جستجو ها
برترین ها


سهره جنگلی یا بلبل خوبیسه

#سهره خوب  

مشخصات ظاهری سهره طلایی خوب و عالی۱ _ سر بزرگ و گرد۲_ قدوقواره کشیده و قلمی ۳_ نوک پهن و دراز حربه دار ۴_چشم گرد و درشت۵_نقاب پهن و کامل .پررنگ۶_پرهای صاف و منظم ۷_پر رو و شجاع نترس نکته تمام نشاندارها خوب هستن.بویژه چهار گل و زنجیری


#سهره خوب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

* بلبل مست  

بلبل مستم ..... در طرب يار در حیران سرگشته و گیجم ........... چو اسیری در میدان يافته ام گنجی .... مثال کیميا ............. در زمین خدا شده ام زخمی به دستانش ..... بیفتم ............ بهر هر درمان منم آن بلبلی که خدا آزاد کرد امیدم به اوست ...... چه نهان ......... چه در عيان


* بلبل مست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش  

فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش گل در ... شه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ای که در کوچه معشوقه ما می گذری بر حذر باش که سر می شکند دیوارش آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدايا به سلامت دارش صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل جانب عشق عزیز ا


فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

....  

مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتمچو بلبل زین چمن با ناله و آه و فغان رفتمنبستم دل به مهر دیگران اما ز کوی توز بس نامهربانی دیدم ای نامهربان رفتممنم آن بلبل مهجور کز بیداد گلچینانبه دل صد خار خار عشق گل از گلستان رفتممنم آن قمری نالان که از بس سنگ بیدادمزدند ، از هر طرف از باغت ای سرو روان رفتمبه امیدی جوانی صرف عشقت ... و آ ... به پیری ناامید از کویت ای زیبا جوان رفتمندیدم زان گل بی خار جز مهر و وفا اماز باغ از جور گلچین و جفای باغبان رفت


....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

6055 - پرورش ، نگهداری و بیماریهای فنچ - تالیف : احسان مقدس  

م.م. \- چاپ اول تهران nbsp \- نشر نیلوبرگ \- 1388 ش \- 192 ص \- رقعی \- شومیز \- مصور nbsp \- رنگی nbsp \- پرندگان \- پرنده شناسی و نگهداری nbsp \- پرندگان تزیینی \- فنچ \- سهره \- nbsp


6055 - پرورش ، نگهداری و بیماریهای فنچ - تالیف : احسان مقدس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بر رویم کش  

تهی گشتهنوای این روزهای منچه سرگشتهمی نویسم خط های سياه و سفید رابا آن پيانوی سياهای يار بيادست از مهربانان شسته ایبلبل مست قفس گريان استپنجره چوبی اتاقم صدای باد را مهمان کرده استدست میزندای يار بياپيانوی سياه من اینجاستبر رویم کشنوازش کنمهربان دستانتاز يار بگواز آن دیده ی همراه بگوبلبل شوق دلم پرواز است


بر رویم کش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اسباب بازی بلبل رباتیک جینو jino +سوت و قفس رایگان !  

بلبل رباتیک جینو یک اسباب بازی سرگرم کننده و هیجان ان ... ز برای ک ن است که محصول جدید شرکت جینو تویز jino toys می باشد. اسباب بازی بلبل رباتیک جینو jino محصول کمپانی jino toys جدید ترین اسباب بازی عرضه شده شرکت جینو تویز می باشد. این بلبل برای شما سوت می زند و آواز می خواند و مشابه بلبل واقعی حرکات جالبی انجام می دهد. رنگ بندی این بلبل بسيار شاد و جذاب بوده و همراه با سوت و قفس رایگان ارائه می شود. بلبل رباتیک جینو حرکات جالبی انجام می دهد، سرش را تکان داده


اسباب بازی بلبل رباتیک جینو jino +سوت و قفس رایگان !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چیزی نپرسید .  

یک عمر احزاب را عین بلبل خو و ندیدی که گفته به هیچ دو قلب ندادیم .


چیزی نپرسید .
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ج ...  

رهایم کن ، رها از درد دوری ندارم صبر، آ ... کن صبوری ترا من گل فرستم ، گل کجایی چرا دور از نگاهم گل ،چرایی تو و شوق عروس حجله بخت من وتابوت و عزرائیل سرسخت من و بلبل ، من و رشک ج ... تو و خیل تماشای ... ی ..........


