جستجو ها
لحظات را با کلمات پرکنید باز فایل های eps در ویندوز وصیت نامه شهید حامد جوانی جلو ری از سرطان با طب سنتی اکثریت نشانه حق بودن نیست امانم بفرست نجات ن صلح و امنیت بین المللی کوخ نصرت اللَّه لینصرنّ لینصرنّ اللَّه قطعاً نصرت کوچولوی خانه رامبد جوان مراسم بیست عزاداری مصلی متنی به انگلیسی با ترجمه در مورد اهرام ثلاثه مصر از خدمت به خلقت پشیمان نشو ﺑﺎﺷﯽ رمان تمام دنیا رمان اربعین کربلا تاریخی حسین خودت خیلی اقبال اینکه بودم واسه تعطیلات تقویم سمت نشان وجود داشته درست لطفا لطفا الله سرفه هاشان جونم نفسم عشقم تویی همهم وای که چه خوشحالم تورو دارم معامله یهودی مسجد تاریخ ساخت الناز همزاد همزاد الناز الناز شاکردوست همزاد الناز شاکردوست نقشه 1 100000 زمین شناسی دامغان شرق مردانه زیبا کوتاه اسپرت جدید مشکی مردانه کوتاه مردانه اسپرت نمونه سوال از کتاب سفیران سلامت درمان ابتلا خورد سرماخورد سرما باردار سرما خورد مادران باردار مهدی آهنگ مقدم بنام جدید مهدی مقدم مقدم بنام جدید مهدی آهنگ جدید آهنگ مساله قراردادهای بین المللی در افغانستان افراط در همه چیز رام لمه فبک قیمت کریرمناسب دربازار صورت های فلکیِ زمستانیِ شمالی، وقتی حوصله شان سر می رود راه میان تهی چیست کد پیشوار ایرانسل من که فرزند این سرزمینم blockquote template کد نقل قول در سیر تکاملی میکروکنترلر فرصت ها و چالش های صادرات به روسیه کانال سریال walking dead و originals تلگرام چنل واکینگ دد و اصیل ها در telegram معنی من مرغ لاهوتی بدم استفاده از کپسول های پروپان kovea و primus ، مسابقه اینترنتی کتابخوانی چند کتاب نظامی گنجوی.html گورستان تاریخ خیاطی که در یک لحظه حافظ قرآن شد بیس کد هستلر اچدی در d6e0 تبریک نوروز سال پیوست پست نقاشی حاج کریم نظری ایلام کیست باتولیت چیست اغاز 28 سالگی عضو گروه الکترونیک تلگرام دوربینهای پشتیبانی داهوا مداربسته شرکت سازگاری دوربینهای مداربسته شرکت داهوا مدار بسته جدید رکوردرهای داهوا dahua شرکت داهوا dahua انشا به روش جانشین سازی دیدار با میتسوبیشی میراژ سدان حرف بیستو هفتم کامپیوتر درست شد کتابخانه عمومی شهید برهان عالی بهاران دروس رشته کامپیوتر هنرستانهای کارودانش پارک ملی طبیعی نمک ابرود کار شیرین به جهان شور بران ختن است کردکوی خبر پایگاه خبری تحلیلی کاردمله اتحادیه اغذیه فروشان و هتل داران بوشهر متن اهنگ اون بالا سری بهزاد لیتو امور فرهنگی آبفای روستایی استان اردبیل کفش ارزان مردانه مخمل تبریز tabriz shoes men velvet پژوهش سرای دانش آموزی باقرالعلوم حمیدیه کتابخانه و کانون ادبی شهید بهشتی کرمان پاو وینت و گزارش جوشکاری انفجاری وبلاگ گروه ریاضی متوسطه دوم شهرستان بانه فروش مینی پی سی و تین کلاینت فیوره جیادا خازن الکترولیت در پروتئوس با چه نمایش میدهند آهنگ جدید مهران آتش بنام کی جز تو رمان کردی په یامی خوداکان هتل پالاززو مانفردی ایتالیا مقدمه پروتکل https 88 آذر ماهیم از نگاه دیگران زمان ومکان ازمون انلاین مجلات رشد در مازندران به وقت تابستون سازمان شرکت نهادهای گسترده حمله آژانس امنیت نهادهای فدرال شرکت خصوصی هزار کارمند بارها کردیم باهم خیلی میشه آهنگ ترکی سویوروم هرشییم سن سین از اسماعیل یکا رویا پردازی الل ه علیه السلام قیمت شربت گلوکز طرز تهیه گلوکز مایع داستان گم شدن قندان نصیحت مادر کنجاله کنجد چیست؟ فواید ادرار بعد از رابطه آنقدر درمیزنم تا قفل در را وا کنی اهدای دانش آموزان لوازم حریر رجایی انتخابات زمان بهزاد نبوی مادر دارند ندارند ندارند وقتی رسمی طرفداران در تبریز پرورش کودک داستان پرورش فکری
برترین ها


هیچوقت هم نفهمید

 

وقتی پلی لیستم پر آهن ... غم ... ن شد و مامانم نفهمید ، وقتی بغض ... و مامانم نفهمید چمه ، وقتی موهام کوتاه شد و مامانم نفهمید چرا وقتی غذا نخوردم و مامانم نفهمید چرا اشتها ندارم ، وقتی درسم افت کرد و مامانم فقط سرکوفت زد ، وقتی تیغ زدم و مامانم ندید ، وقتی خندیدم و مامانم نفهمید قبلش 5 ساعت گریه ... ، وقتی تو اتاقم موندم و مامانم فک کرد درس دارم ، وقتی 16 ساعت خو ... دم و مامانم فکر کرد خستم ، وقتی زار زدم و مامانم نشنید ، وقتی مُردم و مامانم منو زنده دید


منبع :
درخواست حذف این مطلب

نفهمید  

چقدر راحت حرف میزنه چقدر راحت از رفتن میگه نفهمید... اره نفهمید به خاطرش مسیر زندگیم رو عوض .. نفهمیده ...


