جستجو ها
ضرورت استفاده از پوشه کار کاربرد پرینت سه بعدی هیئت فوتبال شهرستان بهمئی مقاله سیستم برق رسانی خودرو ناراحتی کبدی قالب فروشگاهی زیبای لباس با html معنی کلمه عاشقتونم به زبان ایتالیایی فایل فلش هواوی huawei scl tl00 بیلد نامبر c01b160 با جملات عرفانی ورزش انسان طبیعت معماری بادگیرها کھیلون کی خبرین تازاھ ترین تاریخ انتشار و قابلیت های آیا اس تجهیزات ترافیکی در فصل زمستان همیشه رفتن و رفتن از آمدن چه خبر همون یه لحظه کافی بود html راهنمای زمان و نحوه ثبت نام بدون کنکور علمی کاربردی زاینده رود سال تحصیلی نوزدهمین کنگره شیمی ایران بیش از 50 عنصر ی به هلاکت رسیدند و اینک پرچم آلمان بالاست کتابداران در مدارس تلاش می کنند 078 ی نفس عمیق بکش باید ها و نباید ها در مصاحبه شغلی بستن کمدبند نینی لای لای دلیجان html هاریسون 2015 سیسیل 2015 ر نز بیسیس 2015 html رفتارهای خشونت امیز در مدرسه تحلیل فضای شهری خیابان سپه قزوین تبریک ولادت حضرت محمد ص html قرآن بخوانیم نوزدهم رمضان ۹۶ خانه روستا رسوم ماهرو دیگر مناطق موتورهای توربو شارژر و شارژر ادم های مریض پروژه احداث نیروگاه زباله سوز دفتر ایده ها نمایش سلوشن مشکل mic گوشی nokia asha 311 با ترجمه دهنده فرایند کاهش دهنده فیبرهای کاهش مقاله فیبرهای ترجمه مقاله کاهش دهنده فرایند ترجمه مقاله فیبرهای الله علیه الله علیه صلوات الله html تمرین pattern شکیبایی مهدی خسرو خسرو شکیبایی ارزی اقتصادی در خدمات بهداشتی و درمانی حدیث اکرم ص درباره خواندن قرآن ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست فایل فلش هواوی huawei crr l09 بیلد نامبر c469b130 با نامه عاشقانه به معشوق تجربیات مصاحبه گزینش قضاوت html رایگان طرح توجیهی فست فود pdf بیزینس پلن فست فود گیری لایک کارخان hci جواب بازی ج انه انگلیسی مرحله vase bache im بنام خالق اهورا برنامه سالانه مربیان بهداشت سال96 باحال ترین عمرت مکالمه رایگان زبان انگلیسی vocab همسر اص خانوادگی همسر شایسته html مکارم اخلاق در سنت و سیره حسن ع مکارم اخلاق در سنت و سیره حسن ع 95 سناریوی نفوذ در نظام استراتژیک متن انشا برو کار کن مگو کار چیست.html باغ ویلا ۳۲۵۰ متری در کردزار پاسخ پیام تسلیت برادربابت حضور در مجلس ختم شیشه بالابر خ ر متن آمرزش اموات در پنج شنبه ها html خبر خوووووووب خانوم چس چس زن من عق http samanpl ir html نهاد آمد کردى کردى آدم بود استقلال فوتبال خسرو حیدری علامت لنگر در دفینه معماری به زبان مادری.html چندموردازشگفتیهای اجرام آسمانی وسیاره زمین نمونه مرام نامه درس پژوهی ابت نرم افزار ریست پرینتر اپسون l130 l220 l310 l360 l365 پاو وینت نقشه مدار دینام و استارت پژو پارس،پژو ۴۰۵،سمند فروش ویژه کفش دخترانه adidas مدل lite racer اخبار جدید جنجالی از های شبکه اپوزیسیون نوازی بنیاد شهید ایراد تازه در سیستم عامل ios 9 3 اپل مواد غذایی مرتبط با گروه خونی حقایق باورن ی درباره هات داگ شیراز الکتریک.html مقاله در مورد ماشین های سنکرون بغل رونالدو و راموس بعد از گل فرق آیفون تصویری تکنما و کوما ترجمه متون علم یا هنر سخنان بزرگان درمورد خشم دام قاسر اونلارین باشماقلار اولان سوی گ لش ن گل و بلبل 84 این یعنی طاع ة و من امشب خورشیدم قیمت و مشخصات گوشی ال جی v20 نرم افزار اندروید آسان قبض آهنگ دلبر برو ناله نزن برمه نکن من تسه میرمه از مجید حسینی همکارهای من تربیت مجازی مراقب باشیم قصه پریسا مساحت ناحیه محصوربین منحنی در انتگرال
برترین ها


چندتا خبر ازینور اونور

چگونه چند زن بگیریم بدون اینکه هیچکدام از وجود دیگری باخبر نشود ؟  

تو خج نمیکشی ؟ اومدی دنبال چی میگردی؟ میخوای چندتا زن بگیری؟ خج نمیکشی دی الان برم به زن اولت بگم دی مردم تو یه دونش هم موندن تو میخوای بری چندتا بگیری دی خخخخخخخخخخخخ واقعا که خج آوره اومده ببینه چطور چندتا زن بگیره که از وجود هم خبر نداشته باشن گیس و گیس کشی بشه دی


چگونه چند زن بگیریم بدون اینکه هیچکدام از وجود دیگری باخبر نشود ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عیدتان مبارک  