ج ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... اجرای دوم تصنیف ز فروردین؛ سپیده رئیس سادات (تصویری)  

ز فروردین شد شکفته چمن گل نوشد زیب دشت و دمن کجایی ای نازنین گل من بهار آمد با گل و سنبل ز بیداد گل نعره زد بلبل دل بلبل نازک است ای گل دل او را از جفا مشکن بهار از گل سایبان دارد دربغا کز پی خزان دارد خوش آن ... کاو ياری جوان دارد بتی تازه با ... کهن دلم گشت از چرخ بوقلمون چو جام می لب به لب از خون غم عشقت شد برغمم افزون شد از ستمت ز دست غمت غرق خون دل من مجنون دل من محزون دل من پر ز خون دل من نگارا رحمی نما به چشم ترم که من از زلفت بتا ش ... ته ترم اگر بردم


... اجرای دوم تصنیف ز فروردین؛ سپیده رئیس سادات (تصویری)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سلفی  

از زمانی که طبیعت گل و بلبل را از قاب سلفی مان بیرون انداختیم و جای آن را به سلبریتی های وقیح دادیم ذلیل شده بودیم


سلفی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حافظ  

سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه ها کرد از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ريا کرد من از بیگانگان دیگر ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد گر از سلطان طمع ... خطا بود ور از دلبر وفا جستم جفا کرد خوشش باد آن نسیم صبحگاهی که درد شب نشینان را دوا کرد نقاب گل کشید و زلف سنبل گره بند قبای غنچه وا کرد به هر سو بلبل عاشق در افغان تنعم از ميان باد صبا کرد بشارت بر به کوی می فروشان


حافظ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خزان  

در گلستانی ، هنگام خزان رهگذر بود یکی تازه جوان، صورتش زیبا ، قامت موزون چهره اش غمزده از سوز درون دیدگان دوخته بر جنگل و کوه ، دلش افسرده ز فرط اندوه با چمن درد دل آغاز نمود این چنین لب به سخن باز نمود گفت آن دلبر بی مهر و وفا دوش می گفت به جمع رفقا در فلان جشن به دامان چمن هر که خواهد که ب ... د با من ، از برایم ، شده گر از دل سنگ کند آماده گلی سرخ و قشنگ چه کنم من ؟ که در این دشت و دمن در همانجا ، به سر شاخه ی بید بلبلی حرف جوان را بشنید دید بیچاره گر


خزان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بلبل ملکوت  

چه کنم که کشتی طوفان زده قلبم ،راهی به ساحل نجات ندارد... وتپش های قلبم به شماره افتاده است وامید،غزل روياهایم شده است.... اما نه گويا ندای آسمانی ،نقشه هدایت را فرياد می زند ن که تمثیل چلچله ی بلبل خوش صوت دنيا و مرغ سحر ملکوتيان است... آری بلبل خوش نفس ملکوت از حنجره ی زمینيان ،اذان می گوید و رهروان راه را به سرای دوست فرا می خواند واز فراز وفرود صدایش ،وصف يار می کند... تا شاید چشمان حیران شدگان تاریکی ها را به سحر نور ،منور کند...


بلبل ملکوت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گل ندارد عشق بلبل عاشق زارش چه شد  

گل ندارد عشق بلبل، عاشق زارش چه شد اشک شمع کی آ آمد، وصل پروانش چه شد هُدهُد قاصد نيامد، باد نوروزی کجاست گلشن رضوان خزان گشت، صوت داو چه شد عمر شاهان بر سر آمد، تخت طاووسان ش ت ماه کنعانی چه پیش آمد، زلیخایش چه شد نيامد سوی میدان، گرد و خاکی بر نخاست رستم و زالش کجا رفتند، سوارانش چه شد شهر ياران غرق خون شد، شیون و غوغا به پاست عشق و ياری کی سر آمد، نوعروسانش چه شد بیستون در خون نشست، تیشه فرهاد ش ت جان شیرینش لب آمد، يار شیرینش چه شد ننوشد می گ


گل ندارد عشق بلبل عاشق زارش چه شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پاییز  

رباعى\- چون برگ درختان شده بیچاره ى پاییز چون بلبل خوش خوان شدم آواره ى پاییز پاییز ندانم چه گنه کرده که زرد است؟ تنهایى و هجران شده کفاره ى پاییز متین


پاییز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مولا علی ع و غدیر  

عید غدیر خم صلوات عید غدیر آمد و شد دین حق جوان بلبل بزن تو چهچه بيا سوی بوستان گ ... ار دین پر شد و به سرحد حسن شد ساقی بریز باده عيان گشت باغبان ادامه مطلب


