کلمه ها پر در اورده اند. کلمه ها به دهان نرسیده، از مغز پرواز می کنند و می روند می چسبند به شیشه ی پنجره. و نگاه میکنند به جاده ای که هیچ رد پای آشنایی نیست. کلمه ها تب می کنند و لال می شوند. کلمه ها را انتظارِ هر روزه از پا در می آورد. کلمه ها خود کشی می کنند و می میرند.