شب عید قربان عموم پاگشامون کرد و بعد شام به سمت آهوانو حرکت کردیم یه ساعتی پیش دوستای همسر بودیم با دو تاشون تازه آشنا شدم.و عید قربان با همون اکیپ همیش ... رفتیم ناهار بیرون از شهر. میخاستیم لب رودخونه بشینیم بچه ها گفتن بریم اونور. منم چون نمی خواستم شلوارمو بالا بزنم مخالفت ... . دوست همسر خانومشو کول کرد برد اونور رودخونه انقدر صحنه خنده دار بود و کماکان مس ... ه بازی های اون زوج شروع شده بود همسر که خواست منو ببره اونور رود از خنده نتونست کنتر


عیدتان مبارک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اهنگ جدید قهرمان به نام مگه میشه  

اینم ترک نهم از البوم شماره هفت.با اجرای زنده بند خدا برای اولین بار.... مگه میشه ؟ وقتی میشینه پیشِت ، ولو شی تو بغلِش و نفهمی چی شهمگه میشه ؟ ؟ این قشنگیشهنمیشه مگه میشه ؟ ؟ هرچی میخواد بگه و حرفاش نزنه نیشِتهرکاری کنه بگی از رو بچِگیشه ، مگه میشه ؟ ؟ مگه دنیا چندتا مِثِه تو داره ؟؟ کی مِثِه تو اینجوری یکِ بازارهمگه دنیا چندتا مِثِه من داره ؟؟ که به عشقِش بشینی پای مگه داریم ؟ شما با این سنِ پایینبدجوری خوب الآن رو روانِ ماییانرژی بالا همیشه ک


اهنگ جدید قهرمان به نام مگه میشه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پرتغال  

چندتا پرتغال ید؛ فرنگی می د مثل ما ایرانی نیست ما عادت داریم کیلویی ب یم ولی او عادت داشت فرنگی ید کند یعنی چندتا، چندتا ب د عادت خوبیست بله، ما هم باید چندتا، چندتا ب یم یکی برای عروس، یکی برای داماد و یکی هم برای سر ِ مجلس؛ کوچک که باشی عزیزتری، بزرگ که می شوی اگر دختر باشی لذیذتری و اگر پسر باشی بی عارتری، پرتغال ها را به مادرش داد مادر هم گفت مادر جان برای هوویم پرتغال ن یدی؟


پرتغال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پرتغال  

چندتا پرتغال ید؛ فرنگی می د مثل ما ایرانی ها نیست ما عادت داریم کیلویی ب یم ولی او عادت داشت فرنگی ید کند یعنی چندتا، چندتا ب د عادت خوبیست بله، ما هم باید چندتا، چندتا ب یم یکی برای عروس، یکی برای داماد و یکی هم برای سر ِ مجلس؛ کوچک که باشی عزیزتری، بزرگ که می شوی اگر دختر باشی لذیذتری و اگر پسر باشی بی عارتری، پرتغال ها را به مادرش داد مادر هم گفت مادر جان برای هوویم پرتغال ن یدی؟


پرتغال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سست عنصر خودتونید!  

امروز یه پازل هزار تیکه ... یدم.چیزی که مدتها دوست داشتم اما همیشه میگفتم حوصله ش رو ندارم.من اگه باشگاه نرم میتونم همه پولامو جمع کنم و قرضهامو بدم چون بعد از باشگاه وقتی با خواهری میریم یه دوری بزنیم کلی ... ید ریز و درشت هم میکنیم.دقیقا اوایل آذرماه بود که گفتم این ماه هیچ ... ج اضافه ایی نمیکنم.اما هم کیف گرفتم. هم پازل. هم یه چندتا کش سر. هم ... . هم کرم دور چشم. هم ماسک صورت. هم چندتا پاستل گچی


سست عنصر خودتونید!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

معذرت :(  

ببخشید بچه ها مامانم تحریمم کرده بود... دیروز میخواستم بیام ولی چون تولدم بود وقت نشد... حالا اینا رو بیخیال، اگ امروز جایی نریم میذارم چندتا مطلب تازه گشتم براتون چندتا داستان 10 کلمه ای از نویسنده های دیگ بجز خودم پیدا ، همه شونو زود عه زود عه زود میذارم. بازم ببخشید نگرانتون ، ولی امروز صبح ی کبوتر اومده بود جلو پنجره ام انقد ناز بود


معذرت :(
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لیوی لیوی یا لوکا  

یه کلیپ از ریکی مارتین رو توی اینستاگرام دیدم جوری فلاش بک زدم به دوران کودکیم که هنوز اونجا گیرم آخ یادش بخیر بچه بودم زبانم خوب نبود هرچی میشنیدم رو تکرار می برای مثال لیوی لیوی یا لوکا یاه یاه یاه یاه یاه چه میفهمیدم چی داره میگه ولی پیش خودم فکر می دارم درست میخونم یا کنسرتای یانی...بچه بودم چه عشقی می برای یانی...در سن شش سالگی یانی گوش میدادم و ریکی مارتین،بیست و دو سالگی با شیش و هشت میزدیم ازينور میلرزوندیم میرفتیم اونور و بالع بازهم خن


لیوی لیوی یا لوکا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پل های آهنی  

توی دنیادوتا خیابونه که از وسطش دقیقا از وسطش یه دریای وشانه با کلی ه و... هر چند متر یه پلی هست که این دوتا خیابونو به هم وصل میکنه یه خیابون حق یه خیابون باطل گاهی خدا تورو میاره توی خیابون باطل و تورو و پیشوای یک مجموعه میکنه که ببینه وسط راه سرگرمش میشی ؟ راه حق رو میتونی فراموشش کنی؟ اگه حق رو فراموش کنی خب کاری نداره بهت راهتو میری اما اگه حواست همش به اونور دریا باشه و دلت بخواد دوباره برگردی تو مسیر حق و به خدا بگی اگه امتحانم تموم شده بذ