مولا علی ع و غدیر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یادگار  

مسعود رضایی بياره يادگار آمـــــــــدم با کوله باری ، بـــــوی جـان آورده ام دسته ای گـُـــل های وحشی در خزان آورده ام لالــــــــه های سرخ رنگ از بـــــــاغ زرد اختران چیـــــده ام در نیمــــــه شب از آسمان آورده ام هر که می خواهد ببوید بــــــوی مهر از باغ دل لالـــــه هـــــــای ارغـــــــوانی ارمغـــان آورده ام ای نسیم بــــــــی قــــــرار از کـــوهساران دنا واژگـــــــون آلالـــــه های مهـــــــرگان آورده ام سرشار از شمیم نــ


یادگار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جیک جیک  

وقتی هوا گرگ و میش است یعنی نه شب است نه روز نه سياه است نه آبی نه گرم است نه سرد ، وس خوان میشود مثل حالا آنقدر وس ها می خوانند گنجشک ها جیک جیک می کنند و بلبل ها چه چه می زنند که ناخودآگاه از خواب بیدار می شوی و می زنی داخل حياط آ این چه حکمتی است که همه ی عالم ذکر تو دارند در وس خوان و ما بخواب غفلت غلت می زنیم؟


جیک جیک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تعامل  

گل به محض شکفتنش گل شد بهتربن استعاره سنبل شد خسته بودو نشست بر شاخه خواندگنجشک تا که بلبل شد زیر آواز میزد و می خواند دور می فای عاشقی سل شد گل و بلبل یکی شدند از شوق شور با عشق در تعامل شد


تعامل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تعامل  

گل به محض شکفتنش گل شد بهتربن استعاره سنبل شد خسته بودو نشست بر شاخه خواند گنجشک تا که بلبل شد زیر آواز همچنان میزد دور می فای عاشقی سل شد گل و بلبل یکی شدند از شوق شور با عشق در تعامل شد


تعامل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

متن شعر نغمه نوروز  

نغمه نوروز گل من بستان گشته رویت چمن از گل شد ، چون سر کویت بلبل از مستی هر نفس نغمه یی سر کند ... ه در ... رد روی صحرا را لاله آراید چهر زیبا را قطره باران چهره لاله را تر کند با مینای می آماده کن نی را هان مطرب بزن ، ساقی بده می را کز بلبل آید نغمه نوروزی پر کن قدح با شادی پیروزی دلدادگان را ای گل صلا ده جامی ز ما ... ر جامی به ماده نوگلی پیدا در بهار ران کن روی و مویش را بوسه باران کن هر دم از شادی خنده زن با ده خور پای گل لاله گر خواهـی آتشین رویش سنبل


متن شعر نغمه نوروز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سجده بی انتها  

جام به دستم دهی ، درک الستم دهیمستی آن لحظه را ،خود که ش ... تم ، دهیشور تو چون میبرد، بلبل بی تاب راشعله به جان میزند، عارف بی خواب راحرف نگویم گزاف، شاهد اکبر توییمن نه منم ، گر منم ، عشق مکرر توییمسند دل محضرت ، جان به فدا در فناما به خدا می کنیم ، سجده بی انتها


سجده بی انتها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کشور گل  

مسعود رضایی بياره کشور گُل مـی روم صحــرا به صـــحرا با نـــگار تازه ای بسته ام دل در هـــــوای نـــــوبهار تـــازه ای بشنوید ای باد و باران ای صحاری های دور بـــــوی گـُل های دنــــا از کــوهسار تازه ای عطر آویشن شکفتـــــه لابـــــلای ام شعله ور گــــردیده جـــانم بـا شرار تـازه ای بال می افشاند و سرمست می آید نسیم از بلنـــــدای دنـــــا با کــــوله بــــار تــازه ای لابـــــــلای گیسوانش عطر خـارین و چویل از نفس هایش شکفته لالــــه


کشور گل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

edit  

البته این امکان ادیت تلگرام زياد هم بد نیست ها.بالشخصه بعنوان یک پسر بچه تخس اگه جای یه عروس خانوم توسری خور بودم هر چی و بد و بیراه بود واسه مادر شوهرم تلگرام می ... بعد که میخواست شکایت کنه ادیتشون می ... جاشون دوست دارم و فدات شم مادر و گل و بلبل میفرستادم واسش.بعدشم یه انگ توهم بهش میزدم و میبردمش پیش روانشناس.


edit
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بار عشقت بر دلم باری خوش است  

بار عشقت بر دلم باری خوش استکار من عشق است و این کاری خوش استجان دهم در پاش ، ار چه بی وفاستدل بدو بخشم که دلداری خوش استبلبل شوریده را از عشق گلدر چمن با صحبت خاری خوش استراستی را سرو در نشو و نماستاز قد يارم نموداری خوش استهیچ بیماری نباشد خوش ، ولیچشم جادوی تو بیماری خوش استتیر چشم او جهان در خون گرفتلیک از دستت کمان داری خوش است خسرو دهلوی


