چند وقت پیش در وب سایت «تاریاد» که متعلق به کمال بهرنگ، یکی از دوستان متممی است، چنین جملات زیبایی را درباره نقطه و اهمیت آن خواندم:

واقعیت این است که ما به بعضی چیزها، آنقدر عادت می گیریم که انگار اصلاً وجود ندارند.

از همین رو است که وجود نقطه ها را نادیده می گیریم.

در حالی که نقطه ها نه تنها وجود دارند؛

بلکه حرکت می کنند؛

بالا و پایین می پرند

و کم و زیاد می شوند.

و در یک کلام می شود گفت

نقطه ها زنده هستند و چشم و چراغ کلمه هستند

و بدون نقطه، کلمه های خیلی کمی قادر به زندگی هستند!

مثال معروفی هم درباره اهمیت نقطه وجود دارد که می گوید بدون نقطه نمی توان بین سه کلمه سیر، شیر و شتر تمایزی قایل شد.

من هم با نقطه، خاطراتی دارم. نام خانوادگی من «خباری» است. ولی بارها و بارها شده که دیگران به اشتباه، نقطه ای را بر سر حرف «ر» می گذارند و می شود: «خبازی». گاهی هم نقطه ها را به سلیقه خودشان بالا و پایین می کنند و می شود: «جباری» و یا حتی «جناری» (یک بار لوح تقدیری دقیقا با همین نام خانوادگی دریافت !).

البته تا به حال به تغییرات نقطه ای نام خانوادگی ام حساس نبوده ام و در کل برای من چیز کاملا عادی شده است. ولی نمی دانم چرا تا این اندازه به وجود و یا عدم وجود نقطه ها بی اهمیت شده ایم و نقطه ها را یا کلا نمی بینم و حذف شان می کنیم و یا آنهایی که اصلا وجود ندارند را می بینیم و می خوانیم و می نویسم.