مثل یک کابوس بود یک کابوس شبانه درست در عمیق ترین نقطه ی خواب .. آنقدر خواب عمیقی بود که سرمان را ب د ، اشک ریختیم و درد کشیدیم اما از خواب نپریدیم .. انگار دنباله ی همان خوابِ کابوس وار،حالا واقعیت مان را شکل داده .. واقعیتی که نمی خواهیم باور کنیم .. نمی خواهیم باور کنیم که فرهاد قصه ی ما،تمام کوه را تراشید اما باز هم فرجام نرسیدن بود .. گویا وقتی نوبت به ورزش و المپیک و اینجور کوفت و زهرمار ها می رسد؛ ما ایرانی ها را به چشم یتیمی مینگرند .. انگار ک


behdadsalimi#
منبع :
درخواست حذف این مطلب