بار عشقت بر دلم باری خوش است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اتحاد جنگلی  

در هياهوی نهضت پر هاب مشروطه مدتی بود که گیلان کانون توجهات شده بود...قيامی مسنجم و وشی بی نظیر پنجه د نجه ی شوروی وابرقدرت های بلوک شرق انداخته بود... ی که از ایمان واعتقاد مردی جوشش گرفته بود که برای جانبازی در راه وطن حتی از جان مضایقه نکرد...مردی که دشمنان حتی از جسمِ بی سرش هم رُعب داشتند ودوستارانش را به عق سخت تهدید می د. آری .. یک ایران امروز در رسای رشادت های شهید یونس سرایی ملقب به میرزا کوچک جنگلي از جا برمی خیزد تا گوش فلک را پرکند از ی و


اتحاد جنگلی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دوباره آمدی ای سیل غم؟؟!!  

صبا ز طرهٔ جانان من چه می خواهی ز روزگار پریشان من چه می خواهی ؟ دلم ببردی و گویی که جان بيار ای دوست به حیرتم که تو از جان من چه می خواهی ؟ دوباره آمدی ای سیل غم ، نمی دانم دگر ز کلبهٔ ویران من چه می خواهی ؟ جز آشيانه بلبل گلی به شاخ نماند صبا دگر ز گلستان من چه می خواهی ؟ کمال يافت نه ... ز آب چشم « بهار» جز اینقدر، گل خندان من چه می خواهی ؟ \#ملک_الشعرای_بهار


دوباره آمدی ای سیل غم؟؟!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

باز اجل  

مدتی قبل بازی چالاک بر فراز باغ رحل اقامت بگزید . وهمسایه ی بلبل زاری شد که سالها برمنبروعظ یگانه سراینده ی محفل باغ ما بود و در توصیف ودلداگی وسرسپردگی به دختر حضرت رز سخنسرایی هزاردست و ی حاذق بود . از قضا نتوان گریخت که باز اجل سخن عندلیب زار را در توسل به صوت ولحن برای کردار عاشقی خوش آمد و تلاش برای اقامت مدامش را درباغ پسندید وغروبگاهی بلبل ،غزل رحیل خواند ودربيان دگر شد مفقود. مدتی خبری ازبلبل زار نبود. تااینکه چندروز پیش زیردرخت انار ب


باز اجل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غزلی زیبا از حافظ  

فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش گل در شه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ای که در کوچه معشوقه ما می گذری بر حذر باش که سر می شکند دیوارش آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدايا به سلامت دارش صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل جانب عشق عزیز است


غزلی زیبا از حافظ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

•489  

ولی خ هروقت ازدواج کردید با گوجه گل درست نکنید با سالـاد هم گل و بلبل درست نکنید \-__\- بخدا اشتها رو تحریک نمیکنه که هیییچ من که احساس میکنم بهم توهین هم میشه توی اینستگرم،پیج خانومای ایرانی رو که میبینی،انگار نه انگار دارن واسه دو تا آدم بالغ غذا درست میکنن پ.ن چقدر غر زدم امروز ولی باید گفته میشد p


•489
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بلبل زبون بیست و یک ماه و نیمه ما  

نخودچی ما خیلی پرحرف و بانمکه. گیر بیل مکانیکیه طوری که شبها باید داستان بیل مکانیکی بشنوه که خوابش ببره. بلایی شده. حرف گوش میده دنبال ادم مياد قشنگ تو فروشگاه. بوی بزرگ شدندنش مياد خیلی زياد. راستی بالا ه با هزار مصیبت هر چهار تا دندونهای اسياش دراومدند ولی از بی خو من و باباش نصف شدیم.


بلبل زبون بیست و یک ماه و نیمه ما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نگذارند  

گر باد شوم بر تو وزیدن نگذارند ور حسن شوم روی تو دیدن نگذارند تا سر زده شادی به دلم، سوخته عشقت این سبزه ازین خاک دمیدن نگذارند این رسم قدیم است که در گلشن مقصود بر خاک بریزد گل و چیدن نگذارند گر شربت و گر زهر، به لب چون رسد این جام باید همه نوشید، چشیدن نگذارند از تربیت آب و هوا در چمن عشق نخلی که شود خشک، ب نگذارند ما معتکف کعبه نشینیم که در وی بیهوده به هر کوچه دویدن نگذارند پیداست از آن حسن نظربازی عرفی کاین بلبل از آن باغ پ نگذارند عرفی


نگذارند
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم  

الان صبحه که مینویسم و تایپ مینمایم و ب تا صبح بیدار بودم بعد دیگه اومدم رو رختخواب تا بخوابم که چشمم به بلبلای مایم افتاد که یکی ایشون داشت ما میخورد بعد به خودم گفتم آيا برای بلبل مایی سخته که بره بالای درخت ما بخوره؟ بعد گفتم نه خدا هیچ سختی براش نگذاشته راحت چندتا بال میزنه میره بالای درخت و رزق و روزیشو خدا میده و اینطور نیست که فقط بعضی بلبل های ما بتونن ما بخورن يا میوه های دیگر که آسونترم هست در باغ ها و درسته بشر زندگیشون رو نابود کرده


بسم الله الرحمن الرحیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اقتصاد گل و بلبل !  

