچون بره ها و گله ها می چرم با نغمه ی هی های تو مستم از یک لحظه دیدارت هنوز وه چه مستی هاست در صهبای تو زندگانی چیست؟ لفظ مهملی گر بماند خالی از معنای تو لینک ... حجم 43.7 مگابایت


... قطعه ی نای عشقم؛ کنسرت سپیده رئیس سادات و گروه مضراب در تورنتو کانادا، سال 2012 (تصویری)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پیام تسلیت درگذشت منصور پورحیدری  

منصور پورحیدری اززحمت کشان وبزرگان فوتبال ایران بود ودرگذشت وی ضایعه بزرگی برای ورزش فوتبال به شمار می اید. روابط عمومی باشگاه پدیده صبا شهرداری منطقه 14 درگذشت منصور پورحیدری رابه جامعه ورزش وهواداران استقلال واعضای پدیده صباتسلیت عرض مینماید.


پیام تسلیت درگذشت منصور پورحیدری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شوخی با ادبیات کهن: منت را...  

منت را ... منت را \-من و قل\- که کشیدنش آفت غیرت است و به دود اندرش علاج همت.هر کششی که فرو میرود مضر حیات است و چون بر می آید م ... ب ذات «اعملوا ال وافور چرتا و قلیل من عبادی الغیور » از چشم و دهان که برآید کز عهده چرتش بدر آید بنده وافور همان بهتر است روی به تسلیم و رضا آورد ور نه اگر شد قدغن کشت آن روی خماری به کجا آورد آفات غیرت لاکتابش همه را رسیده و دود نشئه بی حسابش همه جا کشیده.خشتک شلوار نشئگان به خمار فاحش بدرد و سوخته شیره کشان را به بهای نازل


شوخی با ادبیات کهن: منت را...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ارزی ... مقدماتی آزمون خویشتن!  

اگر از احوال ما پرسیده باشید، حال ما خوب است. ملالی نیست جز دوری شما...روزها میگذرند، تند مثل برق... میدوم، نه با سرعت. کشان کشان. اما زند ... انگار میدان مسابقه است. شبیه دونده نیستم، اما بهرحال شرکت کننده این مسابقه ام. زند ... شاید چند ماه پیش که همین جا قول دادم امتحان ب ... رم از خودم حتی همین قدر را هم باور نمی ... . رویهمرفته بد نبود...راه را که باید خودمان پیدا و تعریف کنیم...گم نشده ام دست کم، بد نبوده تا امروز. گزارش و مرور ادبی از آنچه خواندم نوشت


ارزی ... مقدماتی آزمون خویشتن!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زحمت کشان دیروز هیات محبان الرضا(ع)  

به لطف خداوند و یاری دوستان، فعلا زمین در مرحله آماده سازی برای فونداسیون می باشد و خبر خوش اینکه دیروز که پیمانکار برای بتن ریزی کف آمده بود قرار شد بتن کف را که حدود 16 میلیون هزینه می شود را بصورت رایگان و خیر خواهانه انجام دهد.


زحمت کشان دیروز هیات محبان الرضا(ع)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سفری در راهست...  

سفري در راهست بسته ام بار سفر کوله بارم پ ... رسش لبریز دعا گامهایم خستست اما دل کاوشگر من همگام زمین پی خورشید حقیقت عزم گردش دارد.... یا ضامن آهو


سفری در راهست...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به پیش!  

سفري در پیش است ، سفري دراز به گوشه ای از خاک سرزمین. گر فلک یاری کند و این سفر سرگیرد چه شادی ها که نکنیم و لذت ها که نبریم. این ماه سرد و بی امید را فقط به امید آمدن آن روزها خواهم گذراند.


به پیش!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دختر ناشی پاییز  

سلام باز هم اونقدر ننوشتم که دلم تنگ شد برای غرغرهام اینجا توی این چهار دیواری تپل خانم طور که برای خودمه مثل یک سرمایه از اون گنجه ها که مادرجون ها توی قصه ها دارند .خلاصه که امروز بعد از یک کش و قوس وحشتناک به خاطر هفته پر کار و پر استرس و پر از تنشی که گذشته با شوخی و خنده و خوشحالی غروب رو سپری و هفته رفت که تمام بشه .فردا صبح هم باید بروم دنبال کارهای پایان نامه و تموم .وقتی یک چیزی تموم میشه و میره پی کارش بهش که فکر می کنی تازه می فهمی چقدر ک


دختر ناشی پاییز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماهی  

دیروز باز هم مجبور شدم قبول کنم آن لباس های تنگ ناراحت را تنم کنم و بچپم گوشه ی ماشین و یک بعد از ظهر کامل را بین حرف های بی سر وته و تمام نشدنی فامیل مادری حیف کنم. غذایی که پخته بودند ماهی بود، ماهی جنوب –یا هرچه، مهم نیست. مهم این است که مثل بقیه ی ماهی ها درست عین جلبک ... ج و له بود و بوی رطوبت و چربی می داد. حالم داشت به هم می خورد. محض رضای خدا یک نصفه لیمو هم سر سفره نیاورده بودند. نتوانستم بیشتر از چند قاشق را در حلقم فرو کنم. بشقاب را سر دادم


ماهی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تب و افات ...  