پل های آهنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

چندتا ع ... فرستاد گفت اینا خوشگلن. آف هم زده. بیا از اینا ب ... .گفتم خیلی خوشگلن. ولی فعلا پول ندارم دیبعدش فکر می ... چقدر خوبه داشتن همچین دوستی. بتونی راحت بهش ب ... فعلا نمی تونم ب ... م بدون اینکه خج ... بکشی. لازم نباشه الکی جلوش کلاس بیای. الکی بهونه بیاری که فعلا نمی خوام. اونم هی ... ر بده که وا چرا؟ خب ب ... و تو عذاب بکشی از همچین ارتباطی ....دوست خوب کم پیدا می شه. باید قدر همچین ... ایی رو دونست.البته خوشبختانه من چندتا ش رو دارم. هر چند این یه دونه حسا


منبع :
درخواست حذف این مطلب

هزار سال کم نبود  

هزار سال کم نبود...........می ترسم با ی دردل کنمشاید در میانه بفهمم که فقط شبیه تو بودهپشیمان شومهزار سال کم نبودسالهایی که جهان می توانست بارها خالی از انسان شو داما نشدچون هنوز آدمهای عاشقی مثل من بودندچون آدمهای عاشق سازی چون تو بودندچندتا فقط چندتا کافی بودتا دنیا بماندتا نسل بشر بمانداما الان خیلی خسته امحتی نتوانستم چمدان خاطراتمان را بردارمفقط نام ترا میتوانم با دلم حمل کنم نمی دانم تا کی براهم ادامه می دهم نمی دانم تا کی می مانم نمی دا


هزار سال کم نبود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

در ادامه قضایای سفر به آفریقا!  

در ادامه قضایای سفر به آفریقا از طریق سایت کوچ سرفینگ، تو کشور اوگاندا یکی بهم پیام داد که شب مهمون اونها باشم. اوایل که اوگاندا تو برنامه هام نیود ازش تشکر ... و دعوتش رو رد ... . ولی بعد که راجع به اوگاندا و جاذبه هاش خوندم، تصمیم گرفتم تو برنامه ام قرار بدم. باهاش بیشتر ارتباط برقرار ... و گفت یه یتیم خونه تو شهر جینجا دارن و اونجا رو اداره میکنه. وقتی بهش گفتم که نمیتونم بیام اونجا گفت حتی اگه خودت نمیتونی بیای باز هم میتونی به بچه های ما کمک کنی


در ادامه قضایای سفر به آفریقا!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فانتزی ۹  

بسمه تعالی دلم میخواد بعد از ازدواج تو جمع خانوادگی که هستیم همسرم که تو جمع اقایون نشسته و منم تو جمع خانوما هر از چندگاهی زیر چشمی نگام کنه و یه وقتایی یه چشمک قایمکی بزنه.. وقتی میبینه دوری طولانی شد و ایشون نمیتونم تشریف بیارن وسط خانوما گوشیشونو بردارن به منی که اونور اتاق یا اونور خونه نشسته ام اس ام اس بزنن منم که صدای گوشیمو میشنوم یه نگاه به صفحه گوشیم میکتم وقتی میبینم اقای همسرهستند چشام چارتا میشه قبل از اینکه پیامو باز کنم یه نگا


فانتزی ۹
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

این روانیایی که پشت سر من نشستن و صندلیو ت میدنو دلم میخواد بگیرم بکوبم تو دیوار،کله هاشونو... یه بغض عجیبی تو لبخندمه؟هست؟نیست؟ امروز فک کنم 21 آبانه | 23 بود...هرچی...تو سالن انتظار نشستم که مثله...نمیدونم مثل چی میمونه ولی...با این سرامیکای کرم و نارنجی آدم یاد مهدکودک میوفته...از اونور صندلیای فرودگاهی،از اونور دوستان ترم یکیه خوش حال و کول تور که هنوز داغن و نفهمیدن چه بلایی سرشون اومده بیچاره ها میتونم به در ورودی نگاه کنم،جز اون در دیگه ای ن


منبع :
درخواست حذف این مطلب

... های درونمان، درونتان، درونشان :)  

گاهی اوقات این ... درونم نیست که بیدار میشه بلکه این منم که اونو با دمپایی بیدار میکنم و با یه نگاه نهفته ای بهم میگه ... و انجاست که از سوی اسمان ندا می اید که همانا ... های درونتان را بشناسید و اگاه باشید که هر کودک درونی ... درونی نیز دارد حالا داداش بیا چرتکه ب ... ر بزن دوتا که باشه اونور بعد هر کدوم که یه ... بعد اونور سه تا... ف ... کن برا ندا ببینه امار درسته اگه ... دیگه ای درونم میبینه یه پادرمیونی ... ه فردا یه بارونی بزنه نشونه گذاری کنیم __ مبهم صداق


... های درونمان، درونتان، درونشان :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

:)  

چندبار،چندتا،چه اندازه ازدعاهاتون مستجاب شده؟چندباریه نور فراانسانی به کمکتون اومده؟چندباریه دست از آسمون دستتونو گرفته و اززمین بلندتون کرده؟چندتا از بیماراتونواز مرگ نجات داده؟چندبارموجب تسکین قلب ناآرومتون شده؟چندباربی قراریو از قلبتون گرفته؟فرق دعا و آرزوچیه؟فرق منو یه مبلغ مذهبی چیه؟فرق عشق و نور آسمونی چیه؟فرق آرزوهایی ک برآورده نمیشن با دعاهایی که شنیده نمیشن چیه؟فرق آرزوی پرواز با دعای نجات یه فرد سرطانی تو چیه؟فرق حرف زد