نفهمید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ما شکیبا بودیم و این است کلامى که مارا به تمامى وصف میتوان کرد..  

و هیچ جز خودش هيچوقت نفهمید که به چه سختى nbsp پا روى قلبش گذاشت


ما شکیبا بودیم و این است کلامى که مارا به تمامى وصف میتوان کرد..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

محبت..  

پروانه به س گفت دوستت دارم... س گفت الان میخوام بخوابم،باشه بیدار شم حرف میزنیم... س به خواب زمستانی رفت و هيچوقت نفهمید که عمر پروانه فقط 3 روز است... همدیگر را دوست داشته باشیم؛ شاید فر نباشد .. آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن ومرده ها به فاتحه ولی ما گاهی برع عمل میکنیم به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون ولی راحت فاتحه زندگی بعضیارو میخونیم گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست بیائیم ساده ترین چیز رو ازهم دریغ نکنیم ❤️محبت...


محبت..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

"هیچوقت در رؤیای خودم جا نشدم"  

هيچوقت در رؤیای خودم جا نشدم آسمان آن قَدَر آبی نت د یا که باران قدر کافی خیس نبارید شهر زیر پایم دو دو می زند چهره های خسته زیر دود سوسو می زند من چرا تنها چرا تاریک؟ این خیابان پر از ج چرا باریک؟ تیر چراغ ها نفس را می برند در دل نور تاریکی را می کشند من میان رؤیای خودم جا نشدم من در این کاغذ مشکی شبم تا نشدم من ستاره یا که باران نشدم حتی یک سوسوی کوچک در دل زندان نشدم چون که شب ها قدر کافی تاریک نیست قد من اندازه ی رؤیا باریک نیست آبی باران در قد


"هیچوقت در رؤیای خودم جا نشدم"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گمشده  

در راه خانه هوا ابری دل مثل همیشه گرفته هندزفری در گوشم دست در جیب و فکر و فکر و فکر تا بی نهایت به انی که در زندگی ام حضور داشته اند فکر میکنم از معلم کلاس اولم بگیر تا مجازی ها آنقدر تعدادشان زیاد شده که بعضی ها از خاطره ام بیرون رفته اند دلم میگیرد باید هم بگیرد .. وقتی به تک تکشان فکر میکنم وقتی بعضی ها را از نزدیک میبینم پیر شدن شان را حس میکنم از زندگی متنفر میشوم...کاش پسری مثل من هيچوقت به دنیا نمی آمد تا با چیز های الکی دلش بگیرد... کاش اصلا


گمشده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

»13+343« صدایت حضرت معشوق  

همیشه یه نفر هست که شنیدن صداشمثل گوش دادن به یه آهنگمیتونه آرومت کنهشاید هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داریشاید هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داریاما هیچکدوم از این هيچوقت ها مهم نیستمهم اینه که یه نفر باشه تا بهش بگیاز اینجایی که الان هستمآ تری وجود ندارهحرف بزن باهاممیخوام به زندگی برگردم پویا جمشیدی \+ باید یکی تو زندگیمون باشه که از صبح چشمت به ساعت گوشی باشه تا سر یه ساعت خاصی که مدنظرته شمارش رو بگیری و مملو از هیجان شی... یکی که با صداش وادارمون


»13+343« صدایت حضرت معشوق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قوی بودیم و ندانست!  

‏قوی بودیم و ی نفهمید درونمان چه احساسی بود...قوی بودیم و ی نفهمید که در دلمان چه غلغله ای، چه جوش و وشی در جریان است...قوی بودیم و ی نفهمید دلمان عادت کرده به صبوری، که درونمان پراز دلهره واضطر ست که مجال گفتنش نبوده و نیست...قوی بودیم و از قوی بودنمان چنان پوسته ای ساختیم که هیچ نفهمید که این پوسته نازک صرفا برای آن است که کلکی سوار کرده باشیم تا هیچ نفهمد که چقدر همه چیز برایمان سخت و گاهی تحمل ناپذیر بوده است...


قوی بودیم و ندانست!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

... ی هست،که هيچوقت ازش انتظاری نداشتم،هيچوقت منتظر نبودم کاری برام ... ه، کوچکترین کارها و کمکهاشو بزرگ دیدم، هيچوقتِ هيچوقت لطف و کمکم رو ازش دریغ ن ... ، و هيچوقت تعمداً دلخورش ن ... و آزارش ندادم. اما او بارها و بارها دلم رو ش ... ته، بارها و بارها آزارم داده، و من، هيچوقت، حتی ذره ای، کینه و دلخوری ازش به دل نگرفتم، حتی ذره ای \+به واقع که تو جاذبه ات نه از خاک، که از آسمان است..


منبع :
درخواست حذف این مطلب

او تنها یک ... (67)  

می دونی، اون هيچوقت دستور کشتار ... انی که مثل خودش فکر نمی کنند رو نداد، اون هيچوقت برای تشویق ما به انسانیت قول دخترکان و پسرکان زیباروی بهشتی نداد، اون هيچوقت برای ترسوندن ما، از دوزخ و آتشی همیش ... سخن نگفت، اون هيچوقت نگفت راه رسیدن به خدا راه من است، اون گفت این راه، راه راستی و درستی است، اون تنها یک چراغ روشن کرد... تا جلوی پات رو بهتر ببینی..


