علم حصولی و علم حضوری

پس آگاهی همان «حضور» شی ء خارجی در ذهن انسان است که ملاصدرا آن را شرط ادراک و علم می داند. این «آگاهی » و «حضور» و «کاشفیت »، تنها ضامن صدق و واقعیت داشتن هر ادراک است و می تواند فرق ادراک واقعی با ادراکات کاذب بیماران روانی باشد. این توجه و آگاهی نفس همان است که ملاصدرا به آن «علم حضوری » نفس بقوای خود و بصور منطبعه در آن قوا می گوید و نظریه ملاصدرا درباره شناخت بر آن بنا شده است .

علم و ادراک در فلسفه ی به دو دسته مستقل تقسیم می شود: علم حصولی و علم حضوری . علم حصولی ، علمی است که با واسطه (بواسطه حواس پنجگانه ) و با سیر مراحل ذهنی بدست می آید. این علم اگرچه ماهیت اشیاء را به ما منتقل می کند ولی خواص وجودی (مثلاً حرارت و رطوبت و...) آنها را نمی تواند دارا باشد و بتعبیری دیگر علم حصولی ، علمی بی اثر است .

علم حضوری علمی است که مستقیم و بیواسطه به «من » باطنی می رسد و بتعبیر دیگر ادراکی «شهودی » است . این علم و ادراک ، برخلاف علم حصولی ، همراه با آثار وجودی و خارجی است ، و نفس انسان با اتحاد با عین خارجی به درون آن می رود و از عمق وجود آن آگاه می شود. علم حضوری انسان به چند گونه ظاهر می گردد: اول ـ ادراک بخود. علم انسان بخود، شهودی و با علم حضوری است حتی اگر حواس پنجگانه انسان از کار افتاده باشد باز انسان می تواند ذات خود را ادراک کند و این منافاتی ندارد که گاهی دیگر خود را با علم حصولی (مثلاً با دیدن یا لمس و مانند آن بشناسد).

دوم ـ انسان همه قوای باطنی ، ادراکات ، انگیزه ها، امیال و عواطف و افکار و اعمال و احکام ذهنی خود را با علم حضوری درک می کند. سوّم ـ ادراک تمام دریافتها و انعکاساتی که در حواس پنجگانه ـ که خبرگزاران انسان هستند ـ پدید می آید نیز با علم حضوری است و درک و تحلیل آنها تماماً در ذهن و با علم حضوری نفس است . چهارم ـ روشهای غیر عادی ادراک و ب علم ، که از راه شهود حاصل می شود مانند ادراکاتی که بدنبال ریاضت بدست می آید یا در حال خواب و یا در رؤیا نیز مصداق کامل علم حضوری می باشند. علم حضوری در فلسفه ملاصدرا مهمترین نقش را در ادراکات او دارد.