:)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تنهایی است  

اوووف بالا ه پسر رفت چای بده و از اونور هم بره روستاشون، پس من تا فردا شب تنهام، تنهایی است اما بهترین انتخاب است


تنهایی است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

موشهای آدم نما  

قبل از اینکه گوشیم اذان بگه برای صبح از تو حیاط زیر درخت انگور صدای خش خش میومد.. صدای گوشی ک دراومد خواستم چراغ حیاط و روشن کنم ببینن چیه؟ همون موقع بابا رفت بیرون و صدا قطع شدبعد به خاطر گرما رفتم تو بهار خواب بخوابم . بازم همون صداهای خش خش میومد تنبلیم کرد چراغ و روشن کنم ببینم چیه و تا صبح خواب میدیدم راجع به اون صداها.. گاهی چندتا بچه گربه.. گاهی چندتا موش بزرگ و گاهیم چند موش با سر انسان... خلاصه که در واقع تا صبح خواب خش خش دیدم ادامه مطلب


موشهای آدم نما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مگه پزشکی چندتا بهداشت داره عاقا !!! چه خبره >_<  

بسم الله مهربون با دیدن چارت این ترم یه سکته ناقص زدم | آخه انصافا بهداشتِ 3 ؟ پزشکی چندتا بهداشت داره مگه ؟ d ترم اول که بودیم گفتم بابا میگذره ، اومدم ترم دو بهداشت 2 داشتیم ... خیلی خیلی غیرقابل تحمل تر و بدتر از بهداشت 1 ... مطالبی که به نظر من یه ذره هم به پزشکی ربطی نداره | بیشترش ریاضی و محاسبه احتمال بود ~_~ حالا هم که بهداشت 3 \-_\- نمیخوام باور کنم کمتر از یه ماه دیگه دوباره باید برم ... دوباره آناتومی بخونم gt _ lt دوباره بهداشت ، دوباره این درسای دو


مگه پزشکی چندتا بهداشت داره عاقا !!! چه خبره >_<
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماشین بِجَسته!  

نیمه شعبان مشهد بودم و یک روز قبل و بعدشم مرخصی گرفته­بودم تا برای پروژه انتقالم به مشهد یک کارایی ... م. هم رفت و هم برگشتم از قطار جا موندم رفتنا چون اواحر شب بود و مترو دیر به دیر می­رسید دیرتر از حد معمول به مترو ... علی ع رسیدم و بازم به همون دلیل قبل اتوبوسای brt هم دیر به دیر می­اومدن، همش داشتم حرص می­خوردم که ناگهان یک موتوری اونور خیابون توجهم رو جلب کرد و صداش زدم و گفتم راه­آهن، گفت 5 تومن و منم چشم بسته قبول ... و بهش گفتم که فقط سریع منو ب


ماشین بِجَسته!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

الو مشهد  

ماشاالله اوضاع اینقدر خوبه که نشد سکوت م الو مشهد\- الو مشهد هر چی زودتر چندتا حساب تو چندتا بانک افتتاح کن و تمام س های تی و قوه قضائیه و جرائم از هر نوع را به آن حسابها واریز کن فقط برای اینکه مثل صادق خان گند نزنی چندتا شناسنامه از ثبت احوال برای خودت بگیر البته یادت باشه از اسامی کاملا فارسی و فامیلی های غیر عربی استفاده کنی خیلی مواظب باش موضوع کاملا محرمانه بماند ضمنا بعنوان شیخ الخطبا این موضوع را یک جوری حالی قم وشیراز و دزفول وچند جای


الو مشهد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دکلمه زیبا و احساسی سال تحویل از مریم حیدر زاده  

دکلمه زیبا و احساسی سال تحویل از مریم حیدر زاده حجم دکلمه 10.1 مگابایت دکلمه♥ •♫.• ♥♥ •♫.• ♥♥ •♫.• ♥متن دکلمه سال تحویل از مریم حیدر زاده ♥ •♫.• ♥ •♫.• ♥چندتا بهاره بی تو میمیرماز خاطراتم ع میگیرمچندتا بهاره نیستیو زندمامیدوارم چون به آیندمساز سکوتت میشه هفت سینمچند سال من هفت سین نمیچینمکی گفته که سالم عوض میشهتنها با تو حالم عوض میشهچندتا بهاره سال من نو نیستنقاشی تو رو پیانو نیستچندتا بهاره اشک می ریزممثل خودت پائیزه پائیزمتق


دکلمه زیبا و احساسی سال تحویل از مریم حیدر زاده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قلاب و ماهیگیر  

یک روزی تو برکه ای یه ماهی کوچولو بود یه ماهی شیطون و شاد که از اینور به اونور برکه شنا می کرد خیلی خوشحال بود صبح ها با یه عالمه عشق و امید و آرزو بیدار میشد و شب ها با یه دنیا رویای قشنگ به خواب می رفت باباش بهش میگفت تو زیادی ساده ای زندگی به این سادگیا نیست یه عینک بدبینی بزن به چشمات اونوقت دنیا رو جور دیگه می بینی اما ماهی کوچولوی قصه ما خیلی خوش بین بود اون دوست نداشت ی بهش بگه تو به آرزوهات نمی رسی اون دوست داشت بره دریا رو ببینه و دنیاهای


قلاب و ماهیگیر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صدای تو  

یادمه بار اول که قرار بود صداتو بشنوم دل تو دلم نبود.وقتی صداتو شنیدم اول هورری دلم ریخت بعدشم اینقدر از خود بیخود شده بود که تو سالن ... برا خودم میرفتم اینور اونور و انگار هیچ ... و هیجارو نمیدیدم.بدجور دلتنگ صداتم عشقم .دلتنگتم ...