در باب اقتصاد بی رونق این روزهای کشور و شرایط بد ... به و در عین حال آمار گل و بلبل مسئولین ... ... بمان در گل فرو شد تا گلو دخلمان رنگش ز خجلت چون لبو آسمانش از شپش ها شد قرق بلبل طبعم زند هر دم تپق ... بمان شد با ... ادی هم قطار چشممان درشد دگر از انتظار انتظار از روزگاری پر امید اقتصادی در توانایی ، رشید اقتصادی قدرتش هم تا ، بعید تا تورم را نماید ناپدید وعده هایی بیخ گوشم خوشگوار از زمستانی که می گردد بهار عمرمان طی شد ، چه شد پس آن نوید ؟ چشممان گردید


اقتصاد گل و بلبل !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لبخند شما خوب است  

وقتی که تو می خندی با آینه ها خوب است هر نکته که می گویی از کوی وفا خوب است لبخند به لب داری ،از آینه سرشاری این گونه که می آیی با ناز و ادا خوب است باید که چنین باشی،قند وعسل و شیرین نوشیدن این فنجان ،با قند شما خوب است تلخ است اگر زندان ما را غمی از آن نیست وقتی که تویی یوسف هم بندی ما خوب است دلتنگ چرا هستی از سرزنش زاغان؟ آواز بخوان بلبل وقتی که صدا خوب است چشمان تو دريایی ،لحن تو ایی این کشته لیلا را دست تو شفا خوب است چون موی پریشانیم در روی ز


لبخند شما خوب است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

با حافظ  

خیلی وقت بود اینقدر در گودال های تردید گیر نکرده بودم که بروم سراغ حافظ. ولی امروز دچار چنان نگرانی هستم که گفتگو nbsp با دوستان يا مشاوره با روانشناس و... کمکی نمی کند. حافظ يادم آمد. جوابش این بود، در سه بار پرسیدن \- بنال بلبل اگر با منت سر ياریست که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست nbsp ....\- لعل سیراب به خون تشنه لب يار من است وز پی دیدن او دادن جان کار من است ... \- هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرکز از ياد من آن سرو امن نرود ...


با حافظ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

با حافظ ، فرودگاه فرهنگ  

خیلی وقت بود اینقدر در گودال های تردید ... ر نکرده بودم که بروم سراغ حافظ. ولی امروز دچار چنان نگرانی هستم که گفتگو nbsp با دوستان يا مشاوره با روانشناس و... کمکی نمی کند. حافظ يادم آمد. جوابش این بود، در سه بار پرسیدن \- بنال بلبل اگر با منت سر ياریست که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست nbsp ....\- لعل سیراب به خون تشنه لب يار من است وز پی دیدن او دادن جان کار من است ... \- هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرکز از ياد من آن سرو ... امن نرود ...


با حافظ ، فرودگاه فرهنگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعری زیبا از الهام میزبان  

...و مال من بشو، بر هم بزن تعادل را بریز توی سرم قطره قطره الکل را که هی سقوط کنم توی آدمی برع که رفت رو به عقب، باغهای بابُل را که توش حوری های موبلند داشت یواش به برق میزد، آواز خیس بلبل را برای تو با تکّه های یک دختر که ختم کرده به خود سرنوشت این «پل » را منی که از ته، بالا می آورم خود را به گند میکشم این «لحظۀ تقابل را » تویی که آن طرف هیچگاه افتادی و دوست داری، این «افتضاحِ در کل را » ... من... و تو... این انتظار بی معنی ست تلاش کن که به هم... منفجر کن


شعری زیبا از الهام میزبان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جوااب سوالات شما  

ااون روز تو یه گروه با یکی از پسرای که ی سال از خودم کوچیکتره شوخی می دیم بهش گفتم عشقم بلبل از گروه لفت داد بعد دختر م باهاش حرف زد گفت نارحت شده گفته عشق و عشق بازیه.... باخودم گفتم یعنی هنوز براش مهمم ولی نه مهم چی وقتی شب و روز با اون دختر گپ میزدن يااینقد راحت گفت مادرم راضی نیست چقد بده چیزای رو از ی ببینی که اصلا ازش انتظار نداری من نمیتونم به ی که رفته دوباره اجازه بدم وارد زندگیم بشه یه بار عذاب کافیه