امروز نوه ی عزیزم آقا ماتیار عزیز تر از جانم تب کرد البته طبیعی ست فصل پائیز است و سرما خوردگی شایع ترین کمی پاشوره کردیم استامینوفن تب بر دادیم کمی غذا و نهایتا کمی آب الحمدالله تا غروب که اینجا بودند کاملا تب فروکش کرده بود ولی الان مادرش زنگ زد که ظاهرا دوباره تب کرد و بردند .... انشاءالله که چیز مهمی نیست و اما افات ... دامادمان خواهری تعریف میکرد قدیم تر ها در محل آنها یکی از روستاهای اطراف ساری اگر ی تب میکرد چند روز او را زیر چندین لحاف و پ


تب و افات ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ای دل چه ... شیده ای در عذر آن ...  

ای دل چه ... شیده ای در عذر آن تقصیرها زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا چندین چشش از بهر چه تا جان ت ... خوش شود چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا از بد پشیمان می شوی الله گویان می شوی آن دم تو را او می کشد تا وارهاند مر تو را از جرم ترسان می شوی وز چاره پرسان می شوی آن لحظه ترسا


ای دل چه ... شیده ای در عذر آن ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تکه های خوش بختی  

دو روز است ک وقتی صبح برای رفتن بیدار می شوم با پیامکی ب لطافت باران و عطر دوستی روبرو میشوم... حس میکنم هرچند آدم ها حس کنند دارند در جهنم بی عاطفگی زندگی می کنند باز هم گاهی میتوانند تکه هایی از خوشبختی را ببینند زیباترین چیز ها و کارها برای من آنهایی هستند ک حس کنم طرف مقابلم هییییچ دین و بدهی ای ب من نداشته و کاری برایم انجام داده مثل دوستی ک بعد از چهار سال دوری هنوز یادش هست ک تولدم را تبریک بگوید هنوز برایش مهم است ک خودش را کشان کشان ب من


تکه های خوش بختی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زن ن ... ر  

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیرمن گرفتم تو ن ... ر چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ... ره سیرمن گرفتم تو ن ... ر بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیریاد آن روز بخیر زن مرا کرده میان قفس خانه اسیرمن گرفتم تو ن ... ر یاد آن روز که آزاد ز غمها بودمتک و تنها بودم زن و فرزند ببستند مرا با زنجیرمن گرفتم تو ن ... ر بودم آن روز من از طایفه دُرد کشانبودم از جمع خوشان خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیرمن گرفتم تو ن ... ر ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرمبستر راحت و نرم زن م


زن ن ... ر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امشب به یاد رامی❤  

امروز توی مسیر، از خود ونک تا نیایش جوان نازنین جنوبی با پوست آفتاب سوخته ی خوشایندش برخلاف تمام هنرمندهای اتوبوسی بی استعداد، بی هیچ چشم داشتی به مردم یک نفس توی نی انبان همراهش دمید و دلم را کشان کشان با خودش به سمت شط بُرد. ماه ها پیش کازیوه یک فایل مصاحبه از یک نویسنده ی جنوبی فرستاده بود که حالا اسمش یادم نیست اما پسرک آ ... مصاحبه یک ترانه ی جنوبی از ابراهیم منصفی درخواست کرد که ملودی اش به طور معمول بعد از چندین بار گوش دادن مصاحبه زیاد ت


امشب به یاد رامی❤
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قوطیِ کبریت  

قوطی کبریت در هر حال و ح ... ی توی دست گره کرده اش بود و آن را رها نمی کرد. البته ح ... هایش فقط به شش بخش تقسیم می شد. ح ... نشستن و به زمین خیره ماندن روی تشک، ح ... خو ... دن روی همان تشک، ح ... غذا خوردن، باز هم روی همان تشک، ح ... غذای حاجت گرفتن کمی آنطرف تر از تشک، ح ... ... خواندن و در نهایت ح ... چای دم ... روی تشک که مهم ترین ح ... از میان آن ح ... های شش گانه بود. قوطی کبریت به جانش بسته بود، چون وقت و بی وقت هوس چای میکرد. هوس که نه، یک جور اعتیاد بود. از همین رو می


قوطیِ کبریت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاش سرخپوست بودم ...  