صدای تو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لطفا برای خوندن پست هآم فقط روی پست جدید کلیک نکنید چون ممکنِ چندتا پست باهم و یا اینکه تاریخ هارو دستکاری کنم و مطلب 4ماه پیش رو بذارم و تو اون تاریخ ثبت بشه..روی عنوان وبلاگ کلیک کنید  

لطفا برای خوندن پست هآم فقط روی پست جدید کلیک نکنید چون ممکنِ چندتا پست باهم و یا اینکه تاریخ هارو دستکاری کنم و مطلب 4ماه پیش رو بذارم و تو اون تاریخ ثبت بشه.. روی عنوان وبلاگ کلیک کنید و کل پست هآرو ببینید ممنون ♥


لطفا برای خوندن پست هآم فقط روی پست جدید کلیک نکنید چون ممکنِ چندتا پست باهم و یا اینکه تاریخ هارو دستکاری کنم و مطلب 4ماه پیش رو بذارم و تو اون تاریخ ثبت بشه..روی عنوان وبلاگ کلیک کنید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کو دیوونگى؟!  

پیچیده ام تو هم...از اونور محسن یکى از همسفرامونوبعد سفر اومد گفت دختر من تازه فهمیدم تو تو زمینه علمى خفنى و قدر خودتو بدون nbsp و درگیر ظواهر نشو و این حرف ها....عنقا اسیر نشود دام برچین از اونور ب ر.ه گیر داد که یکى دوستام ،یه دختره است افسر ،دوست دارم تو ببینى اش...با موتور اومدن دنبالم و اتفاقا از جلوى کافه ى على رد شدیم و ر .ه جان گفت برمیگردیم على و نمیخواست برگرده و برهم نگشتیم على هم nbsp شاکى شد یهو امروز صبح مسج داده که تو دنبال یکى بودى که با


کو دیوونگى؟!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اونور خنک بالشت  

بسم الله این ادمایی که صبحها ساعت هفت، با گرم کن ورزشی و کتونی، در حالی که دارن آهنگ انرژیک گوش میدن، تو خیابون ورزش میکنن، بیشتر از همه چی منو تحت تاثیر قرار میده | بگیر بخواب برادر من بگیر بخواب حیف اون بالشتی که زیر سر تو باشه


اونور خنک بالشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

میای ناله میکنی که اونقد سرده دو روزه دارم با تاید مسواک میزنم نرفتم بیرون خمیر دندون ب م؟؟؟ مث من مجبور بودی تو این سرما بری اونور حیاط گلاب به روتون چی میگفتی؟؟؟اونم با آب سررررد. با جوراب و کلاه و ژاکت میرم آ م ناخنام کبود میشه.


منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

روز آ ، مالِ تو شد. قرار بوده حزن ها همه، برسند به تو. حزن های دو ماه مشکی تن کردهٔ ابروش ته، قرار بوده توی این منزل، لبخند بشوند. توی این دو ماه، هر ای که سوخت، گفتی ممنونیم. هر یَقِه ای که شد، هر ص که گرفت، هر عمودی که طی شد، هر پایی که تاول زد، گفتی ممنونیم. دو ماه، غمِ شفّاف جمع کردیم برای روز آ . خودمان می دانستیم ماجرا به تو ختم می شود. صبح، می آییم به سلامتی، که خودت پیراهن های سیاه را عوض کنی. این دو ماه فقط سوختیم، صبح می آییم خودت دست و صورتم


منبع :
درخواست حذف این مطلب

نقطه ضعف هاـی قشنگــ مـنـ  

گوشیمو روشن ،نتو وصل و رفتم تلگرامو باز و دیدم طبق معمول چندتا کانال تبلیغاتی بازشده برام،بدون هیچ دقتی تک تک شروع پاک ،رسیدم به آ ی دیدم عنوانش هست آیت اللّه بهجت فومنی ره ،نشد پاک کنم چون ضعف دارم رو آقای پناهیان و قرائتی هم ضعف دارم،نقطه ضعفامن دیگه.ایشونم که کمو بیش درموردشون خوندم به هرحال حس خوبی دارم بهشون،خلاصه رفتم توکانالو چندتا مطلب خوندمو انصافا داشتم لذت میبردم،رسیدم به ویدئو که از این بزرگوار بود،چندتا سوال و جواب ایشون و نح


نقطه ضعف هاـی قشنگــ مـنـ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تجسم کنید !!  

تجسم کنید تو یه روز سرد پیجامه های گرمت رو می پوشی و میپری تو تختت، بالش رو درست می کنی، پتو رو می کشی رو خودت، خودت رو این اونور می کنی، یکمم خودت رو می کشی، حس که گرم شدی چشاتو میبندی که بخو .... . . یه دفعه می بینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش کنی . . . . . ندین به خدا من خودمم زخم خوردم \-


تجسم کنید !!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاسه ماستی بنام معیار؟!  

ایران که بودم، کاری ، عملی از من سر زد که دوست خوب و عزیزی که اتفاقآ خیلی هم دوستش دارم بهم گفت برام خیلی عجیبه که تو اونور دنیا زندگی می کنی ولی هنوز یه سری دیوار ها رو برای خودت نگه داشتی. nbsp از این طرز فکر خشکم زد چون آدم روشنیه. گفتم اون دیواری که تو میگی، معیارهای منه. nbsp ابرویی بالا انداخت و سری کج کرد به نشانه ی اینکه عجیبه نمی دونم چرا این فکر براش مطرح شده بود که اینور آبی ها یا همون اونور آبی ها تو یه جور ولنگاری زندگی می کنند. حد و حدودی


کاسه ماستی بنام معیار؟!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاسه ماستی بنام معیار؟!  