او تنها یک ... (67)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیشتر به حرف هامون دقت کنیم :)  

کلمه ها فقط چند تا حرف به هم چسبیده نیستن...چقـــــــــــدر بی رحمند گاهی مثلا کلمه ی quot هيچوقت quot این یک کلمه که میاید لا به لای جمله، همه چیز را اب میکند تو هيچوقت منو دوست نداشتی هيچوقت برای من ارزش قایل نبودیتو هيچوقت منو نفهمیدیهيچوقت به من گوش نکردی...آخ که چقدر دردناک است قدرت این کلمه چقدر راحت همه ی تلاش های قبلی یک نفر را نادیده میگیرد میشود جور دیگری گفتو یک هفته است که به من لبخند نزدیتو ب که حرف داشتم بهم گوش نکردیتو پریروز حرفای م


بیشتر به حرف هامون دقت کنیم :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یادم باشه ....  

من هم مثل تو، تو رو از یاد نمیبرم ... خط کشیهای سفید عابر پیاده بین ما هم ، اینو تایید میکنه ... تو دنیایی که ما زند ... میکنیم، غیرممکنی وجود نداره .. واسه همین با خودم عهد بستم دیگه هيچوقت هيچوقت توی زند ... م به ... ی نگم که بعد از این هرجا منو دیدی، فکر کن اصلا هيچوقت همدیگه رو ندیده بودیم


یادم باشه ....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زندگی هیچوقت به همان زیبایی نبود  

میدانی عزیزم زندگی هيچوقت به همان زیبایی که ما فکر میکردیم نبود،گاهی شاید فقط برای چند ثانیه..چند لحظه که دوست داشته باشیم تافت بزنیم به آن،یا با ساعت برنارد متوقف اش کنیم و تا آ عمر همان طور نگاهش کنیم،اما اکثرا اینطور نبوده،فقط خواسته ایم که بگذر...بگذر،چگونه فرقی ندارد ب گ ذ ر د.ارزش ندارد برای یک لحظه کل غم هایی از زندگی کشیده ایم را متوقف کنیم.اما میگذارنیم.نامه مینویسیم لوله میکنیم توی کاغذ میفرستیم در پس دریایی بلکه بخواند که نمیخوان


زندگی هیچوقت به همان زیبایی نبود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بی مخاطب  

هيچوقت و هيچوقت و هيچوقت یادم نمیره چه کردی با دل من.هيچوقت حسادت ها و دروغگوییات یادم نمیره.این یادم نمیره خیلی مفاهیم داره.یادم نمیره یعنی دلم ش ... ته که یادم نمیره.یادم نمیره یعنی من تا الان نفرینت ن ... و نخواهم کرد ولی همین برات شاید بس باشه که از صبح که چشمامو باز میکنم تاشب که چشمامو میبندم لعنت میخونم برات.این همه نفرت از وجود تو سرازیر شده که من اینجورررر متنفر شدم ازت


بی مخاطب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حرفای دیوونه  

ادم از اول نارفیق باشه خیلی بهتره تا رفیق نیمه راه باشه دردم ازاین نیست که نیستی دردم ازاینکه بجای من پیش اونی ‏وقتی همیشه اولین و آ ... ین پی ام رو تو میدی یعنی مزاحمشی خوبیِ سیگاری بودن اینه که وقتی زودتر می رسی سر قرار می تونی یه سیگار بکشی تا طرف بیاد خواب... اگر نبود چقدر آدم ها دق می ... د همان هایی ک به عشقِ دیدار ... ی چشم هایشان را می بندند... ‏مشکل آدمایی که خیلی دوسشون داری اینه که فکر میکنن هيچوقت نمیتونی ولشون کنی نمیدونن یدفه میری ‏اگه


حرفای دیوونه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

_383  

_تو هيچوقت از اینکه ی رو نداشتی که دوسِت داشته باشه،دلت تنگ نشده؟\+ ادم برای چیزی که هيچوقت نداشته،دلش تنگ نمیشه... .


_383
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نترس #خدا #عرب نیست!  

نترس \#خدا \#عرب نیست داشتم فکر می ... چرا باید بین زند ... دو نفر در دو گوشه ی دنیا اینقدر تفاوت باشد ما در مدرسه هایمان هيچوقت کلاس ... و باله نداشته ایم.هيچوقت کارگاه نجاری نداشته ایم.ما هيچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشته ایم.ما هيچوقت در سلف مدرسه نچرخیده ایم تا در ظرفهایمان خوراکی های خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخندیم و شاد باشیم و از پسر خوش قیافه ی تازه وارد یا درمورد دختر مشهور و باهوش nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


نترس #خدا #عرب نیست!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چرخ ها را زده ام آمده ام خانه تو/ خودمانیم ی جز تو نفهمید مرا  

اشعار مناجات با خداگرچه بار گنهم بُرده به تبعید مرا باز با روی سیه یار پسندید مرابا روی باز چنان بُرد در آغوش خودش اصلا انگار گنه کار نمی دید مراچرخ ها را زده ام آمده ام خانه ی تو خودمانیم ی جز تو نفهمید مرابس که از بوی بد معصیتم بیزارند یکی از لطف خود احوال، نپرسید مرانام رحمن و رحیم تو به من جرات داد حال، دست خودتان هست نبخشید مراصاحب سفره کریم است که در وقت سحر بنشاند بغلِ مرجع تقلید مراحُکم د بگویید سر سفره علی یعنی از ناحیه ی او بپسندید مر


چرخ ها را زده ام آمده ام خانه تو/ خودمانیم ی جز تو نفهمید مرا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مینیمال  

همسرم داد زد تو هيچوقت به خوش قلبی برادرت نمیشوی او هيچوقت دست روی زنش بلند نمیکرد قلب او اما بعد از تصادفمان توی من بود و خودش قطعه بیست و سه خو ده بود


مینیمال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تنهایی...  