جوااب سوالات شما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

انتخاب معشوق با توجه اشعار عرفا  

قدر عاشق به میزان ارزش معشوقی ست که برگزیده است ♦ شرح شعر شیخ عطار نیشابوری توسط جناب آقای اسدی گرمارودی بلبل شیدا درآمد مست مست معنیی در هر هزار آواز داشت شد در اسرار معانی نعره زن گفت برمن ختم شد اسرار عشق نیست چون داود یک افتاده کار زاری اندر نی ز گفتار منست گلستانها پر وش از من بود بازگویم هر زمان رازی دگر عشق چون بر جان من زور آورد هرکه شور من بدید از دست شد چون نبینم محرمی سالی دراز چون کند معشوق من در نوبهار من بپردازم خوشی با او دلم باز


انتخاب معشوق با توجه اشعار عرفا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بلبل در قفسیم و ز چمن می گوییم  

بلبل در قفسیم و ز چمن می گوییميا اویسیم و مدیحت ز قرن می گوییمياکه مانند مسافر ز وطن می گوییم«گر چه دوریم به ياد تو سخن می گوییمبعد منزل نبود در سفر »در دلم بود شوم زائر بین الحرمینمادرم بود مشوّق که ادا سازم دینپدر آهسته مرا گفت که ای نور دو عین «هر دری بسته بود جز در پرفیض حسیناین در خانه عشق است که بازاست هنوز»کیست آن که به نام تو عسل نوش نگشت؟قصّه ی تو که شنیده است که مدهوش نگشت؟ياد تو از دل تاریخ فراموش نگشت«دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت


بلبل در قفسیم و ز چمن می گوییم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

"بلبل " به هلاکت رسید.  

اتاق خبر 24 nbsp به نقل از سایت شبکه سومریه نیوز، شخصی به نام ابو طلحه الشامی، یکی از برجسته ترین خوانندگان در حمله ای هوایی در حومه شرقی شهرستان تلعفر در غرب موصل کشته شد. وی گفت که تعدادی از نیروهای نیز در این حمله کشته و زخمی شدند. این منبع که خواست نامش فاش نشود، تصریح کرد، الشامی از افرادی بود که آوازه اش پیچیده و چندین ترانه او در مدح ثبت شده بود و برخی او را quot بلبل شام quot می نامیدند چراکه وی اص اً اهل حسکه بود. چندین خواننده و آوازخوان در را


"بلبل " به هلاکت رسید.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

باز اجل  

مدتی قبل بازی چالاک بر فراز باغ رحل اقامت بگزید . وهمسایه ی بلبل زاری شد که سالها برمنبروعظ یگانه سراینده ی محفل باغ ما بود و در توصیف ودلداگی وسرسپردگی به دختر حضرت رز سخنسرایی هزاردست و ی حاذق بود . از قضا نتوان گریخت که باز اجل سخن عندلیب زار را در توسل به صوت ولحن برای کردار عاشقی خوش آمد و تلاش برای اقامت مدامش را درباغ پسندید وغروبگاهی بلبل ،غزل رحیل خواند ودربيان دگر شد مفقود. مدتی خبری ازبلبل زار نبود. تااینکه چندروز پیش زیردرخت انار ب


باز اجل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رنگ سفر، رضا فیض اللهی (پرک)  

آه تو را يافتم، رنگ سفر گشته ای از ستم روزگار زیرو زبر گشته ای مرگ پدر چونکه شد قسمت ما درجهان زن که دگر نیستی، شکل پدر گشته ای شادی قلبت چنان رفت ز يادت که تو، در همه این سالها ابری و تر گشته ای بلبل ما را چرا جانب آواز نیست؟ قمری نالان شدی، مرغ سحر گشته ای شمس درخشان من، نور دوچشمان من نور نداری ز خود، قرص قمر گشته ای سایه ما را چو مرگ در بغل خویش برد، بر سر فرزند خویش، سایه سر گشته ای چون بتوانم به حق مدح و ثنایت کنم؟ وای که ناممکن است از لب سرگش


رنگ سفر، رضا فیض اللهی (پرک)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سعدی  

وقتی دل سو می رفت به بستان ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با ياد تو افتادم از ياد برفت آنها ای مهر تو بردل ها وی مهر تو بر لب ها ای شور تو در سر ها وی سر تو در جان ها تا عهد تو در بستم عهد همه بش تم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها تا خار غم عشقت آویخته در دامن کوته نظری باشد رفتن به گلستان ها هر که چنین دردی از پای در اندازد باید که فرو شوید دست از همه درمان ها گر در طلبت رنجی مارا برسد شاید چون عشق حرم باشد س