ایران که بودم، کاری ، عملی از من سر زد که دوست خوب و عزیزی که اتفاقآ خیلی هم دوستش دارم بهم گفت برام خیلی عجیبه که تو اونور دنیا زندگی می کنی ولی هنوز یه سری دیوار ها رو برای خودت نگه داشتی. nbsp از این طرز فکر خشکم زد چون آدم روشنیه. گفتم اون دیواری که تو میگی، معیارهای منه. nbsp ابرویی بالا انداخت و سری کج کرد به نشانه ی اینکه عجیبه نمی دونم چرا این فکر براش مطرح شده بود که اینور آبی ها یا همون اونور آبی ها تو یه جور ولنگاری زندگی می کنند. حد و حدودی


کاسه ماستی بنام معیار؟!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

you3  

میدونی چرا میبینمت سرمو میکنم اونور دیگه و حتی نمیخوام ببینمت و بهت سلام کنم؟ یاد همه چیز میفتم. تمام احساسات تمام کنار گذاشتن منطقی هام. اذیتم میکنه دیدنت. چون تو منو یاد این قضیه میندازی که یکی وجود داره که من ازش خوشم میاد در حالی که بنا به قاعده نباید این طوری میشد. اون بخش ممنوعه وجودم رو یاد آوری میکنی بهم.


you3
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ایول به ما  

میگن اگه دل مومنی رو شاد کنی یا بخندونیش برات توی بهشت خونه میسازن . . . . . . . . . . .بااین جوکایی که ما انتشار میکنیم براتون فکرکنم الان چندتا بلوک مسکن مهر داریم تو بهشت


ایول به ما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

بعضی وقتا یه چیزی توی بدنم میکوبه خودشو اینورو اونور...انگار که هیولای درونم میخواد بیاد بیرون...انگار که خسته شده از بس تو قفس بوده...میخواد رها شه...میخواد نابود کنه همه چیزو،میخواد اونی باشه که نیست... میخواد گرگ بشه لت و پار کنه،خون آشام بشه،جگوار بشه...میخواد بزنه بش ه این پوسته ی مز فه ظاهری رو...میخواد بروز کنه...


منبع :
درخواست حذف این مطلب

تکامل  

اونیکه این پاوربانکو اختراع کردزندگی دوباره ای به ماهایی داد که با شارژر مثل بندناف به دیوار وصل بودیم الان دیگه من دنیا اومدم و nbsp فقط گوشیم بند ناف و جفت داره |منم این دوتارو عین موجود آبستن میبرم با خودم اینور اونور بندناف سیم رابطجفت منبع تغذیه یا همون پاوربانکگوشیم که همون گوشیمهمنم که منم |


تکامل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یکی دوتا که نیست  

شلوغ یا شلوق؟ نمی دونم اما در هر صورت پر دردسر ترین هفته ممکن در پیش روست با دوتاکنفرانس یک تحقیق 15ص دست نویس و هماهنگ کلاس ها و کلی کلاس این ور و اونور این یک هفته استراحت بدجور شارژم کرده و هوا هم که عالی البته مثل همیشه اولین نفری هستم که به خوابگاه رسیدم زندگی رو دوست دارم


یکی دوتا که نیست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حس بد همیش ... کمک کمک کمک  

صد هزار دفعه دیگه هم اینو بپرسم ..بازم تو جواب میدی اونجوری که دوست دارم میشه..ولی حالم بده دوباره حالم بده هیچکی نمیفهمه این همه استرس رو چجوری با خودم اینور اونور میکشم.. این همه اذیت و خست ... رو دلم رو.. انگار یک عالم خاک رو ریه هام نشسته ..کمکککککک یکی کمکم کنه خواهش میکنم یکی از این گم گشت ... درم بیاره یا یه تابلو حداقل ..دلم شور میزنهه شور میزنه..کمک یکی کمکم کنه..


حس بد همیش ... کمک کمک کمک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اگه یکبار دیگه به دنیا میومدم....:)  

من هر چند وقت یک بار میشینم فک میکنم اگه بازم بتونم به دنیا بیام چه کارایی میتونم م....چه کارایی که دوست داشتم و انجام ندادم و میتونم انجام بدم...چیارو دوست داشتم بشم و نتونستم بشم... اولا من دوست داشتم یه ویولونیست حرفه ای بشم و هی ازم تو کنسرتای ناااااب و توپ دعوت کنن هی دلم غنج بره متاسفاته از امسال تا دوسال دیگه همه فعالیتای اینچنینی برای من لغو شده راستش اولین چیزی که تو الویته رشته مورد علاقمه که باید بهش برسم انشالله دوس داشتم یه عکاس خووو


اگه یکبار دیگه به دنیا میومدم....:)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جمع و تفریق  

ب و تشکر از این که تمرینات را با بچه ها انجام می دهید. در مورد سوالی که فرموده بودید در مورد جمع و تفریق توضیحاتی را می دهم. عمل جمع را از طریق انتقال که بچه ها کاملا یاد دارند انجام می دهن ی تفریق انتقالی نیست.فقط از طریق شکل باید پیداکنند که چندتا بوده چندتا از رویش برداشته شده و چند تا باقی مانده.یعنی مثلا 6 تا گل داشتیم سه تا خشک شدند که باید از گل ها خط بزند .حالا چند تا باقی می ماند.تعدادی که خط نخورده جواب است. باتشکر


جمع و تفریق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خواننده اونور آبی هم پاش به تاییدیه ها و تکذیبیه های انتخاباتی باز شد  