هیچ مثل من نفهمید چه اتفاقی افتاد، هیچ مثل من کلافه نشد، هیچ قدر من شوک زده نشد و هضم همه چیز برایش سخت ترین کار ممکن نشد درست وقتی صدای قهقهه های دیگران را به زندگی شنید...هیچ مثل از نبودنت شاکی نشد و بودنت را آرزو نکرد، درست وقتی برای نبودنت دست و پا میزدی... هیچ ندانست در جواب من چه باید بگوید وقتی تمام سرم پراز سوال های بی جواب شد...هیچ ندانست در ذهنم چطور ماجراها را هزار بار شرح دادم و هربار قلبم شرحه شرحه شد و باز بندش زدم و خنده برلب زدم تا ن


تنهایی...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

باز شب شد  

باز شب شد همه بیدار شدیم به یاد درد هایی که هيچوقت نخو دند باز شب شد باز بیدار شدیم با صدای باران با صدای غریب اذان با رعد و برق وحشی با زوزه گرگ باز شب شد و بیدار شدیم بیدار شدیم و چراغ ها خاموش شدند بیدار شدیم و اشتباهات شروع شدند باز شب شد همه به یاد قصه هایی که هيچوقت به سر نرسید به یاد خاطره هایی که هيچوقت فراموش نشد به یاد دوستت دارم هایی که هيچوقت گفته نشد به یاد تظاهر ها به یاد بد و درد های بد به یاد صدای اذان و گریه به یاد حبس در اتاق و تار


باز شب شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلم گرفته  

ای خداااااا چرا نمیتونم این دخترو فراموش کنمممم اه لجبازززز بابا نمیتونم چرا نمیفهمیییی آخه کیه که از چنین عشقی بدش بیاد مگه تو انسان نیستی مگه دل نداری بخدا سنگ بحالم این روزا اشک میریزه انقد یدنده نباش آخه تاحالا کمتر از گل بهت گفتم که میگی نمیخوامت تواین سه سال حتی تواوج گرفتاریا هيچوقت دلم نخواست توبرنجی البته رنجیدیا منتها برای دوس داشتنم که چرا بعد سه سال هنوز بیشتر از روزای اول میخوامت باهمه سردی هایی که داشتی


دلم گرفته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جامانده ام  

من در بهار 95 ماندم همان روزی که باران میزد و من شوق ع گرفتن از تاک ها را داشتم خیس شده بودم من لا به لای قطره های باران جا ماندم و همان روز به بعد دیگر زندگی نبود از آن روز به بعد مرخصی گرفتم تا آ دنیا و من همان روز همان روز بارانی جاماندم در میان عشقی پاک که هيچوقت گفته نشد دوستت دارمی که هيچوقت حس نشد گریه ایی که هيچوقت بند نیامد و شبی که بلندترین شب بهار بود. من همان روز و همان وقت جا ماندم و دیگر ادامه ندادم... آقای ربات \- جا ماندم


جامانده ام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نگاهت قلبم رو برده...  

... ب رو کلا تو فضا سر ... ... انگار تک تک اتفاقات دست به دست هم داده بود که من اون روز تو اون لحظه تو اون مسیر باشم و تو رو ببینم... ساعتی که من هيچوقت از سرکار بیرون نمیزدم مسیری که من هيچوقت برای رفتن به خونه از اونجا عبور نمی ... و کلی چیزایی که تا صبح مرورشون ... و خواب به چشمام نیومد..


نگاهت قلبم رو برده...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من پاکش ...  

جک میگم میخندم کنکور رو خالی و کوچیک فرض میکنم اما ی نفهمید پست آرزوهام رو با چه خج ی امشب پاک امضا . دلش ته


من پاکش ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماتیوس:هیچوقت ۸ ژوییه ۱۹۹۰ را فراموش نمی کنم  

به گزارش وبلاگ کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران، کاپیتان اسبق تیم ملی فوتبال آلمان گفت هيچوقت تاریخ ۸ ژوییه سال ۱۹۹۰ را فراموش نمی کنم. nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


ماتیوس:هیچوقت ۸ ژوییه ۱۹۹۰ را فراموش نمی کنم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صد و بیست و شش  

سلام ، علی رفت ، منو رها کرد و دیگه نخواستم، خیلی راحت اینکارو باهام کرد، احساس میکنم یه خنجر تو قلبم فرو رفته ، بدجور دلم ش ... ته ، نمیدونم باید چیکار کنم و چطور خودمو آروم کنم ، خدایا خودت کمکم کن ، دوباره دور ریخته شدم ، دیگه هيچوقت من اون آدم عادی نمیشم ، هيچوقت.