سعدی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رنگ سفر، شعری از رضا فیض اللهی (پرک)  

آه تو را يافتم، رنگ سفر گشته ای از ستم روزگار زیرو زبر گشته ای مرگ پدر چونکه شد قسمت ما درجهان زن که دگر نیستی، شکل پدر گشته ای شادی قلبت چنان رفت ز يادت که تو، در همه این سالها ابری و تر گشته ای بلبل ما را چرا جانب آواز نیست؟ قمری نالان شدی، مرغ سحر گشته ای شمس درخشان من، نور دوچشمان من نور نداری ز خود، قرص قمر گشته ای سایه ما را چو مرگ در بغل خویش برد، بر سر فرزند خویش، سایه سر گشته ای چون بتوانم به حق مدح و ثنایت کنم؟ وای که ناممکن است از لب سرگش


رنگ سفر، شعری از رضا فیض اللهی (پرک)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فصل خزان  

... مرا فصل خزان با دهن باز گرفت دشمن شب گرمی اوقات مرا گاز گرفت غرش ابر امد واواز مرا باج گرفت در طلب يار بدم باد مرا باز گرفت کم نبده درد فلک ابله ام حال گرفت در لب ساحل نشدم موج زاغاز گرفت درد تنم باده ... ید فکرسرم راز درید در چمن از گل نشدم بلبل ما ناز گرفت مرحم سودای دلم بیمه زاغيار گرفت هر صدف از قطره ی خود در ثمین فاز گرفت در من از روز ازل درد تب وتاب گرفت باده مرا باز ... ید ی ... ره پرواز گرفت در فلکی اه شدم عاقبت امروز گرفت بر جسدم اب رسید لاله


فصل خزان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر/ به مناسبت تولد حضرت محمد(ص) تقدیم به فاطمیون، لشگریان ظهور، فاتحان حلب / عطر محمد زِ حلب می رسد  

باز شکوفا گل ِ عشق آمده چهچه ِ زن، بلبل ِ عشق آمده لاله پرستان همه در هلهله مستِ غزل ، لعل ِ لبِ چلچله می دمد از مشرق ِ آیینه نور تا که کند شمس ِ نبوت ظهور اشک ِ گل از چشم ِ حلب جاری است زخم ِ سحر بر تن ِ شب کاری است مطرب تنبور ِ غزل خوانِ نور زخمه زن ... ی ِ شادی و شور غرق ِ شعف ،حجله ی بخت ِ بشر زیر و زبر آمده ... ری ِ شر مشق ِ ولا، روح الامین می کند حضرت ِ گل ، نوش ِیقین می کند ادامه مطلب


شعر/ به مناسبت تولد حضرت محمد(ص) تقدیم به فاطمیون، لشگریان ظهور، فاتحان حلب / عطر محمد زِ حلب می رسد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

انبان گُهر  

انبان گُهر جاناکرمت دست گـــدايان گُهـــــــــــرآمد انبان گُهــــرهــدیه به وقت سحــــــــرآمد محــــــراب دهدمهـرازآن شهدشکــرریـــز عــــابدبه سحـــردلشده قـرآن بسرآمــــد تنبور ... ن کبک دری،بلبل خـوش خــــــوان مشّاطه ی گلبـــــرگ خــــــــ ... زدرآمد دل داده به آوازخـــــوش زاهــــدشب خیز ا ... له ی شب خیزِچــومجنون شــــــررآمد درشب همه بنهفته دوصدرازخــــــــــداوند ازخنده ی معشوق نگه چـــــــون شکرآمد آوازه ی حسنت مـــــ


انبان گُهر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سری داستان باغ گل محمدی؛ ... خواندن برادران اهل سنت در حرم ... رضا  

در یکی از روزهای خوب خدا در فصل بهار که خورشید نور گرما بخش خود را بر اهل دل گسترده بود. همین ... درباغی، گل های محمدی عطر خود را در فضا پراکنده کرده بودند و بلبل بر شاخه ی درختی پر از شکوفه نغمه صلوعلیه وآله را با صدای خوش می خواند.....ادامه مطلب


سری داستان باغ گل محمدی؛ ... خواندن برادران اهل سنت در حرم ... رضا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی  

پای تویی دست تویی هستی هر هست توییبلبل سرمست تویی جانب گ ار بياگوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویییوسف یده تویی بر سر بازار بيااز نظر گشته نهان ای همه را جان و جهانبار دگر کنان بی دل و دستار بياروشنی روز تویی شادی غم سوز توییماه شب افروز تویی ابر شکربار بياای دل آغشته به خون چند بود شور و جنونپخته شد انگور کنون غوره میفشار بياای شب آشفته برو وی غم ناگفته بروای د ه برو ت بیدار بياای nbsp دل آواره بيا nbsp وی جگر بياور ره در بسته بود از ره دیوار بيا


پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود  

دلی که پیش تو ره يافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس نرودبه بوی زلف تو دم می زنم در این شب تاروگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرودچنان به داغ غمت خو گرفته مرغ دلمکه ياد باغ بهشتش در این قفس نرودنثار آه سحر می کنم سرشک نيازکه دامن تو ام ای گل ز دسترس نروددلا بسوز و به جان برفروز آتش عشقکزین چراغ تو دودی به چشم مرودفغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش استکه کار دلبری گل ز خار و خس نروددلی که نغمه ی ناقوس معبد تو شنیدچو ک ن ز پی بانگ هر نرودبر آستان تو چون


دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بدون او  

دنيا بی او یک چیزی کم دارد هرچیز بی او نقصی دارد ... شه فیلسوف عشق عاشق زیبایی گل کردار آدمی تطور آفرینش قهر طبیعت رنج بشر ع ... برخی فقر وثروت بیماری وسلامت همه وهمه با تفسیری الهی از آفرینش کامل می شود ووالاتر از همه مهری است که از او در باطن هرچیز نهفته مگر ما از آوای بلبل واز سکوت کوه چقدر می فهمیم مگر امتداد دست درختان را می بینیم مگر از گردش هراسناک گهواره ای که برآنیم خبر داریم ما در جهل مرکبیم چه می دانیم همینقدر می دانیم که در درونمان یکی


بدون او
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عیدقربان  

روزعیداست وبسوی حق همه پل میزنیم با عنایت سوی ایزدما توسل میزنیم عیدقربان است وحاجی درمنی قربان کند ازبر حاجت همه وکل میزنیم انتظارما بود مهدی و آن روز ظهور مجلس و دیوار ودر رابهراو گل میزنیم همرهی باولایت شرط دین و انقلاب پربه دورشمع آقا همچو بلبل میزنیم عیدی ماازخدا باشد ظهور مهدوی صد دعا بهرحضورمصلح کل میزنیم


عیدقربان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پائیز  

مسعود رضایی بياره پائیز بعد از آن روزی کـه رفتی جـلوه از پائیز رفت مهربـــانی پَـر کشید از بــــاغ و بـا گـُلریز رفت سهره تـــرک آشیـــانه وز پِِِـــی او لالـــــه هــم چــون پرستو و چکاوک هــای عاشق نیز رفت خنــده پَــر زد از لبــانم ، لانــه ام را بـــاد بُــرد از لبـــان غنچــــه هـــم لبــخند مهر آمیـز رفت بـــاغ پژمُــرد و نــــوایــی بـر نيامـــــد از لبـی فـــاخته دم در کشیــد و بلبــــل از پـالــیز رفت جـــان شیرینــم ، پس از تـ


پائیز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یادش بخیر  

ياد ايامی که در گلشن فغانی داشتم در ميان لاله و گل آشيانی داشتم گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من داشتم آرام تا آرام جانی داشتم بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش نغمه


یادش بخیر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعری زیبا از خیام  

چون بلبل مست راه در بستان يافت روی گل و جام باده را خندان يافت آمد به زبان حال در گوشم گفت درياب که عمر رفته را نتوان يافت


شعری زیبا از خیام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

در مجلس مشاعره ای بودیم که اینچنین برفت!  

ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتی حق را به روزگار تو با ما عنایتی سعدی نشسته شعر برایت سروده است آقاگل قشنگ، سعید کرامتی محصول مشترک من و سعدی از آقای جمشیدی آقای گلی بس که زدی هردم گل در چالش و جنجال نماد بلبل بس حذف نمودند تو را آقايان دهه ی شصت پدیدار نمود آقاگل از آقا فرهاد لحن داود، دمْ ا، روی یوسف وار داشت یک دست جام باده و دستی پر از اشعار داشت حافظی روزی بدیدم به کف \#آقاگل بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت از جناب محبوبی گاهی تو سعیدی و گه


در مجلس مشاعره ای بودیم که اینچنین برفت!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جواب بازی ج انه مرحله 286  

آغوش براز انجیل ها متياز خواهران برونته آناز نام های بلبل هزار اوااسلحه کمری کلتاسکلت استخوان بنديالهه مصری آمونبازیگر زندگی جای دیگر جاریست حامد بهدادبازیگر متروپل پولاد کیمياییبدی شربرادر کمبوجیه برديا nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


جواب بازی ج انه مرحله 286
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.362 seconds
RSS