حسن در صفحه اجتماعی خود اعلام کرد اینستاگرامش شده است. روز گذشته پستی در صفحه او منتشر شد که حمایت او از رنگ انتخاباتی یکی از نامزدهای انتخابات را نشان می داد. لینک خبر


خواننده اونور آبی هم پاش به تاییدیه ها و تکذیبیه های انتخاباتی باز شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شال  

دیروز میرفتم با به قول تو سوز اور بیرون ...اهنگ شال و شنیدم خیلی حالم بد شد ...جلوش گریه ... و اینقد حالم بد شد که اوردم خونه...فرقی نمیکنه من ازدواج کنم چندتا بچه داشتم یا تو ازدواج کنی و بچه داشته باشی این حقیقت که تو عشق منی هرگز عوض نمیشه....شال


شال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چرا پاک  

یکی از دوستان گفت چرا مینویسی که پاک کنی، چون نیاز دارم تو اون لحظه خالی بشم و با ی حرف بزنم، ولی بعدترکه برمیگردم میبینم نوشتم پر از یاسه و دلسردی میاره پس حذفش میکنم تا فضا سرد نشه.بهمین دلیل چندتا پست قبلی حذف شد و مرسی از نظ رانرژیتون دوست جدیدم خانم یا اقای کوریون عزیز


چرا پاک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

۱_ روز شلوغی بود.از صبح در حال بدو بدو. nbsp یه سر رفتیم خونه مامانم اینا ببینیم دنیا دست کیه. بعد سعید رفت تو صف نونوایی، منم رفتم دوتا مانتوهام رو بدم خشکشویی. بعدشم رفتیم انبار سعید کار داشت.خونه که رسیدیم هم افتادیم به جون بالکن. من معمولا به حیاط کاری ندارم چون از نظر من محدوده ی طبقه پایین هست و تمیز ... ش به من ربطی نداره و از قضا ۸۰ درصد مواقع ش ... ه و کثیف هم هست الحمدالله. ولی خب راه پله ها و بالکن رو مرتب جارو می زنم و تمیز می کنم. دوست ندارم و


منبع :
درخواست حذف این مطلب

به بهانه هفته کتاب  

هفته کتاب با تمام حواشی و تصمیمات ... تی و فعالیت­های خوب مردمی به پایان رسید، اما در این بین، چقدر اتفاقات خوب افتاده، بعدها در سطح شهر و بین فرهیختگان جامعه مشهود می­شود. در این هفته، زمانی که مشغول عبور از خیابان بودم، با یکی از معلمین شهر برخورد ... و در حالی که یک برگه کاغذ کوچک جلوی من گرفته بود گفت حاج­ آقا هفته کتابه، اسم بهترین کت ... که خوندی روی این برگه بنویس و به اون تابلو بچسبون، همین، و با دست به تابلوی گوشه خیابون اشاره کرد؛ منم برگ


به بهانه هفته کتاب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سفر به کربلا/قسمت دوم  

پس از دو شب اقامت در کربلا حدود ساعت پنج عصر روز 95 8 21 به همراه دوستم آقای قربانی و همسرامون با یک مینی بوس به اتفاق چندتا زائر دیگه راهی کاظمین شدیم. ادامه مطلب


سفر به کربلا/قسمت دوم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قاب ع  

از اونور ابر غمت خورشیدو بیرون می کشمتو دفتر خالی دل عشق یه مجنون می کشمگم می کنم دلم رو باز تو ظلمت زلفای تونگاه من اسیر میشه تو زندون چشمای توبغض غم نبود تو چشامو گریون می کنهحسرت با تو بودنم دلم رو پرخون می کنهحرف زدن با ع تو از صبح تا شب کار منه چه خسته است نگاه تو انگار می خواد حرف بزنهتو تنهایی توی یه قاب من با چشات حرف می زنمحرفی بزن چیزی بگو درد دلت رو میشنومچی میشه این یه قاب ع توی شب زلفای تویه جا برام باز می کرد پیش غم چشمای تومن بودم و


قاب ع
منبع :
درخواست حذف این مطلب

منو امتحانو و بیزاری از دوستان  

به نام خدا سلام... امشب از 4تا6خو دم ....و با وجود حال بدم رفتم چند اتاق اونور تر و دوستامواز خواب بیدار چون گفته بودن میخوان درس بخونن....میگما هیچ وقت در حق دوستان لطف نکنین ....چون فکر میکنن وظیفه شماست ک مدام از حق خودتون و از وقت خودتون و از جان خودتون واز علاقه خودتون بزنید و به اونا کمک کنین ..... قیافه من وقتی ک دوستان بازم یه کار دیگه گردن من میندازن و در ا نمک نشناسی میکنن


منو امتحانو و بیزاری از دوستان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

درخواست کمک  

من چند روزی هست که اومدم تهران و مدام در حال اینور اونور رفتن دنبال انجام دادن یه سری کار بودم. دیروز عصر هم رفتم تئاتر و بعدش هم خودم رو به یه بلال داغ مهمون . امروز هم با اون دوستم که داره میره قرار داشتم و خداحافظی کردیم. راستش از لحاظ روحی بهتر که نشدم هیچ، داغون تر هم شدم و الان هم تنهایی تو آزمایشگاه نشستم و اشکهام هم سرازیر هستن.برای بهتر شدن حالم چه پیشنهادی دارید؟


درخواست کمک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قدرت سنسور بویایی  

کلا در طی دو هفته گذشته 4 روز رفتم سر کار ... میم میم. توی این چهار روز چهارتا جلسه دو ساعته رفتیم. هی تف داده منم هی لبخند های زورکی تحویل دادم با چندتا گزارش کار. محو گزارشها میشه و هی تعریف می کنه اما چیزی که عیانه برام اینه که بوی بد میاد از تعریفاش. باید جمع کنم برم یکی رو پیدا کنم که قبل استارت از خودش پرسیده باشه چرا ؟


قدرت سنسور بویایی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چندتا از نقاشیام...  