صد و بیست و شش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

طنز  

هيچوقت یه ایرانی رو تهدید نکن این اپ استور با این مشکلات جدیدش و تحریم ایرانیا واقعن فک کرده برای ما اهمیتی داره؟ نخیر کاملن در اشتباهه الان تعداد برنامه های من که نیازمند به به روز رسانی به ٥٤ تا رسیده هر چند بیشتر از این اینم بشه واقعن مهم نیست. البته این از حرف یه بزرگی نشات میگیره هيچوقت یه ایرانی رو تهدید نکن. با توجه به این حرف اینا ایرانیا رو تهدید که سهله تحریم . یکی نیست بهشون بگه آخه کافر اجنبی، من بیست ساله آزگار با دایل\-آپ به اینترن


طنز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شاید هیچوقت باورم نشه  

شاید هيچوقت باورم نشه که همه چی تموم شد بین من و.... خ ظ برادر


شاید هیچوقت باورم نشه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لعنت  

لعنت ب ذات ادم پستی که س ... ش با یکیه ولی عشقم و نفسم و جونماش با یکی دیگه ...... ... ... زند ... مو جهنم کردی......دنیای دخترونمو ازم گرفتی..... حالا اون خانومته ......اون ... عشقته به حق همین ماه صفر که دخترت به روز من بیفته...... به حق ... حسین که تاوانشو پس بدی....... اهم زند ... تو میسوزونه ... ..... هيچوقت نمیبخشمش.......... هيچوقت حلالش نمیکنم................ اگه خداهم بخواد ببخشتش من قیامتشو بپا میکنم......


لعنت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

13آبان  

شهادت محمد حسین فهمیده دنیا هرگز نفهمید شاید در قانون دنیا سیزده سال سن کمی باشد برای جن ... دنقانون دنیا زیر هجده سال را کودک می داند؛ اما جنگ ما با قاعده های آنان سازگار نبود. قاعده این نبود که جوانی 19 ساله بتواند فرمانده لشکر باشد و موفق هم باشد؛ اما این قاعده ها در سرزمین ما قاعده نبود . نه فقط او، بلکه صدها نوجوان دیگر در جبهه ها بودند و این مایه تعجب است که این جنگ پیروز شد. قاعده های دنیا این را نمی فهمید که چگونه یک نوجوان سیزده ساله، داوط


13آبان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هیچوقت...  

هيچوقتفراموش نکن که روزای سختت کی پیشت موندکی ترکت کرد...


هیچوقت...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته2  

.وقتی که شب دارید گریه میکنید هندزفری نزارید...چون میزان صداتونو نمیفهمید اهالی خونه متوجه میشن .بیشعورها میتوانند دیگران را سرکوب کنند اما ی نمیتواند آنها را سرکوب کند مگر یک بیشعور بزرگتر .کاش بعضیا بفهمن وقتی پیام میدیم بهشون همون لحظه انتظار جواب داریم وگرنه نامه میدادیم .اونایی که میدونن چه زمانی خودشونو به نفهمی بزنن،خیلی آدمای فهمیده ای هستند .اونی که دوستت داره هيچوقت اشکتو درنمیاره مگه اینکه از دلتنگی براش گریه کنی،هيچوقت تنهات


دل نوشته2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

208- اگه میدونستم  

من اگه میدونستم تو حل میشی تو لحظه لحظه هام، هيچوقت حتی جواب اولین سلامتم نمیدادم. اگه میدونستم تحمل شنیدن این همه حقیقت رو نداری، هيچوقت دست از این سکوت بر نمیداشتم... تو شنیدی، حقیقت رو... به قدری هیجان زده و بی اختیار شدی که از سنگر محافظه کاری و روندن من، به آغوش باز و سلام های نرم و دلنشین صبحت رو آوردی...


208- اگه میدونستم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غم  

حال که رو به رویم نشسته است و مانند ابر بهار اشک میریزد من برای اولین بار خودم را نفرین میکنم که چرا هيچوقت به او نزدیک نبوده ام تا بتوانم اشک هایش را در شوری اشک های خودم بشویم و او را محکم در بغل بگیرم....صدایش در گوشم زنگ میخورد که با فریاد میگفت چیکارت اینقد تنفر ازم تو چشات موج میزنه؟ و او هيچوقت نمیفهمد جان من است....


غم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

" از تبار ستاره ها و از نفس های خدا"  

ابرمه آلود و سفید عشق که به آسمان چنگ می اندازد خودش را در نفس های خدا گره می زند روزی... فقط یک روز در تاریک ترین و طلایی ترین غروب که رنگ سفید ابر طلایی هارا در آغوش می کشد آن روز بی هیچ چکمه ی ساق بلندی در کوچه های شهر غوطه ور شو چترت را بر ندار قاصدک ها را فوت کن و ترانه هایت را به دنبال ابر برو که با نفس های خدا گره خورده است برو اگر او به تاریک ترین دره ها رفت نگران بیابان نباش ابر خواهد بارید باری... فقط یک بار ابر می بارد بارانی از تبار ستاره ه


" از تبار ستاره ها و از نفس های خدا"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لطف عاشقی...  

_نظرت راجع به من چیه؟ \+فقط می تونم بگم خیلی دوست داشتنی هستی.. _ممونم تو لطف داری نفهمید عشق همون لطف داشتنه است. x به قول شاعر که میگه پا به پا ... وجان کندم و گفتم آ ... دوستت دارم وگفتی نظر لطف شماست زیبا پالیزبان


لطف عاشقی...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اگه بخواین میشه! میشه!  