دلم می خواست یه دختر سرخپوست بودم ازاونایی که صبح بیدار می شدم دوتا خط می کشیدم زیر چشمام ... موهامو می ریختم دورم ... تاج پرم رو می ذاشتم روی سرم و سوار اسب می رفتم بیرون اون وقتایی که دلم از زمین و زمان می گرفت ، هووووووو هووو کشان می رفتم تو جنگل تیر رو می ذاشتم تو تیرکمون و تا جایی که می خواستم می کشیدم و بعد رهاش می ... توی آسمون ، شایدم اونقدر پا ... رو سنگهای کنار رودخونه راه می رفتم تا آروم بشم . شاید آتیش روشن می ... و همه قبیله ، دور هم می نشستیم


کاش سرخپوست بودم ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

می ارزد  

یک نفس با تو کشیدن به جهان می ارزد ساعتی با تو به صد سال زمان می ارزد لحظه ای خیره به چشمان تو و مست شدن به سبوی همه ی باده کشان می ارزد غنچه ی خنده که بر روی لبت می شکفد به هزاران گل لبخند ن می ارزد.... ارزش بودن همراه تو در مقیاسی ست که به اندازه ی هر گنج نهان می ارزد تابشی را که نگاهت به دلم می ریزد به شب و گنبد الماس نشان می ارزد عشق تا در بزند دل به تپش می افتد تپش عشق به شور و هیجان می ارزد عاشقی با گذر عمر ندارد ربطی..... عشق در منظر چشم همگان می ار


می ارزد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غر نوشت  

ناله کنان و کشان کشآن یک ساعتیست کامل بیدار شده ام. 31 عدد گردو را میشکنم و مغزشان را توی مشما میریزم و به گذر زمان فکر میکنم ، ... ما و انارها را توی چمدان جا میدهم و به روزهای تکرای ِبعدی ِ پیش ِ رو فکر میکنم . نهار ... و چهار شنبه را رزرو میکنم و به روزهای پیش ِ رو فکر میکنم . وسایل هارا میچپانم توی چمدان و به کوکویی که دوست ندارم بپزم فکر میکنم . بابا بییدار شده برایش چایی میریزم و به مامان فکر میکنم. ندا کارت و لباس زهرا را که توی اتاقش جا گذاشته را


غر نوشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تبریک روز معلم  

بنام خداوند مهربانصحبت از معلم است و نام آمیخته با روشنی او که خوش بوترین رایحه دل هاست. معلم برای برداشتن رکودها و تیرگی ها از جان و عمرش میگذرد .یگانه فکوری است که در ادامه بهار، نکات سبزش همیشه جذاب است و دل نشین. و اینک روز اوست تمامی مدیحه سرایان ادب، این چنین بوسه بر دست معلم می زنند بالاترین نقطه نور، جایی است که نخستین خوبی تو آغاز می شود.فرشتگان برای معلم بال می گسترند . روز معلم بر همه زحمت کشان راه دانش و پویایی مبارک


تبریک روز معلم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

در معابر سرد شهر  

من بودم و کلاغ ها در معابر سرد ماه آ پاییز . ته مانده برگ درختان در طیف خورشیدی درخشانی بر شاخه های در اهتزاز بودند و ردیف های سرو و صنوبر و کاج ، فاتحان بازمانده از هجوم خزان در امتداد گذرگاه ها برافراشته بودند . لحظاتی در اثنای راه ، انگار زمین ایستاده باشد . وهم سکوت فضا را فرا می گرفت و حتی کلاغ ها ، پاورچین قدم برمی داشتند . شاید آنگاه که زمین ایستاده است زمان هم متوقف شده باشد . ی از عمر که در تقویم و تاریخ نمی آید . زمان های فراموش شده ای که م


در معابر سرد شهر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تبریک  

هفته نیروی انتظامی مبارک باد شورای فرهنگی پیام نور فریمان ، فرا رسیدن هفته نیروی انتظامی را به زحمت کشان این نهاد تبریک گفت. هفته نیروی انتظامی فرصت مغتنمی است برای تجلیل از بزرگ مردانی جان بر کف که بی تردید کار و تلاش خستگی ناپذیر و ایثاربی وقفه آنان زمیـنه ساز استقرار سلامت اجتماعی و امنیت جامعه ی است. لذا از فرصت ، استفاده نموده ؛ ضمن گرامیداشت یاد و خاطره ء و ایثـارگران نـاجا، هفـته نیروی انتظامی را ، تبریک و تهنیت عرض می نمایم