مدت ها بود که توی فکرش بودم که ع چندتا از نقاشیامو بذارم. طبیعتاً تعدادشون خیلی زیاده. یه جورایی هم طی این مدت تغییرات محسوسی توی کارام ایجاد شده. تصمیم گرفتم ع چهارتا از کارامو بذارم که دوتاشون مربوط به دوره های اول کارمه و دوتای دیگه شون متا تر هستن. پ.ن متاسفانه نور ع ا اصلاً خوب نیست. به بزرگواری خودتون ببخشید.


چندتا از نقاشیام...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یومیه 29  

چند مدتی ننوشتم برنامه ها با بی نظمی مواجه بود چندتا کار با هم برداشتم این چنین شدش البته بماند یخوده حساسیتم گل کرده و اذیت میکنه ولی رفع بشه ایشالا دیگه هم هی یادمیکم ایام گذشتمو قصد فراموشی هم حتی سراغ من نیومده و فکر و خاطرات میزنه سرم. حوصلمم کمه یعنی در همین حد تا بیاد بیاد زود زود بنویسم


یومیه 29
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دو راهی  

یکی از سخت ترین دو راهی ها دو راهی بین اخلاق و منفعته اصلا کاریش نمیتونی ... ی اخلاق که خوب مهمه ولی رفاه چی پس؟ یک دیالوگ ... ددپول داشت که می گفت چندتا تصمیم هستن که مشخص میکنن کی هستی و ازت قهرمان می سازن منم سعی میکنم انتخاب های بعدیم حواسم باشه ... \#فرصاد


دو راهی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

والا قربون همون قیمه و قرمه سبزی!d:  

این روزا یه سری دستور آشپزی اینور اونور می بینم که اصلا انگار جای اینکه ببینن طعم چه مواد غذایی به هم میخوره،میگردن دنبال موادی که هیچ سنخیتی با هم ندارن آ ین مورد درخشانی که در این زمینه تو رو مه ای که پدر جان ابتیاع فرموده بودن،دیدم سوپ لبو و تخم مرغ بود |


والا قربون همون قیمه و قرمه سبزی!d:
منبع :
درخواست حذف این مطلب

۴آبان۹۵  

امروزم که ۸ بیدار شدم ویه صبحانه مفصل خوردم و اومدم و طبق هر روز صبح یه سر تو سایت سازمان سنجش زدم و چندتا مطلب آشپزی خوندم و اومدم نت ... الانم میخوام دیگه درس بخونم چون کار دیگه ای ندارم ... خداکنه دیگه امروز بهونه ی دیگه ای برام جور نشه واسه درس نخوندنم


۴آبان۹۵
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یری به کارگاه زیلو  

با مجتبی رفتیم شرکت زیلوبافان میبد.همین دیروز شنبه. چندتا سوال داشت مجتبی پرسید و قبلش هم یه گشتی تو شرکت و کارگاه زدیم. می ارزید. با یک کتاب درباره زیلو آشنا شدیم از خانم آقایی. چندتا ع هم گرفتیم اومدیم در. از قضا آقای جعفر شفاعی معاون تربیتی آموزش و پرورش میبد هم رسید. بازار فروش و معرفی زیلوی میبد به کشور و دنیا از راه های پیش روی رونق زیلوی میبد است. استفاده از رنگ طبیعی در زیلو هم مطرح شد.


یری به کارگاه زیلو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سری به کارگاه زیلو  

با مجتبی رفتیم شرکت زیلوبافان میبد.همین دیروز شنبه. چندتا سوال داشت مجتبی پرسید و قبلش هم یه گشتی تو شرکت و کارگاه زدیم. می ارزید. با یک کتاب درباره زیلو آشنا شدیم از خانم آقایی. چندتا ع هم گرفتیم اومدیم در. از قضا آقای جعفر شفاعی معاون تربیتی آموزش و پرورش میبد هم رسید. بازار فروش و معرفی زیلوی میبد به کشور و دنیا از راه های پیش روی رونق زیلوی میبد است. استفاده از رنگ طبیعی در زیلو هم مطرح شد.


سری به کارگاه زیلو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یومیه 33  

اندر احوال خودمم که پرسشنامه های حسینیان رو دست مونده، نمیدونم نسبت به پرسشگری چرا اینقد اینطور سرد و ل شدم چندتا کار باهم پیش میبرم و البته ا اشه تا که سریع درسای ترممو جمع کنم، برای ترم بعدی زبان دارم آماده میشم و یکشنبه هم بلیط مشهد گرفتم تا برسم به عقدی رامین و سری هم به خانواده بزنم.


یومیه 33
منبع :
درخواست حذف این مطلب

١٠ داد ٩٦  

واقعاً ترجیح می دم پسری به من احساس و عاطفه نداشته باشه. می خوام یه زندگی بدون حس بد اری رو داشته باشم... نه این که هر ساعت عین این آدمایی که چکشون برگشت خورده تنم بلرزه از این که هر لحظه ممکنه در خونمو بزنن.حالم بهم می خوره از ی که همه ی رفیقاش بهش به شوخی پایین تنه می دن و هیچ ناراحت نمی شه و غش غش می خنده ولی منِ بدبخت که یه ذره اینور اونور حرف بزنم چون که محبوبشم بهش برمی خوره و یک ماه می ره تو قیافه. پ.ن پست رو اصلاح چون حس درست نیست به اون ی که حت


١٠ داد ٩٦
منبع :
درخواست حذف این مطلب
    
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.358 seconds
RSS