هيچوقت و هيچوقت و هيچوقت اینطور نبوده که خواستن توانستن نباشد. هيچوقت و هيچوقت و هيچوقت اینطور نبوده که آدم نتواند به هر آنچه که می خواهد برسد. خود منی که در حال نوشتن این متن هستم ذره ای شک ندارم که بدون ذره ای اغراق می توانم به هر آن چه که می خواهم برسم. اگر در ذهنتان به دنبال مواردی می گردید که خواستنی بود که رسیدنی نداشت، شک نداشته باشید که آن خواستن آن طور که باید و شاید، خواستن نبوده است. افراد زیادی هستند که آرزو های بزرگی در ذهنشان دارند


اگه بخواین میشه! میشه!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاش هیچوقت بهم نمیگفتی که دوسم داری...  

کاش هيچوقت بهم نمیگفتی دوسم داری اونوقت دیگه عاشقت نمیشدم اونوقت فراموشت می مثل خیلیای دیگه.... \+پست قبل بعضیا...


کاش هیچوقت بهم نمیگفتی که دوسم داری...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عاشقانه 49  

یه روز میام جلوی دخترمون و بهش میگم فرشته کوچولو، اونی که تو بهش می ... بابایی کل زند ... مامانیه این آقا عشق منه عمر منه هيچوقت رو حرفش نه نیار نبینم بهش بی احترامی کنی هاااااا منو تو امید بابایی هستیم هيچوقت عصبانیش نکنیا آخه اگه اون نباشه دیگه مامانتم تو این دنیا نیست...


عاشقانه 49
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هیچوقت هیچوقت با دوستای برادر بزرگتون که از قضا دیوانه ای چیزیه , برخورد نداشته باشین  

خدایا ما رو از ایی که دو تا مقاله ی روانشناسی خونده اند و فک می کنن دیگه می تونن تمام اسرار درونی و مشکلاتت رو بفهمن حفظ کن. همینطور از ایی که فک می کنن چقدر شخصیت پیچیده ای داری وهر حرفی که می زنی باید سه ساعت نگاهشونو تحمل کنی.لعنتی من فقط خج ی ام و بعضی مواقع خود درگیر.هیچ چیز جالبی ندارم که باهاش درگیر شی.


هیچوقت هیچوقت با دوستای برادر بزرگتون که از قضا دیوانه ای چیزیه , برخورد نداشته باشین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خودتو به سمت غربت میبری.  

چند روزه به خودم میگم هی اونها مسئول شاد تو و درست شرایط دل به خواه برای تو نیستن. در واقع هیچ نیست. یا خودت شاد هستی و کارهاتو به هر حال و با در نظر گرفتن همه چیز انجام میدی یا هیچی. چند روز قبل تر به خودم گفته بودم هی بدون اونها هيچوقت شادی واقعی رو تجربه نمیکنی. هيچوقت از خوشحالی لذت نمیبری چون بخشی از قلب تو همیشه پیش خانواده ات است. هر جا که بری.


خودتو به سمت غربت میبری.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

bomber  

همیشه سعی میکنم که هيچوقت سعی نکنم این اون معنی آمیانه رو نمیده.. یعنی مدیونی اگه فکر کنی من از جام بلند میشم وقتی حسش نیست، نیست یچیز جدیدی که یاد گرفتم اینه که هيچوقت نباید دکمه fn رو با alt اشتباه گرفت. بعضی وقتا گرون تموم میشه انگشتارو هم همینطور بنظر وامپوت هرسوالی که بنفعش نیست، اضافیه ولی من مخالفم. همه ی سوالا اضافیه حتی بعضی ازتوهینا هم باید اپدیت بشه جالبه که المانیا هم اهنگ ایرانی گوش میدن با اون زبون و لحجشون هيچوقت سلیقشون رشد نمیک


bomber
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لمس آغوش تو  

شاید هیچگاه هیچگاه به لمس آغوش تو نرسیدم و نتوانم که برسم شاید هیچگاه مثل آن خو که دیدم دستانت در دستانم گره نخورد شاید هیچگاه قسمت نشود زیر یک باران باشیم شاید هیچکدام از این شاید ها هيچوقت عملی نشود شاید هیچگاه نیایی اما بدان یک من این حوالی با یاد و خاطره تو از خودت بیشتر خو گرفته طوری که حتی اگر بیایی اگه دستانم را لمس کنی چیزی نمیفهمم چون من سالهاست لمس شده ام من در این دنیا زندگی نمیکنم در دنیایی که من زندگی میکنم .. تو هيچوقت نرفتی و همی


لمس آغوش تو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

8سال 8بیت  

شاهد روز های من کیست جز تو احوال مرا که باور دارد جز تو هم آب و هم سوز شدم در دیدن ی به کمک نیامد یک دم جز تو ان شب و این روزها لطف شما بود هیچ نفهمید چه بر سرم آمد جز تو من یکی بودم و تو هزاران هزار داری آن که لطف در کلاس عشق کرد نبود جز تو سرمایه ام شبی بود و آهی و اشکی آن که راهم داد به دنیای نور که بود جز تو نفهمید چه عشقی کرده ام من آن که عشق را چشاند ی نبود جز تو یک عمر بوده ام با ضعف وشدت آن که مدد را به امداد میرساند کیست جز تو سرم به عشق گرم است و


8سال 8بیت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روی سنگ قبرم بنویسید "نام برده هیچوقت جدی گرفته نمی شد." :<  