تبریک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مروارید  

شعری از نادر نادر پور همچون ونوس کز صدفی سر برون کشید دامن کشان ز جام ... م برآمدی یک لحظه چون حباب ... آمدی به ... و آنگاه کف ... ن به لب ساغر آمدی آن شب ، اتاق من به مثل جام باده نور چراغ من به مثل رنگ باده داشت درهای بسته چون دو لب ناگشوده بود رخسار ... آن همه چشم گشاده داشت من همچو موجی آمدم و خواندمت به ... اما تو چون حباب ، سراپا شدی نگاه چشمان نیم ... ه ی تو چون صدف شکفت اشکی در آن نشست ز ... شه ی گناه گفتم نگاه کن این در گشوده شد این در که پلک چشم تو باشد ،


مروارید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ای مه جبین در ملک چین  

تندی مکن با کاروان محمل بدار ای ساربان بمان ای یار من ای افسون ماندن شرار داغ من باش از سودای بیژن بهار باغ من باش بر خوان من ز اخوان من گرگان ش ته سکان من ای جان عاشق به چنگ مهوشان تو ش ته سبو به سنگ می کشان تو به چنگ چاوشان تو نشان تو تو ماه شبانه نگاهم به ره باش بیا تا بیکرانه به راهم نگه باش من بی ماه رویت نبینم به سویت بیا کز موی تو رسد دل به کویت ای یار و دلدارم ای آهوی مشکینم گر آسمان بگذارد کام دل مسکینم ای گمگشته عاشق به شهر دورمان کوچ شو فی


ای مه جبین در ملک چین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سفری مسئولانه به بیخ  

✅✅شبکه اکوتوریسم سفري مسئولانه به منطقه بیخ. جاذبه ها بازدید و آب تنی در یکی از زیباترین رودخانه های پر آب هرمزگان، عکاسی در طبیعت. مدت سفر یک روزه. زمان اجرا رفت صبح ... 95 07 23 ساعت 7 00 از درب بازارچه پارک شهید دباغیان بندرعباس. برگشت عصر ... 95 07 23 از منطقه بیخ. ادامه مطلب


سفری مسئولانه به بیخ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سرزمین مردگان  

این روزها وقتی به وبلاگ ها سر می زنی یاد سرزمین مردگان می افتی... سرزمینی که باد از لابلای دیوارهای نصفه نیمه اش زوزه کشان خود را به صورتت می رساند و بوی غم و تنهایی را در وجودت پخش می کند... اینجا سرزمین فراموش شدگان است، انسانها دسته دسته از این دیار رفته اند، آنها رفته اند اما خانه هایشان را با خود نبرده اند... گویی همه آنها سراسیمه از اینجا کوچ کرده اند. اینجا وبلاگ است، سرزمینی که آدم های زیادی تا چند سال قبل در آن زند ... می ... د، اما این سرزمین


سرزمین مردگان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

انتخاب آ ...  

دخترک بغض کرده بود. نمیتوانست بین پدر و مادرش یکی را انتخاب کند. همین جور توی فکر بود که صدای غول او را به خودش آورد «یالا، یکی را انتخاب کن، وگرنه هردویشان را از دست میدهی.» به پدر و مادرش که به طناب پوسیده آویزان بودند، نگاه کرد. باید مادرش را انتخاب میکرد که به ته دره برود یا پدرش را؟ اشک در چشمانش جمع شد . دیگر طاقتش را از دست داد و زد زیر گریه . مادر نگاهش کرد و در دل با خود گفت حتما میخواهد پدرش را انتخاب کند. او اصلا پدر خوبی برایش نبود. هر رو


انتخاب آ ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تسلیت ...  

سلام تسلیت واژه کوچکی است ... معدنچی بودن و به عمق چند هزار متری رفتن کار هر ی نیست. من اگر بخواهم به داخل یک چاه نه یک گودال حداکثر ده متری خم شوم و نگاهی بیاندازم با دو دستانم تکیه گاهی برای خودم درست میکنم که خدای نکرده سقوط نکنم. ولی کارگران معدنچی تمام ساعت کاری خود رو در عمقی زیاد با سخت ترین شرایط به کار میپردازند که وصفش رو باید از خودشان پرسید یا خانواده هایشان ... تسلیت به خانواده این بزرگواران زحمت کش که نان آور خانه ی خود رو برای لقمه ن


تسلیت ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.588 seconds
RSS