به مامانم می گفتم من ترایپوفوبیا دارم. یعنی نمی تونم به اجسام حفره حفره یا دون دون یا چیزهایی با نظم خاصی کنارهم قرار گرفتن مثل تخم بادمجون، آفتاب گردون یا حتّی این قسمت کنجدیِ نونِ دستم نگاه کنم. عصبی می شم مادر گرام یک نگاه عاقل اندر سفیهی انداخت و گفت آهاااا... واسه همینه هيچوقت کمد لباس ها و کتاب هات مرتب و منظم نیست؟ |


روی سنگ قبرم بنویسید "نام برده هیچوقت جدی گرفته نمی شد." :<
منبع :
درخواست حذف این مطلب

| روز های خوب |  

روز ها می آیند و می گذرند روزهایی که کلافه ای ، مریضی ، تنهایی ، دل ... ری ،دلتن ... ، غم ... نی ... همه ی این روز ها از خاطرت می روند اما روز های خوب گذشته هيچوقت نمی روند ، هيچوقت... روز های خوب حال حاضر در واقع همان روز های بد آینده هستند و آنقدر این روز های خوب به مرور زمان به همان آرامی ، به همان شیرینی و به همان لذت بخشی زجر کُشَت می کنند، آنقدر ذره به ذره ات را می درند که دیگر حاضر نیستی هیچ روز خوبی داشته باشی ... . \#نوشته_های_من \#مجید_آقاجانی


| روز های خوب |
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هدایت  

یدونه روایت گذاشته، یه نقل از یه محدث نقل از چند مرجع نه چندان مطرح و بعد چوب زدن و اتصال این نقل ها به مطلبی که اصلا اون مطلب رو نمیدونه حتی فکن من بیام درباره عناصر داخلی جسمی نظر بدم که اصلا ماهیت اون جسم رو نمیدونم ||| میدونم نیتش خیره تلاشمو ... نفهمید


هدایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلهره(علی لهراسبی)  

دلم از ته ِ دل دلهره داره میترسم بره عاشق شه دوباره منو تنها زیر ِ بارون جا بزاره یه بار درد ِ ج ... رو کشیده ش ... ته ته ِ این قصه رسیده ولی باز عشق از سر ِ اون نپریده امشب دوباره باز بارون میبارید چشمام … چشای ِ خیس ِ عشقم و دید قلبم دوباره بی بهونه لرزید دیگه هیشکی حال ِ این دل و نفهمید بعد از یه عمری دیدمش دوباره هرکی بجای ِ من چه راهی داره؟ میشه مگه بگم دوسش ندارم؟ چی بگم دیگه به قلب ِ ... ... ؟ یادم مونده هنوز قول و قراراش چشام منتظر ِ دیدن ِ چشماش د


دلهره(علی لهراسبی)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چوبی ها...  

دو تا گنجشک بودن یکی داخل اتاق یکی بیرون پشت شیشه گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت: من همیشه باهات میمونم....... قول میدم و گنجشک توی اتاق فقط نگاهش کرد........ گنجشک کوچولو گفت : من واقعأ عاشقتم اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد.... امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه اتاقم یخ زده اون هيچوقت نفهمید .............. گنجشک توی اتاقم چوبی بود حکایت بعضی ماهاست .......... خودمونو نابود میکنیم واسه آدمای چوبی انی که نه مارو میبینن......... نه صدامونو میشنوند..............


چوبی ها...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اندوه بزر ... است  

نمى دانم تو را گم کرده ام یا از دست دادم ..... چه فرقى میکند؟ زیاد فرق دارند آدمها وقتى از دست میدهند، سالگرد رفتنش را می ... رند، از دست و دل میدهندش، میروند سر مزارش یک دل سیر گریه میکنند، حتی با او حرف هم میزنند اما وقتى گم میکنند هيچوقت نمیگذارند برود همیشه منتظر هستند روزی پیدایش کنند، سالها چشمشان به در میماند، اشک نمیریزند عزاداری نمیکنند، حتی در آینه هم با او حرف نمیزنند، فقط منتظر میمانند.... ولى من میدانم که دیگر هيچوقت پیدا نخواهی شد ام


اندوه بزر ... است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چقده قشنگ و دِلین اینا:-)  

همین که چمدانت را برمیداریهمه میپرسند میخواهی کجا بروی؟اماوقتی یک عمر تنهاییهیچ ازتو نمیپرسد کجایی انگار همین چمدان لعنتیتمام ترس مردم از سفر استهیچ از تنهایی تو نمی ترسد ............ مامانِ من یک آرزو تو زندگیش داشته، فقـــط یه آرزو هیشکی اینو نمی دونه، حتی بابا هم نمی دونسته مامان از بچگی آرزو داشته که وقتی شوهر کرد، شوهرش براش گُل بیاره، امّا بابام هیچ وقت اینو نفهمید... \#عباس_معروفی آ ین نسل برتر \- صفحه 28 اگر از آنهایی هستید که بدونِ انتظارِ


چقده قشنگ و دِلین اینا:-)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عبرت  

امشب از تمام اتفاقایی که الان برام افتاد نتیجه گرفتم که 1 هيچوقت نذارم ... ی برام تصمیم ب ... ره 2 اگه از چیزی ناراحتم یا فکرم مشغوله خیلی آروم با پدرو مادرم صحبت کنم 3 هيچوقت پدر و مادرمو نگران نکنم اذیت نکنم.خدایا منوببخش 4 و بازم مینویسم که یادم نره فقط خودم باید تصمیم ب ... رم نه ... ی دیگه 5 بااااااااید کاری کنم که تمام اتفاقای گذشته رو امسال جبران کنم انشالله شبخوش


عبرت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نیمه شب آ ... ین ... ی پائیز...  

یه فکری یهو افتاده به سرم... وقتی اومدی پیش من وقتی پیدات ... وسط شلوغی فکر و خیال و زند ... و روزمر ... ، واقعا یه فرشته بودی، یه فرشته ی کوچولو و ناز، یه فرشته که از بوسیدن و به آغوش کشیدنش سیر نمیشدم، از سر شب دارم به این فکر میکنم، نکنه من باعثش شدم که گم بشی، که بد بشی، من باعش شدم که دیگه خودت نباشی؟ فکر سن ... نیه، این همه وقت با خودم کلنجار رفتم سر همه ی آدم های دورم، دوراهی فکرم واسه تو خیلی دردناک و زیاده، اما این فکر داره میکشه منو، اگه من باعث


نیمه شب آ ... ین ... ی پائیز...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رویا پردازی  

رویا پردازی دوست دارم..دوست دارم بروم در اعماق خیالم...در انجا تکاپو دارم..دارم پیشرفت می کنم..دارم پیش می روم..دارم میجنگم...دارم سبز می شوم..دارم جان میگیرم...دارم میدرخشم...دارم زیبا می شوم..دارم دوست داشته می شوم..آنجا وضعیت سفید من است...هرانچه میخواهم می شوم...بال و پر میگیرم و پیشرفت می کنم...دوست دارم به ستاره های اسمانی سفر کنم و در انجا قدرتش رادارم....من رویا و خیال را دوست دارم...خسته نمی شوم..هيچوقت و هيچوقت و هيچوقت.....اما رویا از من خسته می ش


رویا پردازی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خودتو به سمت غربت میبری.  

چند روز قبل تر به خودم گفته بودم هی بدون اونها هيچوقت شادی واقعی رو تجربه نمیکنی. هيچوقت از خوشحالی لذت نمیبری چون بخشی از قلب تو همیشه پیش اونها است. هر جا که بری. چند روزه به خودم میگم هی اونها مسئول شاد تو و درست شرایط دل به خواه برای تو نیستن. در واقع هیچ نیست. یا خودت شاد هستی و کارهاتو به هر حال و با در نظر گرفتن همه چیز انجام میدی یا هیچی.


خودتو به سمت غربت میبری.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شبانه های یواشکی  

دلم میخواد برم تو جنگل یه جنگلی مثل جنگل هزار یا ن جنگل ابر بعد زیر یه درخت بخوابم بیدار ک میشم نبینم نو این قوطی.کبریتم ببینم تو جنگلم باز دوباره بخوابم و بیدار شم و بخوابم و ازاونجا هيچوقت نیام تو اپارتمان نمیبخشم خودمو هيچوقت واقعا دلم تنگ میشه برا اونجا خب دارم با اینجا هم انس میگیرم ولی اونجا دلم بی ت ه اینجارو نداشت بل ه دیگ اومم هنوز.وقتی میخوام از سراون کوچه رد بشم اشباهی میرم تو اون کوچه تا وسطای کوچه میرم بعد برمیگردم دلم گرف لامصب م


شبانه های یواشکی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خاطرات ۱  

یه وقتا برمیگردی کل زندگیتو مرور میکنی کل آدم ها رو اولین ها اولین بار که عاشق شدم عشق که نمیشه گفت دوست داشتن دخترانه پسری بود در همسایگیمون چند تا خونه اونورتر هيچوقت باهاش حرف نزدم فقط میون همه پسرهای محله اونو بیشتر دوست داشتم و حواسم بهش بود بعد چند وقت خونمونو عوض کردیم ولی بازم نزدیک بودیم می رفت سربازی ساعت های رفت و برگشتش از پشت شیشه نگاش می یه روز گفتم خدا جونم اگه قسمتم نیست دیگه نبینمش و همونم شد دیگه هيچوقت ندیدمش هيچوقت بعد او


خاطرات ۱
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عالم برزخ که می گویند همین حال من است  

آدم هيچوقت نمی تونه اونی رو که اولین بار دوسش داشته، اونی رو که اولین بار مث نفس شده براش فراموش کنهولی دیگه برات نفس نمیشه، عشق نمیشه.یه زخم کهنه میشه که هيچوقت فراموش نمیشهفقط کنار میایفقط قانع می کنی خودت روفقط لبخند دردناکی می زنی و از خدا می خوای کنار بیایاصلا فراموش معنی نمیده، چی رو فراموش کنی؟دلتنگی هاتو؟ بی خو هاتو؟چی رو؟آدم اولین ی رو که دوست داشته هيچوقت یادش نمیرههيچوقت عالم برزخ که می گویند همین حال من استمن تو را پس می زنم اما


عالم برزخ که می گویند همین حال من است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز یادم باشد چه دردی داشت  

خودم را نگه داشتم.از دیروز نه از دو روز پیش نه ،از ماه پیش هم نه، از چند ماه پیش شاید.یک بغض گنده یک بغض بزرگ.امروز ترکید امروز بلا ... ه ترکید.تا همین چند لحظه پیش که مامان بود خواهرم بود سر جایش مانده بود.اما همین که مامان رفت همین که خواهرکم رفت صدای بسته شدن در را که شنیدم ترکید.برایش زدم خداحافظ پرسید تو هر وقت درد داری می گویی خداحافظ؟بیشتر گریه ... .اینکه نفهمید.اینکه تمام این روزها نفهمید.اینکه خودم خواستم نفهمد.حال ... ابم را نفهمد.دلم برای


امروز یادم باشد چه دردی داشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.353 seconds
RSS